🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#_به_شدت_توصیه_میشه_ببینید.
انتشار برای نخستین بار..
فیلمی تاریخی از کنفرانس خبری محمدرضا شاه پهلوی در سفرش به آمریکا با رسانه های همگانی واشنگتن در کاخ بلر هاوس که محل اقامت پادشاه در واشنگتن بود ، سال ۱۳۵۴ و سه سال قبل از انقلاب...
سئوال در مورد قرار داد های بین المللی ایران و قرار داد بین ایران و شرکت هواپیمایی پان امریکن
سئوال در مورد حضور قدرت های بزرگ در خلیج فارس
سئوال در مورد همکاری ایران با کشورهای ساحلی خلیج فارس
سئوال در مورد ارتباط بهای نفت با کالاهای اساسی
سئوال در مورد نیروگاه های اتمی ایران
سئوال در مورد مذاکرات فلسطین و اسرائیل
سئوال در مورد پایان جنگ کردها ..
سئوال در مورد منع گسترش سلاحهای اتمی
سئوال در مورد روابط عراق و آمریکا
سئوال چرا ایران خود را بیش حد مسلح می کند و جنگنده و هلیکوپتر های مدرن و پیشرفته و سلاح های به روز جهان را می خرد
سئوال در مورد قدرت دفاعی ایران
سئوال در مورد فروش نفت به اسرائیل..
( توصیه می کنیم که این کنفرانس خبری شاه با رسانه های آمریکایی را ببینید)
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_دوم_پهلوى_سوم
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#_به_شدت_توصیه_میشه_ببینید.
انتشار برای نخستین بار..
فیلمی تاریخی از کنفرانس خبری محمدرضا شاه پهلوی در سفرش به آمریکا با رسانه های همگانی واشنگتن در کاخ بلر هاوس که محل اقامت پادشاه در واشنگتن بود ، سال ۱۳۵۴ و سه سال قبل از انقلاب...
سئوال در مورد قرار داد های بین المللی ایران و قرار داد بین ایران و شرکت هواپیمایی پان امریکن
سئوال در مورد حضور قدرت های بزرگ در خلیج فارس
سئوال در مورد همکاری ایران با کشورهای ساحلی خلیج فارس
سئوال در مورد ارتباط بهای نفت با کالاهای اساسی
سئوال در مورد نیروگاه های اتمی ایران
سئوال در مورد مذاکرات فلسطین و اسرائیل
سئوال در مورد پایان جنگ کردها ..
سئوال در مورد منع گسترش سلاحهای اتمی
سئوال در مورد روابط عراق و آمریکا
سئوال چرا ایران خود را بیش حد مسلح می کند و جنگنده و هلیکوپتر های مدرن و پیشرفته و سلاح های به روز جهان را می خرد
سئوال در مورد قدرت دفاعی ایران
سئوال در مورد فروش نفت به اسرائیل..
( توصیه می کنیم که این کنفرانس خبری شاه با رسانه های آمریکایی را ببینید)
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_دوم_پهلوى_سوم
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_حـــــــمـــاقـــــت
پزشکیان در عراق خواهان برچیده شدن مرزهای کشورهای اسلامی مانند تجربه اتحادیه اروپا و همچنین تشکیل اتحادیه مشترک کشورهای اسلامی شد.
آخه آدم احمق مرز بین کشورهای اسلامی مثل اتحادیه اروپا برداشته میشه؟ الان حکومت طالبان مثل آلمان میمونه؟ یا حکومت پاکستان مثل ایتالیا؟ این فکر میکنه خود ایرانم مثل فرانسهست! این افراطی های شیعه و سنی الان باز مثل باغ وحش قفسهاشون کنار همه دارن همو میدرن، بیایم مرز هم باز کنیم
وای چه خوب میشه میتونیم راحت به افغانستان و پاکستان سفر کنیم. واقعا حیف نیست از این همه برکت و نعمت بهره نبریم؟
ایران همین الانش هم مرز نداره: تعداد اتباع مجاز و غیرمجاز در ایران بین ۶ تا ۷ میلیون نفر است
وزیر کشور آلمان دستور کنترل موقت تمامی مرزها را صادر کرد. هدف از این اقدام کاهش ورود نامنظم و غیرقانونی پناهجویان و مقابله با خطر تروریسم مبتنی بر اسلامگرایی افراطی اعلام شده است.
شما حق ایران رو سر مرزهای خزر و کرویدور زنگزو و میدان آرش رو بگیر، ول کردن باقی مرزها پیشکش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_حـــــــمـــاقـــــت
پزشکیان در عراق خواهان برچیده شدن مرزهای کشورهای اسلامی مانند تجربه اتحادیه اروپا و همچنین تشکیل اتحادیه مشترک کشورهای اسلامی شد.
آخه آدم احمق مرز بین کشورهای اسلامی مثل اتحادیه اروپا برداشته میشه؟ الان حکومت طالبان مثل آلمان میمونه؟ یا حکومت پاکستان مثل ایتالیا؟ این فکر میکنه خود ایرانم مثل فرانسهست! این افراطی های شیعه و سنی الان باز مثل باغ وحش قفسهاشون کنار همه دارن همو میدرن، بیایم مرز هم باز کنیم
وای چه خوب میشه میتونیم راحت به افغانستان و پاکستان سفر کنیم. واقعا حیف نیست از این همه برکت و نعمت بهره نبریم؟
ایران همین الانش هم مرز نداره: تعداد اتباع مجاز و غیرمجاز در ایران بین ۶ تا ۷ میلیون نفر است
وزیر کشور آلمان دستور کنترل موقت تمامی مرزها را صادر کرد. هدف از این اقدام کاهش ورود نامنظم و غیرقانونی پناهجویان و مقابله با خطر تروریسم مبتنی بر اسلامگرایی افراطی اعلام شده است.
شما حق ایران رو سر مرزهای خزر و کرویدور زنگزو و میدان آرش رو بگیر، ول کردن باقی مرزها پیشکش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
دقت کردین جمهوری اسلامی، برای هر مناسبتی سمبلی داره...!
روز مرد: حضرت علی
روز زن: حضرت فاطمه
روز پرستار: حضرت زینب
روز جانباز: حضرت ابوالفضل
روز جوان: حضرت علی اکبر
روز دختر: حضرت معصومه
اما هنوز نتونستن برای روز کارگر کسی رو جور کنند!
ظاهرا در کل خاندان اهلالبیت هیچکدام اهل کار کردن نبودند...!!
#نه_به_جهل_و_نادانی
#نه_به_خرافات_و_دروغ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
دقت کردین جمهوری اسلامی، برای هر مناسبتی سمبلی داره...!
روز مرد: حضرت علی
روز زن: حضرت فاطمه
روز پرستار: حضرت زینب
روز جانباز: حضرت ابوالفضل
روز جوان: حضرت علی اکبر
روز دختر: حضرت معصومه
اما هنوز نتونستن برای روز کارگر کسی رو جور کنند!
ظاهرا در کل خاندان اهلالبیت هیچکدام اهل کار کردن نبودند...!!
#نه_به_جهل_و_نادانی
#نه_به_خرافات_و_دروغ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
#_خود_کشی را حتی در ذهنتان هم توجیه نکنید!!!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
#_خود_کشی را حتی در ذهنتان هم توجیه نکنید!!!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
در ژاپن مردمیلیونری برای درد چشمش درماني پیدا نمیکرد
بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت
راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند
وی پس ازبازگشت دستور خرید چندين بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را
و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند
و چشمان او خوب شد.
تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را برای تشکر به منزلش دعوت کرد
زمانیکه راهب به محضر ميليونر میرسد جویای حال وی میشود
مرد میلیونر میگوید:
خوب شدم
ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...
راهب با تعجب گفت اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام
*برای مداوا،تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه ميكرديد !!*
برای درمان دردهايت،
نمیتوانی دنیا را تغییردهی...
بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری
تغییر دنیا کار احمقانه ایست
ولي، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
در ژاپن مردمیلیونری برای درد چشمش درماني پیدا نمیکرد
بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت
راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند
وی پس ازبازگشت دستور خرید چندين بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را
و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند
و چشمان او خوب شد.
تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را برای تشکر به منزلش دعوت کرد
زمانیکه راهب به محضر ميليونر میرسد جویای حال وی میشود
مرد میلیونر میگوید:
خوب شدم
ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...
راهب با تعجب گفت اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام
*برای مداوا،تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه ميكرديد !!*
برای درمان دردهايت،
نمیتوانی دنیا را تغییردهی...
بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری
تغییر دنیا کار احمقانه ایست
ولي، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#حکایت_ضرب_المثل_پند
«اكبر لقا» ملقب به «اكبر جقه»، يكي از خوانندگان پيشكسوت موسيقي اصفهان كه سابقه همكاري با استاداني چون فرامرز پايور و جليل شهناز را نيز در كارنامة خود داشت، دربارة ترانه «زهره» گفته است:«من هيچ وقت نفهميدم راز زهره چيست، ولي هر وقت كه در تنهايي داريوش رفيعي بودم و از او خواستم زهره را براي من بخواند، ميخواند و اشكش سرازير ميشد. چند بار از او پرسيدم اين «زهره» كيست كه اينگونه تو را به زانو درآورده، آن هم تويي كه اين همه خواهان و خاطرخواه داري؟ داريوش فقط نگاهي ميكرد و ميگفت: بگذريم اكبر... و بعد به نقطهاي خيره ميشد...»
اكبر لقا كه 15 مرداد سال 91 بر اثر بيماري سرطان حنجره در منزلش در اصفهان درگذشت، از جمله دوستان صميمي داريوش رفيعي و كارمند شهرداري اصفهان بود كه سال 1370 بازنشست شد و ترانهها و آوازهاي او همزمان با صداي داريوش رفيعي در اوايل دهة 30 از راديو ايران پخش ميشد و به همين دليل به «بلبل اصفهان» شهرت يافته بود و ميگفت:«ما مرديم و نفهميديم «زهره» داريوش رفيعي كي بود؟!»
«صمد پيوند» خوانندة شيرازي كه همزمان با اوج گرفتن شهرت داريوش رفيعي در شيراز در سال 1330 با خواندن ترانهاي به نام «دلم گرفته» از ساختههاي يك آهنگساز محلي به نام ايرج رحيمپور به يك شهرت نسبي محلي رسيده بود، از دوستان و دوستداران داريوش رفيعي در آن سالها بود.
او كه روز دوازدهم ارديبهشت سال 89 در منزل مسكونياش در تقاطع خيابان آزادي ـ بهبودي تهران درگذشت؛ در يكي از مصاحبههايش در دهة 40 ردپايي از «زهره» را به خبرنگار نشريه «تهرانمصور» در آن روزها داده و گفته بود:
«به نظرم ميآيد كه زهره همان دختري است (زني است) كه در شيراز داريوش به او دل باخت، ولي هرگز به او دست نيافت و هر چه هم تلاش كرد، نتوانست در سفرهاي 1330 به بعدش به شيراز، او را ملاقات يا پيدا كند و فقط گويا يكي دو بار با او ملاقات كرده بود و بعد از مدتي از مرگ او خبردار شده است.»
استاد غلامعلي باشوكي، نوازندة چيرهدست و يولنسل نيز از كساني بود كه با روحيات خصوصي داريوش رفيعي آشنا بود و در پاسخ اين سئوال خبرنگار كه از «زهره» چه ميدانيد؟ گفته است:
هيچ چيز نميدانم، زيرا اين سئوالي بود كه هر كس از داريوش رفيعي ميپرسيد، پاسخي نميگرفت و اصولاً بعضي وقتها از اين سئوال كلافه و ناراحت هم ميشد و با عصبانيت ميگفت: «بابا جون، اين اسم يه دختره... اسم يه زنه... اصلاً اسم يه سياره است؛ مگه ما حق نداريم راجع به يك سياره ترانه بخوانيم؟»
و بدين وصف، تا آخرين لحظة زندگي خود حاضر نميشود راز ترانه «زهرة» خود را فاش كند تا آن كه در آخرين دقايقي كه او را از منزلش به سوي بيمارستان هزارتختخوابي منتقل ميكنند، در گوش پروين غفاري كه در واپسين روزهاي بيمارياش در كنارش بود و از او پرستاري ميكرد گفت: اگر بعد از مرگم زني به نام «زهره» سراغم را گرفت، به او بگوييد مرا حلال كند!
پروين غفاري كه در جريان تمام دوستداران و هواداران او و نوع ارتباط آنها با داريوش قرار داشت، اين بار غافلگير ميشود و از او ميپرسد: «زهره» ديگر كيست؟... و داريوش با همان حال زار به او ميگويد، همان كه عشقش مرا به اين روز انداخت!...
پروين غفاري توضيح بيشتري از او ميخواهد، اما گويا درد ناشي از بيماري كزاز به داريوش اجازة حرف زدن نميدهد.
پروين باز هم از او ميخواهد بگويد «زهره» كيست و موضوع چيست؟ اما داريوش رفيعي با ايما و اشاره به او ميفهماند كه او زني است در شيراز كه دوستش ميداشته و به او گفتهاندكه مرده است؛ ولي من باور ندارم او مرده باشد. او زنده است و اگر سراغ مرا گرفت، به او بگوييد تا آخرين لحظة عمرم منتظرت بودم... منتظرت بودم...
و درد بيشتر امان نميدهد كه حرفي در اين باره بزند. بعد از مرگ داريوش رفيعي، خانم پروين غفاري مدت ها منتظر ميماند و به مادر داريوش رفيعي سفارش ميكند كه اگر سر و كله زني به نام زهره پيدا شد، با تلفن منزل او تماس بگيرد.
چهار سال بعد از مرگ داريوش رفيعي، زني به منزل پروين غفاري زنگ ميزند و خود را «زهره» معرفي ميكند و از او ميخواهد بداند كه داريوش براي او چه باقي گذاشته است؟
پروين غفاري به او ميگويد كه در آخرين دقايق زندگياش سفارش كرد به شما بگويم كه تا آخرين لحظة عمرم منتظرت بودم و حلالش كنيد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#حکایت_ضرب_المثل_پند
«اكبر لقا» ملقب به «اكبر جقه»، يكي از خوانندگان پيشكسوت موسيقي اصفهان كه سابقه همكاري با استاداني چون فرامرز پايور و جليل شهناز را نيز در كارنامة خود داشت، دربارة ترانه «زهره» گفته است:«من هيچ وقت نفهميدم راز زهره چيست، ولي هر وقت كه در تنهايي داريوش رفيعي بودم و از او خواستم زهره را براي من بخواند، ميخواند و اشكش سرازير ميشد. چند بار از او پرسيدم اين «زهره» كيست كه اينگونه تو را به زانو درآورده، آن هم تويي كه اين همه خواهان و خاطرخواه داري؟ داريوش فقط نگاهي ميكرد و ميگفت: بگذريم اكبر... و بعد به نقطهاي خيره ميشد...»
اكبر لقا كه 15 مرداد سال 91 بر اثر بيماري سرطان حنجره در منزلش در اصفهان درگذشت، از جمله دوستان صميمي داريوش رفيعي و كارمند شهرداري اصفهان بود كه سال 1370 بازنشست شد و ترانهها و آوازهاي او همزمان با صداي داريوش رفيعي در اوايل دهة 30 از راديو ايران پخش ميشد و به همين دليل به «بلبل اصفهان» شهرت يافته بود و ميگفت:«ما مرديم و نفهميديم «زهره» داريوش رفيعي كي بود؟!»
«صمد پيوند» خوانندة شيرازي كه همزمان با اوج گرفتن شهرت داريوش رفيعي در شيراز در سال 1330 با خواندن ترانهاي به نام «دلم گرفته» از ساختههاي يك آهنگساز محلي به نام ايرج رحيمپور به يك شهرت نسبي محلي رسيده بود، از دوستان و دوستداران داريوش رفيعي در آن سالها بود.
او كه روز دوازدهم ارديبهشت سال 89 در منزل مسكونياش در تقاطع خيابان آزادي ـ بهبودي تهران درگذشت؛ در يكي از مصاحبههايش در دهة 40 ردپايي از «زهره» را به خبرنگار نشريه «تهرانمصور» در آن روزها داده و گفته بود:
«به نظرم ميآيد كه زهره همان دختري است (زني است) كه در شيراز داريوش به او دل باخت، ولي هرگز به او دست نيافت و هر چه هم تلاش كرد، نتوانست در سفرهاي 1330 به بعدش به شيراز، او را ملاقات يا پيدا كند و فقط گويا يكي دو بار با او ملاقات كرده بود و بعد از مدتي از مرگ او خبردار شده است.»
استاد غلامعلي باشوكي، نوازندة چيرهدست و يولنسل نيز از كساني بود كه با روحيات خصوصي داريوش رفيعي آشنا بود و در پاسخ اين سئوال خبرنگار كه از «زهره» چه ميدانيد؟ گفته است:
هيچ چيز نميدانم، زيرا اين سئوالي بود كه هر كس از داريوش رفيعي ميپرسيد، پاسخي نميگرفت و اصولاً بعضي وقتها از اين سئوال كلافه و ناراحت هم ميشد و با عصبانيت ميگفت: «بابا جون، اين اسم يه دختره... اسم يه زنه... اصلاً اسم يه سياره است؛ مگه ما حق نداريم راجع به يك سياره ترانه بخوانيم؟»
و بدين وصف، تا آخرين لحظة زندگي خود حاضر نميشود راز ترانه «زهرة» خود را فاش كند تا آن كه در آخرين دقايقي كه او را از منزلش به سوي بيمارستان هزارتختخوابي منتقل ميكنند، در گوش پروين غفاري كه در واپسين روزهاي بيمارياش در كنارش بود و از او پرستاري ميكرد گفت: اگر بعد از مرگم زني به نام «زهره» سراغم را گرفت، به او بگوييد مرا حلال كند!
پروين غفاري كه در جريان تمام دوستداران و هواداران او و نوع ارتباط آنها با داريوش قرار داشت، اين بار غافلگير ميشود و از او ميپرسد: «زهره» ديگر كيست؟... و داريوش با همان حال زار به او ميگويد، همان كه عشقش مرا به اين روز انداخت!...
پروين غفاري توضيح بيشتري از او ميخواهد، اما گويا درد ناشي از بيماري كزاز به داريوش اجازة حرف زدن نميدهد.
پروين باز هم از او ميخواهد بگويد «زهره» كيست و موضوع چيست؟ اما داريوش رفيعي با ايما و اشاره به او ميفهماند كه او زني است در شيراز كه دوستش ميداشته و به او گفتهاندكه مرده است؛ ولي من باور ندارم او مرده باشد. او زنده است و اگر سراغ مرا گرفت، به او بگوييد تا آخرين لحظة عمرم منتظرت بودم... منتظرت بودم...
و درد بيشتر امان نميدهد كه حرفي در اين باره بزند. بعد از مرگ داريوش رفيعي، خانم پروين غفاري مدت ها منتظر ميماند و به مادر داريوش رفيعي سفارش ميكند كه اگر سر و كله زني به نام زهره پيدا شد، با تلفن منزل او تماس بگيرد.
چهار سال بعد از مرگ داريوش رفيعي، زني به منزل پروين غفاري زنگ ميزند و خود را «زهره» معرفي ميكند و از او ميخواهد بداند كه داريوش براي او چه باقي گذاشته است؟
پروين غفاري به او ميگويد كه در آخرين دقايق زندگياش سفارش كرد به شما بگويم كه تا آخرين لحظة عمرم منتظرت بودم و حلالش كنيد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
کسی که جرئت دست زدن به خار را ندارد،
هرگز نباید آرزوی گل سرخ را داشته باشد!
#آن_برونته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
کسی که جرئت دست زدن به خار را ندارد،
هرگز نباید آرزوی گل سرخ را داشته باشد!
#آن_برونته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
هر صبح بر آن دو زلف مشکین
چون باد صبا گذار داریم
چون حلقه ی زلف خود شماری
ما چشم در آن شمار داریم...
#مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
هر صبح بر آن دو زلف مشکین
چون باد صبا گذار داریم
چون حلقه ی زلف خود شماری
ما چشم در آن شمار داریم...
#مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity