🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
آدمی در این دیار، عاشقِ-زندگی-بودن را از یاد میبرد. و چه سخت میتوان دوباره به یادش آورد، آییناش را، اسلوباش را، وقتی که به سادگیِ جست زدن گنجشکی از سرشاخه، رشتههای حیات بیگناهانی محبوس در ظلمات پاره میشود و زندگی به تماشاگهی خونبار تقلیل مییابد. چه سخت است به یاد آوردن، وقتی که میبینی خورشید منحنی آسمان را طی میکند و روز با بیتفاوتی دوباره آغاز میشود.
اما مگر معصومتر از زندگی هم چیزی هست؟ مگر زندگی چیزی غیر از این دم و بازدمیست که در سکوت محض و ازلی، لحظه را به لحظه وصل میکند؟ در این شبکۀ پیچیدهای که ما با تمامیتخواهیهای بیپایانمان طرح زدهایم، در این دستگاه عظیم تراژدیساز، زندگی کوتاهفرصتیست که معجزهوار دوام مییابد و در خاموشی و با امیدی رازآلود، توانِ ساختن را در هر دم به آدمی میبخشد. شاید امیدش این است که ساختنهای ما، هر چقدر کوچک، نیروی مرگآفرین و ویرانگر تمدن(!) بشری را از اعتبار بیاندازد و اَشکالی زیبا و وسیع برایش بیآفریند. شاید به ما ایمان دارد که لحظهای عشقی را که سزاوار زندگیست دوباره نثارش میکنیم.
#_هموند_معدن_چی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
آدمی در این دیار، عاشقِ-زندگی-بودن را از یاد میبرد. و چه سخت میتوان دوباره به یادش آورد، آییناش را، اسلوباش را، وقتی که به سادگیِ جست زدن گنجشکی از سرشاخه، رشتههای حیات بیگناهانی محبوس در ظلمات پاره میشود و زندگی به تماشاگهی خونبار تقلیل مییابد. چه سخت است به یاد آوردن، وقتی که میبینی خورشید منحنی آسمان را طی میکند و روز با بیتفاوتی دوباره آغاز میشود.
اما مگر معصومتر از زندگی هم چیزی هست؟ مگر زندگی چیزی غیر از این دم و بازدمیست که در سکوت محض و ازلی، لحظه را به لحظه وصل میکند؟ در این شبکۀ پیچیدهای که ما با تمامیتخواهیهای بیپایانمان طرح زدهایم، در این دستگاه عظیم تراژدیساز، زندگی کوتاهفرصتیست که معجزهوار دوام مییابد و در خاموشی و با امیدی رازآلود، توانِ ساختن را در هر دم به آدمی میبخشد. شاید امیدش این است که ساختنهای ما، هر چقدر کوچک، نیروی مرگآفرین و ویرانگر تمدن(!) بشری را از اعتبار بیاندازد و اَشکالی زیبا و وسیع برایش بیآفریند. شاید به ما ایمان دارد که لحظهای عشقی را که سزاوار زندگیست دوباره نثارش میکنیم.
#_هموند_معدن_چی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#ویدئو
نقش برجسته آنوبانینی در سرپل ذهاب، پیروزی پادشاه بر دشمنانش را به تصویر میکشد....
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#ویدئو
نقش برجسته آنوبانینی در سرپل ذهاب، پیروزی پادشاه بر دشمنانش را به تصویر میکشد....
#پاینده_ایران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
کَرانی ندارد بیابانِ ما
قَراری ندارد دل و جانِ ما
جهان در جهانْ نَقْش و صورت گرفت
کدام است ازین نَقْشها آنِ ما؟
چو در رَه بِبینی بُریده سَری
که غَلْطان رَوَد سویِ میدانِ ما
از او پُرس، ازو پُرسْ اسرارِ ما
کَزو بِشْنَوی سِرِّ پنهانِ ما
~مولانا
Photographer: Polina Washington
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
کَرانی ندارد بیابانِ ما
قَراری ندارد دل و جانِ ما
جهان در جهانْ نَقْش و صورت گرفت
کدام است ازین نَقْشها آنِ ما؟
چو در رَه بِبینی بُریده سَری
که غَلْطان رَوَد سویِ میدانِ ما
از او پُرس، ازو پُرسْ اسرارِ ما
کَزو بِشْنَوی سِرِّ پنهانِ ما
~مولانا
Photographer: Polina Washington
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
شهر ترانزیتی شهری بیحافظه است. گذشتهاش را به یاد نمیآورد و آدمها، بناها و حتى طبيعتش همگی موقتی هستند. شهر بیحافظه پسران و دخترانش را، نامهایشان را، آرزوها و ناکامیهایشان را به یاد نمیآورد. شهر بیحافظه خانهها و زندگی خانهها را به یاد نمیآورد. میادین قدیمیاش را از یاد برده، کافهها، سینماها، پارکها، پاتوقها و بولوارهایش را به فراموشی سپرده و رسم و آیینِ بودن و چگونه بودنِ پیشینیان را پشت امواج پیاپی تخریب جا گذاشته است.
روایتگریْ ابزار مقابله با وضعیتِ ترانزیتیِ شهرِ بیحافظه است. روایتْ تغییر را معذب میکند، ترمزش را میکشد و از آن دلیل میخواهد. روایتْ فهم متفاوتی از شهر را پیشنهاد میدهد و به خلق شهری متفاوت کمک میکند. روایتْ شهر را حافظهمند میکند، به کوچهها و خانهها و درختانش خودآگاهی میبخشد، و سد محکمی در برابر تغییر برونزاد و دستوری برپا میکند. روایتگری از شهروند قصهگو میسازد و در قصۀ شهر به او نقش و عاملیت میبخشد.
• شنیدنِ شهر | لیونی سندرکاک، لیون امیل، باربارا اکشتاین
نوید پورمحمدرضا
نشر اطراف
شرح تصویر:
بدون عنوان، تهران، ۸ دیماه ۱۴۰۱
عکاس: مهدی وثوقنیا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
شهر ترانزیتی شهری بیحافظه است. گذشتهاش را به یاد نمیآورد و آدمها، بناها و حتى طبيعتش همگی موقتی هستند. شهر بیحافظه پسران و دخترانش را، نامهایشان را، آرزوها و ناکامیهایشان را به یاد نمیآورد. شهر بیحافظه خانهها و زندگی خانهها را به یاد نمیآورد. میادین قدیمیاش را از یاد برده، کافهها، سینماها، پارکها، پاتوقها و بولوارهایش را به فراموشی سپرده و رسم و آیینِ بودن و چگونه بودنِ پیشینیان را پشت امواج پیاپی تخریب جا گذاشته است.
روایتگریْ ابزار مقابله با وضعیتِ ترانزیتیِ شهرِ بیحافظه است. روایتْ تغییر را معذب میکند، ترمزش را میکشد و از آن دلیل میخواهد. روایتْ فهم متفاوتی از شهر را پیشنهاد میدهد و به خلق شهری متفاوت کمک میکند. روایتْ شهر را حافظهمند میکند، به کوچهها و خانهها و درختانش خودآگاهی میبخشد، و سد محکمی در برابر تغییر برونزاد و دستوری برپا میکند. روایتگری از شهروند قصهگو میسازد و در قصۀ شهر به او نقش و عاملیت میبخشد.
• شنیدنِ شهر | لیونی سندرکاک، لیون امیل، باربارا اکشتاین
نوید پورمحمدرضا
نشر اطراف
شرح تصویر:
بدون عنوان، تهران، ۸ دیماه ۱۴۰۱
عکاس: مهدی وثوقنیا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
اشکها و لبخندها در کار نگاشتن به روی چهرههایند. رنج و نیکی ناب، به روی چهرهها خوانده میشود. این دریافت در دل رسوخ میکند، بهسان مُهری که در موم فرومیرود. چیزهای بسیار اندکی شایستۀ آنند که باورشان کنیم، اما آنگاه که ناگهان رنج و نیکی کسی را به چشم میبینیم، بدان میماند که جهت شمال را در هنگامی که دیگر نمیدانیم کجاییم، مییابیم: یکباره جهت همهچیز مشخص میشود، حتی اگر رنجهایی وجود داشته باشد که ندانیم با آنها چه کنیم... حقیقت در آبکند اشکها یا در گهوارۀ کوچک لبان زاده میشود، چراکه لبخند به لبان ما طرح گهوارهای بس کوچک را میبخشد که اندکی لرزان است.
کتاب: نور جهان
نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
Photographer: Saskia Boelsums
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
اشکها و لبخندها در کار نگاشتن به روی چهرههایند. رنج و نیکی ناب، به روی چهرهها خوانده میشود. این دریافت در دل رسوخ میکند، بهسان مُهری که در موم فرومیرود. چیزهای بسیار اندکی شایستۀ آنند که باورشان کنیم، اما آنگاه که ناگهان رنج و نیکی کسی را به چشم میبینیم، بدان میماند که جهت شمال را در هنگامی که دیگر نمیدانیم کجاییم، مییابیم: یکباره جهت همهچیز مشخص میشود، حتی اگر رنجهایی وجود داشته باشد که ندانیم با آنها چه کنیم... حقیقت در آبکند اشکها یا در گهوارۀ کوچک لبان زاده میشود، چراکه لبخند به لبان ما طرح گهوارهای بس کوچک را میبخشد که اندکی لرزان است.
کتاب: نور جهان
نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
Photographer: Saskia Boelsums
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity