🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# بیست و پنجم مهرماه، سال روز شهادت شاعر لب دوخته، #فرخی_یزدی را گرامی بداریم.

شیخ و شاب و شاه و شاهد،
شحنه و شبرو شدند
متفق بر محوِ آزادی و استقلالِ ما.
میرزا محمد متخلص به فرخی فرزند محمد ابراهیم سمسار یزدی در سال 1267 - 1306 هجری - در یزد دیده به جهان گشود .

پس از گذراندن دوران کودکی به آموختن فارسی و مقدمات عربی پرداخت. دوره ی تحصیل او در مدرسه تا حدود سن شانزده ساله گی ادامه یافت . سپس به کارگری در نانوایی و پارچه بافی مشغول شد .
در آغازین روز های مشروطیت و پیدایش حزب دموکرات در ایران فرخی از دموکرات های جدی و در شمار آزادی خواهان شهر یزد قرار گرفت.


در نوروز 1288 مسمطی ساخت خطاب به حاکم یزد و در مجمع آزادی خواهان یزد خواند و موجب خشم حاکم شد تا جایی که دستور داد دهان فرخی را با نخ و سوزن بدوزند و به زندان بیافکنند ،
ولی وی به کمک چند تن از دوستان از زندان گریخت.

در اواخر سال 1388. قمری به تهران رفت و اشعار و مقالات موثری درباره ی آزادی ایران در جراید آن شهر انتشار داد که مورد توجه ملیون و ازادی خواهان قرار گرفت.

در اوایل دوره ی جنگ جهانی ی اول به بین النهرین مهاجرت کرد و مورد تعقیب انگلیسی ها واقع شد، از این رو از بغداد به کربلا و از آن جا به موصل رفت و سرانجام پای برهنه از بی راهه ها به ایران بازگشت.

در دوره ی نخست وزیری ی وثوق الدوله با حکومت وی و قرار داد 1919 به مخالفت پرداخت و مدت ها در شهربانی ی تهران زندانی شد.

در اواخر سال 1300 خورشیدی روزنامه ی "طوفان" را منتشر کرد.
این روزنامه با کلیشه ی سرخ به طرفداری از توده ی رنجبر و کارگران انتشار میافت به همین جهت فرخی در اکثر کابینه های ان زمان در حبس و تبعید به سر می‌برد.

روزنامه ی "طوفان" بیش از پانزده بار توقیف شد . تا آن که در سال 1307 نماینده ی مردم یزد در مجلس شورای ملی شد و همراه با نماینده ی رشت (محمودرضا طلوع) در جناح اقلیت قرار گرفت و با مخالفت‌های شدید بدخواهان روبه رو شد. او به ناچار ایران را ترک گفت و "طوفان " برای همیشه تعطیل شد.

فرخی یک بار از طرف دولت اتحاد جماهیر شوروی برای جشن دهمین سال انقلاب کبیر روسیه دعوت شدو مدت یازده روز در آن کشور اقامت گزید.

پس از پایان دوره ی هفتم مجلس، مخفیانه از ایران می‌گریزد و از روسیه به برلین می‌رود در آن جا مقالات تندی در روزنامه ی" پیکار" علیه حکومت استبداد ایران می‌نویسد.

چندی بعد سفیر ایران در برلین جلسه ی محاکمه ای از طرف شاه ایران علیه روزنامه پیکار و نویسنده گان آن تشکیل داد و در آن فرخی با مدرک و بیانات خود منجر به محکومیت شاه ایران و سفیر او می‌شود . در همین هنگام فرخی روزنامه ی "نهضت" را برای انتشار عقاید خود به وجود می‌آورد که پس ار نشر چند شماره ، آن عوامل دولت ایران سبب می‌شوند که فرخی از آلمان خارج گردد . در این گیرو دار "تیمور تاش " - وزیر دربار ایران - به اروپا رفت و از فرخی خواست که به ایران بازگردد و بدون دغدغه در ایران زنده گی کند.

فرخی نیز در سال های 1311 تا 1312 به ایران باز می‌گردد . و تحت نظر ماموران شهربانی قرار گرفت بعد یک سال به عمارت کلاه فرنگی نقل مکان کرد و شدیدن تحت نظر ماموران شهربانی قرار گرفت

پس از مدتی در سال 1316 به اتهام بدهی سه هزار ریالی به آقای رضای کاغذ فروش به زندان افتاد در آن جا نیز به سبب اشعار تند خود به زندان قصر منتقل شد.

در شب چهاردهم فروردین 1316 فرخی در زندان قصر با خوردن مقدار زیادی تریاک قصد خود کشی داشت و ابیاتی بر دیوار زندان نوشت

"هیچ دانی از چه خود را خوب تریین می کنم؟
بهر میدان قیامت ،رخش را
زین می کنم

می روم امشب به استقبال
مرگ و مرد وار
تا سحر با زنده گانی
جنگ خونین می کنم

نام حق گوی طوفان را
به آزادی مدام
منتشر بی زحمت توقیف و
توهین می کنم

می روم در مجلس روحانیون
آخرت
و اندر آن جا بی کتک
طرح قوانین می کنم "


ولی پاسی از شب نگذشته بود که ماموران زندان متوجه موضوع شده و فرخی جان سالم به در می‌برد.

سرانجام در پی گزارشات جاسوسان به رئیس زندان مبنی بر این که فرخی اشعار سیاسی می سازد و بین زندانیان منتشر می‌کند، او را از زندان قصر به زندان موقت تهران انتقال داده و در سلول انفرادی می‌گذارند، تا این که در شب25 مهر ماه 1318 به بیمارستان زندان می برند و به زنده گی ی سراسر رنج و مبارزه اش توسط آمپول هوا - خاتمه می‌دهند.

یاد و راه این شاعر بزرگ آزادی و ستایش گر عدالت ، گرامی،
روانش هماره شاد.
🔸امروز سالمرگ #فرخی_یزدی است. قوت شاعرانگی اش را گاه با سعدی مقایسه کرده اند:
شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴#طرز_ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ_ﺩﺭ_ﻫﺮ_ﮐﺲ_یه_جوره

ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ نمیپوﺷﻪ
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ
یکی دیگه به خودش نمیرسه
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ
عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮه...

#تو_چه_جوری_خود_کشی_میکنی

#ارتباط_با_ما
@BK_CITY

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#تلنگر
چگونگی خودکشی «عفیر» خرِ پیامبر اکرم

علی میفرماید: اولین چهارپایی که خود کشی کرد، عفیر الاغ پیامبر بود. لحظه ای که پیامبر از دنیا رحلت نمود آن الاغ افسارش را پاره کرد و دوید تا به لب چاه بنی خطمه در منطقه قبا رسید و خودش را در ته چاه پرت کرد و چاه به قبرش تبدیل شد.
علی میفرماید، آن الاغ با پیامبر حرف میزد و میگفت: همراه با پدر و مادرم به فدایت گردم.
عفیر میگفت: پدرم از پدرش، او هم از پدر بزرگش و او هم از پدر خود برایم نقل کرد که همراه نوح, پیامبر خدا، در کشتی بوده. نوح برخاسته و دستش را بر پشت وی کشیده و فرمود: از نسل این الاغ الاغی به دنیا می آید که سرور و خاتم پیامبران بر وی سوار می‌شود.
عفیر میفرماید: سپاس خدایی را که مرا چنین الاغی قرار داد. ("اصول کافی" جلد ١ صفحه ١٨۴ )
قبر و بارگاه مقدس آن خر بزرگوار که عمری افتخار سواری دادن و صحبت و مشورت دادن به حضرت رسول را داشته در عربستان میباشد.
از مشتاقان زیارت با آن خر و گرفتن حاجات معنوی و مادی بسیار بسیار زیاد است،
اکنون بارگاه آن خر مرحوم درحال بررسی ساختن است تا مؤمنان بتوانند حاجتهای خود را ازآن خر مقدس بگیرند.

مرجع: #اصول_کافی
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#اندی_وار_هول - خود کشی (مرد ارغوانی در حال پریدن) ۱۹۶۵

اکریلیک و چاپ سیلک روی بوم ۲۰۳×۲۳۰
موزه هنر های معاصر تهران

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣

#_خود_کشی را حتی در ذهنتان هم توجیه نکنید!!!!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity