🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۶ کارخانه خودروسازی به نام #ایران_ناسیونال با سرمایه حدود ۴۰۰ میلیون ریال تأسیس گردید که شامل زمین، اعتبار بانکی، ماشین آلات نو و کهنه، که قادر به مونتاژ روزانه ۱۰ دستگاه سواری و ۷ دستگاه اتوبوس و کامیون بود."
.
#محمود_خیامی را به عنوان پدر صنعت خودروسازی در ایران می‌شناسند. او از جمله کارآفرینان بسیار مشهور ایرانیست که تمام سرمایه و زندگی حرفه‌ای‌اش قربانی امواج سهمگین انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ شد. خانه و کارخانه‌اش را مصادره کردند و او مجبور شد به انگلیس برود و زندگی اش را از صفر آغاز کند.
.
انقلاب اسلامی در ایران رخ داد و نگاه منفی به سرمایه داران، سکه رایج بازار شد؛ حتی اگر این سرمایه داران، کارآفرینان بزرگی چون احمد و محمود #خیامی بوده باشند که در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی نزدیک به ۱۵ هزار کارگر در کارخانه‌های او مشغول بکار بودند...
خانه هفت هزار متری #احمد_خیامی در زعفرانیه تهران مصادره شد و به #بنیاد_مستضعفان رسید. این مصادره آن اندازه مهم بود که مسئولان مصادره‌ها در مصاحبه‌های خود مدام به این خانه اشاره می‌کردند. البته که تنها این خانه نبود؛ درواقع تمام داراییهای احمد و محمود خیامی مصادره شد. این دو برادر نیز مجبور شدند به خارج از کشور بروند.
.
#عباس_میلانی - مورخ برجسته ایرانی – این اتهام را که امثال برادران خیامی با رانت دربار و مقامات سیاسی به چنین جایگاهی رسیدند، کاملا رد می‌کند و می‌نویسد:
«این روایت که این‌ها به کمک دربار و شاهزاده‌ها شرکت‌هایشان سودآور می‌شد، دروغ تاریخی بزرگی است و صدمه بزرگی به ملت ایران زد. این افراد درستکار کارآفرین را از ایران راندند و این شرکت‌ها را سپردند به دست یک مشت آدم نا‌اهلی که هنوز هم نتوانستد آن را به شرایط قبل از انقلاب برگردانند».
.
احمد به آمریکا رفت و در همانجا نیز درگذشت. اما محمود به انگلیس رفت و در آنجا نیز سعی کرد در حرفه مورد علاقه خود دوباره پا بگیرد و موفق شود. محمود خیامی که عملا از صفر آغاز کرده بود، به دلیل سابقه خوب خود از مرسدس بنز آلمان اعتبار گرفت و در خارج از کشور، کاروبار خود را به عنوان فروشنده اتوموبیل شروع کرد. نبوغ اقتصادی او کمک حال او بود و اکنون خانواده خیامی متصدی یکی از نمایندگی های فروش مرسدس بنز در انگلیس و آمریکا هستند.خیامی در خارج از کشور نیز به فرد ثروتمندی تبدیل شد و باید اینگونه گفت که دگرباره خود را تحمیل کرد؛ به عنوان مثال می‌توان از همایش بزرگ صنعت و معدن در خراسان در سال۱۳۸۲ نام برد که در آن از محمود خیامی به عنوان «پیشکسوت نمونه» تقدیر شد .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

#مرشد_ومارگریتا

#میخائیل_بولگاکف

#عباس_میلانی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#معرفی_کتاب

#مرشد_ومارگریتا

#میخائیل_بولگاکف

#عباس_میلانی

میخائیل بولگاکف دوازده سال آخر عمر خود را صرف نوشتن مرشد و مارگریتا کرد که به‌نظر بسیاری از منتقدان با رمان‌های کلاسیک پهلو می‌زند و بی‌تردید از درخشان‌ترین آثار ادبی روسیه به‌شمار می‌رود. هنگام درگذشت بولگاکف، جز همسر و دوستان نزدیکش، کسی از وجود این کتاب خبر نداشت. ربع قرن پس از مرگ نویسنده که این رمان سرانجام اجازه‌ی انتشار یافت، شمارگان سیصدهزارتایی آن یک‌شبه به‌فروش رفت و سپس هر نسخه‌ی آن تا صد برابر قیمت فروخته شد.

درباره‌ی این رمان شگفت‌انگیز بیش از صد کتاب و مقاله به زبان انگلیسی نوشته شده است.

«طوری حرف می‌زنی که انگار وجود شرّ و ظلمت را منکری. حالا مرحمتاً فکرش را بکن: اگر شرّ در کار نمی‌بود، کار خیر شما چه فایده‌ای می‌داشت؟ و بدون سایه یا ظلمت دنیا چه شکلی پیدا می‌کرد؟ مردم و چیزها سایه دارند. مثلاً، این سایه‌ی شمشیر من است. در عین‌حال موجودات زنده و درخت‌ها هم سایه دارند... آیا می‌خواهی زمین را از همه‌ی درخت‌ها و از همه‌ی موجودات پاک کنی تا آرزویت برای دیدار نور تحقق یابد؟ خیلی احمقی.»

«اگر پيش از مرگ رنجی فراوان برده باشی و اگر در اين وادی مه‌گرفته به درماندگی پرسه‌ای زده باشی و اگر بار گران جانكاهی بر دوش، گرد جهان می‌گشتی، می‌فهميدی. و اگر خسته باشی و بی‌هيچ بيم و دريغی به ترک جهان و ترک مه و مرداب و رودخانه‌هايش رضا داده باشی، می‌فهميدی. اگر حاضر بودی با قلبی سبک به كام مرگ فرو روی و می‌دانستی كه تنها مرگ مرهم زخم تو است، می‌فهميدی.»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity