🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
▪️حیوانات پینک فلوید: اتهامی علیه سرمایهداری و حمایت ایدئولوژیک
▪️نوشته: جیسون کلچیک
▪️ترجمه: علی محمدی
تابستان ۱۹۷۶ در بریتانیا تابستان خوبی نبود. اقتصاد زیر فشار سنگین و مؤثر اتحادیههای کارگری، تورم دو رقمی و بیکاری رو به زوال گذاشته بود. بیش از صد هزار جوان فارق التحصیل شده آیندهی خود را با موجِ بیکاری، پوچ و بی هدف میدیدند. تغییر ناگهانی آب و هوا، تابستانی معمولی و بارانی را به موج عجیبی از گرما بدل کرد. این آب و هوا در ابتدا برابر بحران اقتصادی پادشاهی بریتانیا موهبت تصور میشد، اما گرما ثابت کرد که این جریان نیز حاصل مجموعه نفرینهایی است که به موجب آن محصولات برداشت نشدند و در آن سال، آب نیز برای شهروندان جیرهبندی شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
▪️حیوانات پینک فلوید: اتهامی علیه سرمایهداری و حمایت ایدئولوژیک
▪️نوشته: جیسون کلچیک
▪️ترجمه: علی محمدی
تابستان ۱۹۷۶ در بریتانیا تابستان خوبی نبود. اقتصاد زیر فشار سنگین و مؤثر اتحادیههای کارگری، تورم دو رقمی و بیکاری رو به زوال گذاشته بود. بیش از صد هزار جوان فارق التحصیل شده آیندهی خود را با موجِ بیکاری، پوچ و بی هدف میدیدند. تغییر ناگهانی آب و هوا، تابستانی معمولی و بارانی را به موج عجیبی از گرما بدل کرد. این آب و هوا در ابتدا برابر بحران اقتصادی پادشاهی بریتانیا موهبت تصور میشد، اما گرما ثابت کرد که این جریان نیز حاصل مجموعه نفرینهایی است که به موجب آن محصولات برداشت نشدند و در آن سال، آب نیز برای شهروندان جیرهبندی شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
▪️Today's Labour leadership view the failed socialist state of the Seventies as a capitalist state
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_عــــکــــاســــی📸
▪️Today's Labour leadership view the failed socialist state of the Seventies as a capitalist state
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_عــــکـس📸
Le fameux T-Shirt « I hate Pink Floyd » porté par les Sex Pistols
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_عــــکـس📸
Le fameux T-Shirt « I hate Pink Floyd » porté par les Sex Pistols
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آشکار بود که پینک فلوید باید دیدگاه موسیقیایی و ترانهنویسی خود را با نبضِ آشفتگی وضع موجود و حتی تحولِ موسیقی راک اند رول هماهنگ کند.
در ۱۹۷۷ پیک فلوید، با سرپرستی بیسیست و ترانهسرای اصلی گروه، راجر واترز، شروع به ساخت و ضبط آلبومی کرد که تا به آن روز سیاسیترین و پرخاشگرایانهترین رویکردها را همراه داشت: “حیوانات”. اگرچه این آلبوم در رویکردِ انسانشناختی خود در توضیحِ وقایعِ سیاسی شبیهِ اثرِ استعاری / سیاسیِ جرج ارول، یعنی قلعهی حیوانات است؛ اما از جهاتِ دیگر، کاملا متفاوت مینماید. ارول درگیر اتفاقات انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بود، در حالی که واترز تفسیری از جامعهی خود، و سرمایهداری هارِ آن ارائه میکرد. فیل رز در کتابش با عنوان “چه کسی پینک است؟”، خلاصهای مارکسیستی از آنچه محتوای آلبوم میتواند بر آن دلالت کند –چه در ترانه و چه موسیقی- ارائه میدهد: “حیوانات نقدی است بر سیستم اقتصاد سرمایهداری. واترز شناختش از روبنا را دستاویز قرار داده، تا همچون مارکس تودهها را از ظلم و استثمارِ موجود آگاه کند. (Rose, 60) در میان تمام این آشفتگیها، ناگهان وضعیتِ سیاسی و اقتصادی انگلستان بزرگترین دغدغهی واترز شد. این دغدغه در هنر او متجلی است. اگرچه واترز در حیوانات، تلاشِ آگاهانهای در نقد سرمایهداری قرن ۲۱ کرد، و عملا اتهام سنگینی بر پایهی اقتصاد و اجزایی که آن را حمایت میکردند زد؛ سهلانگارانه از موذیترین قیمِ آن اساس، یعنی ایدئولوژی فرهنگی حمایت کرد.
برای اینکه نشان دهیم چطور یک قطعه هنری به ایدئولوژی فرهنگی کمک میکند، لازم است در ابتدا فهمی کلی از ایدئولوژی و نحوهی ارتباطش با فرهنگ را توضیح دهیم. ایدئولوژی فرمهای متفاوتی به خود میگیرد. در نهادهای آکادمیک آموخته میشود. در آبهای تیرهی مذهب کمین میکند. سرنخ عروسکهای رسانههای خبری و تجارت کالا در دستان اوست. و همانطور که خواهیم دید روح نافذش را در هنر و دیگر اشکال سرگرمی وارد میکند.
ایدئولوژی نیرویی است که اساساً بغرنج و درک ناشدنی به نظر میرسد، و در عین حال، قادر به شکل دادن ذهن شهروندانی است که باید از پایهی اقتصاد حمایت کنند. لویی آلتوسر در مقالهی خود با عنوانِ “ایدئولوژی و ساز و برگهای ایدئولوژیک دولت” توضیح می دهد که: “ایدئولوژی بیانگرِ رابطهی خیالی افراد با وضعیتِ واقعیِ آنها است.” (Rivkin, 294) افراد درونِ یک پیکره ی ملی و تحت نفوذِ ایدئولوژی، میتوانند برای تعریفِ خودشان از مصالحِ انتزاعیِ آن ایدئولوژی استفاده کنند. آلتوسر معتقد بود که ایدئولوژی توهم است. وسیلهای است که توسط فرد برای ارتباط با جامعهاش فراهم میشود. توضیحات هانس برتنز در مورد ایدئولوژی روشنکننده است:
“(ایدئولوژی) چیزی است که باعث میشود ما زندگی خود را به نحوی خاص تجربه کنیم و مجبورمان می کند باور کنیم روشی که ما خودمان و جهان را از آن طریق می بینیم طبیعی است. به این ترتیب، ایدئولوژی حقیقت را به روشهای مختلف تحریف کرده، آن را طبیعی خوانده، و آنچه را مصنوع و متناقض است هماهنگ و هارمونیک مینامد؛ به عنوان مثال فاصله طبقاتی که در نظام سرمایهداری مشاهده میکنیم. اگر در برابر ایدئولوژی سر تسلیم فرو بیاوریم، در جهانی غیرواقعی زندگی خواهیم کرد؛ چیزی که در مارکسیسم اغلب با عنوان وضعیت آگاهی کاذب از آن یاد میشود.” (Bertens, 84-85)
ایدئولوژی همچون لنزی است که فرد باید در آن نگاه کند تا وقایعِ اغلب سختِ اخلاقیِ زندگی در طیِ مبارزاتِ بیرحمانهی طبقاتی که در آن افراد از دیگران بیگانه شده، و در بازار همچون کالا خرید و فروش میشوند را قبول کند –تسلیم شود-.
اگر چه ممکن است ایدئولوژیهای متفاوتی در یک ملت وجود داشته باشد، و برخی هم صریحا در به تحلیل بردن پایههای اقتصاد بکوشند؛ اما “اینها همه سوژههایی برای حکمرانی ایدئولوژی هستند” (Bertens, 85) موسیقی، هرچند هم احتمالا انقلابی باشد، باز هم از این انقیاد مستثنی نیست.
برای یک پدیده، هر چیزی در قالبی از نمونههای قبلی شکل گرفته است. هیچ چیزی اصل نیست و هرچیز که انجام داده یا گفته شده کاملا از پیش به واسطهی ساختارهای ایدئولوژیک دیکته شده است.
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آشکار بود که پینک فلوید باید دیدگاه موسیقیایی و ترانهنویسی خود را با نبضِ آشفتگی وضع موجود و حتی تحولِ موسیقی راک اند رول هماهنگ کند.
در ۱۹۷۷ پیک فلوید، با سرپرستی بیسیست و ترانهسرای اصلی گروه، راجر واترز، شروع به ساخت و ضبط آلبومی کرد که تا به آن روز سیاسیترین و پرخاشگرایانهترین رویکردها را همراه داشت: “حیوانات”. اگرچه این آلبوم در رویکردِ انسانشناختی خود در توضیحِ وقایعِ سیاسی شبیهِ اثرِ استعاری / سیاسیِ جرج ارول، یعنی قلعهی حیوانات است؛ اما از جهاتِ دیگر، کاملا متفاوت مینماید. ارول درگیر اتفاقات انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بود، در حالی که واترز تفسیری از جامعهی خود، و سرمایهداری هارِ آن ارائه میکرد. فیل رز در کتابش با عنوان “چه کسی پینک است؟”، خلاصهای مارکسیستی از آنچه محتوای آلبوم میتواند بر آن دلالت کند –چه در ترانه و چه موسیقی- ارائه میدهد: “حیوانات نقدی است بر سیستم اقتصاد سرمایهداری. واترز شناختش از روبنا را دستاویز قرار داده، تا همچون مارکس تودهها را از ظلم و استثمارِ موجود آگاه کند. (Rose, 60) در میان تمام این آشفتگیها، ناگهان وضعیتِ سیاسی و اقتصادی انگلستان بزرگترین دغدغهی واترز شد. این دغدغه در هنر او متجلی است. اگرچه واترز در حیوانات، تلاشِ آگاهانهای در نقد سرمایهداری قرن ۲۱ کرد، و عملا اتهام سنگینی بر پایهی اقتصاد و اجزایی که آن را حمایت میکردند زد؛ سهلانگارانه از موذیترین قیمِ آن اساس، یعنی ایدئولوژی فرهنگی حمایت کرد.
برای اینکه نشان دهیم چطور یک قطعه هنری به ایدئولوژی فرهنگی کمک میکند، لازم است در ابتدا فهمی کلی از ایدئولوژی و نحوهی ارتباطش با فرهنگ را توضیح دهیم. ایدئولوژی فرمهای متفاوتی به خود میگیرد. در نهادهای آکادمیک آموخته میشود. در آبهای تیرهی مذهب کمین میکند. سرنخ عروسکهای رسانههای خبری و تجارت کالا در دستان اوست. و همانطور که خواهیم دید روح نافذش را در هنر و دیگر اشکال سرگرمی وارد میکند.
ایدئولوژی نیرویی است که اساساً بغرنج و درک ناشدنی به نظر میرسد، و در عین حال، قادر به شکل دادن ذهن شهروندانی است که باید از پایهی اقتصاد حمایت کنند. لویی آلتوسر در مقالهی خود با عنوانِ “ایدئولوژی و ساز و برگهای ایدئولوژیک دولت” توضیح می دهد که: “ایدئولوژی بیانگرِ رابطهی خیالی افراد با وضعیتِ واقعیِ آنها است.” (Rivkin, 294) افراد درونِ یک پیکره ی ملی و تحت نفوذِ ایدئولوژی، میتوانند برای تعریفِ خودشان از مصالحِ انتزاعیِ آن ایدئولوژی استفاده کنند. آلتوسر معتقد بود که ایدئولوژی توهم است. وسیلهای است که توسط فرد برای ارتباط با جامعهاش فراهم میشود. توضیحات هانس برتنز در مورد ایدئولوژی روشنکننده است:
“(ایدئولوژی) چیزی است که باعث میشود ما زندگی خود را به نحوی خاص تجربه کنیم و مجبورمان می کند باور کنیم روشی که ما خودمان و جهان را از آن طریق می بینیم طبیعی است. به این ترتیب، ایدئولوژی حقیقت را به روشهای مختلف تحریف کرده، آن را طبیعی خوانده، و آنچه را مصنوع و متناقض است هماهنگ و هارمونیک مینامد؛ به عنوان مثال فاصله طبقاتی که در نظام سرمایهداری مشاهده میکنیم. اگر در برابر ایدئولوژی سر تسلیم فرو بیاوریم، در جهانی غیرواقعی زندگی خواهیم کرد؛ چیزی که در مارکسیسم اغلب با عنوان وضعیت آگاهی کاذب از آن یاد میشود.” (Bertens, 84-85)
ایدئولوژی همچون لنزی است که فرد باید در آن نگاه کند تا وقایعِ اغلب سختِ اخلاقیِ زندگی در طیِ مبارزاتِ بیرحمانهی طبقاتی که در آن افراد از دیگران بیگانه شده، و در بازار همچون کالا خرید و فروش میشوند را قبول کند –تسلیم شود-.
اگر چه ممکن است ایدئولوژیهای متفاوتی در یک ملت وجود داشته باشد، و برخی هم صریحا در به تحلیل بردن پایههای اقتصاد بکوشند؛ اما “اینها همه سوژههایی برای حکمرانی ایدئولوژی هستند” (Bertens, 85) موسیقی، هرچند هم احتمالا انقلابی باشد، باز هم از این انقیاد مستثنی نیست.
برای یک پدیده، هر چیزی در قالبی از نمونههای قبلی شکل گرفته است. هیچ چیزی اصل نیست و هرچیز که انجام داده یا گفته شده کاملا از پیش به واسطهی ساختارهای ایدئولوژیک دیکته شده است.
انسان تاریخ خودش را میسازد، اما نه فقط طبق میل و سلیقه خود، نه فقط به واسطهی وضعیتهایی که خودش انتخاب کرده؛ بلکه تحت شرایطی که مستقیماً با آن مواجه شده، از پیش مشخص شده و از گذشته مخابره میشود. سنت تمام نسلهای نابود شده چون کابوسی بر ذهن زندگان سنگینی میکند. و هنگامی که خودشان را در تغییر دادن خود و اشیا دست بسته میبینند، در خلق چیزی که هرگز وجود نداشته، دقیقا در برههای از زمان که بحرانهای انقلابی بیداد میکند مشتاقانه ارواح گذشته را به خدمت میگیرند؛ نامهایشان را از آنها وام میگیرند، شعارهای جنگیشان را، و حتی ظاهرشان را، تا مرحلهی جدید تاریخ جهان را در این لباسهای مبدلِ کهن و ریشهدار، و زبان عاریه گرفته شده از آنها نمایش دهند (Baxandall, 97).
همه چیز به واسطهی امری مقدمتر دیکته شده است. این امر، ابتدا توسط جرج اورول و سپس راجر واترز به واسطهی در اختیار گرفتنِ ابزارهای تمثیلی دیده شد. تمام مثالهای قبل توسط یک ساختار معنایی فراگیر و پیچیده، که در زیر سطح معنای تحت اللفظی پوشیده شده است به کار گرفته میشوند، و همواره چه آنهایی را که برای دانستن این که چه هستند و رابطهیشان با فرهنگشان چیست به خودشناسی و به کار بردن این خودشناسی دست میزنند، و چه آنهایی را که از مصالح گذشته برای خلق هنر استفاده میکنند، آزرده میکند.
ایدئولوژی حاکم بر جوامع سرمایهداری، مستقیما از طریق طبقهی سرمایهدار کنترل نمیشود. گراهام لاک در مقالهاش با عنوان ” سوژه، بازخواست، ایدئولوژی” توضیح میدهد که: “طبقه حاکم، خود در درون ایدئولوژی قرار دارد، نه خارج از آن و کنترل کنندهاش.” (Callari, 72) طبقهی سرمایهدار هم خود مطیعِ ایدئولوژیِ سرمایهداری است. ایدئولوژی چیزی نیست که بتواند به کنترل کسی درآید، با این حال، هرچند ناخودآگاه، هر شهروند در بازتولیدِ آن مشارکت میکند. لاک در ادامه توضیح میدهد: “مبارزهی ایدئولوژیک خود بخشی اساسی از مبارزهی طبقاتی است.” (Callari, 72)
موسیقی تحت نفوذ ایدئولوژی است. موسیقی ابزاری قدرتمند از ساختار ایدئولوژیک است. ان. آی. بوخارین در مقالهاش با عنوان “هنر و تکامل اجتماعی” شرح میدهد که: “شنوندگان یک اثر موسیقی که به یک وجهِ قطعی اشاره میکند، به واسطهی این وجه آلوده شده، و این حس را به همه جا سرایت میدهند. احساسات فردی نویسنده بدل به احساسات جمعی شده، به دیگران منتقل میشود، و آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.” (Lang, 101) با این حال چیزی که بر خود آهنگساز– به عنوان فردی که شنوندگانش را تحت تاثیر میگذارد – تأثیر گذاشته است
ایدئولوژی فرهنگیِ حاضر در همه جایی است که او در آن زندگی میکند، بدین معنی که او صرفا یکی از هزاران هزار سخنگویی است که ایدئولوژی پیوسته در گوششان نجوا میکند. میتوان حدس زد که مفاهیم ایدئولوژیکِ قطعات هنریِ خشن و میهنپرستانهی افراطی نقشِ خود را پیش از هزاران هزار فریادی که نازیها در اواسط دههی ۳۰ در نورنبرگ برآوردند بازی کردند. این یک جلوهی آشکار از نفوذ ایدئولوژی در قلمرو حاصلخیز ذوقِ موسیقیایی است، اما موضوع میتواند از این هم پیچیدهتر باشد. ایدئولوژی می تواند از راههای زیرکانهتری هم عمل کند.
اما وقتی موسیقیدانان ظاهرا موسیقیهایی میسازند که مستقیماً مخالف، و به شکل خشمگینانهای دشمنِ اغلبِ پایههای اقتصادی است چه؟ آیا این چیزی جز ایدئولوژی است؟ هرچند ظاهرا غیر محتمل، با این حال آیا غیر ممکن است؟ به احتمال زیاد جواب “بله” است.
از طریقِ مطالعهی نقد مارکسیستی فیل رز بر آلبومِ حیواناتِ پینک فلوید، یک چیز کاملا واضح میشود: حیوانات، آلبومی به شدت ضد سرمایهداری است. از همان چند سطر آغازین ترانه، اهانتی که نویسنده به سیستم سرمایهداری روا میدارد مشهود است. این آهنگ با نام “خوک های پرنده: قسمت 1” با تک نوازی گیتار آکوستیک آغاز میشود، و با لحنی صمیمی و اقرارگونه، اینچنین پیشنهاد میکند:.
If you didn’t care what happened to me,
And I didn’t care for you,
We would zig zag our way through the boredom and pain,
Occasionally glancing up through the rain,
Wondering which of the buggers to blame
And watching for pigs on the wing.
اگر اهمیت نمیدادی چه بر سر من می آمد
و من هم اعتنایی به تو نمیکردم
راهمان را کج میکردیم و از کنار ملال و درد میگذشتیم
و گهگاه از میان باران به بالا نگاه میکردیم
و دودل بودیم که کدام حرامزاده را لعنت کنیم
و به دنبال خوکهای بالدار میگشتیم.
همه چیز به واسطهی امری مقدمتر دیکته شده است. این امر، ابتدا توسط جرج اورول و سپس راجر واترز به واسطهی در اختیار گرفتنِ ابزارهای تمثیلی دیده شد. تمام مثالهای قبل توسط یک ساختار معنایی فراگیر و پیچیده، که در زیر سطح معنای تحت اللفظی پوشیده شده است به کار گرفته میشوند، و همواره چه آنهایی را که برای دانستن این که چه هستند و رابطهیشان با فرهنگشان چیست به خودشناسی و به کار بردن این خودشناسی دست میزنند، و چه آنهایی را که از مصالح گذشته برای خلق هنر استفاده میکنند، آزرده میکند.
ایدئولوژی حاکم بر جوامع سرمایهداری، مستقیما از طریق طبقهی سرمایهدار کنترل نمیشود. گراهام لاک در مقالهاش با عنوان ” سوژه، بازخواست، ایدئولوژی” توضیح میدهد که: “طبقه حاکم، خود در درون ایدئولوژی قرار دارد، نه خارج از آن و کنترل کنندهاش.” (Callari, 72) طبقهی سرمایهدار هم خود مطیعِ ایدئولوژیِ سرمایهداری است. ایدئولوژی چیزی نیست که بتواند به کنترل کسی درآید، با این حال، هرچند ناخودآگاه، هر شهروند در بازتولیدِ آن مشارکت میکند. لاک در ادامه توضیح میدهد: “مبارزهی ایدئولوژیک خود بخشی اساسی از مبارزهی طبقاتی است.” (Callari, 72)
موسیقی تحت نفوذ ایدئولوژی است. موسیقی ابزاری قدرتمند از ساختار ایدئولوژیک است. ان. آی. بوخارین در مقالهاش با عنوان “هنر و تکامل اجتماعی” شرح میدهد که: “شنوندگان یک اثر موسیقی که به یک وجهِ قطعی اشاره میکند، به واسطهی این وجه آلوده شده، و این حس را به همه جا سرایت میدهند. احساسات فردی نویسنده بدل به احساسات جمعی شده، به دیگران منتقل میشود، و آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.” (Lang, 101) با این حال چیزی که بر خود آهنگساز– به عنوان فردی که شنوندگانش را تحت تاثیر میگذارد – تأثیر گذاشته است
ایدئولوژی فرهنگیِ حاضر در همه جایی است که او در آن زندگی میکند، بدین معنی که او صرفا یکی از هزاران هزار سخنگویی است که ایدئولوژی پیوسته در گوششان نجوا میکند. میتوان حدس زد که مفاهیم ایدئولوژیکِ قطعات هنریِ خشن و میهنپرستانهی افراطی نقشِ خود را پیش از هزاران هزار فریادی که نازیها در اواسط دههی ۳۰ در نورنبرگ برآوردند بازی کردند. این یک جلوهی آشکار از نفوذ ایدئولوژی در قلمرو حاصلخیز ذوقِ موسیقیایی است، اما موضوع میتواند از این هم پیچیدهتر باشد. ایدئولوژی می تواند از راههای زیرکانهتری هم عمل کند.
اما وقتی موسیقیدانان ظاهرا موسیقیهایی میسازند که مستقیماً مخالف، و به شکل خشمگینانهای دشمنِ اغلبِ پایههای اقتصادی است چه؟ آیا این چیزی جز ایدئولوژی است؟ هرچند ظاهرا غیر محتمل، با این حال آیا غیر ممکن است؟ به احتمال زیاد جواب “بله” است.
از طریقِ مطالعهی نقد مارکسیستی فیل رز بر آلبومِ حیواناتِ پینک فلوید، یک چیز کاملا واضح میشود: حیوانات، آلبومی به شدت ضد سرمایهداری است. از همان چند سطر آغازین ترانه، اهانتی که نویسنده به سیستم سرمایهداری روا میدارد مشهود است. این آهنگ با نام “خوک های پرنده: قسمت 1” با تک نوازی گیتار آکوستیک آغاز میشود، و با لحنی صمیمی و اقرارگونه، اینچنین پیشنهاد میکند:.
If you didn’t care what happened to me,
And I didn’t care for you,
We would zig zag our way through the boredom and pain,
Occasionally glancing up through the rain,
Wondering which of the buggers to blame
And watching for pigs on the wing.
اگر اهمیت نمیدادی چه بر سر من می آمد
و من هم اعتنایی به تو نمیکردم
راهمان را کج میکردیم و از کنار ملال و درد میگذشتیم
و گهگاه از میان باران به بالا نگاه میکردیم
و دودل بودیم که کدام حرامزاده را لعنت کنیم
و به دنبال خوکهای بالدار میگشتیم.
در طی همین نطقِ مختصر و غمانگیز، راوی ظاهر میشود. او مستقیما با مخاطب حرف میزند، به نوعی فروپاشی دیوار چهارم، تعامل مستقیم با شنونده. بعدا مشخص میگردد که راوی همان “سگ” نابالغ است. او قسمتی از جامعهی بورژوازی است، و سعی دارد که به هر وسیلهی ممکن به مرتبههای بلند اجتماعی دست یابد. نقد فیل رز اینجا روشنگر است. “راوی اشاره میکند که تنها راه فرار از آنچه وی پوچی و بیهدفی مینامد، یا بیمعناییِ وضعیت مردن، رجوع به عواطف انسانی است. واترز اشاره میکند که جامعهی سرمایهداری مانند راه پر پیچ و خم و بیانتهایی است که برای گذر از آن و در حرکت بودن باید به شکل مداوم، پیچ و خمهایی را طی کرد که اطراف آن را ملال و رنج احاطه کردهاست. منظور راوی از بیان سطر “ و گهگاه از میان باران به بالا نگاه میکردیم” این است که او علاقهی خاصی به شرکت در سلسله مراتب جامعه ندارد. بی شک علاقهای هم به رسیدن به پایههای بلند اجتماعی از خود نشان نمیدهد.
(ادامه دارد…)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
• Baxandall, Lee. Morawski, Stephan. eds. Marx & Engels on Literature & Art. St Louis: Telos Press, 1973.
• Callari, Antonio., Ruccio, David F. eds. Postmodern Materialism and the Future of Marxist Theory. London: University Press, 1996.
• Lang, Berel. Williams, Forrest. eds. Marxism and Art: Writings in Aesthetics and Criticism: New York: David McKay Company, Inc., 1972.
• Rose, Phil. Which One’s Pink: An Analysis Of The Concept Albums of Roger Waters & Pink Floyd. Ontario: Collector’s Guide Publishing Inc., 2002.
• Shaffner, Nicholas. Saucerful of Secrets: The Pink Floyd Odyssey. New York: Dell Publishing, 1991.
• Stevenson, Nick. Culture, Ideology and Socialism. Vermont: Ashgate Publishing Company, 1995.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
(ادامه دارد…)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
• Baxandall, Lee. Morawski, Stephan. eds. Marx & Engels on Literature & Art. St Louis: Telos Press, 1973.
• Callari, Antonio., Ruccio, David F. eds. Postmodern Materialism and the Future of Marxist Theory. London: University Press, 1996.
• Lang, Berel. Williams, Forrest. eds. Marxism and Art: Writings in Aesthetics and Criticism: New York: David McKay Company, Inc., 1972.
• Rose, Phil. Which One’s Pink: An Analysis Of The Concept Albums of Roger Waters & Pink Floyd. Ontario: Collector’s Guide Publishing Inc., 2002.
• Shaffner, Nicholas. Saucerful of Secrets: The Pink Floyd Odyssey. New York: Dell Publishing, 1991.
• Stevenson, Nick. Culture, Ideology and Socialism. Vermont: Ashgate Publishing Company, 1995.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آهنگ بعدی”سگها” نام گذاری شده. میشد آن را “سگها، دو گونه متفاوت” نامید، چرا که ظاهراً ما در این آهنگ با دو صدای متفاوت رو به رو هستیم. به این معنا که دیوید گیلمور، گیتاریست گروه، قطعات اولیهی ترانه را میخواند، و پایانِ آن با صدای راجر واترز به اتمام میرسد. همچنین دو روش متمایزِ تفکر آشکار میگردد. ترانه با سخنان سگِ پیر –سگی که نمایندهی کلیشهای خود است، سگِ قاتل که تلاش دارد تا به مرتبهی خوک برسد- که به سگِ دیگر برای پیشرفتش کمک مشورت میدهد آغاز میشود.
ترانه با این سطرها آغاز میشود: ” باید دیوونه باشی / باید بفهمی دقیقاً نیازت چیه / باید توی خیابون روی انگشتهات خوابیده باشی / باید بتونی با چشم بسته هم غذات رو پیدا کنی/ و بعد آروم و پنهونی حرکت کنی/ و بدون اینکه فکر کنی، تو لحظهای که باید ضربه رو بزنی.” او تاکید میکند که فقط کسانی که “نیازشون رو میدونن” و دارای میلی بیپایان هستند میتوانند سلسله مراتب را یکی پس از دیگری بالا بروند. ترانه پیشنهاد میدهد که برای رسیدن به موفقیت، باید مجذوبِ عطشِ بیحدِ قدرت شد. ترانه همچنین به نوعی قتل هم اشاره دارد. معیار اخلاقیِ “سگ، سگ را میخورد” که در آن تا زمانی که پول و قدرت حصول شوند، همه چیز عادلانه است. “سگ” موفق سگی است که هم مراقب شکار باشد، هم شکارچی.
بند بعدی ترانه توصیهای دقیق است: پیروی کردن از قواعدی که قبلا وضع شدهاند. ترانه با ورود تمام گروه ادامه مییابد، و با بافت موسیقیاییِ غنی، ما را دچار دو احساس متضاد میکند: “تسکین و غم”.
And after a while, you can work on points for style.
Like the club tie, and the firm handshake,
A certain look in the eye and an easy smile.
You have to be trusted by the people that you lie to,
So that when they turn their backs on you,
You’ll get the chance to put the knife in.
یه چند وقتی که گذشت، کمکم ریزهکاریهای خوشتیپی رو یاد میگیری
مثلاً کراوات بزنی و درست و حسابی و محکم دست بدی
نگاهی مطمئن و لبخند راحتی داشته باشی
باید بذاری مردمی که بهشون دروغ میگی بهت اعتماد کنن
تا وقتی که پشتشون رو به تو میکنن
بتونی چاقو رو تا ته فرو ببری
فیل رز توضیح میدهد: “سگ نشان میدهد که مهاجم سرانجام موفق میشود شخصیت فریبکار و کاسبکار –که مشخصهی آن نگاهی فریبنده در چشمهای طرف مقابل، و لبخندی تصنعی که در صورت لزوم میتوانند ظاهر شوند- را در خود جا بیاندازد. واترز اشاره میکند که این شیوهای دلسردکننده برای زیستن است. سگ، برای این که از قافلهی رقابت جا نماند، باید همیشه حیلههای جدیدی برای رو کردن داشته باشد، به هیچ کس اعتماد نکند، و هرگز مورد اعتماد قرار نگیرد. در نهایت، موجودی تنها و زیستی بیگانه از خویش.
رز اشاره میکند که راوی اول، – با به کارگیری ابزارهای موسیقیایی – تصمیم میگیرد که “سگ” جوانتر باید از این گونه زندگی دل سرد شود. نه از بابت این که از وحشت و توهمِ زندگی در امان نگه دارد، بلکه چون نباید برای سگ ارشد قیافه بگیرد، مقداری از حس رقابت و برتری جویی او را محدود کردهاند.
You gotta keep one eye looking over your shoulder.
You know it’s going to get harder,
And harder and harder as you get older.
And in the end you’ll pack up and fly down south,
Hide your head in the sand,
Just another sad old man,
All alone and dying of cancer.
همیشه باید نگاهی هم به پشت سرت داشته باشی
می دونی هرچی پیرتر میشی سختتر و سختتر میشه
و آخرش هم بار و بندیلت رو جمع میکنی و میری جنوب
و سرت رو میون شنها پنهون میکنی.
تو فقط یه پیرمرد درب و داغون دیگه هستی
که تو تنهایی خودش از سرطان میمیره.
در حین اینکه سگ ارشد این پیشنهادات دلسردکننده را میدهد، کمکم متوجه میشود که در حال توضیح واقعیتهای زندگی خودش است. رز شرح میدهد که چگونه در سطرِ بعدی درک کاملِ پیشگوییِ سگ در مورد خودش شروع میشود. “شخصیت همچنان تهدید کنندهی سگ اول نه تنها با ورود آواز اصلی دوتایی، بلکه ا بازگشتِ آوازِ پشتیبانِ پسزمینه تصدیق میشود. او موقعیت ترسناک ایجاد شده توسطِ سگِ دوم را توضیح میدهد: افزایش حس پارانویا، که نتیجه نهایی کنش گذشته اوست.” (Rose, 65) سگ ارشد سرانجام متوجه می شود که شیوههای گذشتهی او به شدت بر زندگی و آیندهاش تاثیر گذاشته است.
And when you loose control, you’ll reap the harvest you have sown.
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone.
And it’s too late to loose the weight you used to need to throw around.
So have a good drown, as you go down, all alone.
Dragged down by the stone.
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آهنگ بعدی”سگها” نام گذاری شده. میشد آن را “سگها، دو گونه متفاوت” نامید، چرا که ظاهراً ما در این آهنگ با دو صدای متفاوت رو به رو هستیم. به این معنا که دیوید گیلمور، گیتاریست گروه، قطعات اولیهی ترانه را میخواند، و پایانِ آن با صدای راجر واترز به اتمام میرسد. همچنین دو روش متمایزِ تفکر آشکار میگردد. ترانه با سخنان سگِ پیر –سگی که نمایندهی کلیشهای خود است، سگِ قاتل که تلاش دارد تا به مرتبهی خوک برسد- که به سگِ دیگر برای پیشرفتش کمک مشورت میدهد آغاز میشود.
ترانه با این سطرها آغاز میشود: ” باید دیوونه باشی / باید بفهمی دقیقاً نیازت چیه / باید توی خیابون روی انگشتهات خوابیده باشی / باید بتونی با چشم بسته هم غذات رو پیدا کنی/ و بعد آروم و پنهونی حرکت کنی/ و بدون اینکه فکر کنی، تو لحظهای که باید ضربه رو بزنی.” او تاکید میکند که فقط کسانی که “نیازشون رو میدونن” و دارای میلی بیپایان هستند میتوانند سلسله مراتب را یکی پس از دیگری بالا بروند. ترانه پیشنهاد میدهد که برای رسیدن به موفقیت، باید مجذوبِ عطشِ بیحدِ قدرت شد. ترانه همچنین به نوعی قتل هم اشاره دارد. معیار اخلاقیِ “سگ، سگ را میخورد” که در آن تا زمانی که پول و قدرت حصول شوند، همه چیز عادلانه است. “سگ” موفق سگی است که هم مراقب شکار باشد، هم شکارچی.
بند بعدی ترانه توصیهای دقیق است: پیروی کردن از قواعدی که قبلا وضع شدهاند. ترانه با ورود تمام گروه ادامه مییابد، و با بافت موسیقیاییِ غنی، ما را دچار دو احساس متضاد میکند: “تسکین و غم”.
And after a while, you can work on points for style.
Like the club tie, and the firm handshake,
A certain look in the eye and an easy smile.
You have to be trusted by the people that you lie to,
So that when they turn their backs on you,
You’ll get the chance to put the knife in.
یه چند وقتی که گذشت، کمکم ریزهکاریهای خوشتیپی رو یاد میگیری
مثلاً کراوات بزنی و درست و حسابی و محکم دست بدی
نگاهی مطمئن و لبخند راحتی داشته باشی
باید بذاری مردمی که بهشون دروغ میگی بهت اعتماد کنن
تا وقتی که پشتشون رو به تو میکنن
بتونی چاقو رو تا ته فرو ببری
فیل رز توضیح میدهد: “سگ نشان میدهد که مهاجم سرانجام موفق میشود شخصیت فریبکار و کاسبکار –که مشخصهی آن نگاهی فریبنده در چشمهای طرف مقابل، و لبخندی تصنعی که در صورت لزوم میتوانند ظاهر شوند- را در خود جا بیاندازد. واترز اشاره میکند که این شیوهای دلسردکننده برای زیستن است. سگ، برای این که از قافلهی رقابت جا نماند، باید همیشه حیلههای جدیدی برای رو کردن داشته باشد، به هیچ کس اعتماد نکند، و هرگز مورد اعتماد قرار نگیرد. در نهایت، موجودی تنها و زیستی بیگانه از خویش.
رز اشاره میکند که راوی اول، – با به کارگیری ابزارهای موسیقیایی – تصمیم میگیرد که “سگ” جوانتر باید از این گونه زندگی دل سرد شود. نه از بابت این که از وحشت و توهمِ زندگی در امان نگه دارد، بلکه چون نباید برای سگ ارشد قیافه بگیرد، مقداری از حس رقابت و برتری جویی او را محدود کردهاند.
You gotta keep one eye looking over your shoulder.
You know it’s going to get harder,
And harder and harder as you get older.
And in the end you’ll pack up and fly down south,
Hide your head in the sand,
Just another sad old man,
All alone and dying of cancer.
همیشه باید نگاهی هم به پشت سرت داشته باشی
می دونی هرچی پیرتر میشی سختتر و سختتر میشه
و آخرش هم بار و بندیلت رو جمع میکنی و میری جنوب
و سرت رو میون شنها پنهون میکنی.
تو فقط یه پیرمرد درب و داغون دیگه هستی
که تو تنهایی خودش از سرطان میمیره.
در حین اینکه سگ ارشد این پیشنهادات دلسردکننده را میدهد، کمکم متوجه میشود که در حال توضیح واقعیتهای زندگی خودش است. رز شرح میدهد که چگونه در سطرِ بعدی درک کاملِ پیشگوییِ سگ در مورد خودش شروع میشود. “شخصیت همچنان تهدید کنندهی سگ اول نه تنها با ورود آواز اصلی دوتایی، بلکه ا بازگشتِ آوازِ پشتیبانِ پسزمینه تصدیق میشود. او موقعیت ترسناک ایجاد شده توسطِ سگِ دوم را توضیح میدهد: افزایش حس پارانویا، که نتیجه نهایی کنش گذشته اوست.” (Rose, 65) سگ ارشد سرانجام متوجه می شود که شیوههای گذشتهی او به شدت بر زندگی و آیندهاش تاثیر گذاشته است.
And when you loose control, you’ll reap the harvest you have sown.
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone.
And it’s too late to loose the weight you used to need to throw around.
So have a good drown, as you go down, all alone.
Dragged down by the stone.
و وقتی که کنترلت رو از دست میدی، چیزی رو که کاشته بودی درو میکنی
و همین طور که ترست زیاد میشه ، خون گندیدت کم کم از جریان میافته و به سنگ بدل میشه
اونوقت دیگه واسه کم کردن وزنی که واسه زور گفتن به مردم لازمش داشتی خیلی دیر شده
غرق شدنت نوش جونت، تویی که باید تنهایی غرق شی
با سنگی که پایینت میکشه.
اگرچه او در قامتِ دوم شخص صحبت میکند، سگ پیرتر، سگ رقابتجو که کاملا با خودش حرف میزند بالاخره متوجه میشود که رقابتهای سطح بالا –فضیلتی کاملا سرمایهدارانه- چگونه او را با شرایط و روابط واقعی انسانی بیگانه میسازد. برای او از قبل مشخص شده که باید در غرور و انزوای خویش غرق شود.
چیزی که در ادامه میآید قطعهای طولانی و بیکلام است که عمدتا شامل صدایی ترسناک تولید شده توسط یک سینتی سایزر با روندی صعودی و همچنین صدای یکنواخت درام میشود. واژهی سنگ از طریق اکو تکرار میشود تا تاکید بیشتری بر بیگانگی شود. فیل رز اشاره دارد که در این قسمت نوبت به تأمل میرسد، جایی که سگ جوان – هم او که در خوکهای پرنده: قسمت 1 حرف میزد – در مورد پیشنهادهای متناقض توصیه شده به خود فکر میکند. نقش درامز در این بخش کمکم بیشتر میشود و این بدان معنا است که این “سگ” در حال فراهم آوردن شرایط مقاومت برابر این نوع زندگی بوده، و تکذیبیهای را آماده میکند. پروتاگونیست این داستان در حال فروکردنِ توهم ایدئولوژی، و بطلانِ منطقهای پیشین آن است. این قطعهی بیکلام به یکباره قطع شده، و ساختار موسیقیایی که در آغاز با آن مواجه بودیم مجدداَ بازسازی میشود: همنوازی دو گیتار آکوستیک، و در آخر ورود تمام اعضای گروه. پروتاگونیست، در همین حالی که گویی از خوابِ غفلت بیدار شده شروع میکند:
I gotta admit that I’m a little bit confused.
Sometimes it seems to me as if I’m just being used.
Gotta stay awake, gotta try and shake off this creeping malaise.
If I don’t stand my own ground,
How can I find my own way out of this maze?
باید اعتراف کنم که یه کم گیج شدم
گاهی به نظر میرسه که صرفا ازم سوء استفاده شده
باید بیدار بمونم، باید سعی کنم از این بیقراری خزنده رها بشم
اگر نتونم روی پاهام واستم و حقم رو بگیرم
چطور می تونم راهم رو تو این دنیای پیچ در پیچ پیدا کنم؟
ساختارهای ایدئولوژیکی که به او میگویند کیست و چگونه باید رفتار کند رها سازد. وی به این ساختارها به عنوان راهی ابزورد و –اگرچه پنهان پشتِ خودشیفتگیای صحیح- خودمخرب برای زندگی نگاه میکند. او ورای پاداشهای پیشنهادی سرمایهداری را میبیند؛ پاداشهایی که جدایِ از محصولات جانبی وحشتناکشان، از قبیل سودهای مالی و ترفیع درجات، برای او به شدت رنگ باخته هستند. رز اشاره میکند “این حقیقت که سگ مذکور میگوید «باید شب را بیدار بماند» بیمیلی او به بازگشت به وضعیت شستشوی مغزی را میرساند. به بیان دیگر، او باید “روی پای خودش بایستد” تا دوباره زیر نفوذ قاعدهی فردیتگرایی سگ ابتدایی نرود.” (Rose, 66)
به محض ورود تمام اعضای گروه، چیزی که ادامه پیدا میکند انتقادی محکم و قاطع از شیوهی زندگی “سگ مرشد” است.
Deaf, dumb and blind you just keep on pretending
That everyone’s expendable and no one has a real friend.
And it seems to you the thing to do would be to isolate the winner.
And everything’s done under the sun,
And you believe at heart, everyone’s a killer.
کر و کور و لال، همش ادعا داری
که میشه از همه استفاده کرد و هیچ کس دوست واقعی نداره
و کار درست از نظر تو، محاصره برندههاس…
و خوشی بقیه براش مهم نیست
و از ته دل باورداری که همه قاتلن…
“سگ” جوان که ظاهراً از چنگ کرختی ذهن و ایدئولوژی ویرانگر آزاد شده است، تلاش میکند که قسمتهایی از حیلههای ایدئولوژی را روشن کند. زندگی سخت رقابتی آنها در منازعات طبقاتی، یک بار دیگر نشان داده میشود، اما این بار خبری از سرخوشی فریبنده نیست. تا زمانی که “همه قابل مصرف باشند” هیچ کس نمی تواند رابطهی معناداری را با دیگری آغاز کند. تا وقتی آنهایی که باید از سلسله مراتب بالا بروند اعتقاد دارند ” خوشی بقیه برایشان مهم نیست” تا نیازهای واقعی شان را سرکوب کنند، این موضوع آنها را به سمت وضعیتی پارانویایی سوق میدهد که هر کسی پتانسیل خطرناک و دشمن بودن را دارا میباشد.
چیزی که عاید میشود، سولوی بلند و دراماتیکی است که غم عمیقی را عرضه میکند. سپس ترانهای تکهتکه و تلمیحی که شامل این قطعه است:
و همین طور که ترست زیاد میشه ، خون گندیدت کم کم از جریان میافته و به سنگ بدل میشه
اونوقت دیگه واسه کم کردن وزنی که واسه زور گفتن به مردم لازمش داشتی خیلی دیر شده
غرق شدنت نوش جونت، تویی که باید تنهایی غرق شی
با سنگی که پایینت میکشه.
اگرچه او در قامتِ دوم شخص صحبت میکند، سگ پیرتر، سگ رقابتجو که کاملا با خودش حرف میزند بالاخره متوجه میشود که رقابتهای سطح بالا –فضیلتی کاملا سرمایهدارانه- چگونه او را با شرایط و روابط واقعی انسانی بیگانه میسازد. برای او از قبل مشخص شده که باید در غرور و انزوای خویش غرق شود.
چیزی که در ادامه میآید قطعهای طولانی و بیکلام است که عمدتا شامل صدایی ترسناک تولید شده توسط یک سینتی سایزر با روندی صعودی و همچنین صدای یکنواخت درام میشود. واژهی سنگ از طریق اکو تکرار میشود تا تاکید بیشتری بر بیگانگی شود. فیل رز اشاره دارد که در این قسمت نوبت به تأمل میرسد، جایی که سگ جوان – هم او که در خوکهای پرنده: قسمت 1 حرف میزد – در مورد پیشنهادهای متناقض توصیه شده به خود فکر میکند. نقش درامز در این بخش کمکم بیشتر میشود و این بدان معنا است که این “سگ” در حال فراهم آوردن شرایط مقاومت برابر این نوع زندگی بوده، و تکذیبیهای را آماده میکند. پروتاگونیست این داستان در حال فروکردنِ توهم ایدئولوژی، و بطلانِ منطقهای پیشین آن است. این قطعهی بیکلام به یکباره قطع شده، و ساختار موسیقیایی که در آغاز با آن مواجه بودیم مجدداَ بازسازی میشود: همنوازی دو گیتار آکوستیک، و در آخر ورود تمام اعضای گروه. پروتاگونیست، در همین حالی که گویی از خوابِ غفلت بیدار شده شروع میکند:
I gotta admit that I’m a little bit confused.
Sometimes it seems to me as if I’m just being used.
Gotta stay awake, gotta try and shake off this creeping malaise.
If I don’t stand my own ground,
How can I find my own way out of this maze?
باید اعتراف کنم که یه کم گیج شدم
گاهی به نظر میرسه که صرفا ازم سوء استفاده شده
باید بیدار بمونم، باید سعی کنم از این بیقراری خزنده رها بشم
اگر نتونم روی پاهام واستم و حقم رو بگیرم
چطور می تونم راهم رو تو این دنیای پیچ در پیچ پیدا کنم؟
ساختارهای ایدئولوژیکی که به او میگویند کیست و چگونه باید رفتار کند رها سازد. وی به این ساختارها به عنوان راهی ابزورد و –اگرچه پنهان پشتِ خودشیفتگیای صحیح- خودمخرب برای زندگی نگاه میکند. او ورای پاداشهای پیشنهادی سرمایهداری را میبیند؛ پاداشهایی که جدایِ از محصولات جانبی وحشتناکشان، از قبیل سودهای مالی و ترفیع درجات، برای او به شدت رنگ باخته هستند. رز اشاره میکند “این حقیقت که سگ مذکور میگوید «باید شب را بیدار بماند» بیمیلی او به بازگشت به وضعیت شستشوی مغزی را میرساند. به بیان دیگر، او باید “روی پای خودش بایستد” تا دوباره زیر نفوذ قاعدهی فردیتگرایی سگ ابتدایی نرود.” (Rose, 66)
به محض ورود تمام اعضای گروه، چیزی که ادامه پیدا میکند انتقادی محکم و قاطع از شیوهی زندگی “سگ مرشد” است.
Deaf, dumb and blind you just keep on pretending
That everyone’s expendable and no one has a real friend.
And it seems to you the thing to do would be to isolate the winner.
And everything’s done under the sun,
And you believe at heart, everyone’s a killer.
کر و کور و لال، همش ادعا داری
که میشه از همه استفاده کرد و هیچ کس دوست واقعی نداره
و کار درست از نظر تو، محاصره برندههاس…
و خوشی بقیه براش مهم نیست
و از ته دل باورداری که همه قاتلن…
“سگ” جوان که ظاهراً از چنگ کرختی ذهن و ایدئولوژی ویرانگر آزاد شده است، تلاش میکند که قسمتهایی از حیلههای ایدئولوژی را روشن کند. زندگی سخت رقابتی آنها در منازعات طبقاتی، یک بار دیگر نشان داده میشود، اما این بار خبری از سرخوشی فریبنده نیست. تا زمانی که “همه قابل مصرف باشند” هیچ کس نمی تواند رابطهی معناداری را با دیگری آغاز کند. تا وقتی آنهایی که باید از سلسله مراتب بالا بروند اعتقاد دارند ” خوشی بقیه برایشان مهم نیست” تا نیازهای واقعی شان را سرکوب کنند، این موضوع آنها را به سمت وضعیتی پارانویایی سوق میدهد که هر کسی پتانسیل خطرناک و دشمن بودن را دارا میباشد.
چیزی که عاید میشود، سولوی بلند و دراماتیکی است که غم عمیقی را عرضه میکند. سپس ترانهای تکهتکه و تلمیحی که شامل این قطعه است:
Who was born in a house full of pain.
Who was trained not to spit in the fan.
Who was told what to do by the man.
Who was broken by trained personnel.
Who was fitted with collar and chain.
Who was given a pat on the back.
Who was breaking away from the pack.
Who was only a stranger at home.
Who was ground down in the end.
Who was found dead on the phone.
Who was dragged down by the stone.
کسی که تو خونهای پر از درد به دنیا اومده
کسی که تمرینش دادن به سمت طرفدارش تف نکنه
کسی که از رئیسش دستور میگیره
کسی که توسط افراد تعلیم دیده درخودش شکسته شده
کسی که سر و کارش با قلاده و زنجیره
کسی که توی یه غرفه پشت پیشخون نشسته
کسی که زیر فشار داره خرد میشه
کسی که توی خونهش فقط یه غریبهس
کسی که آخرسر به خاک میافته
کسی که معمولن جسدش پای تلفن پیدا میشه
کسی که با سنگی بر پاش غرق میشه…
واترز استعارهاش را شرح میدهد که زیستهای فردی در جامعهی سرمایهداری دقیقا مانند همان سگی است که پیرو استادش، ایدئولوژی سرمایهداری است. رقیب بورژوازی – یا همان “سگ” – “ از رئیسش دستور میگیره ” و “ توسط افراد تعلیم دیده درخودش شکسته شده “. این عبارات بیانگرِ شرایطِ ایدئولوژیک هستند. آنهایی که توسط تأثیراتِ طبیعی بر روانِ فرد و عمل به مانیفستها “پایین کشیده میشوند”، سرانجام به دام تنهایی و زندگی دور از دیگران میافتند.
دو آهنگ بعدی “خوک ها: سه گونه متفاوت” و “گوسفند” نام دارند که به ترتیب نقش سرمایهدار و طبقه کارگر را بازی میکنند. “خوکها” پرخور و بد اخلاق نشان داده شدهاند، و قابلیت این را دارند که با رنج دادن طبقات زیرین، خود در بالاترین درجات اجتماعی جا خوش کنند. گوسفند هم به عنوان موجود بیفکری نشان داده میشود که به طور کل تحت کنترل ساختارهای ایدئولوژیک است. این مسئله به وضوح در کتاب فیل رز مطرح شدهاست. برای فهم مقصود این مقاله، فقط باید متوجه باشیم که اعضای طبقههای ممتاز جامعه هم مانند “سگها”، چه از سیستم اقتصادی سرمایهداری، چه از ایدئولوژیی که از آن محافظت میکند، رنج میکشند. واترز در این آلبوم سعی میکند که با شکافتن توهمات این ایدئولوژی ذهن تعدادی از شنوندگان خود را روشن کند. اما برای چه تاثیری؟
این به وضوح در کتاب رز مطرح شده است. برای اهداف این مقاله فقط باید درک شود که مانند «سگها» – همانطور که در بالا توضیح داده شد – اعضای این طبقه اجتماعی متمایز از هر دو به دلیل ساختار اقتصادی سرمایه داری و ایدئولوژی که از آن حمایت می کنند رنج می برند. در این آلبوم، واترز به وضوح تلاش می کند تا توهم ایدئولوژی را بشکند تا برخی از مخاطبانش را روشن کند. اما چه تأثیری دارد؟
نکته و یا – اگر جرات گفتنش را داشته باشم – پیشنهاد آخری که واترز مطرح میکند، در آخرین آهنگ آلبوم، یعنی “خوک های پرنده: قسمت 2” آشکار میگردد. درست شبیه همتای خود، در ابتدای آلبوم، این آهنگ هم با یک گیتار آکوستیک نواخته میشود، اما آواز برای القای حس صمیمیت بیشتر دابل ترک است.
You know that I care what happens to you.
And I know that you care for me too,
So I don’t feel alone,
Or the weight of the stone,
Now that I’ve found somewhere safe
To bury my bone.
And any fool knows a dog needs a home
A shelter from pigs on the wing.
Who was trained not to spit in the fan.
Who was told what to do by the man.
Who was broken by trained personnel.
Who was fitted with collar and chain.
Who was given a pat on the back.
Who was breaking away from the pack.
Who was only a stranger at home.
Who was ground down in the end.
Who was found dead on the phone.
Who was dragged down by the stone.
کسی که تو خونهای پر از درد به دنیا اومده
کسی که تمرینش دادن به سمت طرفدارش تف نکنه
کسی که از رئیسش دستور میگیره
کسی که توسط افراد تعلیم دیده درخودش شکسته شده
کسی که سر و کارش با قلاده و زنجیره
کسی که توی یه غرفه پشت پیشخون نشسته
کسی که زیر فشار داره خرد میشه
کسی که توی خونهش فقط یه غریبهس
کسی که آخرسر به خاک میافته
کسی که معمولن جسدش پای تلفن پیدا میشه
کسی که با سنگی بر پاش غرق میشه…
واترز استعارهاش را شرح میدهد که زیستهای فردی در جامعهی سرمایهداری دقیقا مانند همان سگی است که پیرو استادش، ایدئولوژی سرمایهداری است. رقیب بورژوازی – یا همان “سگ” – “ از رئیسش دستور میگیره ” و “ توسط افراد تعلیم دیده درخودش شکسته شده “. این عبارات بیانگرِ شرایطِ ایدئولوژیک هستند. آنهایی که توسط تأثیراتِ طبیعی بر روانِ فرد و عمل به مانیفستها “پایین کشیده میشوند”، سرانجام به دام تنهایی و زندگی دور از دیگران میافتند.
دو آهنگ بعدی “خوک ها: سه گونه متفاوت” و “گوسفند” نام دارند که به ترتیب نقش سرمایهدار و طبقه کارگر را بازی میکنند. “خوکها” پرخور و بد اخلاق نشان داده شدهاند، و قابلیت این را دارند که با رنج دادن طبقات زیرین، خود در بالاترین درجات اجتماعی جا خوش کنند. گوسفند هم به عنوان موجود بیفکری نشان داده میشود که به طور کل تحت کنترل ساختارهای ایدئولوژیک است. این مسئله به وضوح در کتاب فیل رز مطرح شدهاست. برای فهم مقصود این مقاله، فقط باید متوجه باشیم که اعضای طبقههای ممتاز جامعه هم مانند “سگها”، چه از سیستم اقتصادی سرمایهداری، چه از ایدئولوژیی که از آن محافظت میکند، رنج میکشند. واترز در این آلبوم سعی میکند که با شکافتن توهمات این ایدئولوژی ذهن تعدادی از شنوندگان خود را روشن کند. اما برای چه تاثیری؟
این به وضوح در کتاب رز مطرح شده است. برای اهداف این مقاله فقط باید درک شود که مانند «سگها» – همانطور که در بالا توضیح داده شد – اعضای این طبقه اجتماعی متمایز از هر دو به دلیل ساختار اقتصادی سرمایه داری و ایدئولوژی که از آن حمایت می کنند رنج می برند. در این آلبوم، واترز به وضوح تلاش می کند تا توهم ایدئولوژی را بشکند تا برخی از مخاطبانش را روشن کند. اما چه تأثیری دارد؟
نکته و یا – اگر جرات گفتنش را داشته باشم – پیشنهاد آخری که واترز مطرح میکند، در آخرین آهنگ آلبوم، یعنی “خوک های پرنده: قسمت 2” آشکار میگردد. درست شبیه همتای خود، در ابتدای آلبوم، این آهنگ هم با یک گیتار آکوستیک نواخته میشود، اما آواز برای القای حس صمیمیت بیشتر دابل ترک است.
You know that I care what happens to you.
And I know that you care for me too,
So I don’t feel alone,
Or the weight of the stone,
Now that I’ve found somewhere safe
To bury my bone.
And any fool knows a dog needs a home
A shelter from pigs on the wing.
می دونی برام مهمه چی سرت میاد.
و می دونم منم واسه تو مهمم،
پس احساس تنهایی نمیکنم،
حتی دیگه سنگینی سنگ رو هم حس نمیکنم،
حالا که جای امنی رو پیدا کردم
که استخونام رو خاک کنم.
و هر احمقی میدونه که هر سگی یه خونه میخواد
پناهگاهی از چنگ خوکای پرنده.
همچنین "گوسفند" نشان دهنده پایین ترین طبقه جامعه است که عمدتاً از وضعیت خود غافل هستند و مورد استثمار قرار می گیرند. در بیت اول توصیف شده است که آنها با آرامش در حال چرا هستند، غافل از اینکه به زودی آنها را به یک کشتارگاه می آورند. آنها در مورد اربابانشان، سگ ها، هشدار داده می شوند، حتی اگر آلبوم به عنوان یک کل، خوک ها را به عنوان دشمن واقعی معرفی می کند.
در بیت دوم، ناگهان حقیقت وحشتناکی بر آنها طلوع می کند و با "شوک پایانی در چشمان (آنها)" متوجه می شوند که دارند به "دره فولاد" هدایت می شوند، که نمایانگر ساختمان های بلند، خانه شرکت ها است. ، و کشتارگاه این آهنگ به یک آیه ساختگی کتاب مقدس ادامه مییابد که در آن گوسفندان اعتقاد اختصاصی خود به ارباب خود را با «قدرت زیاد و گرسنگی شدید» توصیف میکنند. اما در یک چرخش طنز، گوسفند، "از طریق تأمل آرام و فداکاری بزرگ"، استاد کاراته می شوند و علیه سگ ها شورش می کنند.
و در بیت سوم شورش آنها را تجسم می کند و حتی با وجود اینکه آنها ظاهراً سگ ها را می کشند، هنوز آنقدر ترسیده اند که نمی توانند خانه های خود را ترک کنند (چه به دلیل خطرات دیگر یا به دلیل هرج و مرجی که ایجاد کرده اند) که احتمالاً نشان می دهد که شورش فقط یک خیال بوده است. خوک ها هنوز در بالای سیستم هستند.
گوسفندان نماد عموم مردم هستند که با انفعال و عدم آگاهی انتقادی مشخص می شود. این گروه ساختارها و ایدئولوژی های اجتماعی مسلط را بدون زیر سوال بردن آنها دنبال می کنند. رفتار گوسفند نشان دهنده از خود راضی بودن و اطاعت کورکورانه از قدرت است.
درنتیجه در آهنگ گوسفند ، نماینده توده هایی است که توسط خوک ها و سگ ها هدایت می شوند. آهنگ "گوسفند" توضیح می دهد که چگونه گوسفندها در نهایت علیه ستمگران خود قیام می کنند و نشان می دهد که یک پتانسیل برای انقلاب علیه رهبری فاسد وجود دارد.
سگ به نوعی پیشنهاداتی را به ما ارایه میکند. به سیستم اجازه ندهیم که روح و جانش را خورد کند، و مجبورش کنیم در برابر چنگال سرد مبارزه تسلیم شود، او هنوز دارای صفات انسانی است، بدون هیچ شباهتی به دیگران، در طبقهی “سگها”. رز ادامه میدهد: “آرامشی که او در رابطهی نزدیکش با افراد دیگر احساس میکند به عنوانِ “پناهگاهی” از شرِ وضعیتِ “ملال و دردی” که از بیاحساسی خوک ها تولید میشود عمل میکند.” (Rose, 79) بدون در نظر گرفتنِ موقعیت، هر سه طبقه رنجور و زجر کشیدهاند. سیستم تغییری نمیکند، به نظر غیر قابل نفوذ میآید. با این حال، فرد میتواند از طریقِ روابط صمیمانه با همنوعانش از چنگ سیستم بگریزد.
متناقض به نظر میرسد. حیوانات قطعهای هنری / انتقادی است که امیدوار است بتواند ساختار جوامع سرمایهداری، که نشانگر حکومتهایی غیرانسانی و سادیستیاند را افشا کند. با این حال، واترز هیچ پیشنهادی در برابر این نیروی حیوانی ندارد. او صرفا اظهار میکند که ما باید با آن برخورد کرده، و بدون تسلیم شدن به ایدئولوژیاش در درون آن زندگی کنیم. اگر سیستم به نحوی که او شرح داد در مسیر خودش باقی بماند، بدون شک ایدئولوژی نه تنها از بین نمیرود، که قوی تر از پیش میشود. بنابراین با پیشنهاد این “نقشه جنگ” همانگونه که توضیح داد (قبول کردن سیستم و زندگی در آن تا نیل به سمت رضایت مندی) در واقع از این سیستم پشتیبانی کرده، و در ایدئولوژی آن شرکت میکند. اگرچه او به شدت از سرمایهداری انتقاد میکند، اما در واقع با این قطعه موسیقیایی از اساس اقتصادی ایدئولوژیک، که مستقیما تحت تاثیر ایدئولوژی سرمایهداری است حمایت کرده، و نهایتاً به شیوعِ “آگاهی کاذبی” که پیش تر از آن یاد شد کمک میکند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
و می دونم منم واسه تو مهمم،
پس احساس تنهایی نمیکنم،
حتی دیگه سنگینی سنگ رو هم حس نمیکنم،
حالا که جای امنی رو پیدا کردم
که استخونام رو خاک کنم.
و هر احمقی میدونه که هر سگی یه خونه میخواد
پناهگاهی از چنگ خوکای پرنده.
همچنین "گوسفند" نشان دهنده پایین ترین طبقه جامعه است که عمدتاً از وضعیت خود غافل هستند و مورد استثمار قرار می گیرند. در بیت اول توصیف شده است که آنها با آرامش در حال چرا هستند، غافل از اینکه به زودی آنها را به یک کشتارگاه می آورند. آنها در مورد اربابانشان، سگ ها، هشدار داده می شوند، حتی اگر آلبوم به عنوان یک کل، خوک ها را به عنوان دشمن واقعی معرفی می کند.
در بیت دوم، ناگهان حقیقت وحشتناکی بر آنها طلوع می کند و با "شوک پایانی در چشمان (آنها)" متوجه می شوند که دارند به "دره فولاد" هدایت می شوند، که نمایانگر ساختمان های بلند، خانه شرکت ها است. ، و کشتارگاه این آهنگ به یک آیه ساختگی کتاب مقدس ادامه مییابد که در آن گوسفندان اعتقاد اختصاصی خود به ارباب خود را با «قدرت زیاد و گرسنگی شدید» توصیف میکنند. اما در یک چرخش طنز، گوسفند، "از طریق تأمل آرام و فداکاری بزرگ"، استاد کاراته می شوند و علیه سگ ها شورش می کنند.
و در بیت سوم شورش آنها را تجسم می کند و حتی با وجود اینکه آنها ظاهراً سگ ها را می کشند، هنوز آنقدر ترسیده اند که نمی توانند خانه های خود را ترک کنند (چه به دلیل خطرات دیگر یا به دلیل هرج و مرجی که ایجاد کرده اند) که احتمالاً نشان می دهد که شورش فقط یک خیال بوده است. خوک ها هنوز در بالای سیستم هستند.
گوسفندان نماد عموم مردم هستند که با انفعال و عدم آگاهی انتقادی مشخص می شود. این گروه ساختارها و ایدئولوژی های اجتماعی مسلط را بدون زیر سوال بردن آنها دنبال می کنند. رفتار گوسفند نشان دهنده از خود راضی بودن و اطاعت کورکورانه از قدرت است.
درنتیجه در آهنگ گوسفند ، نماینده توده هایی است که توسط خوک ها و سگ ها هدایت می شوند. آهنگ "گوسفند" توضیح می دهد که چگونه گوسفندها در نهایت علیه ستمگران خود قیام می کنند و نشان می دهد که یک پتانسیل برای انقلاب علیه رهبری فاسد وجود دارد.
سگ به نوعی پیشنهاداتی را به ما ارایه میکند. به سیستم اجازه ندهیم که روح و جانش را خورد کند، و مجبورش کنیم در برابر چنگال سرد مبارزه تسلیم شود، او هنوز دارای صفات انسانی است، بدون هیچ شباهتی به دیگران، در طبقهی “سگها”. رز ادامه میدهد: “آرامشی که او در رابطهی نزدیکش با افراد دیگر احساس میکند به عنوانِ “پناهگاهی” از شرِ وضعیتِ “ملال و دردی” که از بیاحساسی خوک ها تولید میشود عمل میکند.” (Rose, 79) بدون در نظر گرفتنِ موقعیت، هر سه طبقه رنجور و زجر کشیدهاند. سیستم تغییری نمیکند، به نظر غیر قابل نفوذ میآید. با این حال، فرد میتواند از طریقِ روابط صمیمانه با همنوعانش از چنگ سیستم بگریزد.
متناقض به نظر میرسد. حیوانات قطعهای هنری / انتقادی است که امیدوار است بتواند ساختار جوامع سرمایهداری، که نشانگر حکومتهایی غیرانسانی و سادیستیاند را افشا کند. با این حال، واترز هیچ پیشنهادی در برابر این نیروی حیوانی ندارد. او صرفا اظهار میکند که ما باید با آن برخورد کرده، و بدون تسلیم شدن به ایدئولوژیاش در درون آن زندگی کنیم. اگر سیستم به نحوی که او شرح داد در مسیر خودش باقی بماند، بدون شک ایدئولوژی نه تنها از بین نمیرود، که قوی تر از پیش میشود. بنابراین با پیشنهاد این “نقشه جنگ” همانگونه که توضیح داد (قبول کردن سیستم و زندگی در آن تا نیل به سمت رضایت مندی) در واقع از این سیستم پشتیبانی کرده، و در ایدئولوژی آن شرکت میکند. اگرچه او به شدت از سرمایهداری انتقاد میکند، اما در واقع با این قطعه موسیقیایی از اساس اقتصادی ایدئولوژیک، که مستقیما تحت تاثیر ایدئولوژی سرمایهداری است حمایت کرده، و نهایتاً به شیوعِ “آگاهی کاذبی” که پیش تر از آن یاد شد کمک میکند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
• Baxandall, Lee. Morawski, Stephan. eds. Marx & Engels on Literature & Art. St Louis: Telos Press, 1973.
• Callari, Antonio., Ruccio, David F. eds. Postmodern Materialism and the Future of Marxist Theory. London: University Press, 1996.
• Lang, Berel. Williams, Forrest. eds. Marxism and Art: Writings in Aesthetics and Criticism: New York: David McKay Company, Inc., 1972.
• Rose, Phil. Which One’s Pink: An Analysis Of The Concept Albums of Roger Waters & Pink Floyd. Ontario: Collector’s Guide Publishing Inc., 2002.
• Shaffner, Nicholas. Saucerful of Secrets: The Pink Floyd Odyssey. New York: Dell Publishing, 1991.
• Stevenson, Nick. Culture, Ideology and Socialism. Vermont: Ashgate Publishing Company, 1995.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
• Callari, Antonio., Ruccio, David F. eds. Postmodern Materialism and the Future of Marxist Theory. London: University Press, 1996.
• Lang, Berel. Williams, Forrest. eds. Marxism and Art: Writings in Aesthetics and Criticism: New York: David McKay Company, Inc., 1972.
• Rose, Phil. Which One’s Pink: An Analysis Of The Concept Albums of Roger Waters & Pink Floyd. Ontario: Collector’s Guide Publishing Inc., 2002.
• Shaffner, Nicholas. Saucerful of Secrets: The Pink Floyd Odyssey. New York: Dell Publishing, 1991.
• Stevenson, Nick. Culture, Ideology and Socialism. Vermont: Ashgate Publishing Company, 1995.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Pigs On The Wing (Parts 1&2)
▪️راجر واترز ـ خوکها ( pigs ) اجرای زنده با زیرنویس فارسی
▪️سال ۲۰۱۶ ـ مکزیک
▪️کیفیت: 1080p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Pigs On The Wing (Parts 1&2)
▪️راجر واترز ـ خوکها ( pigs ) اجرای زنده با زیرنویس فارسی
▪️سال ۲۰۱۶ ـ مکزیک
▪️کیفیت: 1080p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Pigs On The Wing (Parts 1&2) 1977 legendado
▪️ کیفیت: 1920x1080p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Pigs On The Wing (Parts 1&2) 1977 legendado
▪️ کیفیت: 1920x1080p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آخرین آهنگ طولانی این دسته "گوسفند" است.
"گوسفند" نماینده توده های بی فکر، شهروندان عادی هستند که از خوک ها دستور می گیرند. به آنها گفته می شود که مراقب سگ ها نیز باشند، سگ هایی که در کمین هستند و منتظر حمله هستند.
گوسفند به راحتی قابل دستکاری و کنترل هستند. آنها به عنوان افرادی بی فکر و ساده لوح به تصویر کشیده می شوند که هر شعاری را که خوک ها به آنها یاد می دهند را تکرار می کنند و از این طریق به حفظ قدرت خوک ها از طریق نادانی و انفعال آنها کمک می کنند.
با این حال، واترز از طریق آیات خود به این نکته اشاره می کند که ناگهان گوسفندها شروع به خودآگاهی می کنند و متوجه می شوند که چیزی در دنیایی که در آن زندگی می کنند درست نیست.
آهنگ «گوسفند» از پینک فلوید تفسیری است بر سازگاری در جامعه. گوسفندی که با بی تحرکی و از خود راضی بودن در برابر خطر مقایسه میشود. او تشخیص می دهد که اگرچه وانمود کردن به اینکه خطر واقعی نیست ، اما در دراز مدت کمکی نخواهد کرد. او همچنین به جنگ مدرن اشاره می کند و اینکه چگونه صاحبان قدرت اغلب دیگران را به جای آنها می فرستند تا بمیرند. آهنگ فراخوانی است برای رد انطباق و اقدام برای ایجاد تغییر.
همچنین "گوسفند" نشان دهنده پایین ترین طبقه جامعه است که عمدتاً از وضعیت خود غافل هستند و مورد استثمار قرار می گیرند. در بیت اول توصیف شده است که آنها با آرامش در حال چرا هستند، غافل از اینکه به زودی آنها را به یک کشتارگاه می آورند. آنها در مورد اربابانشان، سگ ها، هشدار داده می شوند، حتی اگر آلبوم به عنوان یک کل، خوک ها را به عنوان دشمن واقعی معرفی می کند.
در بیت دوم، ناگهان حقیقت وحشتناکی بر آنها طلوع می کند و با "شوک پایانی در چشمان (آنها)" متوجه می شوند که دارند به "دره فولاد" هدایت می شوند، که نمایانگر ساختمان های بلند، خانه شرکت ها است. ، و کشتارگاه این آهنگ به یک آیه ساختگی کتاب مقدس ادامه مییابد که در آن گوسفندان اعتقاد اختصاصی خود به ارباب خود را با «قدرت زیاد و گرسنگی شدید» توصیف میکنند. اما در یک چرخش طنز، گوسفند، "از طریق تأمل آرام و فداکاری بزرگ"، استاد کاراته می شوند و علیه سگ ها شورش می کنند.
و در بیت سوم شورش آنها را تجسم می کند و حتی با وجود اینکه آنها ظاهراً سگ ها را می کشند، هنوز آنقدر ترسیده اند که نمی توانند خانه های خود را ترک کنند (چه به دلیل خطرات دیگر یا به دلیل هرج و مرجی که ایجاد کرده اند) که احتمالاً نشان می دهد که شورش فقط یک خیال بوده است. خوک ها هنوز در بالای سیستم هستند.
گوسفندان نماد عموم مردم هستند که با انفعال و عدم آگاهی انتقادی مشخص می شود. این گروه ساختارها و ایدئولوژی های اجتماعی مسلط را بدون زیر سوال بردن آنها دنبال می کنند. رفتار گوسفند نشان دهنده از خود راضی بودن و اطاعت کورکورانه از قدرت است.
درنتیجه در آهنگ گوسفند ، نماینده توده هایی است که توسط خوک ها و سگ ها هدایت می شوند. آهنگ "گوسفند" توضیح می دهد که چگونه گوسفندها در نهایت علیه ستمگران خود قیام می کنند و نشان می دهد که یک پتانسیل برای انقلاب علیه رهبری فاسد وجود دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آخرین آهنگ طولانی این دسته "گوسفند" است.
"گوسفند" نماینده توده های بی فکر، شهروندان عادی هستند که از خوک ها دستور می گیرند. به آنها گفته می شود که مراقب سگ ها نیز باشند، سگ هایی که در کمین هستند و منتظر حمله هستند.
گوسفند به راحتی قابل دستکاری و کنترل هستند. آنها به عنوان افرادی بی فکر و ساده لوح به تصویر کشیده می شوند که هر شعاری را که خوک ها به آنها یاد می دهند را تکرار می کنند و از این طریق به حفظ قدرت خوک ها از طریق نادانی و انفعال آنها کمک می کنند.
با این حال، واترز از طریق آیات خود به این نکته اشاره می کند که ناگهان گوسفندها شروع به خودآگاهی می کنند و متوجه می شوند که چیزی در دنیایی که در آن زندگی می کنند درست نیست.
آهنگ «گوسفند» از پینک فلوید تفسیری است بر سازگاری در جامعه. گوسفندی که با بی تحرکی و از خود راضی بودن در برابر خطر مقایسه میشود. او تشخیص می دهد که اگرچه وانمود کردن به اینکه خطر واقعی نیست ، اما در دراز مدت کمکی نخواهد کرد. او همچنین به جنگ مدرن اشاره می کند و اینکه چگونه صاحبان قدرت اغلب دیگران را به جای آنها می فرستند تا بمیرند. آهنگ فراخوانی است برای رد انطباق و اقدام برای ایجاد تغییر.
همچنین "گوسفند" نشان دهنده پایین ترین طبقه جامعه است که عمدتاً از وضعیت خود غافل هستند و مورد استثمار قرار می گیرند. در بیت اول توصیف شده است که آنها با آرامش در حال چرا هستند، غافل از اینکه به زودی آنها را به یک کشتارگاه می آورند. آنها در مورد اربابانشان، سگ ها، هشدار داده می شوند، حتی اگر آلبوم به عنوان یک کل، خوک ها را به عنوان دشمن واقعی معرفی می کند.
در بیت دوم، ناگهان حقیقت وحشتناکی بر آنها طلوع می کند و با "شوک پایانی در چشمان (آنها)" متوجه می شوند که دارند به "دره فولاد" هدایت می شوند، که نمایانگر ساختمان های بلند، خانه شرکت ها است. ، و کشتارگاه این آهنگ به یک آیه ساختگی کتاب مقدس ادامه مییابد که در آن گوسفندان اعتقاد اختصاصی خود به ارباب خود را با «قدرت زیاد و گرسنگی شدید» توصیف میکنند. اما در یک چرخش طنز، گوسفند، "از طریق تأمل آرام و فداکاری بزرگ"، استاد کاراته می شوند و علیه سگ ها شورش می کنند.
و در بیت سوم شورش آنها را تجسم می کند و حتی با وجود اینکه آنها ظاهراً سگ ها را می کشند، هنوز آنقدر ترسیده اند که نمی توانند خانه های خود را ترک کنند (چه به دلیل خطرات دیگر یا به دلیل هرج و مرجی که ایجاد کرده اند) که احتمالاً نشان می دهد که شورش فقط یک خیال بوده است. خوک ها هنوز در بالای سیستم هستند.
گوسفندان نماد عموم مردم هستند که با انفعال و عدم آگاهی انتقادی مشخص می شود. این گروه ساختارها و ایدئولوژی های اجتماعی مسلط را بدون زیر سوال بردن آنها دنبال می کنند. رفتار گوسفند نشان دهنده از خود راضی بودن و اطاعت کورکورانه از قدرت است.
درنتیجه در آهنگ گوسفند ، نماینده توده هایی است که توسط خوک ها و سگ ها هدایت می شوند. آهنگ "گوسفند" توضیح می دهد که چگونه گوسفندها در نهایت علیه ستمگران خود قیام می کنند و نشان می دهد که یک پتانسیل برای انقلاب علیه رهبری فاسد وجود دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💽#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Dogs - Animals
▪️آهنگ Dogs (پینک فلوید) با اجرای راجرز واترز ـ به همراه زیرنویس فارسی
▪️کیفیت : 720p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💽#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Dogs - Animals
▪️آهنگ Dogs (پینک فلوید) با اجرای راجرز واترز ـ به همراه زیرنویس فارسی
▪️کیفیت : 720p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💽#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Dogs (1977) Animals
▪️کیفیت: 1920x1080p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💽#موزیک_ویدئو
▪️Pink Floyd - Dogs (1977) Animals
▪️کیفیت: 1920x1080p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💽#موزیک_ویدئو
▪️Pink floyd - Sheep _ Animals
▪️پينك فلويد - گوسفند ( آلبوم حيوانات) با ترجمه فارسی
▪️ کیفیت : 320x240p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💽#موزیک_ویدئو
▪️Pink floyd - Sheep _ Animals
▪️پينك فلويد - گوسفند ( آلبوم حيوانات) با ترجمه فارسی
▪️ کیفیت : 320x240p
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity