🦋🍂🍃🍂🦋🍂
🍂🍃🦋
🍃

🔴#ادبیات


#مکتب_های_ادبی



#کلاسیسیسم


کلمه کلاسیک به معنی وسیع خود به تمام آثاری که نمونه‌ی ادبیات کشوری شمرده می‌شود و مایۀ افتخار ادبیات ملی آن کشور است اطلاق می‌شود.
مثلاً ما می توانیم همۀ آثار جاودانی شاعران بزرگمان را کلاسیکهای ادبیات فارسی بنامیم. ولی آنجا که بحث از مکتبهای ادبی در میان باشد، دیگر چنین معنی وسیعی منظور نظر نیست و در این مورد عنوان کلاسیک به آن مکتب ادبی گفته می‌شود که پیش از پیدایش سایر مکاتب ادبی در قرن هفدهم در فرانسه بوجود آمده و از ادبیات قدیم یونان و روم تقلید کرده است.


حتی عده‌ای معتقدند که کلاسیسیسم فرانسوی را هم باید شاخه‌ی حجب‌آلودی از باروک شمرد.
کلاسیسیسم در فرانسه شکوفایی فوق‌العاده‌ای در ادبیات بوجود آورد که حتی کلاسیسیم انگلستان و آثار میلتون و درایدن و پوپ نیز با آن یارای برابری نداشت.


نویسنده‌ی کلاسیک به نویسنده‌ای اطلاق می‌شد که آثار او شایسته‌ی مطالعه‌ی طبقات بالای جامعه باشد. آثاری که با گذشت قرن‌ها اهمیت و ارزش خودشان را حفظ کنند.

اما نویسندگان جدید و معاصری نیز هستند که آثارشان را کلاسیک‌های ادبیات می‌نامند: تولستوی، گوته و پروست.

دوره‌ی کلاسیک بیش از هر چیزی دوره‌ی سلسله مراتب است.
برای ادبیات قواعدی وجود دارد، ممکن است درباره‌ی این قواعد بحث و مشاجره کرد ولی نباید به فکر دورانداختن آنها افتاد و باید دانست که اثر هنری وقتی به درجه‌ی کمال می‌رسد که از این قواعد پیروی کند.

فرق اساسی که کلاسیسیسم با جریان‌های پیش و بعد از خود دارد جستجوی تعادل درونی و عمیق است بین جوهر ذهنی یا عاطفی اثر ادبی و قالبی که اثر در آن ارائه می‌شود.
گوته در سخنی معروف کلاسیسیسم را سالم و رومانتیسم را بیمار خوانده است.


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#ادبیات

مرگ و دوشیزه

#آریل_دورفمان


"چگونه می‌توان گذشته را زنده نگه داشت و زندانی گذشته نشد؟
چگونه فراموش کنیم و خطر تکرار همین اتفاقات را در آینده نداشته باشیم؟"
آریل دورفمان در تریلوژی مقاومت، در نمایشنامه‌ی مرگ و دوشیزه راوی این قصه‌ است.
نمایشنامه‌ای که رومن پولانسکی در ۱۹۹۴ اقتباس سینمایی‌اش از آن را ساخت.
آیا آنها که شکنجه شده‌اند و آزار دیده‌اند، بعدها می‌توانند در یک سرزمین، در یک کنسرت کنار شکنجه‌گر خود بنشینند و مرگ و دوشیزه‌ی شوبرت را با هم گوش‌ کنند؟
"فرض کن چه می‌شود اگر همه همین شکلی رفتار کنند و خودشان به مجازات شکنجه‌گران‌شان بپردازند، آیا کل ماجرای بازگشت به دموکراسی یک شوخی نخواهد بود؟"
از دیرباز نوشته‌هایم در کشاکش دو همزاد ذهنی‌ام بود، در تنگنایی بی‌پایان گرفتار بودم و از دست‌شان رها نمی‌شدم: از یک سو نیاز پایه‌ای و بالقوه‌ی درخشان بشریت برای داستان‌گویی بود، در سویی دیگر این حقیقت بی‌رحم قرار داشت که در جهان امروز ما بیشتر زندگی‌هایی که باید دل‌مشغول بازگویی همین داستان‌ها باشند، عموما نادیده انگاشته می‌شوند، به یغما می‌روند و به اجبار ساکت می‌شوند.
این مساله که تمامی شورش‌های ذکرشده در این نمایش‌ها بر سر زنان رخ داده است، صرف اتفاق و حادثه نیست.
زنان اغلب اعضای با قدرت کمتر جامعه هستند، آنها در حاشیه افتاده‌اند، هرچند وقتی زنان دست به شورش می‌زنند لبریز اراده، خشم و وقار می‌شوند و به این شکل دنیایی را می‌شکافند، آن را از هم باز می‌کنند و قدرت را به چالش می‌گیرند، تا قدرت در مقابل تلاش‌های آنان رخ عیان کند و زشتی‌های خویش را جلوی دیدگان قرار دهد.
اکنون بیشتر از گذشته عقیده‌ام این است که یک دموکراسی شکننده را باید با بیان عمیق تمام دراماها و اندوه‌ها و امیدواری‌هایی قدرت بخشید که در ورای حیات آن وجود دارند و تنها به این روش و بدون پنهان کردن آسیب‌های وارده به ما می‌توانیم زندگی را تحمل کنیم و دیگر گذشته را تکرار نکنیم.


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب


#ادبیات

📓 صداهایی از چرنوبیل


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب


#ادبیات

📓 صداهایی از چرنوبیل
تاریخ شفاهی یک فاجعه ی اتمی
🖊 سوتلانا آلکسیویچ
🔁 حدیث حسینی

نمی دانم از چه بگویم: از مرگ یا از عشق؟
اصلا آیا این دو یکسانند؟ از کدام یک بگویم؟
تازه ازدواج کرده بودیم. هنوز حتی تا مغازه هم دست در دست هم می‌رفتیم . به او می‌گفتم دوستت دارم؛ اما آن زمان نمی دانستم چقدر...
ما در خوابگاه ایستگاه آتش‌نشانی زندگی می‌کردیم. شبی صدایی شنیدم.
گفت پنجره را ببند و برگرد به رختخواب. در نیروگاه آتش سوزی شده. زود بر می‌گردم.
و صبح او در بیمارستان بود.
و من هر روز با آدم تازه‌ای رو به رو می‌شدم.
سوختگی و جراحات و پوسته پوسته شدن؛
و همه اینها مالِ من بود. او محبوبم بود!
به پرستار شیفت گفتم "داره می‌میره."
گفت: "مگه انتظار دیگه‌ای داشتی ؟ درجه‌ی تشعشعات او هزار و ششصد رونتگن هست. حتی چهارصد درجه هم مرگباره.
تو کنار یک راکتور هسته‌ای می‌نشینی."
بدنش از بین رفته بود. تکه هایی از احشایش را بالا می‌آورد. باندی به دستم بستم و تا جایی که می.شد آن ها را از دهانش بیرون می‌کشیدم.
در مورد این چیزها نمی‌توان حرف زد ، نمی‌توان در موردش نوشت؛ حتی نمی‌توان با یادآوری این‌ها زنده ماند.
همه‌ی اینها مال من بود. او محبوب من بود.
هیچ‌کس نمی‌پرسد ما چه دیده‌ایم و چه چیزی را پشت سر گذاشته‌ایم؟
هیچ کس نمی‌خواهد از مرگ‌ بشنود؛
اما من در باره‌ی عشق به تو گفتم؛ در باره‌ی عشقم...
لیودمیلا ایگناتنکو ، همسر آتش نشان واسیلی ایگناتنکو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#ادبیات

#بازرس

#گوگول

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#ادبیات

▫️بازرس
▫️▫️گوگول
▫️▫️▫️آبتین گلکار


آه، خنده. قضیه‌ی مهمی است.

من در بازرس عزمم را جزم کردم تا تمام پلشتی‌های روسیه را در توده‌ای گرد آورم و یک‌باره همه‌شان را به تمسخر بگیرم.
بازرس نظریات مختلفی را برانگیخت برخی استقبال کردند، برخی به وجد آمدند و گروهی دیگر نویسنده را به هجونویسی و افترا زدن به روسیه متهم کردند و او را یاغی خطرناک خواندند.
این اتهامات گوگول را به شدت تحت تاثیر قرار داد و او تصمیم گرفت به خارج از کشور سفر کند تا در فراغت دوردست بتواند نوشتن "نفوس مرده" را به پایان رساند.
همه همین کار را می‌کنند و این به تنهایی برای توجیه وجدان پینه‌بسته‌ی شهردار قصه کفایت می‌کند.
شروع بازرس یکی از بهترین و موجزترین نمونه‌های شروع نمایش‌نامه و گره‌افکنی در ادبیات نمایشی جهان به شمار می‌رود.
گوگول به جای مقدمه‌چینی، با نخستین جمله‌ی نمایش‌نامه تنش دراماتیک را به وجود می‌آورد و گره نمایش را پایه‌گذاری می‌کند.
نوآوری دیگر گوگول این است که هنگام برشماری نابسامانی‌ها حتی به رفع یک مشکل یا عیب جدی پرداخته نمی.شود و همه‌ی تذکرات جنبه‌ی کاملا سطحی و ظاهری دارد.
معروف است که تزار نیکلای اول در نخستین شب اجرای بازرس در تئاتر حضور یافته بود و از ته قهقهه می‌زد.
"مسئله فقط آن است که سمبه‌ی چه کسی پرزورتر است؟
"الان زیر پای من می‌لولی، چرا؟
چون سمبه‌ی من پرزورتر بود؛ ولی اگر زور تو یک کم می‌چربید، آن وقت تو بی‌چشم و رو مرا زیر پا له می‌کردی یا مثل یک دستمال بی‌مصرف می‌انداختی دور."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
بازرس.pdf
1.8 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#بازرس

#گوگول

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#تاریخ_بیهقی


.
و این جهانِ گذرنده دارِ خلود نیست و بر کاروانگاهیم و پسِ یکدیگر می‌رویم، هیچ‌کس را اینجا مُقام نخواهد بود، چنان باید زیست که پس از مرگ دعایِ نیک کنند.
و تعجب بمانده‌ام از حرص و مناقَشت با یکدیگر و چندین زر و مال و حساب و تَبَعت، که درویشِ گرسنه در محنت و زحیر، و توانگرِ با همه نعمت چون مرگ فراز آمد از یکدیگر باز نتوان شناخت.
مرد آن است که پس از مرگ نامش زنده ماند.
تاریخ بیهقی
.
.
مناقَشَت: بر کسی سخت‌گیری کردن و او را به تنگنا انداختن
تَبَعت: عاقبتِ بَد
زَحیر: دم سرد یا ناله برآوردن، نالهٔ هنگام زایمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#مرشد_ومارگریتا

چرا باید رمان مرشد و مارگریتا اثر بولگاکف را خواند؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

#مرشد_ومارگریتا

#میخائیل_بولگاکف

#عباس_میلانی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

#مرشد_ومارگریتا

#میخائیل_بولگاکف

#عباس_میلانی

میخائیل بولگاکف دوازده سال آخر عمر خود را صرف نوشتن مرشد و مارگریتا کرد که به‌نظر بسیاری از منتقدان با رمان‌های کلاسیک پهلو می‌زند و بی‌تردید از درخشان‌ترین آثار ادبی روسیه به‌شمار می‌رود. هنگام درگذشت بولگاکف، جز همسر و دوستان نزدیکش، کسی از وجود این کتاب خبر نداشت. ربع قرن پس از مرگ نویسنده که این رمان سرانجام اجازه‌ی انتشار یافت، شمارگان سیصدهزارتایی آن یک‌شبه به‌فروش رفت و سپس هر نسخه‌ی آن تا صد برابر قیمت فروخته شد.

درباره‌ی این رمان شگفت‌انگیز بیش از صد کتاب و مقاله به زبان انگلیسی نوشته شده است.

«طوری حرف می‌زنی که انگار وجود شرّ و ظلمت را منکری. حالا مرحمتاً فکرش را بکن: اگر شرّ در کار نمی‌بود، کار خیر شما چه فایده‌ای می‌داشت؟ و بدون سایه یا ظلمت دنیا چه شکلی پیدا می‌کرد؟ مردم و چیزها سایه دارند. مثلاً، این سایه‌ی شمشیر من است. در عین‌حال موجودات زنده و درخت‌ها هم سایه دارند... آیا می‌خواهی زمین را از همه‌ی درخت‌ها و از همه‌ی موجودات پاک کنی تا آرزویت برای دیدار نور تحقق یابد؟ خیلی احمقی.»

«اگر پيش از مرگ رنجی فراوان برده باشی و اگر در اين وادی مه‌گرفته به درماندگی پرسه‌ای زده باشی و اگر بار گران جانكاهی بر دوش، گرد جهان می‌گشتی، می‌فهميدی. و اگر خسته باشی و بی‌هيچ بيم و دريغی به ترک جهان و ترک مه و مرداب و رودخانه‌هايش رضا داده باشی، می‌فهميدی. اگر حاضر بودی با قلبی سبک به كام مرگ فرو روی و می‌دانستی كه تنها مرگ مرهم زخم تو است، می‌فهميدی.»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#ادبیات
#پیشنهاد_کتاب

#سیاوش‌خوانی

#بهرام_بیضایی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#ادبیات
#پیشنهاد_کتاب

#سیاوش‌خوانی

#بهرام_بیضایی


نمایشنامه سیاوش خوانی به قلم بهرام بیضایی در واقع داستان نبرد بی پایان بین خیر و شر است که نخستین بار در سال ۱۳۷۵ به چاپ رسید. داستانی پیچیده و تو در تو و با زبانی فاخر و زیبا است. مهمترین قسمت این کتاب مربوط به طرح آن است که بیضایی به گونه ای متفاوت یکی از داستان های شاهنامه ،که زمانی کارکرد آیینی داشته، را در بطن زندگی معاصر قرار می دهد و به زیبایی تمام همه ی این موارد را در هم می تند تا چنین شاهکاری را خلق کند.
در این نمایشنامه می خوانیم که گروهی از جوانان برای اجرای نمایش سیاوش خوانی به روستایی می روند و در طول این اجرا درگیری هایی پیرامون انتخاب نقش های خوب و بد بین آن ها رخ می دهد. گویی این نبرد بین خیر و شر از دیر باز تا کنون ادامه داشته و خواهد داشت. در این اثر بیضایی داستانی از شاهنامه را برگزیده تا در کنار بازسازی این داستان از هنر عامه، برخورد مردم با هنر، پندارهای مردمی دربارۀ آیین های ملی و هنر، و برداشتهایی شخصی از داستان را بازگو کند.

سیاوش: روزگار چه ستمی کم دارد که ماش بیفزاییم؟
بس نیست بیماری و پیری و درد؟
بس نیست آوار و زمین‌لرزک و تندباد و تگرگ؟
بس نیست خشکسال و تندبار‌ اهریمن؟
بس نیست دیوباد آتشگون و سرمای پیرزن؟
بس نیست درندگان رمه، و شاخداران کشتکن؟
بس نیست خوابمرگ شب و مرگ‌خواب روز؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚

#ادبیات
#داستان_صوتی

▪️عنوان: #آهو_و_پرنده‌ها
▪️نویسنده: #نیما_یوشیج
▪️آهنگساز: #فریدون_شهبازیان
▪️گوینده: #احمد_شاملو
▪️خاله غازه: #مرضیه_برومند
▪️قمری: #رضا_بابک
▪️آهو: #بهرام_شاه‌محمدلو
▪️مرغابی: #اردوان_مفید
▪️کلاغ: #علیرضا_هدائی
▪️غاز سفید: #سوسن_فرخ‌نیا
▪️انتشار: #سال۱۳۵۱ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
آهو و پرنده‌ها- نیما یوشیج
@haft_eghlims
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚

#ادبیات
#داستان_صوتی

▪️عنوان: #آهو_و_پرنده‌ها
▪️نویسنده: #نیما_یوشیج
▪️آهنگساز: #فریدون_شهبازیان
▪️گوینده: #احمد_شاملو
▪️خاله غازه: #مرضیه_برومند
▪️قمری: #رضا_بابک
▪️آهو: #بهرام_شاه‌محمدلو
▪️مرغابی: #اردوان_مفید
▪️کلاغ: #علیرضا_هدائی
▪️غاز سفید: #سوسن_فرخ‌نیا
▪️انتشار: #سال۱۳۵۱ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

📖 آیین شاهنشاهی ایران
👤 ذبیح الله صفا
🗃 #تاریخی #ادبیات_ایران

✍🏻 در این کتاب درباره تاریخ شاهنشاهی ایران از روزگاران قدیم تا عصر پهلوی و کوششهایی که ملت ایران در راه حفظ آیین شاهنشاهی در نشیب‌ و فراز حوادث به کار برده است و همچنین در باب کلمه شاه و پادشاه و شاهنشاه در ادوار مختلف و ریشه‌های این کلمات در زبان‌های قدیم ایرانی و در موضوع فرّ کیانی و نیز درباره آداب و سنن ملی و دینی در این موارد و همچنین درباره تاج و تخت کیانی و مراسم تاجگذاری پادشاهان ایران در دوره‌‌های پیش از اسلام و بعد از آن و موضوعاتی از این قبیل سخن رفته است.
ذبیح‌الله صفا شهمیرزادی شناخته‌شده با نام ذبیح‌الله صفا پژوهشگر، مترجم، مصحّح متون، استاد ممتاز دانشگاه تهران، حماسه پژوه و شخصیّت برجستهٔ ادبی در ایران معاصر و ملقب به «پدر تاریخ ادبیات ایران» بود. از تألیفات مشهور او کتاب‌های تاریخ ادبیات در ایران و حماسه‌سرایی در ایران است. او از جمله نویسندگان اصلی دانشنامه ایرانیکا بود.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Iranian_imperial_religion_tarikhem_com.pdf.pdf
11.6 MB
📖 آیین شاهنشاهی ایران
👤 ذبیح الله صفا
🗃 #تاریخی #ادبیات_ایران


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

#ادبیات

روزها در راه


۵۷/۱۲/۱۱
با نطق دیروز آقا در مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم و اعلامیه‌ی پریروز گمان می‌کنم مذهب به طور جدی برای اول بار مشت آهنین خود را نشان داده است.؛ دیکتاتوری نعلین.
صحبت از اصلاح مطبوعات، وجود آزادی ولی سرکوبی توطئه، ایجاد وزارت خانه‌ی امر به معروف و نهی از منکر بدون اینکه وابسته و زیر نظر مذهب باشد و تهدید جدی‌تر چپ‌گرایان اما به اشاره و کنایه شروع شده است.
همیشه فکر می‌کردم و بارها به دوستان گفته بودم که اگر نهضت پیروز شود و از راه درست خود برود، منحرف نشود، به دست ضد انقلاب نیفتد یعنی در بهترین حال شاید بیست سالی با دیکتاتوری دیگری روبرو باشیم.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️


#ادبیات

#_داستایفسکی

شخصیت‌های رمان‌های داستایفسکی نه عجیب و غریب هستند و نه پوچ؛ آنها مثل ما هستند و ما هم همان شور و احساسات آنها را داریم.
قهرمانان او جان‌هایی پاره پاره هستند که نمی‌توانند عشق بورزند و از این ناتوانی رنج می‌برند؛ جان‌هایی که می‌خواهند اعتقاد داشته باشند اما از این کار عاجزند؛ درست مثل آدم‌هایی که جامعه‌ی ما و جهان روحی ما را آکنده‌اند.


#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

📚#ادبیات

▪️Mario Vargas Llosa

ماریو بارگاس یوسا نویسنده برنده نوبل ادبیات و اهل کشور پرو و یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات لاتین در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
متولد ۲۸ مارس ۱۹۳۶
درگذشت ۱۳ آوریل ۲۰۲۵

ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی - اسپانیایی و 🏆برنده جایزه نوبل ادبیات، که آثارش بر شرارت‌های نظام‌های تمامیت‌خواه تمرکز داشت و زمانی نیز برای ریاست‌جمهوری نامزد شده بود، بنا بر اعلام خانواده‌اش، در سن ۸۹ سالگی درگذشته است.
در بیانیه‌ای که توسط پسرش، آلوارو بارگاس یوسا، در شبکه اجتماعی X منتشر شده، آمده است:
«با اندوه فراوان اعلام می‌کنیم که پدرمان، ماریو بارگاس یوسا، امروز در لیما در آرامش و در میان اعضای خانواده‌اش درگذشت.»


#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity