Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#مرشد_ومارگریتا

چرا باید رمان مرشد و مارگریتا اثر بولگاکف را خواند؟

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

#مرشد_ومارگریتا

#میخائیل_بولگاکف

#عباس_میلانی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

#مرشد_ومارگریتا

#میخائیل_بولگاکف

#عباس_میلانی

میخائیل بولگاکف دوازده سال آخر عمر خود را صرف نوشتن مرشد و مارگریتا کرد که به‌نظر بسیاری از منتقدان با رمان‌های کلاسیک پهلو می‌زند و بی‌تردید از درخشان‌ترین آثار ادبی روسیه به‌شمار می‌رود. هنگام درگذشت بولگاکف، جز همسر و دوستان نزدیکش، کسی از وجود این کتاب خبر نداشت. ربع قرن پس از مرگ نویسنده که این رمان سرانجام اجازه‌ی انتشار یافت، شمارگان سیصدهزارتایی آن یک‌شبه به‌فروش رفت و سپس هر نسخه‌ی آن تا صد برابر قیمت فروخته شد.

درباره‌ی این رمان شگفت‌انگیز بیش از صد کتاب و مقاله به زبان انگلیسی نوشته شده است.

«طوری حرف می‌زنی که انگار وجود شرّ و ظلمت را منکری. حالا مرحمتاً فکرش را بکن: اگر شرّ در کار نمی‌بود، کار خیر شما چه فایده‌ای می‌داشت؟ و بدون سایه یا ظلمت دنیا چه شکلی پیدا می‌کرد؟ مردم و چیزها سایه دارند. مثلاً، این سایه‌ی شمشیر من است. در عین‌حال موجودات زنده و درخت‌ها هم سایه دارند... آیا می‌خواهی زمین را از همه‌ی درخت‌ها و از همه‌ی موجودات پاک کنی تا آرزویت برای دیدار نور تحقق یابد؟ خیلی احمقی.»

«اگر پيش از مرگ رنجی فراوان برده باشی و اگر در اين وادی مه‌گرفته به درماندگی پرسه‌ای زده باشی و اگر بار گران جانكاهی بر دوش، گرد جهان می‌گشتی، می‌فهميدی. و اگر خسته باشی و بی‌هيچ بيم و دريغی به ترک جهان و ترک مه و مرداب و رودخانه‌هايش رضا داده باشی، می‌فهميدی. اگر حاضر بودی با قلبی سبک به كام مرگ فرو روی و می‌دانستی كه تنها مرگ مرهم زخم تو است، می‌فهميدی.»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity