🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸


#عکاسی
#عکس_سیاه_وسفید
#زیبا
#خلاقانه
#عالی

#Photography
#Black and white photo
#Beautiful
#Creative
#excellent

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نقاشیها_مربوط_به_پست_پایین_میباشد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕

چرا فکر می‌کنید زیبایی، این ارزشمندترین نعمت روی زمین، مثل سنگی در ساحل افتاده تا هر رهگذر بی‌اعتنایی آن را ببیند و باری‌به‌هرجهت از زمین برش دارد؟
زیبایی چیز شگفت‌انگیز و غریبی‌ست که هنرمند، به بهای شکنجۀ روح خود، آن را از آشوب جهان می‌آفریند. وقتی کار آفرینش آن به پایان رسید هم هر کسی توان درکش را ندارد.
برای شناخت زیبایی باید مخاطرۀ هنرمند را در خود تکرار کرد و به راه او رفت.

کتاب: ماه و شش پنی
نویسنده: سامرست موام


شرح تصویر:

ادوار وویّار «پرترۀ پی‌یر بُنار» را بین سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۵ کشیده؛ اوج سال‌هایی که بُنار با طبع شاعرانۀ منحصربه‌فردش، درخشش پنهان در روزمرگی‌های ملال‌انگیز را بر بوم نقاشی فاش می‌کرد.
اینجا مشخصاً وویّار کشش بی‌اختیار بُنار به سمت تابلوی روشن را در میانۀ اتاق نیمه‌تاریک قاب گرفته. آفتاب از پشت سر بر اندام لاغر او می‌تابد. و سگی کوچک و در سایۀ غلیظ فرورفته تماشایش می‌کند.
هم آفتاب کم‌جان است، هم ظلمت.
و بُنار «نیست با خودش»، در پی روشناییِ رنگ‌ها رفته.


Portrait de Pierre Bonnard~1930-35
Artist: Edouard Vuillard

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

لابلای گلایه هاش از زنی که ترکش کرده بود ، گفت چطوریه که اون هیچوقت یاد من نمیفته؟
دلش تنگ نمیشه؟
یه مسیج نمیده حتا حالم رو بپرسه؟

اشکشو پاک کردم از روی صورت زبر خسته غمگینش ، گفتم فکر میکنه بهت ، میشه مگه؟
صبور باش! اون هم عین تو... دلتنگ میشه...

گفتم ، ولی خودمونیم ، الکی می گفتم!
حال رفیقم بد بود و فقط داشتم آرومش می کردم ؛
به اون اینطوری گفتم و همزمان داشتم به این فکر میکردم که چرا زن ها وقتی میرن ، یادشون نمیاد که یه وقتی بودن؟

فردا میخوام به رفیقم بگم ببین ، اولا که تمومش کن... بعدشم انگار زن ترکت نمی کنه ، تا وقتی که تمومت نکرده باشه برای خودت ؛

برعکس ما مردها که اول ترک می کنیم و بعد سعی می کنیم فراموش کنیم و تو این پروسه فراموش کردن از اول عاشق میشیم و دوباره عشق خسته کننده میشه و دل می بُریم و...
زن ، نه! تا مجبورش نکنی دل بر نمیداره ، ولی اگه برداشت ، قطعیت دردناکی داره تصمیمش ؛
اغلب زن ها - نه همه شون ، نه - مثل ما مردها - بعضی از ما مردها - نیستن که بشینن مثلا عکسهای تلگرام طرف رو زیر و رو کنن ببینن عکس جدید هست؟
حال جدید هست؟
که اگه بود ، نصفه شب بشینن به درد کشیدن...
نه... جای همه این ها به رفیقم میگم حواست باشه زن اگه رفت ، دیگه رفت...
حذفت می کنه ، نه فقط از آغوش و ذهنش ، که از دنیاش...


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

احتمالاً بارها این را در مورد دیگران یا حتی خودتان شنیده‌اید که فلانی با آدم و عالم دعوا دارد، یا درگیر است.

تا حالا شده از دست اشیاء عصبانی شوید، به آنها فحش دهید، یا حتی کتشکشان بزنید؟

مثلاً ماشینی که روشن نمی‌شود. عابربانکی که کار نمی‌کند. کامپیوتری که هنگ می‌کند. گوشی یا نتی که سرعتش پایین است.
چراغ قرمزی که احساس می‌کنید نباید این‌جا باشد یا دیر سبز می‌شود. یا به صف ایستادن درجاهای مختلف.

از آنهایی هستید که فکر می‌کند نفر جلوییِ پمپ بنزین دست‌وپا چلفتی است؟ تا چراغ سبز می‌شود، فرتی بوق می‌زنید؟
غیر خودتان بقیه مثل گاو رانندگی می‌کنند؟
یا از آنها که احساس می‌کنند همه جز خودش بی‌شعورند؟

در دهه‌ی 1970 متخصصان قلب متوجه نکته‌ی عجیبی شدند.
آنها مشاهده کردند که در بین بیمارانشان که ناراحتی قلبی عروقی داشتند، یا دچار حمله و سکته‌ی قلبی شده‌اند، افرادی هستند که هیچ‌کدام از پیش‌زمینه‌های این بیماری‌ها را ندارند.
پیش‌زمینه‌هایی مثل فشار خون بالا،‌ سیگار، الکل، چاقی، چربی خون، دیابت، زمینه‌های ارثی و عوامل دیگری که با بیماری‌های قلب و عروق ارتباط دارند.

به‌تدریج متوجه شدند این افراد سه دسته ویژگی مشترک در احوالات، رفتار و گفتارشان دارند که با سایر بیماران متفاوت است:
پیشرفت خواهیِ مبتنی بر رقابت‌طلبی، حسادت و احساس تنشِ درونی؛
اضطرار و اضطراب زمان؛ خشمِ درونی و پرخاشگریِ بیرونی.

آنها برای شخصیت‌هایی که این سه ویژگی یا دوتای از آنها را به میزان قابل توجهی دارند، اسمی گذاشتند:
تیپ شخصیتیِ الف.

نخست
ویژگی اول پیشرفت‌خواهیِ مبتنی بر رقابت و حسادت است.
همه‌ی ما هم انگیزه‌ی پیشرفت داریم؛ و هم مقداری حسادت و رقابت.
حالا اگر این سه در کسی اوج بگیرد، و بیشترِ احوالات درونی‌اش مبتنی بر سنجش خود و دیگران، مقایسه‌ی خود با دیگران، حرص زدن، و تلاش برای برتری بر دیگران شود، این فرد در درون خودش مدام احساس تنش و فشارِ ناشی از سنجش و رقابت خواهد کرد.
البته این چشم‌وهم‌چشمی، احساس عقب‌ماندگی، رقابت ناسالم و برتری‌طلبی گاهی می‌تواند روح حاکم بر یک اجتماع ناسالم گردد.

دوم
اضطرار زمان، که یکجور احساس فشار روانیِ شدید در درون است
که زمان کوتاه و در حال اتمام است و تو هیچ کاری نکرده‌ای و باید در این زمان کوتاه کارهای بزرگی کنی و بترکانی.
حس افراطیِ اتلاف وقت و عقب‌افتادن داری، از اتلاف وقت متنفری، احساس می‌کنی خیلی از کارهایی که مردم انجام می‌دهند اتلاف وقت است و تو نباید در آنها قاطی شوی
همیشه عجله داری، تلاش می‌کنی چند کار را با باهم پیش ببری (مثلاً خوردن غذا با کتاب خواندن؛ مهمانی/ورزش رفتن با کتاب و هدفن)، از شادی‌ها و دیگر مراسمات دوری می‌کنی، یا از حضور در آنها رنج می‌بری؛ و ... .

خلاصه تبدیل می‌شوی به آدمی که اضطرابِ گذر زمان او را خفه می‌کند.
همه‌ی ما اضطراب گذر زمان داریم و از پیر شدن اذیت می‌شویم
اما در این افراد این حالت طبیعی افراطی می‌شود و نتیجه‌ی آن یک شخصیت وسواسی است که «تایم» مهم‌ترین دغدغه‌ی ذهنش است.
معمولاً هم این افراد به‌خاطر همین افراط به هدفشان نمی‌رسند، پیشرفت مطلوبی نمی‌کنند، و تفاوت چندانی با دیگران در تولید محصول ندارند. تنها چیزی که نصیبشان می‌شود، رنج مداوم سنجش زمان، و احساس فشار سنگین برای کاری کردن است.

سوم
سومی که مهم‌ترین عامل است و ارتباط بیشتری با بیماری‌های قلبی و دیگر بیماری‌ها مانند سردرد، دل‌درد، ، بدخوابی، دیرخوابی و مانند این‌ها دارد، عبارت است از یک احساس خشم درونی که عموماً مبتنی بر احساس ناکامی است؛ که هم باعث خودخوری می‌شود، و هم حمله و پرخاشگری به دیگران.

به عبارت بهتر، فرد مدام در حالت استندبای است؛ یعنی در حالت آماده‌ باش کامل برای جنگ و گریز.
یک فرد تحریک‌پذیر که به هر صدایی فرومی‌ریزد.
حالا این فروریختن یا در قالب درد و رنج درونی است یا آوار شدن روی دیگران و به قول معروف به هر بهانه‌ای آماده است تا با همه دعوا کند

سمپاتیک او مدام فعال است و آدرنالین تولید می‌کند، در بدنش می‌ریزد و فرسوده‌اش می‌کند.

تیپ شخصیتی الف درمان‌پذیر است. با فنون و تمرین‌هایی می‌توان ویژگی‌های بالا را به حد نرمال رساند، تا فرد دارای تیپ شخصیتی الف در فشارهای روانی:

1. فرونریزد، و با جرقه‌ای کوچک آتش نگیرد.
2. به اندازه‌ی افراد بهنجار رنج بکشد؛ نه بیشتر.
3. خویشتن‌دار و خودنظم‌بخش شود.
4. پیشرفت‌طلبی، رقابت‌جویی و پرخاشگری‌اش معتدل گردد.


این پژوهش‌ها و کشفیات آنها را (از جمله میزان مرگ و میر این افراد، واسطه‌های بدنی و هورمونی میان این ویژگی‌ها و بیماری‌های قلبی، و نیز کشف شخصیت د) و فراز و فرودهای آن را در اینترنت ملاحظه کنید.

#_دکتر_محسن_زندی (روان‌شناس)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity