🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

گرایش واقعی من یافتن پاسخ سوال‌هایی است که با ظهور روشنفکری عصر جدید در ایران پیدا شد.
من با پرسیدن شروع کردم، و تصادفاً با پرسیدن از همان تاریخ‌هایی که زیر تأثیر نگاه میهن‌پرستانه، و یا حتی نگاه نسل اولِ روشنفکران نوشته شده بود. و سؤال اوّلم این بود که چرا در تاریخ، هیچ اسمی از مردم عادی برده نمی‌شود؟

#بهرام_بیضایی


#شرح_تصاویر:
#دیوارنگاری_های_میرزا_حمید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

و اژدهاک دیوانه‌وار می‌غُرّد:
ای یامای پادشاه مگر تو بر کسی شادی گذاشتی؟

و یامای پادشاه می‌خندد و می‌گوید:
شادی را من میان مردم بخش نمی‌کنم
ای اژدهاکش،
ای اژدهاک!
مرا بایسته‌ی من است توانستن،
که دژِ بلندِ خویش را برافرازم، و آن را با بزرگانی از هفت خانوار گزین بیارایم. هان که دور بادی و دیدارت مباد؛
و کاش از تو نگویند و نشنوم؛ که در این تابشِ بیگاهِ تیره‌روز چیست بر شانه‌های تو؟
نه_ من دیگر با تو سخن نخواهم گفت! من بر شانه‌های تو چیزی می‌بینم که تاکنون ندیده بودم؛
دو مار_ که سیاهند و سرخند و بی‌تابند! در نبشته‌های دیرین ما چون تو مردانی را دیو خوانده‌اند!

#اژدهاک
#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

ما در اینجا چه کردیم؟ هر کس را که نشانی از فرهنگ خویش جست‌وجو می‌کرد نژادپرست می‌خواندیم تا خود را در چشم باختری(غربی) پذیرفتنی و در چارچوب نوگرایی(مدرنیزم) واپسگرا(عقب‌افتاده)ی میهنی، پیشرو نشان دهیم!

#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

وقتی کسی سعی می‌کند چیزی را فراموش کند یعنی فراموش کردن برایش آسان نیست، یعنی به آنچه می‌خواهد فراموش کند علاقه دارد.


📚 نمایشنامه سلطان مار
✍🏻 #بهرام_بیضایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

با شما از زخمی سخن می‌گویم برآمده از نیزه‌های نادانی، و ما همه قربانی آنیم. کسی دوستدار حقیقت نیست، وهمه دوستدار مصلحت‌اند.


📖 #طومار_شیخ_شرزین
✍🏻 #بهرام_بیضایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

رعیت صفر است- تا بدانی- رعیت را در شمار صفر آور، و بزرگان همه عددند، و سلطان و سالاران برتر شماره‌اند. سلطان نه است و وزیران و چاکران و سالاران و دیوانیان هشت و هفت و شش و پنج و چهار و سه و دو و یک و رعیت صفر است. با اینهمه بهای هر سلطان به رعیت است، و هیچ عدد بی‌ صفر بزرگ نشود، چنان که هزار بی‌ صفر هاش بیش از یک نیست. بدان که رعیت هیچ می‌نماید و بیش از همه است.

#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#دیالوگ_برتر

آری
مردمان به آن ارزند که می‌سازند!
و آنچه می‌سازند صورت ایشان است.

مجلس قربانی سنمار
#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

شیخ شامل: گفته‌اید همه یکسانند، و اگر مردان شمشیرزن‌اند و زنان دوک‌نشین، از آن‌روست که آنان مشقِ شمشیر می‌کنند و اینان مشقِ دوک. گفته‌اید اینها همه از ممارست است و نگفته‌اید ناشی از ذات خلقت! درست است؟

شرزین: آری! اینها همه از تمرین است! جلاد تمرینِ سر بریدن می‌کند و تیرانداز تمرینِ تیراندازی، کفاش بسیار کفش می‌دوزد تا استاد شود و رسام همین‌گونه.
اگر دستی را ببندی بی‌هنر می‌ماند و این گناهِ آن دست نیست، گناهِ آن است که تمرینِ بستن کرده. و شما بسیار تمرین می‌کنید تا کسی را اندیشه بر زبان نرسد.


#طومار_شیخ_شرزین
#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

فرهنگ ما نیازمند بازاندیشی است، در همۀ باورهایش، تاریخ‌اش، سوابق‌اش و آن‌چه که مانعِ رشد و باعثِ ایستایی و توقفش شده است. همۀ ما ناچاریم دربارۀ همه‌چیز از نو بیاندیشیم، همه‌چیز را از نو با تعقل و ادراک امروزی ارزیابی کنیم، تعریف‌های گذشته را بسنجیم، از صافی خرد و آزمون بگذرانیم و در قالب یک دانش، بینش و خرد امروزی ساماندهی کنیم.
فقط در سایۀ معناشناسی‌ست که حرکتی فهمیده به‌ سوی نوزایی رخ می‌دهد و هیچ‌چیز به اندازۀ تصویر به این معناشناسی کمک نخواهد کرد. برای همین است که تصویر این‌همه زیرِ ضربه است. جامعه‌ای که تصویری از خود ندارد اصلاً هویّت ندارد. و جامعه‌ای که تصویربردار ندارد، آینه‌ای در برابر ندارد. ما ناچار از شناختیم؛ ناچار از آموختنیم.

#بهرام_بیضایی
#نفاشیها
#هنرمند_ارغوان_خسروی
Artist: Arghavan Khosravi

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه


دانایی را نمی‌شود کشت

#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

مردمان به آن ارزند که می‌سازند
و آنچه می‌سازند، صورتِ ایشان است.


نمایشنامۀ مجلس قربانیِ سِنِمار
#بهرام_بیضایی


شرح تصویر:

Symphony of the Sixth Blast Furnace~1979
Artist: Evgeny Sedukhin

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#دیالوگ_برتر

تارا (سوسن تسلیمی): من برای هر لقمه‌ای که می‌خورم کار می‌کنم، حتی برای هر نفسی که می‌کشم. زندگی من چه تعارفی داره؟ چرا نباید بلند بخندم یا مسخرگی کنم؟یه چیز دیگه -من حتی بلدم بلند داد بزنم.

فیلم : چریکه تارا
#بهرام_بیضایی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

در جامعه‌ای که حتّی مبارزه‌های حزبی و اجتماعی‌اش هم ابزار و واژگانش همان‌قدر سنتی است؛ با همان سیاه و سفیدِ خیانت و خدمت، و با همان اطاعت‌خواهیِ خِرَدستیز، با سلاحِ تُهمت و تُوطئه به جایِ گفتگو و اعتماد، قربانیِ آن نسلِ جوان است. نسلی که می‌بیند مسئولِ هیچ‌یک از اتفاقاتِ هزاره‌های پیش نیست، و همه‌ی فجایع فکری و اجتماعی قرن‌های پیش بی‌حضور او بنیاد شده؛ پس چرا او باید مسئول حل آن‌ها باشد؟ نسلی که می‌خواهد آزادانه زندگی کند و بیندیشد و کار کند.

#بهرام_بیضایی

شرح تصویر:
Winter~2021
Photographer: Charlotte Lapalus

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

استاد: شرزین حرف بزن؛ حقیقت چیست؟
‌‎شرزین: سُخنی که از زبان لالی گفته می‌شود، و کَری می‌شنود، و کوری بر کاغذ می‌آورد.
‌‎استاد: [حیران] پاسخ تو اینست؟
‌‎شرزین: [اشکش فرومی‌غلتد] چه بگویم درباره‌ی این دروغ بزرگ که نامش حقیقت است؟ در بازار ارزان می‌فروشند اگر خریدارید. بَدَل را به سوگندی نام اصل می‌دهند، و دروغ را نام راست.



🌸طومار شیخ شرژین
#بهرام_بیضایی🌸

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

خودستایان تکیه بر اریکه‌ها زده‌اند؛ کتاب خدا را چنان می‌خوانند که سود ایشان است.
آنان که طیلسان زهد پوشیده‌اند تک‌پیرهنان را پیرهن بر تن می‌درند؛ آنان که دستار بر سر نهاده‌اند سر از گردن خداترسان می‌اندازند؛ و آنان که آب بر مردمان می‌بندند مردمان را آب از لبه‌ٔ تیغ می‌دهند.
این نیست آن‌چه ما می‌گفتیم.
اینان سپاه آز می‌آرایند و دیوار غرور می‌ا‌فرازند و کوشک‌های خودپرستی می‌سازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.

#روز_واقعه
#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه

جامعه ای که در آن اندیشه حکیمان و فرزانگان نقشی نداشته باشد، ناگزیر، بازیچه خودکامگان و عوام فریبان است.

#شاهنامه
#بهرام_بیضایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

واقعیت این است که میان بسیاری از ما مدرنیسم ترکیبی بود از بدفهمی و تازه‌به‌دوران‌رسیدگی و ما بیشتر مدرن‌بازی درآوردیم تا مدرن شدن! و در این بازی گاهی از اصل هم جلو می‌افتیم.بیزارکننده است ولی در عین حال گویا تنها مایۀ ماندگاری ما نیز بوده است که تظاهر کنیم به آنچه نیستیم.وانمود می‌کنیم که مدرن شده‌ایم ولی این تنها به معنای مصرف آن است و نه خلق آن و تنها جایی که به سود ماست و نه بیشتر و تا جایی که ما را شبیه کند نه عوض.
ما به جای خلق کردن،ناشیانه به مشابه‌سازی پرداختیم؛بی‌توجه به اینکه فرهنگِ جهانِ مشابه‌ساز هم شبه‌فرهنگ است.هر اثر بساز بفروش امروزی‌مان از زور قلابی بودن،هنوز تمام نشده کلنگی است؛ما موفق شدیم تنوع شهرهایمان را از میان ببریم و درخت‌های کهنسال‌مان را ریشه‌کن کنیم تا جایشان چمن یک‌بندانگشتی بکاریم و روستاهایمان را بی‌حاصل کنیم و جای همه،آشغال‌های سر به هوایی بسازیم تا خود را مدرن جلوه داده باشیم.
کسانی که می‌کوشند مدرنِ نفهمیده را با سنت نفهمیدۀ ذاتاً ناسازگار با آن آشتی بدهند البته خوشبختند و سود این بازار داغ را می‌برند.


#بهرام_بیضایی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه


ما در اینجا چه کردیم؟ [...]
هر کس را که نشانی از فرهنگ خویش جست‌وجو می‌کرد نژادپرست می‌خواندیم تا خود را در چشم باختری(غربی) پذیرفتنی و در چارچوب نوگرایی واپسگرای(مدرنیزم عقب‌افتاده) میهنی، پیشرو نشان دهیم.


✍️ #بهرام_بیضایی
بریده‌ای از پیشگفتار نیپیک (کتاب): «هزار افسان کجاست»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#ادبیات
#پیشنهاد_کتاب

#سیاوش‌خوانی

#بهرام_بیضایی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📕

#ادبیات
#پیشنهاد_کتاب

#سیاوش‌خوانی

#بهرام_بیضایی


نمایشنامه سیاوش خوانی به قلم بهرام بیضایی در واقع داستان نبرد بی پایان بین خیر و شر است که نخستین بار در سال ۱۳۷۵ به چاپ رسید. داستانی پیچیده و تو در تو و با زبانی فاخر و زیبا است. مهمترین قسمت این کتاب مربوط به طرح آن است که بیضایی به گونه ای متفاوت یکی از داستان های شاهنامه ،که زمانی کارکرد آیینی داشته، را در بطن زندگی معاصر قرار می دهد و به زیبایی تمام همه ی این موارد را در هم می تند تا چنین شاهکاری را خلق کند.
در این نمایشنامه می خوانیم که گروهی از جوانان برای اجرای نمایش سیاوش خوانی به روستایی می روند و در طول این اجرا درگیری هایی پیرامون انتخاب نقش های خوب و بد بین آن ها رخ می دهد. گویی این نبرد بین خیر و شر از دیر باز تا کنون ادامه داشته و خواهد داشت. در این اثر بیضایی داستانی از شاهنامه را برگزیده تا در کنار بازسازی این داستان از هنر عامه، برخورد مردم با هنر، پندارهای مردمی دربارۀ آیین های ملی و هنر، و برداشتهایی شخصی از داستان را بازگو کند.

سیاوش: روزگار چه ستمی کم دارد که ماش بیفزاییم؟
بس نیست بیماری و پیری و درد؟
بس نیست آوار و زمین‌لرزک و تندباد و تگرگ؟
بس نیست خشکسال و تندبار‌ اهریمن؟
بس نیست دیوباد آتشگون و سرمای پیرزن؟
بس نیست درندگان رمه، و شاخداران کشتکن؟
بس نیست خوابمرگ شب و مرگ‌خواب روز؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity