🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
نام تو مرا سفید پوشیده بود
در باز شد
برف میآمد
در سیبههای هوش
زیر چراغ کهنهای که فکر زوال بود
گویی
آوازهای فراموش شدهیِ پریان
زمزمه میشد
گرد هوای هول
سوار بر پچاپچ باد و یخ
سایهای
بر پوست نازک من گذر میکرد
که کیستی تو؟! کیستی؟
پی صدا گشتم
نیافتم که ناهنگام
بر خط لبانم
ترانهی گم شده قلبی را یافت و
بدل به زهرخندیام کرد
که چیستی تو؟! چیستی؟
مجال گریختن نبود
گفتی منم
روبروی خودم
تکهی رنگپریدهای از شب
که میجنبد
که دیرزمانی گمان میکردم
گربهی کاهلی است
که به یکباره قی کشید و پرگشود و نشست
بر شاخهی چناری پیر
در آن دم که ناگهان همه چیز به سفیدی رخ تو شد
دانستم که شب، معشوقهی منتظر باد است
ترسیدم از پرهیب دری که اینچنین
به گذشته باز میگردید
تا در گشوده بسته شد به سیبههای هوش
آوخ چه سود!
که در زمهریر درون
برفی سخت، باریدن گرفته بود.
▫️ نقاشی: خواب خرد هیولا می آفریند اثر فرانسیسکو گویا
▫️ معنی واژه سیبه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
نام تو مرا سفید پوشیده بود
در باز شد
برف میآمد
در سیبههای هوش
زیر چراغ کهنهای که فکر زوال بود
گویی
آوازهای فراموش شدهیِ پریان
زمزمه میشد
گرد هوای هول
سوار بر پچاپچ باد و یخ
سایهای
بر پوست نازک من گذر میکرد
که کیستی تو؟! کیستی؟
پی صدا گشتم
نیافتم که ناهنگام
بر خط لبانم
ترانهی گم شده قلبی را یافت و
بدل به زهرخندیام کرد
که چیستی تو؟! چیستی؟
مجال گریختن نبود
گفتی منم
روبروی خودم
تکهی رنگپریدهای از شب
که میجنبد
که دیرزمانی گمان میکردم
گربهی کاهلی است
که به یکباره قی کشید و پرگشود و نشست
بر شاخهی چناری پیر
در آن دم که ناگهان همه چیز به سفیدی رخ تو شد
دانستم که شب، معشوقهی منتظر باد است
ترسیدم از پرهیب دری که اینچنین
به گذشته باز میگردید
تا در گشوده بسته شد به سیبههای هوش
آوخ چه سود!
که در زمهریر درون
برفی سخت، باریدن گرفته بود.
▫️ نقاشی: خواب خرد هیولا می آفریند اثر فرانسیسکو گویا
▫️ معنی واژه سیبه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ششعر_جهان
دیوارهای شهر به من گفتند
یا تو را فراموش کنم و یا بمیرم
عشق ما را جز عشق آرام نمیبخشد
پس این دل را سکوت اولیتر است
آسمان، در تبعیدگاه من
در شهرم، میبارد
و ز تو نه خبر تازهای دارم نه نامهای
هدیهی من برای تو
که شعلهی آتش کوچک منی
دو بوسه است
پس به رغم زندانهای زمین
دستت را به سوی من دراز کن
دو دستت را
چرا که من غمگینم
و آسمان در دل و در شهر میبارد
▫️ شعری از عبدالوهاب بیاتی
▫️ برگردان به پارسی: محبوبه افشاری
#عکس: جک دیوسن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ششعر_جهان
دیوارهای شهر به من گفتند
یا تو را فراموش کنم و یا بمیرم
عشق ما را جز عشق آرام نمیبخشد
پس این دل را سکوت اولیتر است
آسمان، در تبعیدگاه من
در شهرم، میبارد
و ز تو نه خبر تازهای دارم نه نامهای
هدیهی من برای تو
که شعلهی آتش کوچک منی
دو بوسه است
پس به رغم زندانهای زمین
دستت را به سوی من دراز کن
دو دستت را
چرا که من غمگینم
و آسمان در دل و در شهر میبارد
▫️ شعری از عبدالوهاب بیاتی
▫️ برگردان به پارسی: محبوبه افشاری
#عکس: جک دیوسن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
تاب بنفشه میدهد طرّهٔ مشکسای تو
پردهٔ غنچه میدرد خندهٔ دلگشای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالَمی میکشم از برای تو
مِهرِ رُخت سرشتِ من خاکِ درت بهشتِ من
عشقِ تو سرنبشتِ من راحت من رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پُر هوس شود خاک در سرای تو
شاهنشین چشم من تکیهگه خیال توست
جای دعاست شاه من بیتو مباد جای تو
#حافظ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
تاب بنفشه میدهد طرّهٔ مشکسای تو
پردهٔ غنچه میدرد خندهٔ دلگشای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالَمی میکشم از برای تو
مِهرِ رُخت سرشتِ من خاکِ درت بهشتِ من
عشقِ تو سرنبشتِ من راحت من رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پُر هوس شود خاک در سرای تو
شاهنشین چشم من تکیهگه خیال توست
جای دعاست شاه من بیتو مباد جای تو
#حافظ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
«هر چه در فهمِ تو آید، آن بُوَد مفهوم تو»
۲۵ فروردین، بزرگداشت #عطار_نیشابوری، شاعر نامدار ادب پارسی #عطار درسال ۶۱۸ هجری به دست سربازان مغول کشته شد و تمام آثارش سوزانده شد، آثاری که از وی بر جا مانده، تنها آثاری است که قبل از حمله مغول، به سایر شهرها برده شده بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
«هر چه در فهمِ تو آید، آن بُوَد مفهوم تو»
۲۵ فروردین، بزرگداشت #عطار_نیشابوری، شاعر نامدار ادب پارسی #عطار درسال ۶۱۸ هجری به دست سربازان مغول کشته شد و تمام آثارش سوزانده شد، آثاری که از وی بر جا مانده، تنها آثاری است که قبل از حمله مغول، به سایر شهرها برده شده بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
هرزنی شبیه یک گل است
که هروقت بهش میگویی دوستت دارم
بوی عشق همه جا می پیچید
#Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
هرزنی شبیه یک گل است
که هروقت بهش میگویی دوستت دارم
بوی عشق همه جا می پیچید
#Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
The Flagellation of Christ"
1444 g.
Piero della Francesca
National Gallery of the Marches,
Castle of the Dukes of Urbino.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
The Flagellation of Christ"
1444 g.
Piero della Francesca
National Gallery of the Marches,
Castle of the Dukes of Urbino.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_نقاشی
❐ ایتالیا ، اواسط قرن پانزدهم - زمانهایی که امروزه رنسانس اولیه نامیده میشود. هنرهای زیبا تازه در حال انحراف از قواعد قرون وسطی است: هنرمندان سعی می کنند تکنیک های معمول خود را با عناصری از آثار کلاسیک قدیم ترکیب کرده و نتیجه ای کاملاً جدید به دست آورند. آنها ریاضیات ، آناتومی و اصول چشم انداز را مطالعه می کنند ، که به آنها امکان می دهد واقع بینانه ترین تصاویر ممکن را ایجاد کنند. از جمله مبتکران می توان به پیرو دلا فرانچسکا اشاره کرد ، نقاشی که هرگز از تشنگی به دانش رها نشده است ، هنرمند نقاشی معروف "تظاهرات مسیح".
این بوم ، قبل از هر چیز ، به دلیل ترکیب غیر معمول خود ، نزدیک به یک دیپتیک ، توجه ها را به خود جلب می کند. از نظر بصری ، نقاشی پیرو دلا فرانچسکا "تازیانه مسیح" شامل دو قسمت است که در نگاه اول به یکدیگر متصل نیستند: صحنه تازیانه در سمت چپ بوم به تصویر کشیده شده است ، در حالی که در سمت راست بیننده می بیند گروهی سه نفره با آرامش بین خود صحبت می کنند. این ترکیب بی رحمی و زندگی روزمره ، طرح را دراماتیک می کند و باعث می شود نگاه تازه ای به اتفاقات بیاندازید.
هنرمند برای جداسازی بصری قسمتی از قسمت دیگر ، از تکنیک دید خطی استفاده می کند و مسیح و جلادانش را در اعماق رواق قرار می دهد. تناوب موزون خطوط عمودی و افقی که کف ، سقف و ستون ها را تشکیل می دهند ، نوعی چارچوب در اطراف این گروه ایجاد می کند که در خارج از آن تثلیث قرار دارد و به وضوح به آنچه در پشت آنها اتفاق می افتد توجه نمی کنند. از بین تمام چهره های به تصویر کشیده شده بر روی بوم ، تنها یکی در حال حرکت است - این جلاد است که تازیانه را تکان داد.
مانند بسیاری از آثار دیگر که قدمت چندین قرن دارند ، "تظاهرات مسیح" پیرو دلا فرانچسکا مملو از اسرار زیادی است ، که منتقدان هنری در سراسر جهان هنوز در حال مبارزه با آنها هستند. چرا هنرمند چنین ساختار ترکیبی را انتخاب کرد؟ این سه نفر در پیش زمینه درست چه کسانی هستند؟ آیا شخصیتی که بر تخت نشسته است شاهد تازیانه ای است که پونتیوس پیلاتس را نشان می دهد ، یا شخص دیگری است؟ امروز چندین پاسخ برای این سوالات وجود دارد.
در توصیف سنتی نقاشی پیرو دلا فرانچسکا "تظاهرات مسیح" آمده است: سه مرد سمت راست دوک دا مونتفلترو هستند که در کنار آنها دو مشاور او هستند. به دلیل اقدامات نادرست مشاوران ، مردم شهر از حکومت دوک ناراضی بودند ، که منجر به ظهور توطئه علیه وی و ترور متعاقب آن شد. به گفته منتقدان هنر ، خود دوک در نقش یک قربانی بی گناه ارائه می شود ، نه تنها توسط "همسایگی" او با صحنه یکی از مصائب مسیح ، بلکه از ظاهر او نیز نشان داده می شود: پاهای برهنه ، روپوش ساده ، تاج گل بر سر او.
نسخه دیگر ادعا می کند که دو همراه دوک مشاور نیستند ، بلکه قاتلان او هستند. در مورد شخص بر تخت پادشاهی ، که اغلب او را پونتیوس پیلاتوس می دانند ، و مسیح را به مجازات محکوم کرد ، نظرات نیز در اینجا تقسیم شده است. در قالب یک شخص نشسته ، هنرمند می تواند هم وکیل یهودا و هم جان هشتم پالئولوگوس (امپراتور بیزانس) را به تصویر بکشد.
امروزه نقاشی پیرو دلا فرانچسکا "تظاهرات مسیح" در گالری ملی مارچه (اوربینو ، ایتالیا) به نمایش گذاشته شده است و یکی از جواهرات نمایشگاه است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_نقاشی
❐ ایتالیا ، اواسط قرن پانزدهم - زمانهایی که امروزه رنسانس اولیه نامیده میشود. هنرهای زیبا تازه در حال انحراف از قواعد قرون وسطی است: هنرمندان سعی می کنند تکنیک های معمول خود را با عناصری از آثار کلاسیک قدیم ترکیب کرده و نتیجه ای کاملاً جدید به دست آورند. آنها ریاضیات ، آناتومی و اصول چشم انداز را مطالعه می کنند ، که به آنها امکان می دهد واقع بینانه ترین تصاویر ممکن را ایجاد کنند. از جمله مبتکران می توان به پیرو دلا فرانچسکا اشاره کرد ، نقاشی که هرگز از تشنگی به دانش رها نشده است ، هنرمند نقاشی معروف "تظاهرات مسیح".
این بوم ، قبل از هر چیز ، به دلیل ترکیب غیر معمول خود ، نزدیک به یک دیپتیک ، توجه ها را به خود جلب می کند. از نظر بصری ، نقاشی پیرو دلا فرانچسکا "تازیانه مسیح" شامل دو قسمت است که در نگاه اول به یکدیگر متصل نیستند: صحنه تازیانه در سمت چپ بوم به تصویر کشیده شده است ، در حالی که در سمت راست بیننده می بیند گروهی سه نفره با آرامش بین خود صحبت می کنند. این ترکیب بی رحمی و زندگی روزمره ، طرح را دراماتیک می کند و باعث می شود نگاه تازه ای به اتفاقات بیاندازید.
هنرمند برای جداسازی بصری قسمتی از قسمت دیگر ، از تکنیک دید خطی استفاده می کند و مسیح و جلادانش را در اعماق رواق قرار می دهد. تناوب موزون خطوط عمودی و افقی که کف ، سقف و ستون ها را تشکیل می دهند ، نوعی چارچوب در اطراف این گروه ایجاد می کند که در خارج از آن تثلیث قرار دارد و به وضوح به آنچه در پشت آنها اتفاق می افتد توجه نمی کنند. از بین تمام چهره های به تصویر کشیده شده بر روی بوم ، تنها یکی در حال حرکت است - این جلاد است که تازیانه را تکان داد.
مانند بسیاری از آثار دیگر که قدمت چندین قرن دارند ، "تظاهرات مسیح" پیرو دلا فرانچسکا مملو از اسرار زیادی است ، که منتقدان هنری در سراسر جهان هنوز در حال مبارزه با آنها هستند. چرا هنرمند چنین ساختار ترکیبی را انتخاب کرد؟ این سه نفر در پیش زمینه درست چه کسانی هستند؟ آیا شخصیتی که بر تخت نشسته است شاهد تازیانه ای است که پونتیوس پیلاتس را نشان می دهد ، یا شخص دیگری است؟ امروز چندین پاسخ برای این سوالات وجود دارد.
در توصیف سنتی نقاشی پیرو دلا فرانچسکا "تظاهرات مسیح" آمده است: سه مرد سمت راست دوک دا مونتفلترو هستند که در کنار آنها دو مشاور او هستند. به دلیل اقدامات نادرست مشاوران ، مردم شهر از حکومت دوک ناراضی بودند ، که منجر به ظهور توطئه علیه وی و ترور متعاقب آن شد. به گفته منتقدان هنر ، خود دوک در نقش یک قربانی بی گناه ارائه می شود ، نه تنها توسط "همسایگی" او با صحنه یکی از مصائب مسیح ، بلکه از ظاهر او نیز نشان داده می شود: پاهای برهنه ، روپوش ساده ، تاج گل بر سر او.
نسخه دیگر ادعا می کند که دو همراه دوک مشاور نیستند ، بلکه قاتلان او هستند. در مورد شخص بر تخت پادشاهی ، که اغلب او را پونتیوس پیلاتوس می دانند ، و مسیح را به مجازات محکوم کرد ، نظرات نیز در اینجا تقسیم شده است. در قالب یک شخص نشسته ، هنرمند می تواند هم وکیل یهودا و هم جان هشتم پالئولوگوس (امپراتور بیزانس) را به تصویر بکشد.
امروزه نقاشی پیرو دلا فرانچسکا "تظاهرات مسیح" در گالری ملی مارچه (اوربینو ، ایتالیا) به نمایش گذاشته شده است و یکی از جواهرات نمایشگاه است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
Magic circle"
1886 g.
John William Waterhouse
Tate Britain, London.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
Magic circle"
1886 g.
John William Waterhouse
Tate Britain, London.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_نقاشی
❐#دایره_جادویی (۱۸۸۶) توسط واتروهاوس است.
موضوع جادو ، جادوگری و دنیای دیگر یکی از موضوعات غالب در نقاشی واترهاوس به همراه تصاویر زنانه معروف او است. زن و جادو برای او تقریباً یکسان هستند ، هر دو قدرت غیرقابل توصیفی دارند ، هر دو قدرت تصمیم گیری در مورد سرنوشت را دارند. "دایره جادویی" این دو ستون را در بر می گیرد و ظاهر جمعی ، اما در عین حال فردی جادوگر را تشکیل می دهد. و این یکی دیگر از ویژگی های تصویر است - این یک شخصیت ادبی نیست و تصویری برای یک شعر ، نمایشنامه یا رمان نیست.
داخل دایره جادویی واترهاوس:
نقاشی با انگیزه های شرقی آغشته شده است - این یکی از سرگرمی های اولیه واترهاوس است. در مرکز ترکیب تصویری کامل از زنی در نزدیکی دیگ جوش معجون قرار دارد. ظاهراً او جادوگر ، پیامبر یا کشیش است. یک زن با یک عصای نازک یک حلقه جادویی را روی ماسه می کشد ، در حالی که این کار را به راحتی انجام می دهد ، گویی عصا به تنهایی حرکت می کند و خط دست را ادامه می دهد. جادوگر در دست چپ خود یک داس دارد ، که مانند یک حلقه جادویی و یک دیگ طلایی درخشان ، یک دایره را تشکیل می دهد و ریتم خاصی به ترکیب می بخشد. در شرق باستان ، داس نماد جدایی ناپذیر قدرت سلطنتی بود و در دوران باستان نشان دهنده جدایی جهان زنده و مرده بود. این جادوگر را به عنوان حاکم نه تنها جهان واقعی ، بلکه ماوراءالطبیعه نیز توصیف می کند. خطوط گرد با دود عمودی شدید و تقریباً بی حرکت از دیگ بخار متضاد است.
بیننده به سختی می تواند چهره زن را تشخیص دهد: به سمت ستون در حال افزایش بخار چرخانده شده است. لباس مناسب نرمی و لطافت را به زنان زن اضافه می کند. موهای مشکی به سمت مدل موهای کثیف کشیده می شوند که به طور مبهمی شبیه تصاویر ماترون های رومی است. تصور با مشخصات مشخصی که در گلدان های عتیقه یافت می شود تکمیل می شود. تارهای ذغالی منتشر شده ارتباطی با نحوه حالت دادن موهای خود به زنان در دوران انگلستان قبل از مسیحیت ایجاد می کند. این لباس با دستبندهای طرح الماس و گلدوزی جنگجو در امتداد سجاف تزئین شده است. یک گردنبند سنگین به شکل مار به گردن جادوگر پیچیده شده است - نمادی از خرد و حیله گری. کمر زن توسط یک پارچه پهن پارچه به هم کشیده شده است که در پشت آن می توان از یافتن گلها شگفت زده شد. گلهای سفید نیز در نزدیکی آتش قرار دارند.
دایره جادویی تمرکز جادو و محافظت از نیروهای متخاصم است. تمام انرژی زن در درون او قفل شده است: او خودش ، معجون جادویی اش ، یعنی قدرت و قدرت بر مردم و آینده ، و همچنین گلهایی که نشان دهنده پاکی ، جوانی و زیبایی است.
خارج از دایره:
آنچه در خارج از دایره اتفاق می افتد ، مستلزم توجه ویژه است ، زیرا همچنین دارای معنای نمادین است. در حال حاضر ، آنچه فراتر از خط است ، خصمانه و زائد است. و در پشت آن همه مشهورترین نمادهای شر ، جادو و مرگ قرار دارند: جمجمه ، کلاغ های سیاه و قورباغه ای که در آستانه یک دایره یخ زده است ، اما جرات نمی کند از روی آن بپرد.
واتروهاوس با در نظر گرفتن ترکیب تصویر به این روش ، دایره را مرکز جوهر زن ، تمرکز نیرو و جوانی می کند و بدترین ها را در خارج از آن ، حداقل برای لحظه جادوگری باقی می گذارد.
صخره های بیابانی تک رنگ و صاف با ضربه های مبهم ، خطوط نامشخص و گاهی تیز ساخته شده اند. و به نظر می رسد که چشم انداز اطراف جادوگر نباید جلب توجه کند. کل مرکز ، اعم از ایدئولوژیکی و ترکیبی ، او است. اما اینطور نیست. چیزی در چشم انداز وجود دارد که قابل توجه نیست ، اما باعث ایجاد علاقه می شود ، زیرا قهرمان تصویر روی او به تنهایی تنها نیست. در فاصله ای دور می توانید غاری را ببینید که مردم در آن جمع شده اند و در ورودی آن یک تصویر زن با چراغی در دست دارد. دیدن آن به دلیل شیوه نقاشی امپرسیونیستی تقریبا غیرممکن است. سر او با یک کلاه نوک تیز پوشانده شده است ، اما کاملاً مشخص می شود که او به جادوگر خیره شده است. مردم منتظر نتیجه اقدامات جادویی هستند ، آنها این زن را باور می کنند ، و شاید زندگی آنها به حرفهای او بستگی دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_نقاشی
❐#دایره_جادویی (۱۸۸۶) توسط واتروهاوس است.
موضوع جادو ، جادوگری و دنیای دیگر یکی از موضوعات غالب در نقاشی واترهاوس به همراه تصاویر زنانه معروف او است. زن و جادو برای او تقریباً یکسان هستند ، هر دو قدرت غیرقابل توصیفی دارند ، هر دو قدرت تصمیم گیری در مورد سرنوشت را دارند. "دایره جادویی" این دو ستون را در بر می گیرد و ظاهر جمعی ، اما در عین حال فردی جادوگر را تشکیل می دهد. و این یکی دیگر از ویژگی های تصویر است - این یک شخصیت ادبی نیست و تصویری برای یک شعر ، نمایشنامه یا رمان نیست.
داخل دایره جادویی واترهاوس:
نقاشی با انگیزه های شرقی آغشته شده است - این یکی از سرگرمی های اولیه واترهاوس است. در مرکز ترکیب تصویری کامل از زنی در نزدیکی دیگ جوش معجون قرار دارد. ظاهراً او جادوگر ، پیامبر یا کشیش است. یک زن با یک عصای نازک یک حلقه جادویی را روی ماسه می کشد ، در حالی که این کار را به راحتی انجام می دهد ، گویی عصا به تنهایی حرکت می کند و خط دست را ادامه می دهد. جادوگر در دست چپ خود یک داس دارد ، که مانند یک حلقه جادویی و یک دیگ طلایی درخشان ، یک دایره را تشکیل می دهد و ریتم خاصی به ترکیب می بخشد. در شرق باستان ، داس نماد جدایی ناپذیر قدرت سلطنتی بود و در دوران باستان نشان دهنده جدایی جهان زنده و مرده بود. این جادوگر را به عنوان حاکم نه تنها جهان واقعی ، بلکه ماوراءالطبیعه نیز توصیف می کند. خطوط گرد با دود عمودی شدید و تقریباً بی حرکت از دیگ بخار متضاد است.
بیننده به سختی می تواند چهره زن را تشخیص دهد: به سمت ستون در حال افزایش بخار چرخانده شده است. لباس مناسب نرمی و لطافت را به زنان زن اضافه می کند. موهای مشکی به سمت مدل موهای کثیف کشیده می شوند که به طور مبهمی شبیه تصاویر ماترون های رومی است. تصور با مشخصات مشخصی که در گلدان های عتیقه یافت می شود تکمیل می شود. تارهای ذغالی منتشر شده ارتباطی با نحوه حالت دادن موهای خود به زنان در دوران انگلستان قبل از مسیحیت ایجاد می کند. این لباس با دستبندهای طرح الماس و گلدوزی جنگجو در امتداد سجاف تزئین شده است. یک گردنبند سنگین به شکل مار به گردن جادوگر پیچیده شده است - نمادی از خرد و حیله گری. کمر زن توسط یک پارچه پهن پارچه به هم کشیده شده است که در پشت آن می توان از یافتن گلها شگفت زده شد. گلهای سفید نیز در نزدیکی آتش قرار دارند.
دایره جادویی تمرکز جادو و محافظت از نیروهای متخاصم است. تمام انرژی زن در درون او قفل شده است: او خودش ، معجون جادویی اش ، یعنی قدرت و قدرت بر مردم و آینده ، و همچنین گلهایی که نشان دهنده پاکی ، جوانی و زیبایی است.
خارج از دایره:
آنچه در خارج از دایره اتفاق می افتد ، مستلزم توجه ویژه است ، زیرا همچنین دارای معنای نمادین است. در حال حاضر ، آنچه فراتر از خط است ، خصمانه و زائد است. و در پشت آن همه مشهورترین نمادهای شر ، جادو و مرگ قرار دارند: جمجمه ، کلاغ های سیاه و قورباغه ای که در آستانه یک دایره یخ زده است ، اما جرات نمی کند از روی آن بپرد.
واتروهاوس با در نظر گرفتن ترکیب تصویر به این روش ، دایره را مرکز جوهر زن ، تمرکز نیرو و جوانی می کند و بدترین ها را در خارج از آن ، حداقل برای لحظه جادوگری باقی می گذارد.
صخره های بیابانی تک رنگ و صاف با ضربه های مبهم ، خطوط نامشخص و گاهی تیز ساخته شده اند. و به نظر می رسد که چشم انداز اطراف جادوگر نباید جلب توجه کند. کل مرکز ، اعم از ایدئولوژیکی و ترکیبی ، او است. اما اینطور نیست. چیزی در چشم انداز وجود دارد که قابل توجه نیست ، اما باعث ایجاد علاقه می شود ، زیرا قهرمان تصویر روی او به تنهایی تنها نیست. در فاصله ای دور می توانید غاری را ببینید که مردم در آن جمع شده اند و در ورودی آن یک تصویر زن با چراغی در دست دارد. دیدن آن به دلیل شیوه نقاشی امپرسیونیستی تقریبا غیرممکن است. سر او با یک کلاه نوک تیز پوشانده شده است ، اما کاملاً مشخص می شود که او به جادوگر خیره شده است. مردم منتظر نتیجه اقدامات جادویی هستند ، آنها این زن را باور می کنند ، و شاید زندگی آنها به حرفهای او بستگی دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
A Conversation with Death"
Yudel Pan, 1920s
‹یودل پان یکی از چهره های کلیدی "رنسانس یهودی" است. او معلم مارک شاگال بود و به طور کلی بیش از یک نسل از هنرمندان را آموزش داد. داستان وحشتناک مرگ او هنوز راه حل واقعی ندارد. یودل پان در سن ۸۲ سالگی با تبر در خانه اش به طرز وحشیانه ای کشته شد.›
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
A Conversation with Death"
Yudel Pan, 1920s
‹یودل پان یکی از چهره های کلیدی "رنسانس یهودی" است. او معلم مارک شاگال بود و به طور کلی بیش از یک نسل از هنرمندان را آموزش داد. داستان وحشتناک مرگ او هنوز راه حل واقعی ندارد. یودل پان در سن ۸۲ سالگی با تبر در خانه اش به طرز وحشیانه ای کشته شد.›
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity