🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#فلسفه

یا این یا آن
سورن کیرکگور

برای من هیچ چیز خطرناک‌تر از به یادآوردن و تذکار نیست.
همین که رابطه‌ای را در زندگی به یاد می‌آورم می‌بینم آن رابطه از هستی ساقط شده است. غالباً می‌گویند فراق آتش عشق را تیز می‌کند راست می‌گویند اما آتش عشق را به شیوه‌ای سراپا شاعرانه تیز می‌کند.
زیستن در هوای تذکار کامل ترین زندگی قابل تصور است؛ تذکار بیشتر از هر واقعیت بالفعلی به شما احساس خرسندی می‌بخشد و حس امنیتی دارد که در هیچ واقعیتی یافت نمی‌شود رابطه‌ای در زندگی که به یاد آورده می‌شود پیشاپیش جزئی از ابدیت شده است و دیگر هیچ جذابیت زمانمندی ندارد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#Saffo
Creator: Giovanni Dupré
(1817 - 1882)

سافو (به یونانی: Σαπφώ) از شاعران یونانی سده هفتم پیش از میلاد بود. سافو از زمان باستان جزوِ بزرگ‌ترین شاعران غنایی شناخته شده‌است. او نخستین زنی بود که کنار احساسات فردی، حتی خصوصی‌ترین احساسات را در شعر بیان کرد. شعر او بر معاصران‌اش تأثیر بسیار گذاشت و در زمان زندگی‌اش نه تنها در زادگاه‌اش که در جای‌های بس دور نیز خوانده و دکلمه می‌شد.
افلاطون او را ایزدبانوی دهم هنر نامیده‌است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

‏ شخصِ آگاه از این دنیا به عنوان آینه‌ای برای
بهتر درک کردن و
استادی بر خودش
استفاده می‌کند.

شخص ناآگاه به این آینه
حمله می‌کند، چون
متوجه نمی‌شود این یک آینه است.

#Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

آه ای کاش پرنده‌ای رها و افسارگسیخته می‌بودم، مالامال از میل به سیاحت و رفاهت که به دوردست‌ها پَروبال می‌گشودم، ورای برّ و بحر، بر فراز آسمانی بی انتها، دورترین، چنان دور که از تمامی سرزمين‌ها-دورتر؛ چه بسیار افسوس‌ها برای خویشتنم: چراکه چنان تنیده شده‌ام در تنگنای درونم، که گوئی در حبس و ناخن می‌سایم به آن‌جایی که تشویش‌ها و پریشان‌احوالی صور خیالم را احاطه کرده‌اند، اما چه‌بسا رنج‌ها و محنت‌های زمانه، این سرنوشت نافرجام را چنان برایم رقم زده که محکوم و محتوم به زیستن در آنم- برای تمام زمان‌هائی که سپری می‌کنم.
آه، ای کاش پرنده‌ای می‌بودم، فراخ‌بال‌تر ازتمامی بارهای زمینی، به آسمان اوج می‌گرفتم، به ناپیدا سو، حتی بی‌وزن‌تر از هوا- چه حسرت‌ها، ای کاش چون مرغی تیزپَر می‌بودم که آن‌هنگام که در پی ردپایی می‌جورد، حتی آشیانه‌اش را بر بام بنا می‌نهد- چه بی‌شمار افسو‌س‌ها برای خودم، یا حتی برای هم‌کیشانم که در کوچک‌ترین گام‌ها و تکانه‌ها نسبت به خویش مغلوبند- حتی اگر اندیشه‌ی پرواز را خویش بپرورانم، حسی از ناامیدی گریبانم را دربرخواهد گرفت.


سوسن دشت و پرنده‌ی آسمان

#سورن_کیِر_کگور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity