🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دست هايت را
كه باز كنی،
به هيچ جا بند نيستم،
سقوط می كنم
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دست هايت را
كه باز كنی،
به هيچ جا بند نيستم،
سقوط می كنم
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دم به دم شانه به شانه هفت شهر عشق را
دست به دست منزل به منزل با تورفتن آرزوست..
#راحم_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
دم به دم شانه به شانه هفت شهر عشق را
دست به دست منزل به منزل با تورفتن آرزوست..
#راحم_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
خواب اگر نبود چقدر آدم ها
دق می کردند! همان هایی
که به شوقِ دیدار کسی
چشم هایشان را
می بندند...!
#معصومه_صابر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
خواب اگر نبود چقدر آدم ها
دق می کردند! همان هایی
که به شوقِ دیدار کسی
چشم هایشان را
می بندند...!
#معصومه_صابر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دیـــالـــوگ_بـــرتـــر📣
و ما هیچ چیز نداشتیم، فقط همدیگر را هیچوقت اینقدر زیاد نداشتیم ...
lumpen
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دیـــالـــوگ_بـــرتـــر📣
و ما هیچ چیز نداشتیم، فقط همدیگر را هیچوقت اینقدر زیاد نداشتیم ...
lumpen
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
همان که چشم تو را طرز دلربایی داد
دل مرا به نگاه تو آشنایی داد
چنان ز زلف تو مرغ دلم به دام افتاد
که گر بمیرد نتوانمش رهایی داد
#فروغی_بسطامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
همان که چشم تو را طرز دلربایی داد
دل مرا به نگاه تو آشنایی داد
چنان ز زلف تو مرغ دلم به دام افتاد
که گر بمیرد نتوانمش رهایی داد
#فروغی_بسطامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
شب به شب
دلتنگتر میشوم
بدون آنکه به یاد بیاورم چرا.
مگر قرار نبود فراموشم شوی
پس چرا هنوز هم هر شب
دلم برای "شب بخیر"هایت تنگ میشود
باور کن، مقصر من نیستم
این تویی که در سرم، بینهایت پُر رنگی..
#سيدعلی_صالحی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
شب به شب
دلتنگتر میشوم
بدون آنکه به یاد بیاورم چرا.
مگر قرار نبود فراموشم شوی
پس چرا هنوز هم هر شب
دلم برای "شب بخیر"هایت تنگ میشود
باور کن، مقصر من نیستم
این تویی که در سرم، بینهایت پُر رنگی..
#سيدعلی_صالحی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من خود از شوقِ ملاقاتِ تو در پروازم...
#طالب_آملی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من خود از شوقِ ملاقاتِ تو در پروازم...
#طالب_آملی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
حس دوست داشتن که می پیچد
در وجودم
دوست دارم،
آسمان رادرآغوش بگیرم
دوست دارم
دنیا را برقصانم...!
نه...!
دوست دارم در گوشَت زمزمه کنم،
دوستت دارم...!
#عادل_دانتیسم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
حس دوست داشتن که می پیچد
در وجودم
دوست دارم،
آسمان رادرآغوش بگیرم
دوست دارم
دنیا را برقصانم...!
نه...!
دوست دارم در گوشَت زمزمه کنم،
دوستت دارم...!
#عادل_دانتیسم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
همراهت ميآيم تا آخر راه ...!
و هيچ نمي پرسم هرگز ؛
با تو اول کجاست، با تو آخر کجاست
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
همراهت ميآيم تا آخر راه ...!
و هيچ نمي پرسم هرگز ؛
با تو اول کجاست، با تو آخر کجاست
#عباس_معروفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
▣ Young and His Daughter by Pierre-Auguste Vafflard, 1804
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
▣ Young and His Daughter by Pierre-Auguste Vafflard, 1804
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_هنر_نقاشی
‹ تو نقاشیهای رمانتیک، مرگ اغلب به عنوان آرامش و حتی رهایی به تصویر کشیده میشه. این نقاشی، شاعر انگلیسی قرن هجدهم ادوارد یونگ رو نشان میده که دختر مردهاش رو در کفن پیچیده شده حمل میکنه. این نقاشی روی دو شخصیت متمرکزه و صحنه در شب اتفاق میافته، احتمالاً تو یک قبرستان.
وافلارد دختر متوفی رو مانند مجسمهای باستانی نقاشی میکنه. او چهرهای به رنگ سفید سنگی داره که بافت آن یادآور سنگ مرمره. او در یک کفن سفید بی عیب و نقص پیچیده شده که به شدت پارچههای آنتیک رو به یاد می آورد. چهره با نور خالص ماه تقویت شده، در حالی که بیشتر نقاشی در سایه است، روشن میشه. این انعکاس زیبایی باستانیه که تو مجسمههای مرمری بیان شده و علیرغم جوهره وحشتناکش نمایانگر برتریه.
این یک نمایش متناقض و البته تخیلیه چون متوفی واقعاً شبیه جسد نیست. برعکس، او زیبا، آرام و بی عیب به نظر میرسه. شکل دختر به طور نمادین به این معناست که خود مرگ رو نه زشت یا آزاردهنده، بلکه زیبا و آرام نشان بده. ›
موضوع مرگ تمام افکار بشری و در نتیجه تمام بیان هنری یا علمی رو به خود مشغول میکنه. برای تحلیل، ارائه یا نزدیک شدن به مرگ به منظور آشنایی با آن، درک آن و احتمالاً پذیرش بهتر آن، اهداف می تونه متفاوت باشه.
مثلاً نقاشی با تکنیکهای مختلف تصویری، معمای مرگ و آنچه رو که برای زنده نشون دادن و چیزهایی که نامرئی و قابل دیدن نیست رو ملموس میبخشه و قابل مشاهده میکنه.
جنبش رمانتیک هم که آرزوی موضوعات اسرارآمیز اما جذاب رو داشت، مرگ رو به یکی از موضوعات مورد علاقه خود تبدیل کرد.
نقاشیهای رمانتیک با بازنماییش تو ارتباط با سایر ایدههای انتزاعی، بر بیان احساسات درونی برانگیخته شده توسط ایده مرگ تأکید داشته.
نزدیک شدن به مرگ هم موضوعی دشوار و حتی بازنمایی آن دشوارتره. این نماد نیستی، برانگیختن رمز و رازه، و بنابراین، به ویژه، به دلیل ناگهانی و اجتناب ناپذیر بودن، ترسی جهانی رو برمی انگیزه و حتی فتنه انگیزه و اغلب از آن میترسند.
من تعجب میکنم که اگه دنیای دیگهای خارج از دنیای ما وجود داشته باشه، یا روح در کجا زندگی میکند و آیا زندگی در آخرت ممکن است؟
ایو بونفوی شاعر فرانسوی مینویسه: از زمان یونانیان تا کنون مرگ تنها یک ایده بوده .
این چالش یک هنرمنده که به مرگ شکلی ملموس ببخشه. یک هنرمند به جای اینکه بخواهد اسرار مرگ رو توضیح بده، احساسات متفاوت الهام گرفته از این موضوع رو روی بوم اعمال میکنه.
بازنماییهای اولیه مرگ به دوران باستان برمیگرده، زمانی که یونانی-رومیان آن رو به عنوان یک باکره محجبه یا اغلب تو قالب تمثیل نشون میدادند. رمانتیسیسم بازنمایی مرگ رو متحول کرد و سنت تصویری رو با بیان آن به شیوهای آرمانی، شاعرانه و به شکلی متناقض به عنوان رهایی از زندگی، آشکار کرد.
بنابراین ، رمانتیستها علاقه خاصی به نشان دادن موضوع ترسناک و در عین حال جذاب مرگ تو نقاشیهای عاشقانه خود داشتند.
در ادامه تصاویر رمانتیک از مرگ در نقاشی توسط رمانتیستها رو معرفی خواهم کرد.
بازنمایی مرگ ضروریه، اما نباید حضور متناقض زندگی رو فراموش کنیم.
مثلاً تو این نقاشی که به نام «دفن آتالا» است ، فضای حاصل از این تقابل متضاده: به نظر میرسه دو شخصیت مرد در طرفین تو سایه قرار گرفتند، در حالی که آتالا، که در مرکز قرار داره، در نور شدید سفید غرق شده. این سنت رو میشکنه که در آن زندگی معمولاً با خلوص و روشنایی همراه است، در حالی که مرگ با رنگهای تیره نشان داده میشه. تقریباً به این فکر میکنیم که زندگی یا مرگ کدام بهتره. در حالی که آتالا در مرگش آرام به نظر میرسه، اما معشوقش چاکتاس و پدر اوبری زیر بار نامرئی زندگی خم شدند.
فیگور آتالا، درست مانند دختر یونگ تو نقاشی قبلی مرده به نظر نمیرسه، اما تو خواب آرام به نظر میرسه. بدن او سفت و سخت نیست، در حالی که با پوست و کفنی که در آن لباس پوشیده شده، یک بار دیگر زیبایی خیره کننده مجسمههای باستانی رو به یاد میاره. با وجود زندگی، مضمون مرگ غالبه. شکل آتالا قویتره و دو نفر دیگر رو تحت الشعاع قرار میده. شکل مرگ به طور متناقضی زنده تر از چهرههاییه که زندگی رو نشان میده به همین ترتیب، وافلارد تو نقاشی خود چهره یونگ رو با کت و شلوار خاکستری و مشکی مات به تصویر میکشه. صورت او رنگ پریده است، اما در حالی که سفیدی چهره دخترش خلوص مجسمههای باستانی رو به یاد میاره، یونگ جسده و چشمانش از غم و اندوه فرو رفته.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_هنر_نقاشی
‹ تو نقاشیهای رمانتیک، مرگ اغلب به عنوان آرامش و حتی رهایی به تصویر کشیده میشه. این نقاشی، شاعر انگلیسی قرن هجدهم ادوارد یونگ رو نشان میده که دختر مردهاش رو در کفن پیچیده شده حمل میکنه. این نقاشی روی دو شخصیت متمرکزه و صحنه در شب اتفاق میافته، احتمالاً تو یک قبرستان.
وافلارد دختر متوفی رو مانند مجسمهای باستانی نقاشی میکنه. او چهرهای به رنگ سفید سنگی داره که بافت آن یادآور سنگ مرمره. او در یک کفن سفید بی عیب و نقص پیچیده شده که به شدت پارچههای آنتیک رو به یاد می آورد. چهره با نور خالص ماه تقویت شده، در حالی که بیشتر نقاشی در سایه است، روشن میشه. این انعکاس زیبایی باستانیه که تو مجسمههای مرمری بیان شده و علیرغم جوهره وحشتناکش نمایانگر برتریه.
این یک نمایش متناقض و البته تخیلیه چون متوفی واقعاً شبیه جسد نیست. برعکس، او زیبا، آرام و بی عیب به نظر میرسه. شکل دختر به طور نمادین به این معناست که خود مرگ رو نه زشت یا آزاردهنده، بلکه زیبا و آرام نشان بده. ›
موضوع مرگ تمام افکار بشری و در نتیجه تمام بیان هنری یا علمی رو به خود مشغول میکنه. برای تحلیل، ارائه یا نزدیک شدن به مرگ به منظور آشنایی با آن، درک آن و احتمالاً پذیرش بهتر آن، اهداف می تونه متفاوت باشه.
مثلاً نقاشی با تکنیکهای مختلف تصویری، معمای مرگ و آنچه رو که برای زنده نشون دادن و چیزهایی که نامرئی و قابل دیدن نیست رو ملموس میبخشه و قابل مشاهده میکنه.
جنبش رمانتیک هم که آرزوی موضوعات اسرارآمیز اما جذاب رو داشت، مرگ رو به یکی از موضوعات مورد علاقه خود تبدیل کرد.
نقاشیهای رمانتیک با بازنماییش تو ارتباط با سایر ایدههای انتزاعی، بر بیان احساسات درونی برانگیخته شده توسط ایده مرگ تأکید داشته.
نزدیک شدن به مرگ هم موضوعی دشوار و حتی بازنمایی آن دشوارتره. این نماد نیستی، برانگیختن رمز و رازه، و بنابراین، به ویژه، به دلیل ناگهانی و اجتناب ناپذیر بودن، ترسی جهانی رو برمی انگیزه و حتی فتنه انگیزه و اغلب از آن میترسند.
من تعجب میکنم که اگه دنیای دیگهای خارج از دنیای ما وجود داشته باشه، یا روح در کجا زندگی میکند و آیا زندگی در آخرت ممکن است؟
ایو بونفوی شاعر فرانسوی مینویسه: از زمان یونانیان تا کنون مرگ تنها یک ایده بوده .
این چالش یک هنرمنده که به مرگ شکلی ملموس ببخشه. یک هنرمند به جای اینکه بخواهد اسرار مرگ رو توضیح بده، احساسات متفاوت الهام گرفته از این موضوع رو روی بوم اعمال میکنه.
بازنماییهای اولیه مرگ به دوران باستان برمیگرده، زمانی که یونانی-رومیان آن رو به عنوان یک باکره محجبه یا اغلب تو قالب تمثیل نشون میدادند. رمانتیسیسم بازنمایی مرگ رو متحول کرد و سنت تصویری رو با بیان آن به شیوهای آرمانی، شاعرانه و به شکلی متناقض به عنوان رهایی از زندگی، آشکار کرد.
بنابراین ، رمانتیستها علاقه خاصی به نشان دادن موضوع ترسناک و در عین حال جذاب مرگ تو نقاشیهای عاشقانه خود داشتند.
در ادامه تصاویر رمانتیک از مرگ در نقاشی توسط رمانتیستها رو معرفی خواهم کرد.
بازنمایی مرگ ضروریه، اما نباید حضور متناقض زندگی رو فراموش کنیم.
مثلاً تو این نقاشی که به نام «دفن آتالا» است ، فضای حاصل از این تقابل متضاده: به نظر میرسه دو شخصیت مرد در طرفین تو سایه قرار گرفتند، در حالی که آتالا، که در مرکز قرار داره، در نور شدید سفید غرق شده. این سنت رو میشکنه که در آن زندگی معمولاً با خلوص و روشنایی همراه است، در حالی که مرگ با رنگهای تیره نشان داده میشه. تقریباً به این فکر میکنیم که زندگی یا مرگ کدام بهتره. در حالی که آتالا در مرگش آرام به نظر میرسه، اما معشوقش چاکتاس و پدر اوبری زیر بار نامرئی زندگی خم شدند.
فیگور آتالا، درست مانند دختر یونگ تو نقاشی قبلی مرده به نظر نمیرسه، اما تو خواب آرام به نظر میرسه. بدن او سفت و سخت نیست، در حالی که با پوست و کفنی که در آن لباس پوشیده شده، یک بار دیگر زیبایی خیره کننده مجسمههای باستانی رو به یاد میاره. با وجود زندگی، مضمون مرگ غالبه. شکل آتالا قویتره و دو نفر دیگر رو تحت الشعاع قرار میده. شکل مرگ به طور متناقضی زنده تر از چهرههاییه که زندگی رو نشان میده به همین ترتیب، وافلارد تو نقاشی خود چهره یونگ رو با کت و شلوار خاکستری و مشکی مات به تصویر میکشه. صورت او رنگ پریده است، اما در حالی که سفیدی چهره دخترش خلوص مجسمههای باستانی رو به یاد میاره، یونگ جسده و چشمانش از غم و اندوه فرو رفته.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
▣ The Burial of Atala by Anne-Louis Girodet, 1808
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
▣ The Burial of Atala by Anne-Louis Girodet, 1808
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
این تصویر دکتر هانس مونچ، معروف به مرد خوب اردوگاه آشویتس هست، آشویتس بزرگترین و مجهزترین اردوگاه کار اجباری آلمان نازی بود.
با وجود ترس زیاد از آدولف هیتلر ، هانس مونچ در این اردوگاه از آزار و اذیت زندانیان امتناع ورزید و تا جایی که میتونست زندانیان مصدوم و مجروح رو درمان کرد.
جالبه بدونید که هانس پس از پایان جنگ جهانی دوم و اتهامات نازیها، تنها کسی بود که در دادگاه آشویتس تبرئه شد، چون زندانیان به سودش شهادت داده بودند!
وقتی ذاتا انسان باشی، حتی به عنوان پزشک دیکتاتورها هم انسان باقی خواهی ماند!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
این تصویر دکتر هانس مونچ، معروف به مرد خوب اردوگاه آشویتس هست، آشویتس بزرگترین و مجهزترین اردوگاه کار اجباری آلمان نازی بود.
با وجود ترس زیاد از آدولف هیتلر ، هانس مونچ در این اردوگاه از آزار و اذیت زندانیان امتناع ورزید و تا جایی که میتونست زندانیان مصدوم و مجروح رو درمان کرد.
جالبه بدونید که هانس پس از پایان جنگ جهانی دوم و اتهامات نازیها، تنها کسی بود که در دادگاه آشویتس تبرئه شد، چون زندانیان به سودش شهادت داده بودند!
وقتی ذاتا انسان باشی، حتی به عنوان پزشک دیکتاتورها هم انسان باقی خواهی ماند!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ســـکـــانـــس_بـــرتـــر 🎬
یک #سکانس فوقالعاده از سریال #سوپرانوز
آدم به فکرش نمیرسد که یک سریال در دنیای مافیا، اینقدر مفهومی باشد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ســـکـــانـــس_بـــرتـــر 🎬
یک #سکانس فوقالعاده از سریال #سوپرانوز
آدم به فکرش نمیرسد که یک سریال در دنیای مافیا، اینقدر مفهومی باشد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
❗️بالهی «بیژن و منیژه»
▪️موسیقی: حسین دهلوی
▫️رهبر ارکستر: حشمت سنجری
▪️بالرین: جمشید سقاباشی (بیژن)، هایده چنگیزیان (منیژه )
▫️طراحیصحنه: حاجی قربانی
▪️نورپردازی: خلج
▫️محصول: بالهی ملی ایران، تالار رودکی، آبان ۱۳۵۴ خورشیدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
❗️بالهی «بیژن و منیژه»
▪️موسیقی: حسین دهلوی
▫️رهبر ارکستر: حشمت سنجری
▪️بالرین: جمشید سقاباشی (بیژن)، هایده چنگیزیان (منیژه )
▫️طراحیصحنه: حاجی قربانی
▪️نورپردازی: خلج
▫️محصول: بالهی ملی ایران، تالار رودکی، آبان ۱۳۵۴ خورشیدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
❗️بالهی «بیژن و منیژه»
▪️موسیقی: حسین دهلوی
▫️رهبر ارکستر: حشمت سنجری
▪️بالرین: جمشید سقاباشی (بیژن)، هایده چنگیزیان (منیژه )
▫️طراحیصحنه: حاجی قربانی
▪️نورپردازی: خلج
▫️محصول: بالهی ملی ایران، تالار رودکی، آبان ۱۳۵۴ خورشیدی
▪️بیژن و منیژه؛ یکی از معروفترین تراژدیها و عاشقانههای ایرانی است.
در سال هزاروسیصدوچهلوپنج «بیژن و منیژه» برای اجرایی توسط سازمان ملی بالهی ایران انتخاب و ابیات شاهنامه را متناسب با باله، اقتباس و تولید شد.
این نمایش شامل دو پرده و چهار صحنه بر اساس ابیات منتخب از شاهنامهی فردوسی میشد.
طراح اصلی رقص هایده بود که زیرنظر و با راهنمایی رابرت وارن اولین رقص دونفرهی بلندمدت خود را تولید میکرد. رقصندگان بینالمللی بقیه شخصیتهای داستان را میرقصیدند. هدف آنها این بود که عوامل تولید و شخصیتهای اصلی نمایش ایرانی باشند.
لباس رقصندگان زن متشکل از لباسهای بلند و سبکوزن بود که برخی با کمربند در زیر سینه و برخی با پارچههای بلند آویزان از بازوهایشان تزئین شده بودند. رقصندگان مرد لباسهایی شبیه یونیفورم سربازی با نقوش و گلدوزیهای سنتی ایرانی داشتند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
❗️بالهی «بیژن و منیژه»
▪️موسیقی: حسین دهلوی
▫️رهبر ارکستر: حشمت سنجری
▪️بالرین: جمشید سقاباشی (بیژن)، هایده چنگیزیان (منیژه )
▫️طراحیصحنه: حاجی قربانی
▪️نورپردازی: خلج
▫️محصول: بالهی ملی ایران، تالار رودکی، آبان ۱۳۵۴ خورشیدی
▪️بیژن و منیژه؛ یکی از معروفترین تراژدیها و عاشقانههای ایرانی است.
در سال هزاروسیصدوچهلوپنج «بیژن و منیژه» برای اجرایی توسط سازمان ملی بالهی ایران انتخاب و ابیات شاهنامه را متناسب با باله، اقتباس و تولید شد.
این نمایش شامل دو پرده و چهار صحنه بر اساس ابیات منتخب از شاهنامهی فردوسی میشد.
طراح اصلی رقص هایده بود که زیرنظر و با راهنمایی رابرت وارن اولین رقص دونفرهی بلندمدت خود را تولید میکرد. رقصندگان بینالمللی بقیه شخصیتهای داستان را میرقصیدند. هدف آنها این بود که عوامل تولید و شخصیتهای اصلی نمایش ایرانی باشند.
لباس رقصندگان زن متشکل از لباسهای بلند و سبکوزن بود که برخی با کمربند در زیر سینه و برخی با پارچههای بلند آویزان از بازوهایشان تزئین شده بودند. رقصندگان مرد لباسهایی شبیه یونیفورم سربازی با نقوش و گلدوزیهای سنتی ایرانی داشتند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
+ جهان همچون تصور
وقتی مثل « اسلاوی ژیژک » با خودت و دنیا تعارف نداری و بیپرده حرف میزنی....
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
+ جهان همچون تصور
وقتی مثل « اسلاوی ژیژک » با خودت و دنیا تعارف نداری و بیپرده حرف میزنی....
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
آدمی ناتوان ترین موجود جهان است !
به ویژه در برابر خودش !
هیچکس بهتر از خود انسان
نمیتواند خودش را فریب دهد !
هرکس نیمی از عمرش را در
فریب دادن خود تلف میکند !
👤#_آبراهام_لینکلن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
آدمی ناتوان ترین موجود جهان است !
به ویژه در برابر خودش !
هیچکس بهتر از خود انسان
نمیتواند خودش را فریب دهد !
هرکس نیمی از عمرش را در
فریب دادن خود تلف میکند !
👤#_آبراهام_لینکلن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity