🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

سکوت‌های مختلفی وجود دارد
و هر یک، معنای متفاوتی دارند.

سکوتی که با صبحِ جنگل همراه می‌شود،
یکی از آن‌هاست؛
که البته با سکوت شهری که خوابیده،
تفاوت دارد.

سکوت قبل از باران و طوفان،‌
با سکوت پس از باران و طوفان، یکی نیست.

سکوت ناشی از تهی بودن،
سکوت ترس، سکوت تردید.

نوعی از سکوت است
که از اشیاء بی‌جان سرچشمه می‌گیرد،
مثل سکوت یک صندلی که اخیراً استفاده شده،
یا پیانویی که مدت‌هاست،
غبار از کلیدهایش برنخاسته است.
یا هر شیء دیگری که زمانی
به نیاز انسانی پاسخ داده است؛
برای کار، یا برای لذت.

این نوع سکوت‌ می‌تواند حرف بزند.

صدایش ممکن است غمزده باشد،
اما نه همیشه: مثلاً وقتی که لحظاتی پیش،
کودکی خندان از روی صندلی برخاسته است؛
یا وقتی آخرین نُت‌هایی که پیانو نواخته،
شاد و سرخوشانه بوده باشند.

شرایط و فضا هر چه باشد،
عصاره‌‌‌اش در سکوت پس از آن هم
ادامه پیدا می‌کند.

سکوت هم، انعکاس و پژواک خود را دارد.

📖 جملاتی از کتاب شب در مسیر غرب، #بریل_مارکهام

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#دیالوگ_برتر

نمی‌دونم. حس می‌کنم شکست خوردم. همیشه با خودم فکر می‌کردم، زمانی که سنم بیشتر بشه، خدا میاد و یه جوری وارد زندگیم می‌شه... اما نیومد... من سرزنشش نمی‌کنم. اگه منم جای اون بودم، یه همچین نظری در مورد کسی مثل خودم داشتم...


No Country for Old Men (2008))

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

‏در تو هيچ عيبی نديده‌ام زيرا که در تو به چشم دوستی نگاه کرده‌ام. لاجرم هرچه از تو ديده‌ام، مرا خوش آمده است...


📚 تذکره الاولیا
✍🏻 #عطار_نیشابوری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#دلنوشته_امروز

وظیفه‌ات ساده است: جلا دادن «درست» و سیاه‌ نمایی «غلط».

وظیفهٔ تو این است که مخالفان را حقیر و نفرت‌ انگیز جلوه بدهی تا توده‌ها بفهمند که مخالفت جرم است و رهبران مخالفان مجرم‌ اند. این همان زبان ساده‌ ای است که توده‌ها می‌فهمند. اگر بخواهی انگیزه‌های پیچیده‌ات را برایشان توضیح بدهی، فقط‌ آن‌ها را سردرگم می‌کنی.

همشهری روباشف، وظیفه تو این است که از برانگیختن همدردی و ترحم اجتناب کنی. دلسوزی و ترحم نسبت به مخالفان برای ما خطرناک است ...

#آرتور_کوستلر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شعر_جهان

در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی
که تو را می‌فهمد رهایش نکن

چقدر آن‌ها که ما را نمی‌فهمند بی‌شمارند...

#غسان_زغطان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

از دلتنگیت کجا فرار کنم؟
معمار هیجان
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم ؟
کجا بایستم که راه رفتنت را ببینم ؟
کجا بخوابم که صدای نفس‌هات بیاید؟
کجا بچرخم که در آغوش تو پیدا شوم؟
کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوی؟
کجایی ؟
کجایی که هیچ چیزی قشنگ‌تر از تماشای تو نیست؟
کجا بمیرم که با بوسه‌های تو چشم باز کنم؟
کجایی؟؟

👤#عباس_معروفی
.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#عکاسی 📸

▪️ژاک آنری لارتیگ

▪️ژاک آنری لارتیگ Jacques Henri Lartigue)(1894 –1986))

▪️از برجسته‌ترین عکاسان تاریخ عکاسی و از مشهورترین عکاسان آماتور در جهان است. او را غالباً با عکس‌های شگفت‌انگیزی که در دوران کودکی از اطرافیان و رخدادهای پیرامونش گرفته می‌شناسند، عکس‌هایی که چندین دهه طول کشید تا کشف شوند. این عکس‌ها نخستین بار از طرف جان سارکفسکی مدیر بخش عکاسیِ موزه هنر مدرن نیویورک در سال 1963 در این موزه به نمایش درآمدند (1 جولای تا 3 نوامبر 1963). این نمایشگاه، که در واقع آن را می‌توان نقطه‌ی عطف دوران کاری لارتیگ به‌عنوان یک عکاس محسوب کرد، و در پی‌اش پوشش مجله‌ی لایف، لارتیگ را به جهان عکاسی معرفی کرد و شهرتی جهانی برای او به ارمغان آورد. آنچه در ادامه می‌خوانید، ترجمه‌ی متنی است که جان سارکفسکی برای این نمایشگاه نگاشته است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity