🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شعر_جهان

▫️ شبِ دسامبر


سراشیبی‌‌‌ای سرد
در تاریکی ایستاده
جنوبِ درخت‌ها ولی خشک‌ است
شاخه‌های سنگین
سمتِ مه‌تاب بالا می‌روند
و پَر بار می‌دهند
نشسته‌ام به‌تماشای این گیاهانِ سپید
که در شب سال‌خورده‌ترند
و سال‌خورده‌ترین‌شان
زودتر به‌نابودی می‌رسد
و می‌شنوم ماه
کلاغ‌ها را پس می‌زند
آب از لای انگشتانِ خودش مدام می‌ریزد
امشب بارِ دیگر دعایی یافتم
که برای انسان نیست


▫️ شعری از ویلیام استنلی مروین
▫️ برگردان به پارسی: ساناز مصدق
▫️ عکس: بیلی دین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شعر_جهان

من به تنهایی قدم می‌زنم
و زیر پایم
خیابان‌های نیمه شب
جا خالی می‌کنند.
چشم که می‌بندم
میان هوس‌های من
این خانه‌های رویایی خاموش می‌شوند
و پیاز آسمانی ماه
بر بلندا‌ی سراشیبی‌ها
آویخته است.
من
خانه‌ها را منقبض می‌کنم
و درختان را می‌کاهم
دور که می‌شوم
قلاده نگاهم می‌افتد
به گردن آدم‌های عروسکی
که بی خبر از کم شدن
می‌خندند، می‌بوسند، مست می‌شوند
و با یک چشمک من خواهند مرد،
حتی حدس هم نمی‌زنند.

من
حالم که خوب باشد
به سبزه
سبزی‌اش را می‌دهم
و به آسمان سپید
آبی‌اش را
و طلا را وقف خورشید می‌کنم.
با این وجود در زمستانی‌ترین حالت‌ها
باز هم می‌توانم
رنگ را تحریم کنم
و گل را منع کنم از بودن.
من
می‌دانم روزی خواهی آمد
شانه به شانه‌ی من،
پرشور و زنده
و می‌گویی که رویا نیستی
و ادعا می‌کنی
گرمای عشق، تن را ثابت می‌کند.
اگرچه روشن است عزیزم،
همه‌ی زیبایی‌ات، همه لطافت‌ات
هدیه‌ای است
که من به تو داده‌ام.


▫️ شعری از سیلویا پلات
▫️ برگردان به پارسی از سینا کمال آبادی
▫️ عکس: بازدید از تابلوی «دختری با گوشوارۀ مروارید» اثر یوهانس ورمیر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازه‌ی دانش خود سخن بگوید، چه سکوتی بر جهان حاکم می‌شد.
✍️ #ناپلیون_بناپارت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#چکامه_پارسی

دوباره باز خواهم گشت:


دوباره باز خواهم گشت
در گل خانه‌ها را باز خواهم کرد
تمام آسمان را آبی پرواز خواهم کرد
تو را در کوچه‌های کودکی آواز خواهم کرد
از آنجایی که ماندم ناتمام آغاز خواهم کرد
تمام قفل‌ها را باز خواهم کرد
دوباره باغمان را سبز خواهم ساخت
درخت عشق خواهم کاشت
سیاهی یا سپیدی
نه!
تمام رنگ‌ها را دوست خواهم داشت
کبوترهای عاشق را
گل‌های شقایق را
یکایک از قفس آزاد خواهم کرد
تو را ای ناب، ای نایاب
تو را ای تشنه‌ی سیراب(تو را ای تشنه‌ی داراب)
تو را ای خانه‌ی بر آب
تو را آباد خواهم کرد
تو را هر لحظه و هر جا
تو را هر جای این دنیا
تو را در باغ‌های سوخته
بر ساحل داغ عطش
فریاد خواهم کرد
به آهنگ صدای موج
از دریادلانت یاد خواهم کرد
سبب سازان هجرت را
تبرداران ظلمت را
به دار نور خواهم بست
زمین زادگاهم را
که صدها تکه و پاره است
دوباره باز خواهم یافت
که عمری رفته بود از دست
دوباره باز خواهم گشت
اجاق سرد مادر را
به عطر نان تازه، زنده خواهم کرد
دوباره اسب مغرور پدر را
زین و برگی تازه خواهم کرد
به سوی چشمه‌های روشن خورشید
به سوی دشت‌های سبز خواهم راند
کتاب ناتمام خاطراتش را
کتاب خاطرات ناتمامش را
از گرد و غبار سال‌های پستوی وحشت
دوباره پاک خواهم کرد
ادامه داده از تو می‌نویسم
آنچه را باید
از آن دستی که آتش زد
بلایی که به جان ما و من آمد
ظهور و سلطه‌ی ابلیس
با نام خدا و چهره‌ی قدیس
دوباره باز خواهم گشت
تمام مطربان را سازهای کوک
تمام شاعران را شعرهای ناب خواهم داد
اگر حتی فقط یک روز
باقی باشد از عمرم
به خانه باز خواهم گشت
به خاک سرزمین زادگاهم
سجده خواهم کرد
بوسه خواهم زد!
دوباره باز خواهم گشت
دوباره باز خواهم گشت
به خانه باز خواهم گشت
نه، من اینجا نخواهم ماند
در این تنهایی خاموش و
بی رویا نخواهم ماند
بسوی چشمه‌های روشن خورشید
به سوی خاک و گندمزار
به سوی دشت‌های سبز خواهم راند
نه، من اینجا نخواهم ماند
نه، من اینجا نخواهم مرد
دوباره (شروه‌های ناب صابر) را
به میهمانی شب بوهای (ایزدخواست) خواهم برد.

✍️ #اردلان_سرفراز🥂

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

از مرگ خودت نترس. هرگز آن را نخواهی دید. از مرگ شرفت بترس که هر روز آن را خواهی دید.
✍️ #ارنستو_چه‌گوار🇦🇷

اگر توانستید به مگس‌ها بفهمانید که گل از زباله بهتر است، به خائنین کشور هم می‌توانید بفهمانید که کشور از ثروت بهتر است.
✍️ #ارنستو_چه‌گوار

ما آدم‌های احمقی نبودیم، ساده بودیم و از روی ساده‌گی‌مان به احمق‌ها اجازه دادیم تا در زندگی‌مان دخالت کنند.
✍️ #ارنستو_چه‌گوار

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شعر_جهان


تو را زنانه می‌خواهم ...
زیرا تمدن، زنانه است
شعر ...
زنانه است! ساقه‌ی گندم، شیشه‌ی عطر ...
حتی پاریس زنانه است و
بیروت – با تمامی زخم‌هایش – زنانه است
تو را سوگند به آنان که
می‌خواهند شعر بسرایند
زن باش تو را سوگند به آنان که می‌خواهند خدا را بشناسند ؛
زن باش ...


#نزار_قبانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

🎨Martyrdom of Ignatius of Antiochie, Cesare Fracanzano, XVII sec., Galleria Borghese, Rome


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

اِگناتیوس اِنطاکی: او را محکوم کردند و در کلوسئوم توسط شیرها خورده شد.
در زمان حکومت تراژان (مارکوس اولپیوس نروا ترایانوس (۵۳ میلادی - ۱۱۷ میلادی) امپراطور قانونی وضع کرد که طی آن یک فرد مسیحی اگر به طور رسمی‌ گزارش می‌شد، محکومیت او مرگ بود. البته امپراطور مرد رئوفی بود، منتها به خاطر قدرشناسی‌اش به خدایان غیرمسیحی که پیروزی‌هایش در #داسیانس و #سیتیانس را مدیون آن ها می‌دانست، اجازه مرگ مسیحیانی که به طور آشکارا به #الوهیت این خداها اعتراف نمی‌کردند را صادر می‌کرد.
طبق این افسانه #تراژان دستور مرگ اِگناتیوس را صادر کرد. بنابراین او دستگیر و به روم فرستاده شد؛ در آنجا هم #کلوسئوم را پُر از حیوانات وحشی کرده بودند. او در ۲۰ دسامبر روز آخر بازی ها و قبل از این که نامه امپراطور به مامور اجرایی برسد، به کلوسئوم رسید و با دستور مامور اجرایی زندان بان با عجله به کلوسئوم رفته و شیرهای درنده را آزاد کرد، این حیوانات هم بلافاصله اِگناتیوس را دریده و کشتند..
نکته: اِگناتیوس اِنطاکی، اسقف انطاکیه، کشیش حواری، شاگرد حواری یوحنا و سومین اسقف انطاکیه بود

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

قدیسه آگاتای سیسیلی: سینه‌های او را بریدند!
🔸قدیسه آگاتای، قدیس مسیحی و شهید باکره بود. وی از دختران زیبای اهل #سیسیل بود که عشقِ سناتور رومی کوئینتیانوس را نپذیرفت.عاشق تحقیر شده او را محکوم به مرگ به روش سوزاندن در آتش کرد.به خاطر یک زمین لرزه اسرارآمیز او از مرگ نجات پیدا کرد و بعدها به دلیل ظلم‌ ها و بد رفتاری‌ هایی که در زندان با او می‌شد جان سپرد. قدیسه آگاتای در سال ۲۵۱ میلادی وفات یافت.از آن زمان تا به امروز او تبدیل به شخصیت ویژه مسیحیان شده است.روز بزرگذاشت و یادبود وی پنجم فوریه است
🔸کوئینتیانوس او را مورد شکنجه و آزار و اذیت وحشتناک و مختلفی قرار داد، یکی از بدترین شکنجه ها این بود که دستورِ بریدنِ سینه‌های او را صادر کرد.
🔸قدیسه آگاتای ستایش‌شده در کلیسای کاتولیک، ارتدکس شرقی، ارتدوکس شرقی و هم چنین قدیس حامی #سرطان_سینه #زمین_لرزه #تجاوز_جنسی #آتش #بلایای_طبیعی است.

🎨Saint Agatha, detail from a painting of Francisco de Zurbarán, 1630_1633

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

ما نمی‌توانیم از افق دانایی روزگارمان و از محدودیت‌های مادی دورانمان فراتر برویم...حتی در قلمرو خیال‌پروری نیز با محدوده‌ای آزاردهنده روبروییم که کارمان آنجا محدود می‌شود.
هنر تنها می‌تواند اشتیاق به حدس زدن و تخیل در مورد افق‌های دیگر را برانگیزد. هر چه هم دامنۀ این حدس محدود باشد، باز باید گفت که ذات آن پرواز آزادانۀ خیال کم‌چیزی نیست؛ خاصه در روزگار مدرن که همه‌چیز ما را به بند مصرف می‌کشاند. پس، کارمان نمی‌تواند فقط این باشد که ناتوانی هنر را در رسیدن به خط افق شرح دهیم، بل می‌توانیم و باید که توانایی‌هایش در جابه‌جا شدن و دگرگونی خط افق را نیز یادآور شویم...
پندار سعادت و بهروزی، رؤیای زندگی شایستۀ زیستن که هنر می‌آفریند، پندار درختی‌ست در صحرا، در خط افق. کنار درخت که برسیم، آرزوی تازه‌مان رسیدن به افق تازه خواهد بود. هرچند با این نگاه، هنر همواره به تأخیر افتادن تحقق آرزوهاست، اما در این به‌تأخیر افتادن حکمت و بصیرتی نهفته است: حرکت می‌کنیم، به جایی تازه می‌رسیم، آدمی تازه می‌شویم.

کتاب: آفرینش و آزادی
نویسنده: بابک احمدی
The First Snow~1970
Photographer: Vladimir Zotov

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity