🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#التماس_تفکر


هیچ چیز در زندگی دردناک تر از این نیست که توسط یکی از نزدیکانمان آسیب ببینیم و سپس آنها طوری رفتار کنند که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است.

در خانواده هایی که دارای سازوکارهای معیوبی هستند، کودکان اینطور یاد میگیرند که آنچه مسائل را حل و زخمها را ترمیم میکند «گذر زمان» است، نه «گفتگو و عذرخواهی».
سپس به بزرگسالی تبدیل میشوند که در قبال رفتار خودشان پاسخگو نیستند.

به خاطر همین است که جملاتی مثل «ولش کن»
«بیخیال شو» یا این موضوع واسه خیلی وقت پیشه گفته های رایجی هستند.
زیرا باور بر این است که زمان همه زخم ها را خوب می کند.

اما بدن ما اینطور کار نمی کند بدنمان به خاطر می سپرد. رنج هایی که تجربه کرده ایم در بدن ما به حیات خود ادامه می دهند، صرف نظر از اینکه برای چند وقت پیش بوده اند. چیزی که آن زخم ها را واقعاً ترمیم میکند «رسیدگی» به آنهاست نه اینکه وانمود کنیم اصلا وجود ندارند.

برخی از ما برای اینکه پرونده برخی از مشکلات را در ذهنمان ببندیم و از آنها رها شویم، سراغ کسانی می رویم که به ما آسیب رسانده اند و در حالت تدافعی انکار یا گاهی اوقات عصبانیت با آنها ملاقات می کنیم.

این موقعیت باعث می شود ما برای عبور کردن از آن افراد تجربیات ناخوشایند رابطه با آنها
دست و پا بزنیم، بیش از حد توضیح دهیم و مستأصلانه تلاش کنیم که آنها مسئولیتشان را بپذیرند یا آنطور که لیاقتش را داریم از ما
عذرخواهی کنند.

اما هر چه بیشتر این کار را انجام می دهیم احساس درماندگی بیشتری می کنیم احساس تأیید نشدن، کم ارزشی و نامرئی بودن را بیشتر تجربه می کنیم سالم ترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که
آنها راهمان طور که هستند ببینیم
افرادی ناتوان از پذیرش «مسئولیت عاطفی».


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#بخوانیم

قاضی: اسم؟
برشت: شما خودتون می‌دونین.
قاضی: می‌دونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب، من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه می‌کنین.
دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟
قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین ، اسم؟
برشت: من که گفتم ، برشت هستم.
قاضی: ازدواج کرده‌اید؟
برشت: بله.
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن.(خنده حضار در دادگاه)
قاضی: شما دادگاه رو مسخره می‌کنید؟
برشت: نه این طور نیست.
قاضی: پس چرا می‌گویید با یک زن ازدواج کرده‌اید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کرده‌ام!
قاضی: کسی را دیده‌اید با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بله!
قاضی: چه کسی؟
برشت: همسر من...
او با یک مرد ازدواج کرده است.


قطعه‌ای از متن محاکمه #برتولت_برشت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه


#منطق سلاح سرد آدمهاییست که دلشان بی دفاع شده است...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#تلنگر

بله ایران عزیزمان دارد میمیرد.
فقط برای شما وقت هایی میمیرد که در دولت نیستین، ولی ما سالهاست که این مرگ را مداوم شاهدیم آقای دکتر!
با پوست و جانمان هم شاهدیم. وقت هایی که شما بخشی از دولت و سیستم بودی هم شاهد بودیم. ما مداوم شاهدیم.

#دکتر_مرتضی_عباد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

• جهان به دری بسته می‌ماند؛ به راهبندی که در عین‌حال گذرگاه است. دو زندانی که سلول‌هایشان جفت هم است، با ضربه‌زدن بر دیوار مشترک با یکدیگر معاشرت می‌کنند. دیوار از هم جدایشان کرده، اما اسباب ارتباطشان نیز هست. هم‌چنین است نسبت میان ما و خدایمان. هر انفصالی نوعی حلقۀ اتصال است.

#سیمون_وی

• آگوستین می‌نویسد: «زیرا ما فقط همین ساختمانی که خدا ساخته است، آسمان و زمین، را جهان نمی‌نامیم، بلکه ساکنان جهان نیز جهان نامیده می‌شوند، به‌ویژه همۀ عاشقان جهان را جهان می‌نامیم».
جهان، نه‌فقط با کارهای خدا بلکه با «عاشقان جهان»، یعنی انسان‌ها و با آنچه آن‌ها بدان عشق می‌ورزند، به‌صورت جهان زمینی قوام می‌یابد. عشق به جهان است که آسمان و زمین را به جهان به منزلۀ چیزی تغییرپذیر بدل می‌کند.

کتاب: عشق و آگوستین قدیس
نویسنده: هانا آرنت
مترجم: مریم خدادادی
نشر بیدگل


Film Still From “The Sacrifice”~1986
Director: Andrei Tarkovsky

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity