🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_کتاب
اسطورهی سیزیف
آلبر کامو
سیزیف در اساطیر یونان بهخاطر فاشکردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قلهی یک کوه حمل کند، اما همین که به قله میرسد، سنگ به پایین میغلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد. آلبر کامو میگوید پیروزی او در آگاهی است. هنگامی که سنگ سقوط میکند و سیزیف لحظهای درنگ میکند و بر میگردد، این لحظه است که نشان میدهد سیزیف به شکنجهی خویش و پوچبودن کارش آگاه است.
کتاب اسطورهی سیزیف از ۴ فصل اصلی استدلال پوچ، انسان پوچگرا، آفرینش پوچ و اسطورهی سیزیف تشکیل شده است. در نظر کامو فلسفیترین مفهوم موجود، خودکشی است و پاسخ به این پرسش که آیا زیستن ارزشمند است؟ هرچند او با امیدهای واهی و امیدواربودن غیرمنطقی مخالف است، از طرفی خودکشی را نیز مقابل عصیان و شکلی از تسلیمشدگی میداند که درنظرش پسندیده نیست.
«اگر بخواهید باید بگویم که دلهای پاک میتوانند محل دقیق برخورد انسان و غیرانسانی را در همه جا ببینند. اگر فاوست و دنکیشوت آفریدگان برجستهی هنرند، برای بزرگی بیحد و حصری است که با دستهای زمینیشان به ما نشان میدهند. با وجود این، همیشه لحظهای فرامیرسد که ذهن آدمی به انکار حقایقی بپردازد که این دستها میتوانند لمس کنند. لحظهای فرا میرسد که آفرینش دیگر درگیر امر تراژیک نیست بلکه تنها گرفتار مسائل جدی است. آنگاه آدمی امید پیشه میکند و بدان سرگرم میشود. اما کار او این نیست. کار او این است که از ترفندها رویگردان شود. با وجود این، در پایان اقامهی دعوای پرشور کافکا بر ضد کل جهان، باز با او روبهرو میشویم. رای باورنکردنیاش سرانجام جهان نفرتانگیز و اندوهباری را که در آن موشهای کور هم به امید روی میآورند، تبرئه میکند.»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#معرفی_کتاب
اسطورهی سیزیف
آلبر کامو
سیزیف در اساطیر یونان بهخاطر فاشکردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قلهی یک کوه حمل کند، اما همین که به قله میرسد، سنگ به پایین میغلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد. آلبر کامو میگوید پیروزی او در آگاهی است. هنگامی که سنگ سقوط میکند و سیزیف لحظهای درنگ میکند و بر میگردد، این لحظه است که نشان میدهد سیزیف به شکنجهی خویش و پوچبودن کارش آگاه است.
کتاب اسطورهی سیزیف از ۴ فصل اصلی استدلال پوچ، انسان پوچگرا، آفرینش پوچ و اسطورهی سیزیف تشکیل شده است. در نظر کامو فلسفیترین مفهوم موجود، خودکشی است و پاسخ به این پرسش که آیا زیستن ارزشمند است؟ هرچند او با امیدهای واهی و امیدواربودن غیرمنطقی مخالف است، از طرفی خودکشی را نیز مقابل عصیان و شکلی از تسلیمشدگی میداند که درنظرش پسندیده نیست.
«اگر بخواهید باید بگویم که دلهای پاک میتوانند محل دقیق برخورد انسان و غیرانسانی را در همه جا ببینند. اگر فاوست و دنکیشوت آفریدگان برجستهی هنرند، برای بزرگی بیحد و حصری است که با دستهای زمینیشان به ما نشان میدهند. با وجود این، همیشه لحظهای فرامیرسد که ذهن آدمی به انکار حقایقی بپردازد که این دستها میتوانند لمس کنند. لحظهای فرا میرسد که آفرینش دیگر درگیر امر تراژیک نیست بلکه تنها گرفتار مسائل جدی است. آنگاه آدمی امید پیشه میکند و بدان سرگرم میشود. اما کار او این نیست. کار او این است که از ترفندها رویگردان شود. با وجود این، در پایان اقامهی دعوای پرشور کافکا بر ضد کل جهان، باز با او روبهرو میشویم. رای باورنکردنیاش سرانجام جهان نفرتانگیز و اندوهباری را که در آن موشهای کور هم به امید روی میآورند، تبرئه میکند.»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity