🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
به غیر از نقد از وضعیت جامعه، این آلبوم به جنبش پانک راک نیز واکنش نشان میدهد که در آن مقطع به عنوان یک بیان پوچگرا در برابر وضعیتهای اجتماعی سیاسی غالب در جامعه، و همچنین یک واکنش به خودخشنودی و نوستالژی عمومی که بر موسیقی راک ظاهر شده بود، سر بلند کرده بود. از این رو پینک فلوید یک هدف واضح و در تیررس موسیقیدانان پانک بود، نمونهای از این دست موسیقیدانان جانی روتن بود؛ کسی که بر روی تیشرت پینک فلوید جملهی «از پینک فلوید متنفرم» را نوشته بود.
با این حال نوازندهی درامز گروه، نیک میسن، از جنبش پانک راک استقبال کرد و به آنها خوشآمد گفت و آن را یادآور روزهایی میدانست که پینک فلوید به صورت زیرزمینی فعالیت میکرد، از همانجایی که پینک فلوید رشد کرده بود.
میسن در سال ۱۹۷۷ و در دومین آلبوم گروه پانک راک دامند در بریتانیا رو به عنوان تهیهکننده همکاری کرد.
مارک بلیک در کتاب ۲۰۰۸ خود با نام خلسه دلپذیر؛ آهنگ «سگها» را شاملِ یک سِری از بهترین کارهای دیوید گیلمور میداند، او معتقد است که گرچه گیلمور در تنها آهنگ آلبوم به عنوان خواننده اصلی حضور دارد؛ امّا خوانندگی او «انفجاری» است.
گیلمور در یک مصاحبه در سال ۲۰۰۸ گفته بود که نود درصد آهنگ «سگها» به او تعلق دارد و چون این آهنگ تقریباً نیمی از آلبوم را تشکیل میدهد از این رو مشارکت خود در آلبوم را ناچیز نمیدید.
در این آهنگ ریچارد رایت هم مشارکت قابل ذکری دارد، وی از صداهای سینثسایزر که مانند آن در آلبوم کاش اینجا بودی استفاده شده بود، بهره جست.
آهنگ «خوکها (سه خوک جورواجور)» از لحاظ شنیداری مانند آهنگ «دودی بگیر» است؛ قطعهای سرتاسر بلوزی که گیلمور در این آهنگ بیس نیز مینوازد. آهنگ «خوکها (سه خوک جورواجور)» به صورت صریح خلقیات مری وایتهاوس، از فعالان اجتماعی انگلیسی، را مورد هدف قرار میدهد و او در متن آهنگ؛ همراه با چیزهای دیگر؛ به یک موش تشبیه میشود که به خانهاش مینازد.
آهنگ «گوسفند» شامل یک ویرایش تغییریافته از کتاب مزمور ۲۳ است که این تغییر؛ در ادامهی جملهی «خداوند چوپان من است» بدین صورت میآید: «او مرا بر قلابهای بلند آویزان میکند، مرا به کتلت گوشت گوسفند تبدیل میکند». با جلوتر رفتن آهنگ، گوسفندها برمیخیزند و سگها را میکشند؛ اما بعد از آن به خانههای خودشان برمیگردند. با وجود خشم در سه آهنگ دیگر؛ آلبوم با بخش دوم آهنگ «خوکهای بالدار»، یک ترانهی عاشقانه همراه با اندکی از امید، به پایان میرسد که از روابط عاشقانه میان واترز و دوستدخترش الهام میگیرد.
▪️مراحل ضبط آلبوم
بمانند آلبوم قبل گروه، «کاش اینجا بودی» در این آلبوم نیز از برایان هامفریس به عنوان مهندس صوت استفاده شد. ضبط آلبوم طی ماههای آوریل تا دسامبر ۱۹۷۶ در بریتانیا رو انجام شد و تا اوایل ۱۹۷۷ نیز مراحل ضبط ادامه داشت.
دو آهنگ «Raving and Drooling» و «You've Got to Be Crazy» که گروه به صورت زنده در تورهای ۱۹۷۴ خود اجرا میکرد و برای آلبوم کاش اینجا بودی درنظرگرفته شده بودند؛ به ترتیب با نامهای «گوسفند» و «سگها» در این آلبوم به چشم میخورند. این دو آهنگ برای تناسب با مفهومِ جدیدی که پایهریزی شده بود، مورد بازبینی قرار گرفتند و با طرحریزی واترز برای آلبومِ جدید؛ آهنگ «خوکها (سه خوک جورواجور)» مابین این دو آهنگ قرار گرفت. به غیر از آهنگ «سگها» که با همکاری واترز و گیلمور ساخته شد، باقی آهنگها توسط واترز سروده و ساخته شدهاست.
آهنگ «خوکهای بالدار» به دو بخش تقسیم شد و از آنجایی که حقامتیازها برمبنای تعداد آهنگها درنظرگرفته میشد؛ واترز در نیمهی اول آلبوم نیز سهم بیشتری نسبت به گیلمور داشت، این در حالی است که بیشتر طرف اول آلبوم را؛ آهنگ «سگها» پر میکند. آهنگ «خوکهای بالدار» اشارههایی به زندگی خصوصی واترز و دلبستگیهای عاشقانهی جدید او و کارولاین آنه کریستی (کسی که بعداً با راک اسکالی مدیر گرتفول دد ازدواج کرد).
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
به غیر از نقد از وضعیت جامعه، این آلبوم به جنبش پانک راک نیز واکنش نشان میدهد که در آن مقطع به عنوان یک بیان پوچگرا در برابر وضعیتهای اجتماعی سیاسی غالب در جامعه، و همچنین یک واکنش به خودخشنودی و نوستالژی عمومی که بر موسیقی راک ظاهر شده بود، سر بلند کرده بود. از این رو پینک فلوید یک هدف واضح و در تیررس موسیقیدانان پانک بود، نمونهای از این دست موسیقیدانان جانی روتن بود؛ کسی که بر روی تیشرت پینک فلوید جملهی «از پینک فلوید متنفرم» را نوشته بود.
با این حال نوازندهی درامز گروه، نیک میسن، از جنبش پانک راک استقبال کرد و به آنها خوشآمد گفت و آن را یادآور روزهایی میدانست که پینک فلوید به صورت زیرزمینی فعالیت میکرد، از همانجایی که پینک فلوید رشد کرده بود.
میسن در سال ۱۹۷۷ و در دومین آلبوم گروه پانک راک دامند در بریتانیا رو به عنوان تهیهکننده همکاری کرد.
مارک بلیک در کتاب ۲۰۰۸ خود با نام خلسه دلپذیر؛ آهنگ «سگها» را شاملِ یک سِری از بهترین کارهای دیوید گیلمور میداند، او معتقد است که گرچه گیلمور در تنها آهنگ آلبوم به عنوان خواننده اصلی حضور دارد؛ امّا خوانندگی او «انفجاری» است.
گیلمور در یک مصاحبه در سال ۲۰۰۸ گفته بود که نود درصد آهنگ «سگها» به او تعلق دارد و چون این آهنگ تقریباً نیمی از آلبوم را تشکیل میدهد از این رو مشارکت خود در آلبوم را ناچیز نمیدید.
در این آهنگ ریچارد رایت هم مشارکت قابل ذکری دارد، وی از صداهای سینثسایزر که مانند آن در آلبوم کاش اینجا بودی استفاده شده بود، بهره جست.
آهنگ «خوکها (سه خوک جورواجور)» از لحاظ شنیداری مانند آهنگ «دودی بگیر» است؛ قطعهای سرتاسر بلوزی که گیلمور در این آهنگ بیس نیز مینوازد. آهنگ «خوکها (سه خوک جورواجور)» به صورت صریح خلقیات مری وایتهاوس، از فعالان اجتماعی انگلیسی، را مورد هدف قرار میدهد و او در متن آهنگ؛ همراه با چیزهای دیگر؛ به یک موش تشبیه میشود که به خانهاش مینازد.
آهنگ «گوسفند» شامل یک ویرایش تغییریافته از کتاب مزمور ۲۳ است که این تغییر؛ در ادامهی جملهی «خداوند چوپان من است» بدین صورت میآید: «او مرا بر قلابهای بلند آویزان میکند، مرا به کتلت گوشت گوسفند تبدیل میکند». با جلوتر رفتن آهنگ، گوسفندها برمیخیزند و سگها را میکشند؛ اما بعد از آن به خانههای خودشان برمیگردند. با وجود خشم در سه آهنگ دیگر؛ آلبوم با بخش دوم آهنگ «خوکهای بالدار»، یک ترانهی عاشقانه همراه با اندکی از امید، به پایان میرسد که از روابط عاشقانه میان واترز و دوستدخترش الهام میگیرد.
▪️مراحل ضبط آلبوم
بمانند آلبوم قبل گروه، «کاش اینجا بودی» در این آلبوم نیز از برایان هامفریس به عنوان مهندس صوت استفاده شد. ضبط آلبوم طی ماههای آوریل تا دسامبر ۱۹۷۶ در بریتانیا رو انجام شد و تا اوایل ۱۹۷۷ نیز مراحل ضبط ادامه داشت.
دو آهنگ «Raving and Drooling» و «You've Got to Be Crazy» که گروه به صورت زنده در تورهای ۱۹۷۴ خود اجرا میکرد و برای آلبوم کاش اینجا بودی درنظرگرفته شده بودند؛ به ترتیب با نامهای «گوسفند» و «سگها» در این آلبوم به چشم میخورند. این دو آهنگ برای تناسب با مفهومِ جدیدی که پایهریزی شده بود، مورد بازبینی قرار گرفتند و با طرحریزی واترز برای آلبومِ جدید؛ آهنگ «خوکها (سه خوک جورواجور)» مابین این دو آهنگ قرار گرفت. به غیر از آهنگ «سگها» که با همکاری واترز و گیلمور ساخته شد، باقی آهنگها توسط واترز سروده و ساخته شدهاست.
آهنگ «خوکهای بالدار» به دو بخش تقسیم شد و از آنجایی که حقامتیازها برمبنای تعداد آهنگها درنظرگرفته میشد؛ واترز در نیمهی اول آلبوم نیز سهم بیشتری نسبت به گیلمور داشت، این در حالی است که بیشتر طرف اول آلبوم را؛ آهنگ «سگها» پر میکند. آهنگ «خوکهای بالدار» اشارههایی به زندگی خصوصی واترز و دلبستگیهای عاشقانهی جدید او و کارولاین آنه کریستی (کسی که بعداً با راک اسکالی مدیر گرتفول دد ازدواج کرد).
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
▪️جلد آلبوم
با کاملشدن آلبوم، کار بر روی طراحی جلد آلبوم آغاز شد. گروه طراحی هیپنُسیس، طراح جلد آلبومهای قبل گروه، سه پیشنهاد برای طرح جلدِ آلبوم ارائه کرده بود، یکی از این پیشنهادها این بود که یک بچهی کوچک وارد اتاقخواب پدر و مادر خود میشود تا به رابطهی جنسی میان آنها پی ببرد: «مقاربت جنسی مانند جانوران!»
مفهوم نهایی برای طرح جلد که قدری غیرمعمول بود؛ توسط واترز طراحی شده بود که در زمانی که او نزدیک کلافم کامن زندگی میکرد و بهطور مرتب از کنار نیروگاه بترسی، که در آن زمان به پایان عمر مفید خود نزدیک میشد، رفتوآمد میکرد. یک نما از این نیروگاه برای طرح جلد انتخاب شد. گروه به شرکت آلمانی، بالون فابریک، و هنرمند استرالیایی، جفری شاو، سفارش داد تا یک بالن خوک مانند (شناخته میشود به عنوان Algie) به طول ۳۰ فوت (۹٫۱ متر) را ایجاد کنند. بالون با گاز هلیم پر از باد شده بود و در ۲ دسامبر جهت مانور، به مکانِ مورد نظر آورده شد. صفی از افراد آموزشدیده و حرفهای هم آماده بودند تا بالن از دستشان در نرود. شرایط جوّی مناسب نبود و کار در آن روز انجام نشد و مدیر پینک فلوید، استیو ارورک، از رزرو این افراد برای روز بعد غفلت کرده بود. بالون از مهارگاه رها و از دیدگان نیز محو گشت. سرانجام بالون در زمین یک کشاورز اهل کنت فرود آمد که به نظر خشمگین هم میآمد، زیرا موجب ترس گاو او شده بود.
تصویربرداری از بالون در روز سوم نیز ادامه یافت، اما عکسهای قبلیتر از نیروگاه بهتر به نظر میرسید و در نهایت تصویری از یک خوک روی یکی از آن عکسها منطبق شد.
در فیلم کوتاهی که توسط دنی بویل برای مراسم المپیک ۲۰۱۲ لندن ساخته شده بود، در قسمتهایی از آن یک خوک شناور بر بالای نیروگاه بترسی قابل مشاهدهاست.
▪️انتشار و بازخورد
آلبوم در ۲۳ ژانویه ۱۹۷۷ در بریتانیا؛ و در ۱۲ فوریه نیز در ایالات متحده منتشر شد. در بریتانیا به جایگاه دوم رسید و در ایالت متحده نیز به جایگاهی بهتر از سوم نرسید. آلبوم دو روز بعد از اعلام کپیتال ردیو نسبت به د پینک فلوید استوری و یک کنفرانس خبری که دو روز پیشتر برگزار شده بود؛ انتشار یافت.
پس از انتشار، منتقدین به بررسی آلبوم پرداختند. انامئی آلبوم را افراطی، بیگذشت و بیرحم و شمایلشکن مطلق میدانست.
کارل دالاس، منتقد ملودی میکر، آلبوم را «چشش عذابآور حقایق در رسانه در چند سال اخیر دانست، به شکل فزایندهای خوابآور…» توصیف کرد.
فرانک رز از رولینگ استون آلبوم پینک فلوید در این سال را طعنهامیز و غمافزا میدید و پیامشان را هم خستهکننده و بیمعنی میپنداشت؛ در مجموع هم آلبوم را نامطلوب ارزیابی کرد.
نیک میسن در سال ۲۰۰۴ در کتاب خودزندگینامه خود پشت و رو میگوید: این آلبوم خشونت بسیار بیشتری نسبت به کارهای پیشین پینک فلوید دارد. او میگوید: «ممکن است این ویژگی به دلیل شرایط کاری شبیه به کارگری درون استدیو به وجود آمده باشد». او آلبوم را یکجور واکنش ناخودآگاه به اتهامهایی از سوی سبک پانک راک میدید که گروههایی مانند پینک فلوید را با لقب «دایناسور راک» خطاب میکردند.
آلبوم جانوران گواهی چهاربار پلاتین را از آرآیاِیاِی دریافت کردهاست.
انتشار مجدد
در ابتدا آلبوم توسط هاروست رکوردز در بریتانیا، و توسط کلمبیا رکوردز در ایالات متحده منتشر شد. جانوران سال ۱۹۸۵ در بریتانیا و ۱۹۸۷ در ایالات متحده در قالب لوح فشرده منتشر شد. در سال ۱۹۹۴، آلبوم به صورت لوح فشردهی رمسترشدهی دیجیتالی و با طرح جلدی جدید بازانتشار یافت، همچنین نسخهای محدود و رمستر شده در قالب وینیل در سال ۱۹۹۷ منتشر شد؛ نسخهای از آلبوم در همان سال و در سالگرد انتشارِ آلبوم در ایالات متحده عرضه شد و به دنبال آن در سال ۲۰۰۰ نیز؛ آلبوم توسط کپیتال رکوردز دوباره منتشر شد.
آلبوم در «مجموعههای جعبهای بدرخش، آهان، راستی و اکتشاف» نیز قرار گرفتهاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
▪️جلد آلبوم
با کاملشدن آلبوم، کار بر روی طراحی جلد آلبوم آغاز شد. گروه طراحی هیپنُسیس، طراح جلد آلبومهای قبل گروه، سه پیشنهاد برای طرح جلدِ آلبوم ارائه کرده بود، یکی از این پیشنهادها این بود که یک بچهی کوچک وارد اتاقخواب پدر و مادر خود میشود تا به رابطهی جنسی میان آنها پی ببرد: «مقاربت جنسی مانند جانوران!»
مفهوم نهایی برای طرح جلد که قدری غیرمعمول بود؛ توسط واترز طراحی شده بود که در زمانی که او نزدیک کلافم کامن زندگی میکرد و بهطور مرتب از کنار نیروگاه بترسی، که در آن زمان به پایان عمر مفید خود نزدیک میشد، رفتوآمد میکرد. یک نما از این نیروگاه برای طرح جلد انتخاب شد. گروه به شرکت آلمانی، بالون فابریک، و هنرمند استرالیایی، جفری شاو، سفارش داد تا یک بالن خوک مانند (شناخته میشود به عنوان Algie) به طول ۳۰ فوت (۹٫۱ متر) را ایجاد کنند. بالون با گاز هلیم پر از باد شده بود و در ۲ دسامبر جهت مانور، به مکانِ مورد نظر آورده شد. صفی از افراد آموزشدیده و حرفهای هم آماده بودند تا بالن از دستشان در نرود. شرایط جوّی مناسب نبود و کار در آن روز انجام نشد و مدیر پینک فلوید، استیو ارورک، از رزرو این افراد برای روز بعد غفلت کرده بود. بالون از مهارگاه رها و از دیدگان نیز محو گشت. سرانجام بالون در زمین یک کشاورز اهل کنت فرود آمد که به نظر خشمگین هم میآمد، زیرا موجب ترس گاو او شده بود.
تصویربرداری از بالون در روز سوم نیز ادامه یافت، اما عکسهای قبلیتر از نیروگاه بهتر به نظر میرسید و در نهایت تصویری از یک خوک روی یکی از آن عکسها منطبق شد.
در فیلم کوتاهی که توسط دنی بویل برای مراسم المپیک ۲۰۱۲ لندن ساخته شده بود، در قسمتهایی از آن یک خوک شناور بر بالای نیروگاه بترسی قابل مشاهدهاست.
▪️انتشار و بازخورد
آلبوم در ۲۳ ژانویه ۱۹۷۷ در بریتانیا؛ و در ۱۲ فوریه نیز در ایالات متحده منتشر شد. در بریتانیا به جایگاه دوم رسید و در ایالت متحده نیز به جایگاهی بهتر از سوم نرسید. آلبوم دو روز بعد از اعلام کپیتال ردیو نسبت به د پینک فلوید استوری و یک کنفرانس خبری که دو روز پیشتر برگزار شده بود؛ انتشار یافت.
پس از انتشار، منتقدین به بررسی آلبوم پرداختند. انامئی آلبوم را افراطی، بیگذشت و بیرحم و شمایلشکن مطلق میدانست.
کارل دالاس، منتقد ملودی میکر، آلبوم را «چشش عذابآور حقایق در رسانه در چند سال اخیر دانست، به شکل فزایندهای خوابآور…» توصیف کرد.
فرانک رز از رولینگ استون آلبوم پینک فلوید در این سال را طعنهامیز و غمافزا میدید و پیامشان را هم خستهکننده و بیمعنی میپنداشت؛ در مجموع هم آلبوم را نامطلوب ارزیابی کرد.
نیک میسن در سال ۲۰۰۴ در کتاب خودزندگینامه خود پشت و رو میگوید: این آلبوم خشونت بسیار بیشتری نسبت به کارهای پیشین پینک فلوید دارد. او میگوید: «ممکن است این ویژگی به دلیل شرایط کاری شبیه به کارگری درون استدیو به وجود آمده باشد». او آلبوم را یکجور واکنش ناخودآگاه به اتهامهایی از سوی سبک پانک راک میدید که گروههایی مانند پینک فلوید را با لقب «دایناسور راک» خطاب میکردند.
آلبوم جانوران گواهی چهاربار پلاتین را از آرآیاِیاِی دریافت کردهاست.
انتشار مجدد
در ابتدا آلبوم توسط هاروست رکوردز در بریتانیا، و توسط کلمبیا رکوردز در ایالات متحده منتشر شد. جانوران سال ۱۹۸۵ در بریتانیا و ۱۹۸۷ در ایالات متحده در قالب لوح فشرده منتشر شد. در سال ۱۹۹۴، آلبوم به صورت لوح فشردهی رمسترشدهی دیجیتالی و با طرح جلدی جدید بازانتشار یافت، همچنین نسخهای محدود و رمستر شده در قالب وینیل در سال ۱۹۹۷ منتشر شد؛ نسخهای از آلبوم در همان سال و در سالگرد انتشارِ آلبوم در ایالات متحده عرضه شد و به دنبال آن در سال ۲۰۰۰ نیز؛ آلبوم توسط کپیتال رکوردز دوباره منتشر شد.
آلبوم در «مجموعههای جعبهای بدرخش، آهان، راستی و اکتشاف» نیز قرار گرفتهاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
▪️تور
این آلبوم، موضوعِ اصلی تورهای بشخصه شده بود. تور/کنسرتی که همان روزِ انتشارِ آلبوم در دورتموند آغاز شده بود. برگزاری این تور، ماه فوریه در اروپا، ماه مارس در بریتانیا، مدت سه هفته در ایالات متحده (آوریل و می) و سه هفتهٔ دیگر نیز در ماههای ژوئن و ژوئیه در ایالات متحده ادامه یافت.
در هنگام اجراهای گروه خوکهای بادکنکی بر فراز جمعیت به حالت شناور به حرکت درآورده میشدند و برای اجراهای دیگر نیز با خوکهای بدلی (اما قابل انفجار) جایگزین میشدند.
برای تورهای این آلبوم، دو نوازندهی فصلی؛ با نامهای «اسنوی وایت و دیک پری» به گروه اضافه شدند. اما در این دوره روابط میان اعضای گروه شوریده شده بود. واترز به تنهایی خود را به مکان اجرا میرساند و به محض اینکه اجرای گروه به سر میرسید، صحنه را ترک میکرد. رایت هم در یک زمان به انگلستان عزیمت کرد و تهدید کرد که از گروه جدا میشود. ظرفیت سالنها نیز برای گروه یک مسئله بود، مسئولین برگزاری ادعا میکردند که به میزانِ ۶۷۰۰۰ نفر در ورزشگاه سلجر فیلد فروش داشتهاند، اما واترز و اُروک به این رقم مشکوک بودند. آنها یک وکیل، عکاس و بالگرد را استخدام کرده، و فهمیده بودند که تعداد حضار ۹۵۰۰۰ نفر بوده و یک کمبود مالی به ارزش ۶۴۰٬۰۰۰ دلار وجود دارد.
پایان این تور به مرحلهای کم ارزش برای گیلمور تبدیل شده بود. او گمان میبرد که تمام موفقیتهایی که به دنبالش بودند را بدست آوردهاند و چیز دیگری در جلویشان وجود ندارد که بخواهند به آن بنگرند. در ژوئیه ۱۹۷۷ - روز آخر در ورزشگاه المپیک مونترآل - گروهی از هواداران پر سروصدا و هیجانزده که در ردیف اول حضار جا گرفته بودند؛ واترز را خشمگین کردند و وضع را بجایی کشاندند که واترز به صورت یکی از آنها آب دهان پرت کرد. واترز از اجرا در استادیومها با تعداد حضار زیاد دپرس شده بود و از آنسو گیلمور نیز اجرا در سالنهای کوچکتر که گروه قبل اجرا میکرد امتناع میکرد.
واترز بعدها با باب ارزین از حس بیگانگیاش در این تور سخن گفت و اینکه چگونه او گاهیاوقات احساسی شبیه به ایجاد یک دیوار برای جداکردن خود از حضار را داشتهاست. ماجرای پرتاب آبدهان بعدها پایهگذار مفهوم جدیدی شد و با آن مفهوم یکی از موفقترین آلبومهای گروه با نام دیوار شکل گرفت.
▪️فهرست ترانهها
« متن همهٔ ترانهها توسط راجر واترز نوشته شدهاست.»
سمت نخست
۱. «خوکهای بالدار بخش ۱» واترز واترز
۲. «سگها» دیوید گیلمور، واترز گیلمور، واترز
سمت دوم
۱. «خوکها (سه خوک جورواجور)» واترز واترز
۲. «گوسفند» واترز واترز
۳. «خوکهای بالدار بخش ۲» واترز واترز
دستاندرکاران پینک فلوید:
• دیوید گیلمور - گیتارها، گیتار بیس، تاک باکس، سینثسایزر، خواننده در نیمه اول «سگها»
• نیک میسن - درام، پرکاشن
• راجر واترز - گیتار بیس، خواننده اصلی در تمام آهنگها به جز نیمه اول «سگها»، گیتار آکوستیک و گیتار ریتم
• ریچارد رایت - ارگ هموند، پیانو برقی ورلیتز، پیانو برقی فندر رودز، هونر کلاوینت، پیانو، سینثسایزر، خواننده زمینه
گروه تولید:
• پینک فلوید
• برایان هامفریز - مهندسی صوت
• جیمز گاتری - رمسترینگ
• راجر واترز - طرح جلد
• استورم تورجرسن - طرح جلد (سازماندهنده)
• اوبری پاول - طرح جلد (سازماندهنده)، عکاسی
• نیک میسن - گرافیک
• پتر کریستوفرسن - عکاسی
• هاوارد بارتروپ - عکاسی
• نیک تاکر - عکاسی
• بابالیس - عکاسی
• راب بریمسون - عکاسی
• کالین جونز - عکاسی
• ای.آ.جی. آمستردام - طرح خوکهای بادکنکی
• داگ ساکس - رمسترینگ
• اسنوی وایت - گیتار لید در «خوکهای بالدار» (تنهادر ویرایش کارتریج ۸-آهنگه)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
▪️تور
این آلبوم، موضوعِ اصلی تورهای بشخصه شده بود. تور/کنسرتی که همان روزِ انتشارِ آلبوم در دورتموند آغاز شده بود. برگزاری این تور، ماه فوریه در اروپا، ماه مارس در بریتانیا، مدت سه هفته در ایالات متحده (آوریل و می) و سه هفتهٔ دیگر نیز در ماههای ژوئن و ژوئیه در ایالات متحده ادامه یافت.
در هنگام اجراهای گروه خوکهای بادکنکی بر فراز جمعیت به حالت شناور به حرکت درآورده میشدند و برای اجراهای دیگر نیز با خوکهای بدلی (اما قابل انفجار) جایگزین میشدند.
برای تورهای این آلبوم، دو نوازندهی فصلی؛ با نامهای «اسنوی وایت و دیک پری» به گروه اضافه شدند. اما در این دوره روابط میان اعضای گروه شوریده شده بود. واترز به تنهایی خود را به مکان اجرا میرساند و به محض اینکه اجرای گروه به سر میرسید، صحنه را ترک میکرد. رایت هم در یک زمان به انگلستان عزیمت کرد و تهدید کرد که از گروه جدا میشود. ظرفیت سالنها نیز برای گروه یک مسئله بود، مسئولین برگزاری ادعا میکردند که به میزانِ ۶۷۰۰۰ نفر در ورزشگاه سلجر فیلد فروش داشتهاند، اما واترز و اُروک به این رقم مشکوک بودند. آنها یک وکیل، عکاس و بالگرد را استخدام کرده، و فهمیده بودند که تعداد حضار ۹۵۰۰۰ نفر بوده و یک کمبود مالی به ارزش ۶۴۰٬۰۰۰ دلار وجود دارد.
پایان این تور به مرحلهای کم ارزش برای گیلمور تبدیل شده بود. او گمان میبرد که تمام موفقیتهایی که به دنبالش بودند را بدست آوردهاند و چیز دیگری در جلویشان وجود ندارد که بخواهند به آن بنگرند. در ژوئیه ۱۹۷۷ - روز آخر در ورزشگاه المپیک مونترآل - گروهی از هواداران پر سروصدا و هیجانزده که در ردیف اول حضار جا گرفته بودند؛ واترز را خشمگین کردند و وضع را بجایی کشاندند که واترز به صورت یکی از آنها آب دهان پرت کرد. واترز از اجرا در استادیومها با تعداد حضار زیاد دپرس شده بود و از آنسو گیلمور نیز اجرا در سالنهای کوچکتر که گروه قبل اجرا میکرد امتناع میکرد.
واترز بعدها با باب ارزین از حس بیگانگیاش در این تور سخن گفت و اینکه چگونه او گاهیاوقات احساسی شبیه به ایجاد یک دیوار برای جداکردن خود از حضار را داشتهاست. ماجرای پرتاب آبدهان بعدها پایهگذار مفهوم جدیدی شد و با آن مفهوم یکی از موفقترین آلبومهای گروه با نام دیوار شکل گرفت.
▪️فهرست ترانهها
« متن همهٔ ترانهها توسط راجر واترز نوشته شدهاست.»
سمت نخست
۱. «خوکهای بالدار بخش ۱» واترز واترز
۲. «سگها» دیوید گیلمور، واترز گیلمور، واترز
سمت دوم
۱. «خوکها (سه خوک جورواجور)» واترز واترز
۲. «گوسفند» واترز واترز
۳. «خوکهای بالدار بخش ۲» واترز واترز
دستاندرکاران پینک فلوید:
• دیوید گیلمور - گیتارها، گیتار بیس، تاک باکس، سینثسایزر، خواننده در نیمه اول «سگها»
• نیک میسن - درام، پرکاشن
• راجر واترز - گیتار بیس، خواننده اصلی در تمام آهنگها به جز نیمه اول «سگها»، گیتار آکوستیک و گیتار ریتم
• ریچارد رایت - ارگ هموند، پیانو برقی ورلیتز، پیانو برقی فندر رودز، هونر کلاوینت، پیانو، سینثسایزر، خواننده زمینه
گروه تولید:
• پینک فلوید
• برایان هامفریز - مهندسی صوت
• جیمز گاتری - رمسترینگ
• راجر واترز - طرح جلد
• استورم تورجرسن - طرح جلد (سازماندهنده)
• اوبری پاول - طرح جلد (سازماندهنده)، عکاسی
• نیک میسن - گرافیک
• پتر کریستوفرسن - عکاسی
• هاوارد بارتروپ - عکاسی
• نیک تاکر - عکاسی
• بابالیس - عکاسی
• راب بریمسون - عکاسی
• کالین جونز - عکاسی
• ای.آ.جی. آمستردام - طرح خوکهای بادکنکی
• داگ ساکس - رمسترینگ
• اسنوی وایت - گیتار لید در «خوکهای بالدار» (تنهادر ویرایش کارتریج ۸-آهنگه)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
تابستان ۱۹۷۶ در بریتانیا تابستان خوبی نبود. اقتصاد زیر فشار سنگین و مؤثر اتحادیههای کارگری، تورم دو رقمی و بیکاری رو به زوال گذاشته بود. بیش از صد هزار جوان فارق التحصیل شده آیندهی خود را با موجِ بیکاری، پوچ و بی هدف میدیدند. تغییر ناگهانی آب و هوا، تابستانی معمولی و بارانی را به موج عجیبی از گرما بدل کرد. این آب و هوا در ابتدا برابر بحران اقتصادی پادشاهی بریتانیا موهبت تصور میشد، اما گرما ثابت کرد که این جریان نیز حاصل مجموعه نفرینهایی است که به موجب آن محصولات برداشت نشدند و در آن سال، آب نیز برای شهروندان جیرهبندی شد.
در میان این آشفتگی، نسل جدیدی از نوجوانان پدید آمدند. پانکها از راه رسیدند. موسیقی به مراحل ابتدایی خود و آکوردهای سهتایی برگشت و بدل به فریادی خشمگین علیه نظم مستقر شد. فعالیتهای موجود یا باید تحت لوای این جنبش جدید موسیقیایی تعدیل میشدند، یا به کل از صحنه کنار میرفتند.
پینک فلوید تا آن لحظه هرچه میتوانست علیه پانکها باشد را ارایه کرده بود: موسیقیهایی بلند، توهمزا و فربه، و ترانههایی مبهم و خودپسندانه. در واقع آنها هدف یکی از قهرمانانِ تازه پدید آمدهی پانک قرار گرفتند.
پینک فلوید، تأثیر غیر منتظرهای بر کشفِ مالکِ بوتیک باندیج در چلسی، یعنی مالکولم مک لارن با نامِ جانی روتنِ بدنام – از سردمداران پانک و یکی از مخالفین اصلی پینک فلوید- گذاشت. مکلارن گروهی را با ویژگی خاص ظاهریشان که آنها را از دیگران متمایز میکرد گرد هم جمع کرد: جوانانی با پشتهای قوزکرده، موهایی سبز و دندانهای پوسیدهی مصنوعی. نفرت این گروه از پینک فلوید تا حدی بود که خواننده اصلی گروه “سکس پیستولز”، یعنی جانی روتن در حرکتی سادیستی در یکی از کنسرتهایش بر روی تیشرت خود با فونتی عجیب و کثیف کلمات “از پینک فلوید متنفرم” را نوشت (Schaffner, 210).
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
تابستان ۱۹۷۶ در بریتانیا تابستان خوبی نبود. اقتصاد زیر فشار سنگین و مؤثر اتحادیههای کارگری، تورم دو رقمی و بیکاری رو به زوال گذاشته بود. بیش از صد هزار جوان فارق التحصیل شده آیندهی خود را با موجِ بیکاری، پوچ و بی هدف میدیدند. تغییر ناگهانی آب و هوا، تابستانی معمولی و بارانی را به موج عجیبی از گرما بدل کرد. این آب و هوا در ابتدا برابر بحران اقتصادی پادشاهی بریتانیا موهبت تصور میشد، اما گرما ثابت کرد که این جریان نیز حاصل مجموعه نفرینهایی است که به موجب آن محصولات برداشت نشدند و در آن سال، آب نیز برای شهروندان جیرهبندی شد.
در میان این آشفتگی، نسل جدیدی از نوجوانان پدید آمدند. پانکها از راه رسیدند. موسیقی به مراحل ابتدایی خود و آکوردهای سهتایی برگشت و بدل به فریادی خشمگین علیه نظم مستقر شد. فعالیتهای موجود یا باید تحت لوای این جنبش جدید موسیقیایی تعدیل میشدند، یا به کل از صحنه کنار میرفتند.
پینک فلوید تا آن لحظه هرچه میتوانست علیه پانکها باشد را ارایه کرده بود: موسیقیهایی بلند، توهمزا و فربه، و ترانههایی مبهم و خودپسندانه. در واقع آنها هدف یکی از قهرمانانِ تازه پدید آمدهی پانک قرار گرفتند.
پینک فلوید، تأثیر غیر منتظرهای بر کشفِ مالکِ بوتیک باندیج در چلسی، یعنی مالکولم مک لارن با نامِ جانی روتنِ بدنام – از سردمداران پانک و یکی از مخالفین اصلی پینک فلوید- گذاشت. مکلارن گروهی را با ویژگی خاص ظاهریشان که آنها را از دیگران متمایز میکرد گرد هم جمع کرد: جوانانی با پشتهای قوزکرده، موهایی سبز و دندانهای پوسیدهی مصنوعی. نفرت این گروه از پینک فلوید تا حدی بود که خواننده اصلی گروه “سکس پیستولز”، یعنی جانی روتن در حرکتی سادیستی در یکی از کنسرتهایش بر روی تیشرت خود با فونتی عجیب و کثیف کلمات “از پینک فلوید متنفرم” را نوشت (Schaffner, 210).
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آشکار بود که پینک فلوید باید دیدگاه موسیقیایی و ترانهنویسی خود را با نبضِ آشفتگی وضع موجود و حتی تحولِ موسیقی راک اند رول هماهنگ کند.
در ۱۹۷۷ پیک فلوید، با سرپرستی بیسیست و ترانهسرای اصلی گروه، راجر واترز، شروع به ساخت و ضبط آلبومی کرد که تا به آن روز سیاسیترین و پرخاشگرایانهترین رویکردها را همراه داشت: “حیوانات”. اگرچه این آلبوم در رویکردِ انسانشناختی خود در توضیحِ وقایعِ سیاسی شبیهِ اثرِ استعاری / سیاسیِ جرج ارول، یعنی قلعهی حیوانات است؛ اما از جهاتِ دیگر، کاملا متفاوت مینماید. ارول درگیر اتفاقات انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بود، در حالی که واترز تفسیری از جامعهی خود، و سرمایهداری هارِ آن ارائه میکرد. فیل رز در کتابش با عنوان “چه کسی پینک است؟”، خلاصهای مارکسیستی از آنچه محتوای آلبوم میتواند بر آن دلالت کند –چه در ترانه و چه موسیقی- ارائه میدهد: “حیوانات نقدی است بر سیستم اقتصاد سرمایهداری. واترز شناختش از روبنا را دستاویز قرار داده، تا همچون مارکس تودهها را از ظلم و استثمارِ موجود آگاه کند. (Rose, 60) در میان تمام این آشفتگیها، ناگهان وضعیتِ سیاسی و اقتصادی انگلستان بزرگترین دغدغهی واترز شد. این دغدغه در هنر او متجلی است. اگرچه واترز در حیوانات، تلاشِ آگاهانهای در نقد سرمایهداری قرن ۲۱ کرد، و عملا اتهام سنگینی بر پایهی اقتصاد و اجزایی که آن را حمایت میکردند زد؛ سهلانگارانه از موذیترین قیمِ آن اساس، یعنی ایدئولوژی فرهنگی حمایت کرد.
برای اینکه نشان دهیم چطور یک قطعه هنری به ایدئولوژی فرهنگی کمک میکند، لازم است در ابتدا فهمی کلی از ایدئولوژی و نحوهی ارتباطش با فرهنگ را توضیح دهیم. ایدئولوژی فرمهای متفاوتی به خود میگیرد. در نهادهای آکادمیک آموخته میشود. در آبهای تیرهی مذهب کمین میکند. سرنخ عروسکهای رسانههای خبری و تجارت کالا در دستان اوست. و همانطور که خواهیم دید روح نافذش را در هنر و دیگر اشکال سرگرمی وارد میکند.
ایدئولوژی نیرویی است که اساساً بغرنج و درک ناشدنی به نظر میرسد، و در عین حال، قادر به شکل دادن ذهن شهروندانی است که باید از پایهی اقتصاد حمایت کنند. لویی آلتوسر در مقالهی خود با عنوانِ “ایدئولوژی و ساز و برگهای ایدئولوژیک دولت” توضیح می دهد که: “ایدئولوژی بیانگرِ رابطهی خیالی افراد با وضعیتِ واقعیِ آنها است.” (Rivkin, 294) افراد درونِ یک پیکره ی ملی و تحت نفوذِ ایدئولوژی، میتوانند برای تعریفِ خودشان از مصالحِ انتزاعیِ آن ایدئولوژی استفاده کنند. آلتوسر معتقد بود که ایدئولوژی توهم است. وسیلهای است که توسط فرد برای ارتباط با جامعهاش فراهم میشود. توضیحات هانس برتنز در مورد ایدئولوژی روشنکننده است:
“(ایدئولوژی) چیزی است که باعث میشود ما زندگی خود را به نحوی خاص تجربه کنیم و مجبورمان می کند باور کنیم روشی که ما خودمان و جهان را از آن طریق می بینیم طبیعی است. به این ترتیب، ایدئولوژی حقیقت را به روشهای مختلف تحریف کرده، آن را طبیعی خوانده، و آنچه را مصنوع و متناقض است هماهنگ و هارمونیک مینامد؛ به عنوان مثال فاصله طبقاتی که در نظام سرمایهداری مشاهده میکنیم. اگر در برابر ایدئولوژی سر تسلیم فرو بیاوریم، در جهانی غیرواقعی زندگی خواهیم کرد؛ چیزی که در مارکسیسم اغلب با عنوان وضعیت آگاهی کاذب از آن یاد میشود.” (Bertens, 84-85)
ایدئولوژی همچون لنزی است که فرد باید در آن نگاه کند تا وقایعِ اغلب سختِ اخلاقیِ زندگی در طیِ مبارزاتِ بیرحمانهی طبقاتی که در آن افراد از دیگران بیگانه شده، و در بازار همچون کالا خرید و فروش میشوند را قبول کند –تسلیم شود-.
اگر چه ممکن است ایدئولوژیهای متفاوتی در یک ملت وجود داشته باشد، و برخی هم صریحا در به تحلیل بردن پایههای اقتصاد بکوشند؛ اما “اینها همه سوژههایی برای حکمرانی ایدئولوژی هستند” (Bertens, 85) موسیقی، هرچند هم احتمالا انقلابی باشد، باز هم از این انقیاد مستثنی نیست.
برای یک پدیده، هر چیزی در قالبی از نمونههای قبلی شکل گرفته است. هیچ چیزی اصل نیست و هرچیز که انجام داده یا گفته شده کاملا از پیش به واسطهی ساختارهای ایدئولوژیک دیکته شده است.
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آشکار بود که پینک فلوید باید دیدگاه موسیقیایی و ترانهنویسی خود را با نبضِ آشفتگی وضع موجود و حتی تحولِ موسیقی راک اند رول هماهنگ کند.
در ۱۹۷۷ پیک فلوید، با سرپرستی بیسیست و ترانهسرای اصلی گروه، راجر واترز، شروع به ساخت و ضبط آلبومی کرد که تا به آن روز سیاسیترین و پرخاشگرایانهترین رویکردها را همراه داشت: “حیوانات”. اگرچه این آلبوم در رویکردِ انسانشناختی خود در توضیحِ وقایعِ سیاسی شبیهِ اثرِ استعاری / سیاسیِ جرج ارول، یعنی قلعهی حیوانات است؛ اما از جهاتِ دیگر، کاملا متفاوت مینماید. ارول درگیر اتفاقات انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بود، در حالی که واترز تفسیری از جامعهی خود، و سرمایهداری هارِ آن ارائه میکرد. فیل رز در کتابش با عنوان “چه کسی پینک است؟”، خلاصهای مارکسیستی از آنچه محتوای آلبوم میتواند بر آن دلالت کند –چه در ترانه و چه موسیقی- ارائه میدهد: “حیوانات نقدی است بر سیستم اقتصاد سرمایهداری. واترز شناختش از روبنا را دستاویز قرار داده، تا همچون مارکس تودهها را از ظلم و استثمارِ موجود آگاه کند. (Rose, 60) در میان تمام این آشفتگیها، ناگهان وضعیتِ سیاسی و اقتصادی انگلستان بزرگترین دغدغهی واترز شد. این دغدغه در هنر او متجلی است. اگرچه واترز در حیوانات، تلاشِ آگاهانهای در نقد سرمایهداری قرن ۲۱ کرد، و عملا اتهام سنگینی بر پایهی اقتصاد و اجزایی که آن را حمایت میکردند زد؛ سهلانگارانه از موذیترین قیمِ آن اساس، یعنی ایدئولوژی فرهنگی حمایت کرد.
برای اینکه نشان دهیم چطور یک قطعه هنری به ایدئولوژی فرهنگی کمک میکند، لازم است در ابتدا فهمی کلی از ایدئولوژی و نحوهی ارتباطش با فرهنگ را توضیح دهیم. ایدئولوژی فرمهای متفاوتی به خود میگیرد. در نهادهای آکادمیک آموخته میشود. در آبهای تیرهی مذهب کمین میکند. سرنخ عروسکهای رسانههای خبری و تجارت کالا در دستان اوست. و همانطور که خواهیم دید روح نافذش را در هنر و دیگر اشکال سرگرمی وارد میکند.
ایدئولوژی نیرویی است که اساساً بغرنج و درک ناشدنی به نظر میرسد، و در عین حال، قادر به شکل دادن ذهن شهروندانی است که باید از پایهی اقتصاد حمایت کنند. لویی آلتوسر در مقالهی خود با عنوانِ “ایدئولوژی و ساز و برگهای ایدئولوژیک دولت” توضیح می دهد که: “ایدئولوژی بیانگرِ رابطهی خیالی افراد با وضعیتِ واقعیِ آنها است.” (Rivkin, 294) افراد درونِ یک پیکره ی ملی و تحت نفوذِ ایدئولوژی، میتوانند برای تعریفِ خودشان از مصالحِ انتزاعیِ آن ایدئولوژی استفاده کنند. آلتوسر معتقد بود که ایدئولوژی توهم است. وسیلهای است که توسط فرد برای ارتباط با جامعهاش فراهم میشود. توضیحات هانس برتنز در مورد ایدئولوژی روشنکننده است:
“(ایدئولوژی) چیزی است که باعث میشود ما زندگی خود را به نحوی خاص تجربه کنیم و مجبورمان می کند باور کنیم روشی که ما خودمان و جهان را از آن طریق می بینیم طبیعی است. به این ترتیب، ایدئولوژی حقیقت را به روشهای مختلف تحریف کرده، آن را طبیعی خوانده، و آنچه را مصنوع و متناقض است هماهنگ و هارمونیک مینامد؛ به عنوان مثال فاصله طبقاتی که در نظام سرمایهداری مشاهده میکنیم. اگر در برابر ایدئولوژی سر تسلیم فرو بیاوریم، در جهانی غیرواقعی زندگی خواهیم کرد؛ چیزی که در مارکسیسم اغلب با عنوان وضعیت آگاهی کاذب از آن یاد میشود.” (Bertens, 84-85)
ایدئولوژی همچون لنزی است که فرد باید در آن نگاه کند تا وقایعِ اغلب سختِ اخلاقیِ زندگی در طیِ مبارزاتِ بیرحمانهی طبقاتی که در آن افراد از دیگران بیگانه شده، و در بازار همچون کالا خرید و فروش میشوند را قبول کند –تسلیم شود-.
اگر چه ممکن است ایدئولوژیهای متفاوتی در یک ملت وجود داشته باشد، و برخی هم صریحا در به تحلیل بردن پایههای اقتصاد بکوشند؛ اما “اینها همه سوژههایی برای حکمرانی ایدئولوژی هستند” (Bertens, 85) موسیقی، هرچند هم احتمالا انقلابی باشد، باز هم از این انقیاد مستثنی نیست.
برای یک پدیده، هر چیزی در قالبی از نمونههای قبلی شکل گرفته است. هیچ چیزی اصل نیست و هرچیز که انجام داده یا گفته شده کاملا از پیش به واسطهی ساختارهای ایدئولوژیک دیکته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آهنگ بعدی”سگها” نام گذاری شده. میشد آن را “سگها، دو گونه متفاوت” نامید، چرا که ظاهراً ما در این آهنگ با دو صدای متفاوت رو به رو هستیم. به این معنا که دیوید گیلمور، گیتاریست گروه، قطعات اولیهی ترانه را میخواند، و پایانِ آن با صدای راجر واترز به اتمام میرسد. همچنین دو روش متمایزِ تفکر آشکار میگردد. ترانه با سخنان سگِ پیر –سگی که نمایندهی کلیشهای خود است، سگِ قاتل که تلاش دارد تا به مرتبهی خوک برسد- که به سگِ دیگر برای پیشرفتش کمک مشورت میدهد آغاز میشود.
ترانه با این سطرها آغاز میشود: ” باید دیوونه باشی / باید بفهمی دقیقاً نیازت چیه / باید توی خیابون روی انگشتهات خوابیده باشی / باید بتونی با چشم بسته هم غذات رو پیدا کنی/ و بعد آروم و پنهونی حرکت کنی/ و بدون اینکه فکر کنی، تو لحظهای که باید ضربه رو بزنی.” او تاکید میکند که فقط کسانی که “نیازشون رو میدونن” و دارای میلی بیپایان هستند میتوانند سلسله مراتب را یکی پس از دیگری بالا بروند. ترانه پیشنهاد میدهد که برای رسیدن به موفقیت، باید مجذوبِ عطشِ بیحدِ قدرت شد. ترانه همچنین به نوعی قتل هم اشاره دارد. معیار اخلاقیِ “سگ، سگ را میخورد” که در آن تا زمانی که پول و قدرت حصول شوند، همه چیز عادلانه است. “سگ” موفق سگی است که هم مراقب شکار باشد، هم شکارچی.
بند بعدی ترانه توصیهای دقیق است: پیروی کردن از قواعدی که قبلا وضع شدهاند. ترانه با ورود تمام گروه ادامه مییابد، و با بافت موسیقیاییِ غنی، ما را دچار دو احساس متضاد میکند: “تسکین و غم”.
And after a while, you can work on points for style.
Like the club tie, and the firm handshake,
A certain look in the eye and an easy smile.
You have to be trusted by the people that you lie to,
So that when they turn their backs on you,
You’ll get the chance to put the knife in.
یه چند وقتی که گذشت، کمکم ریزهکاریهای خوشتیپی رو یاد میگیری
مثلاً کراوات بزنی و درست و حسابی و محکم دست بدی
نگاهی مطمئن و لبخند راحتی داشته باشی
باید بذاری مردمی که بهشون دروغ میگی بهت اعتماد کنن
تا وقتی که پشتشون رو به تو میکنن
بتونی چاقو رو تا ته فرو ببری
فیل رز توضیح میدهد: “سگ نشان میدهد که مهاجم سرانجام موفق میشود شخصیت فریبکار و کاسبکار –که مشخصهی آن نگاهی فریبنده در چشمهای طرف مقابل، و لبخندی تصنعی که در صورت لزوم میتوانند ظاهر شوند- را در خود جا بیاندازد. واترز اشاره میکند که این شیوهای دلسردکننده برای زیستن است. سگ، برای این که از قافلهی رقابت جا نماند، باید همیشه حیلههای جدیدی برای رو کردن داشته باشد، به هیچ کس اعتماد نکند، و هرگز مورد اعتماد قرار نگیرد. در نهایت، موجودی تنها و زیستی بیگانه از خویش.
رز اشاره میکند که راوی اول، – با به کارگیری ابزارهای موسیقیایی – تصمیم میگیرد که “سگ” جوانتر باید از این گونه زندگی دل سرد شود. نه از بابت این که از وحشت و توهمِ زندگی در امان نگه دارد، بلکه چون نباید برای سگ ارشد قیافه بگیرد، مقداری از حس رقابت و برتری جویی او را محدود کردهاند.
You gotta keep one eye looking over your shoulder.
You know it’s going to get harder,
And harder and harder as you get older.
And in the end you’ll pack up and fly down south,
Hide your head in the sand,
Just another sad old man,
All alone and dying of cancer.
همیشه باید نگاهی هم به پشت سرت داشته باشی
می دونی هرچی پیرتر میشی سختتر و سختتر میشه
و آخرش هم بار و بندیلت رو جمع میکنی و میری جنوب
و سرت رو میون شنها پنهون میکنی.
تو فقط یه پیرمرد درب و داغون دیگه هستی
که تو تنهایی خودش از سرطان میمیره.
در حین اینکه سگ ارشد این پیشنهادات دلسردکننده را میدهد، کمکم متوجه میشود که در حال توضیح واقعیتهای زندگی خودش است. رز شرح میدهد که چگونه در سطرِ بعدی درک کاملِ پیشگوییِ سگ در مورد خودش شروع میشود. “شخصیت همچنان تهدید کنندهی سگ اول نه تنها با ورود آواز اصلی دوتایی، بلکه ا بازگشتِ آوازِ پشتیبانِ پسزمینه تصدیق میشود. او موقعیت ترسناک ایجاد شده توسطِ سگِ دوم را توضیح میدهد: افزایش حس پارانویا، که نتیجه نهایی کنش گذشته اوست.” (Rose, 65) سگ ارشد سرانجام متوجه می شود که شیوههای گذشتهی او به شدت بر زندگی و آیندهاش تاثیر گذاشته است.
And when you loose control, you’ll reap the harvest you have sown.
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone.
And it’s too late to loose the weight you used to need to throw around.
So have a good drown, as you go down, all alone.
Dragged down by the stone.
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آهنگ بعدی”سگها” نام گذاری شده. میشد آن را “سگها، دو گونه متفاوت” نامید، چرا که ظاهراً ما در این آهنگ با دو صدای متفاوت رو به رو هستیم. به این معنا که دیوید گیلمور، گیتاریست گروه، قطعات اولیهی ترانه را میخواند، و پایانِ آن با صدای راجر واترز به اتمام میرسد. همچنین دو روش متمایزِ تفکر آشکار میگردد. ترانه با سخنان سگِ پیر –سگی که نمایندهی کلیشهای خود است، سگِ قاتل که تلاش دارد تا به مرتبهی خوک برسد- که به سگِ دیگر برای پیشرفتش کمک مشورت میدهد آغاز میشود.
ترانه با این سطرها آغاز میشود: ” باید دیوونه باشی / باید بفهمی دقیقاً نیازت چیه / باید توی خیابون روی انگشتهات خوابیده باشی / باید بتونی با چشم بسته هم غذات رو پیدا کنی/ و بعد آروم و پنهونی حرکت کنی/ و بدون اینکه فکر کنی، تو لحظهای که باید ضربه رو بزنی.” او تاکید میکند که فقط کسانی که “نیازشون رو میدونن” و دارای میلی بیپایان هستند میتوانند سلسله مراتب را یکی پس از دیگری بالا بروند. ترانه پیشنهاد میدهد که برای رسیدن به موفقیت، باید مجذوبِ عطشِ بیحدِ قدرت شد. ترانه همچنین به نوعی قتل هم اشاره دارد. معیار اخلاقیِ “سگ، سگ را میخورد” که در آن تا زمانی که پول و قدرت حصول شوند، همه چیز عادلانه است. “سگ” موفق سگی است که هم مراقب شکار باشد، هم شکارچی.
بند بعدی ترانه توصیهای دقیق است: پیروی کردن از قواعدی که قبلا وضع شدهاند. ترانه با ورود تمام گروه ادامه مییابد، و با بافت موسیقیاییِ غنی، ما را دچار دو احساس متضاد میکند: “تسکین و غم”.
And after a while, you can work on points for style.
Like the club tie, and the firm handshake,
A certain look in the eye and an easy smile.
You have to be trusted by the people that you lie to,
So that when they turn their backs on you,
You’ll get the chance to put the knife in.
یه چند وقتی که گذشت، کمکم ریزهکاریهای خوشتیپی رو یاد میگیری
مثلاً کراوات بزنی و درست و حسابی و محکم دست بدی
نگاهی مطمئن و لبخند راحتی داشته باشی
باید بذاری مردمی که بهشون دروغ میگی بهت اعتماد کنن
تا وقتی که پشتشون رو به تو میکنن
بتونی چاقو رو تا ته فرو ببری
فیل رز توضیح میدهد: “سگ نشان میدهد که مهاجم سرانجام موفق میشود شخصیت فریبکار و کاسبکار –که مشخصهی آن نگاهی فریبنده در چشمهای طرف مقابل، و لبخندی تصنعی که در صورت لزوم میتوانند ظاهر شوند- را در خود جا بیاندازد. واترز اشاره میکند که این شیوهای دلسردکننده برای زیستن است. سگ، برای این که از قافلهی رقابت جا نماند، باید همیشه حیلههای جدیدی برای رو کردن داشته باشد، به هیچ کس اعتماد نکند، و هرگز مورد اعتماد قرار نگیرد. در نهایت، موجودی تنها و زیستی بیگانه از خویش.
رز اشاره میکند که راوی اول، – با به کارگیری ابزارهای موسیقیایی – تصمیم میگیرد که “سگ” جوانتر باید از این گونه زندگی دل سرد شود. نه از بابت این که از وحشت و توهمِ زندگی در امان نگه دارد، بلکه چون نباید برای سگ ارشد قیافه بگیرد، مقداری از حس رقابت و برتری جویی او را محدود کردهاند.
You gotta keep one eye looking over your shoulder.
You know it’s going to get harder,
And harder and harder as you get older.
And in the end you’ll pack up and fly down south,
Hide your head in the sand,
Just another sad old man,
All alone and dying of cancer.
همیشه باید نگاهی هم به پشت سرت داشته باشی
می دونی هرچی پیرتر میشی سختتر و سختتر میشه
و آخرش هم بار و بندیلت رو جمع میکنی و میری جنوب
و سرت رو میون شنها پنهون میکنی.
تو فقط یه پیرمرد درب و داغون دیگه هستی
که تو تنهایی خودش از سرطان میمیره.
در حین اینکه سگ ارشد این پیشنهادات دلسردکننده را میدهد، کمکم متوجه میشود که در حال توضیح واقعیتهای زندگی خودش است. رز شرح میدهد که چگونه در سطرِ بعدی درک کاملِ پیشگوییِ سگ در مورد خودش شروع میشود. “شخصیت همچنان تهدید کنندهی سگ اول نه تنها با ورود آواز اصلی دوتایی، بلکه ا بازگشتِ آوازِ پشتیبانِ پسزمینه تصدیق میشود. او موقعیت ترسناک ایجاد شده توسطِ سگِ دوم را توضیح میدهد: افزایش حس پارانویا، که نتیجه نهایی کنش گذشته اوست.” (Rose, 65) سگ ارشد سرانجام متوجه می شود که شیوههای گذشتهی او به شدت بر زندگی و آیندهاش تاثیر گذاشته است.
And when you loose control, you’ll reap the harvest you have sown.
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone.
And it’s too late to loose the weight you used to need to throw around.
So have a good drown, as you go down, all alone.
Dragged down by the stone.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آخرین آهنگ طولانی این دسته "گوسفند" است.
"گوسفند" نماینده توده های بی فکر، شهروندان عادی هستند که از خوک ها دستور می گیرند. به آنها گفته می شود که مراقب سگ ها نیز باشند، سگ هایی که در کمین هستند و منتظر حمله هستند.
گوسفند به راحتی قابل دستکاری و کنترل هستند. آنها به عنوان افرادی بی فکر و ساده لوح به تصویر کشیده می شوند که هر شعاری را که خوک ها به آنها یاد می دهند را تکرار می کنند و از این طریق به حفظ قدرت خوک ها از طریق نادانی و انفعال آنها کمک می کنند.
با این حال، واترز از طریق آیات خود به این نکته اشاره می کند که ناگهان گوسفندها شروع به خودآگاهی می کنند و متوجه می شوند که چیزی در دنیایی که در آن زندگی می کنند درست نیست.
آهنگ «گوسفند» از پینک فلوید تفسیری است بر سازگاری در جامعه. گوسفندی که با بی تحرکی و از خود راضی بودن در برابر خطر مقایسه میشود. او تشخیص می دهد که اگرچه وانمود کردن به اینکه خطر واقعی نیست ، اما در دراز مدت کمکی نخواهد کرد. او همچنین به جنگ مدرن اشاره می کند و اینکه چگونه صاحبان قدرت اغلب دیگران را به جای آنها می فرستند تا بمیرند. آهنگ فراخوانی است برای رد انطباق و اقدام برای ایجاد تغییر.
همچنین "گوسفند" نشان دهنده پایین ترین طبقه جامعه است که عمدتاً از وضعیت خود غافل هستند و مورد استثمار قرار می گیرند. در بیت اول توصیف شده است که آنها با آرامش در حال چرا هستند، غافل از اینکه به زودی آنها را به یک کشتارگاه می آورند. آنها در مورد اربابانشان، سگ ها، هشدار داده می شوند، حتی اگر آلبوم به عنوان یک کل، خوک ها را به عنوان دشمن واقعی معرفی می کند.
در بیت دوم، ناگهان حقیقت وحشتناکی بر آنها طلوع می کند و با "شوک پایانی در چشمان (آنها)" متوجه می شوند که دارند به "دره فولاد" هدایت می شوند، که نمایانگر ساختمان های بلند، خانه شرکت ها است. ، و کشتارگاه این آهنگ به یک آیه ساختگی کتاب مقدس ادامه مییابد که در آن گوسفندان اعتقاد اختصاصی خود به ارباب خود را با «قدرت زیاد و گرسنگی شدید» توصیف میکنند. اما در یک چرخش طنز، گوسفند، "از طریق تأمل آرام و فداکاری بزرگ"، استاد کاراته می شوند و علیه سگ ها شورش می کنند.
و در بیت سوم شورش آنها را تجسم می کند و حتی با وجود اینکه آنها ظاهراً سگ ها را می کشند، هنوز آنقدر ترسیده اند که نمی توانند خانه های خود را ترک کنند (چه به دلیل خطرات دیگر یا به دلیل هرج و مرجی که ایجاد کرده اند) که احتمالاً نشان می دهد که شورش فقط یک خیال بوده است. خوک ها هنوز در بالای سیستم هستند.
گوسفندان نماد عموم مردم هستند که با انفعال و عدم آگاهی انتقادی مشخص می شود. این گروه ساختارها و ایدئولوژی های اجتماعی مسلط را بدون زیر سوال بردن آنها دنبال می کنند. رفتار گوسفند نشان دهنده از خود راضی بودن و اطاعت کورکورانه از قدرت است.
درنتیجه در آهنگ گوسفند ، نماینده توده هایی است که توسط خوک ها و سگ ها هدایت می شوند. آهنگ "گوسفند" توضیح می دهد که چگونه گوسفندها در نهایت علیه ستمگران خود قیام می کنند و نشان می دهد که یک پتانسیل برای انقلاب علیه رهبری فاسد وجود دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼
#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید
▪️Pink Floyd _ Animals
#_ادامه_پست_قبلی
آخرین آهنگ طولانی این دسته "گوسفند" است.
"گوسفند" نماینده توده های بی فکر، شهروندان عادی هستند که از خوک ها دستور می گیرند. به آنها گفته می شود که مراقب سگ ها نیز باشند، سگ هایی که در کمین هستند و منتظر حمله هستند.
گوسفند به راحتی قابل دستکاری و کنترل هستند. آنها به عنوان افرادی بی فکر و ساده لوح به تصویر کشیده می شوند که هر شعاری را که خوک ها به آنها یاد می دهند را تکرار می کنند و از این طریق به حفظ قدرت خوک ها از طریق نادانی و انفعال آنها کمک می کنند.
با این حال، واترز از طریق آیات خود به این نکته اشاره می کند که ناگهان گوسفندها شروع به خودآگاهی می کنند و متوجه می شوند که چیزی در دنیایی که در آن زندگی می کنند درست نیست.
آهنگ «گوسفند» از پینک فلوید تفسیری است بر سازگاری در جامعه. گوسفندی که با بی تحرکی و از خود راضی بودن در برابر خطر مقایسه میشود. او تشخیص می دهد که اگرچه وانمود کردن به اینکه خطر واقعی نیست ، اما در دراز مدت کمکی نخواهد کرد. او همچنین به جنگ مدرن اشاره می کند و اینکه چگونه صاحبان قدرت اغلب دیگران را به جای آنها می فرستند تا بمیرند. آهنگ فراخوانی است برای رد انطباق و اقدام برای ایجاد تغییر.
همچنین "گوسفند" نشان دهنده پایین ترین طبقه جامعه است که عمدتاً از وضعیت خود غافل هستند و مورد استثمار قرار می گیرند. در بیت اول توصیف شده است که آنها با آرامش در حال چرا هستند، غافل از اینکه به زودی آنها را به یک کشتارگاه می آورند. آنها در مورد اربابانشان، سگ ها، هشدار داده می شوند، حتی اگر آلبوم به عنوان یک کل، خوک ها را به عنوان دشمن واقعی معرفی می کند.
در بیت دوم، ناگهان حقیقت وحشتناکی بر آنها طلوع می کند و با "شوک پایانی در چشمان (آنها)" متوجه می شوند که دارند به "دره فولاد" هدایت می شوند، که نمایانگر ساختمان های بلند، خانه شرکت ها است. ، و کشتارگاه این آهنگ به یک آیه ساختگی کتاب مقدس ادامه مییابد که در آن گوسفندان اعتقاد اختصاصی خود به ارباب خود را با «قدرت زیاد و گرسنگی شدید» توصیف میکنند. اما در یک چرخش طنز، گوسفند، "از طریق تأمل آرام و فداکاری بزرگ"، استاد کاراته می شوند و علیه سگ ها شورش می کنند.
و در بیت سوم شورش آنها را تجسم می کند و حتی با وجود اینکه آنها ظاهراً سگ ها را می کشند، هنوز آنقدر ترسیده اند که نمی توانند خانه های خود را ترک کنند (چه به دلیل خطرات دیگر یا به دلیل هرج و مرجی که ایجاد کرده اند) که احتمالاً نشان می دهد که شورش فقط یک خیال بوده است. خوک ها هنوز در بالای سیستم هستند.
گوسفندان نماد عموم مردم هستند که با انفعال و عدم آگاهی انتقادی مشخص می شود. این گروه ساختارها و ایدئولوژی های اجتماعی مسلط را بدون زیر سوال بردن آنها دنبال می کنند. رفتار گوسفند نشان دهنده از خود راضی بودن و اطاعت کورکورانه از قدرت است.
درنتیجه در آهنگ گوسفند ، نماینده توده هایی است که توسط خوک ها و سگ ها هدایت می شوند. آهنگ "گوسفند" توضیح می دهد که چگونه گوسفندها در نهایت علیه ستمگران خود قیام می کنند و نشان می دهد که یک پتانسیل برای انقلاب علیه رهبری فاسد وجود دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity