🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼

نمی‌توان به دوران عصر طلایی هالیوود فکر کرد و از جورج‌ هورل نام نبرد. عکاسی که در تبدیل کردن بازیگران هالیوود به ستارگان ایده‌آل نقشی برجسته ایفا کرد. او که عکاس پشت‌صحنه‌ها و عکس‌های تبلیغاتی فیلم‌ها و پرتره‌ی بازیگران بود، در دهه‌ی سی به اوج شهرت رسید. جایگاه او در عکاسی آنقدر والاست که او را بدعت‌گذار چندین سبک نورپردازی می‌دانند که تکنیک بوم‌لایت یکی از آن‌هاست. بازیگران در عکس‌های جورج هورل همچون فیگورهای مقدس، غیراین‌جهانی و ایده‌آل هستند؛ زنان و مردانِ عکس‌های جورج‌ هورل همچون خدایان یونانی می‌مانند. بازیگران در موقعیت‌هایی خلسه‌انگیز، فتیش‌وار، غیراین‌جهانی، اغواگر و قدرت‌مند قرار گرفته‌اند؛ ستارگانی که واقعاً برق می‌زنند و درخشان‌اند؛ بازیگرانی که همچون تندیس‌های گران‌بهای موزه‌ی هنر توسط جورج هورل قالب گرفته‌اند و در نور و تاریکی ما را به جهانی دیگر، جهان عشق و میل و آرزو، رهسپار می‌کنند.

George Hurrell (1904 - 1992)

#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#_دنیا

خیلی هم
شبیهِ نقاشی های کودکی هایمان نیست

#_نقاشی_هایمان

کلبه ای داشت و اجاقی همیشه گرم
یک چمنزار و جوی آبی روان

آسمانِ نقاشی هایمان ابری نداشت
وخورشیدِ طلایی اش همیشه خندان ...

#_افسوس

نه جویی روان مانده
نه آسمان آبی ست
نه چمنزارهایمان سرسبز


#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


کسی چه می‌داند

چطور می‌شود

با یاد یک نفر اینهمه زندگی کرد

و نمرد!

#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼


یکی ازنکته های شگرف درهنرنقاشی وعکاسی تمام عریان نکردن مدل وسوزه هنراست که باعث میشودحس کنجکاوی رادربیننده اثربیدارکند حسی تاسرحدجنون برای دیدن قسمت پوشیده سوژه ویامدل درهنرکه میتواندپارچه ای شفاف وبراق باشدیاقسمتی ازبدن خودسوژه یا مدل


#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

#_آندره_برتون که #_مارک_شاگال را پدر سورئالیسم خطاب کرده، باور داشت که شاگال استعاره را وارد نقاشی کرد. مارک شاگال و بلا رزنفلد عاشق هم بودند‌. بلا زنی نویسنده بود و شاگال یک نقاش. بلا در مورد اولین ملاقاتشان نوشت، «وقتی چشمانش را می‌دیدی، آن‌قدر آبی بودند که گویی مستقیماً از آسمان افتاده‌اند. چشمان عجیبی بودند... دراز و بادامی شکل... و هر کدام به تنهایی حرکت می‌کردند، مثل یک قایق کوچک» و شاگال نیز نقاشی‌هایی کشید که در آن‌ها، او و بلا، دو عاشقِ دلداده، در آسمان‌ها پرواز می‌کنند. شاگال در آثارش به‌طور مداوم به‌خلق موقعیت‌های یک زوج پرداخت که در آن قانون جاذبه وجود ندارد و بدن‌های عشاق در میان فضا شناور و سیال بوده و با بادهای آسمانی حرکت می‌کنند. بلا رزنفلد در سن ۵۵ سالگی بر اثر عفونت گلو فوت کرد، مشکلی که با آنتی‌بیوتیک‌ به‌سادگی برطرف می‌شد.

Marc Chagall & Bella Rosenfeld

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


به شما میگویم شماهم میتوانید زیباترازاین نقاشیها خلق کنیدفقط بایدنترسیدوبه حرف دیگران اهمیت ندهیدساده است
کمی حوصله؛کمی اعتماد به خود،شمامیتوانیدباتمام وجودمیگویم

#shelliegarberart #Artist
#Beautiful #art

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚


کتاب «سفر به انتهای شب» نوشته‌ی لویی فردینان سلین یکی از رمان‌های مهم ادبیات فرانسه است. اثری که با شروع جنگ می‌شود و وقتی شخصیت اصلی به آن ورود پیدا می‌کند، تمام روح و جسمش به بدبینی و نفرت نسبت وجودیت، انسانیت و هر مفهوم و امر‌ والایی آغشته می‌شود. این رمان در باب ظهور یک نوع فردیت مدرن است که دیگر برای خدایان یا پادشاهان یا مفاهیم نمی‌جنگد، در عوض او حتی وجودیت چنین سلسله‌ای از هدف‌گذاری و مراتب قدرت را خوار می‌شمارد. رمان در باب پاریس است، در باب فرانسه، قرن بیستم، سینما، میل و مردانگی است، در باب دیگری غایب و سیلِ افکار و توهماتی که در خواب‌های شبانه به ذهن شخصیت اصلی می‌آیند. این رمان به نثر بی‌پرده، رئالیستی و همچنین ضد-ادبی‌اش شهرت دارد که به با نثری عوامانه نوشته شده است. با وجود آنکه تعدادی از اطناب‌های روایی کتاب تکرار می‌شوند یا گاهی در میانه و اواخر با موقعیتی تازه و با بیان جدید روبه‌رو نیستیم، اما در کل می‌توان سفر به انتهای شب را رمانی خواندنی و ستایش‌برانگیز خطاب کرد. رمانی که وضعیت انسانی و عصاره‌ی قرن بیستم میلادی را بازتاب داده است.


#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

آن‌که فقدان چیزی را فراموش می‌کند به کدامین لایه از خیال‌ورزی وارد می‌شود؟
آن‌که غیاب چیزی را با خیال‌ورزی پس می‌زند و حضور را تخیل می‌کند، به نبودن آن چیز، به طور ضمنی اعتراف می‌کند؛ یعنی پذیرفته که
چیزی نیست، پس آن را خیال می‌کند، فانتزی‌اش می‌کند.
اما آن‌که غیاب را از نطفه پس می‌زند و به رسمیت نمی‌شناسد، به نبودن چیزی اعتراف نمی‌کند. او اعتراف کردن را با فراموش جایگزین می‌کند.

فیلم سوختن لی چانگ دونگ، روایت مسحورکننده‌ای از یک نیست شدن است، دود شدن و به آسمان رفتن،سوختن...


#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼

نقاشی «قتل» اثر پل سزان موردی خاص برای مشاهده و کاوش است‌. اثری که در آن با یک قتل برنامه‌ریزی‌شده و غیرانفرادی‌ روبه‌رو هستیم.

#_Zartosht

The Murder, Paul Cézanne, 1867-1870

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هـــــــنــــــر 🖼

نقاشی «قتل» اثر پل سزان موردی خاص برای مشاهده و کاوش است‌. اثری که در آن با یک قتل برنامه‌ریزی‌شده و غیرانفرادی‌ روبه‌رو هستیم. گفته‌اند که شاید سزان ایده‌ی چنین صحنه‌ای را از رمان «ترز راکنِ» امیل زولا الهام گرفته باشد؛ زنی که تصمیم به قتل همسرش می‌گیرد. چنین صحنه‌ای از سزانِ کاتولیک را می‌توان تصویری گناه‌آلود دانست که در آن زن دست مرد را با تمام نیروی خود کنترل می‌کند و مردی دیگر قرار است ضربه‌ای مهیب بر تن نیمه‌جان مرد فرود آورد. این صحنه که گویی در یک چشم‌انداز برزخ‌گونه‌ی بدون ماه و خورشید می‌گذرد، نمایان‌گر نوعی جنایت‌ برنامه‌ریزی‌شده است؛ زن نمی‌تواند از همسر دور شود، پس با کمک دستان مردی دیگر جنایت را رقم می‌زند. چنین نمایی، تصویری بی‌زمان و بی‌مکان است؛ در اینجا هیچ‌ چهره یا هویتی اهمیت ندارد مگر خود خشونت بی‌رحمانه‌ی انسانی. روایتی که می‌توان آن را در فیلم‌های مشهور تاریخ سینما همچون غرامت مضاعف یا وسوسه‌ی ویسکونتی نیز دید؛ دسیسه‌ای که اجرای آن توسط جنایتکاران با آمیزه‌ای از لذت، نابلدی، خشونت و پلیدی همراه است.

#_Zartosht

The Murder, Paul Cézanne, 1867-1870

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


هنرمند در اثر خود شکل «درست» خشونت را به کار می‌گیرد: او با تصاحب کردن آن‌چه که از آنش نیست به تعادلی میان خود و جهان می‌رسد. این کیمیاگری دلپذیر، که اغلب اوقات به چشم ما ناچیز می‌آید، نوعی کنش خلاقه است که دقیقاً در شکاف میان فرد و جهان رخ می‌دهد - در فضایی خاص که استعاره، مجاز، و آرایه‌های پرطمطراق دیگر نقش‌آفرینی می‌کنند. کار هنرمند نه نسخه‌برداری نعل‌به‌نعل از واقعیت، که تأثیرگذاری بر نحوۀ برخورد ما با واقعیت است. این تعادل، این هماهنگی، این کنش اصیل سرپیچی برای تفوق یافتن و یا مغلوب شدن شکل نمی‌گیرد، بلکه تمرکزش بر همان شکاف است، بر تصاحب کردن‌ها و تسخیر شدن‌ها و بر پژواکی که میان خود و جهان برقرار است.


#_Zartosht

شرح تصویر:
Spatial Concept, Expectations (Concetto Spaziale, Attese)~1965
Artist: Lucio Fontana

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵



بانگاهت کاری میکنی
که تمام دنیا وجهان رافراموش کنم
من رادرآتش عشقت بسوزان
بگذارقشنگترین شعرهایم رابرایت بگویم
اگرتمام دنیاوجهان رابگردم
امکان نداردکسی رابه زیبایی توپیداکنم
هرچقدربه توبگویم دوستت دارم
بازهم برای تو کم است
اگریک ثانیه ازتودوربشوم
برق نگاهت کاری میکند
باشورعشق بسوی چشمانت برگردم
من رادرآغوشت پنهان کن
من رادرعشقت بسوزان
یابیادرعشق هم بسوزیم

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵



مدتهاست در این سرزمین شب است.
آنقدر تاریک که هیچ خورشیدی وجود ندارد،
تاریکی روزهای ما، می تواند آن را روشن کند.

It has been night in this land for a long time.
So dark that no sun,
the darkness of our days, can illuminate it.

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸


#_ویلیام_یوجین_اسمیت


William Eugene Smith (1918 - 1978)

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸


#_ویلیام_یوجین_اسمیت از آن عکاسان همه‌کاره و بزرگی بود. او را می‌توان نمونه‌ای عالی برای ثبت لحظات بزرگِ آنی خطاب کرد. لحظاتی کوتاه و آنی وجود دارند که ناگهان نوعی هم‌پوشانی معنادار میان ابژه‌های زیست هرروزه رخ می‌دهد‌؛ ژست‌های خاص در موقعیت‌های ویژه که فرصت دیدن و ثبت‌شان تنها به اندازه‌ی یک پلک زدن طول می‌کشد و عکاس باید چشمانش تماماً باز و دوربینش کاملاً آماده باشد که آنان را ثبت و حفظ کند. کارنامه هنری اسمیت نیز سرشار از چنین رخدادهای بصری و آنی هستند که برای تاریخ عکاسی مانده‌اند: یک بیرون آمدن از ماشین که پاها فرم می‌آفرینند؛ یک رابطه‌ی معنادار میان فورگراند و بک‌گراند در یک چشم‌بهم‌زدن؛ یک خنده‌ی غریب از چاپلین به شمایل خودش در آینه؛ یک صحنه از استراحت و ملال که به چینش درآمده و غیره. تمام این عکس‌ها ثبت اساسِ لحظات هستند و اگر خصلتی تزئینی در ظاهرشان کسب کرده‌اند، نه از تمهیدات چیدمانی بلکه از مشاهده‌گریِ همیشه خودآگاه از سوی عکاس سرچشمه می‌گیرد که برای‌ ثبت‌شان روزها و ماه‌ها انتظار کشیده است.


William Eugene Smith (1918 - 1978)

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

#_معرفی_نویسنده

▪️The Brontë Sisters : Charlotte Brontë, Emily Brontë and Anne Brontë

▪️خواهران برونته : شارلوت برونته ، امیلی برونته و آن برونته

خواهران برونته، شارلوت برونته (‎۱۸۱۶ – ۱۸۵۵)، امیلی برونته (‎۱۸۱۸ – ۱۸۴۸) و آن برونته (‎۱۸۲۰ – ۱۸۴۹)، سه خواهر از مفاخر ادبی بریتانیا بودند که کتاب‌هایشان در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ قرن نوزدهم میلادی منتشر شد و آثارشان در فهرست ادبیات کلاسیک جهان قرار گرفت.
شارلوت، امیلی و آن برونته از نویسندگان مشهور جهان هستند. شاید کمتر شناخته شده این باشد که آنها با نام مستعار کرر، الیس و اکتون بل منتشر می کردند.

شارلوت برونته، امیلی برونته و آن برونته فرزندان پاتریک برونته کشیش منطقه هاورث در انگستان و ماریا برانول، بودند که هر سه در شهر تورنتون در غرب یورک‌شر به دنیا آمدند. آن‌ها دارای دو خواهر دیگر نیز بودند که در کودکی از دنیا رفتند؛ و همچنین برادر آنها به نام برانول نیز شاعر و نقاش بود. هر سه خواهر به عنوان آموزگار و همچنین معلم سرخانه به فعالیت پرداختند. در سال ۱۸۴۳ شارلوت و امیلی برای یادگیری و تقویت زبان فرانسه به بروکسل رفتند و خیلی زود پس از شنیدن خبر مرگ عمه‌شان الیزابت که بعد از مرگ مادر، عهده‌دار نگهداری آن‌ها بود به هاورث بازگشتند. شارلوت در ‎۱۸۴۳– ۱۸۴۴ با عنوان معلم زبان انگلیسی به بروکسل بازگشت، ولی به علت تنهایی و مشقات زندگی، مجدد به خانواده‌اش در هاورث یورک‌شر پیوست.

پس از کشف برخی از اشعار امیلی در سال ۱۸۴۵، شارلوت خواهران خود را متقاعد کرد که مجموعه ای مشترک از شعر خود را تولید کنند. در سال ۱۸۴۶ مجموعه آنها با نام مستعار مردانه منتشر شد و تنها سه نسخه از آن به فروش رفت.
این کتاب موفقیتی به دست نیاورد، و پس از آن خواهران برونته به نوشتن رمان پرداختند.
با وجود این، امیلی مشغول نوشتن «بلندی‌های بادگیر » بود ، شارلوت مشغول کار بر روی «پروفسور» بود و آن تلاش‌های خود را به‌عنوان یک فرماندار به «اگنس گری» هدایت می‌کرد . پس از اینکه تنها رمان های امیلی و آن برای انتشار پذیرفته شد، شارلوت کار بر روی جین ایر را آغاز کرد و هر سه رمان در سال ۱۸۴۷ با نام مستعار خود منتشر شدند.
کتاب‌های اگنس گری توسط آن و جین ایر توسط شارلوت در سال ۱۸۴۷ به طبع رسیدند که در این سال جین ایر جزو پرفروش‌ترین آثار به‌شمار می‌رفت. سپس در سال ۱۸۴۸ امیلی رمان بلندی‌های بادگیر (نیز با ترجمه‌ی فارسی عشق هرگز نمی‌میرد) و آن داستان مستأجر عمارت وایلدفل را منتشر کردند. بعدها شارلوت شرلی را در ۱۸۴۹ و ویلت را در ۱۸۵۳ منتشر ساخت. تمام این کتاب‌ها کمابیش به موفقیت دست یافتند.

عمر خواهران برونته بسی کوتاه بود. امیلی قبل از اتمام دومین رمانش، در سال ۱۸۴۸ در ۳۰ سالگی به علت بیماری سل و آن در سال بعد به سبب همان بیماری در ۲۹ سالگی درگذشتند. شارلوت در سال ۱۸۵۴ به همسری معاون پدرش، آرتور نیکولز درآمد و یک سال بعد به دنبال بیماری تیفوس در سن ۳۸ سالگی درگذشت.


#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی🎨


یکی از مهمترین فیگورهای تاریخی، هنری و مذهبی جودیت و روایتِ «جودیت و سر هولوفرنس» است. زنی یهودی که با کمک ندیمه‌اش سرِ سردار آشوری را از تنش جدا کرد و به تاریخ پیوست. در دوران ابتدایی مسیحیت، تصویرِ جودیت همچون دختری باکره و مقدس بود که تمام خصوصیات خشونت و جاذبه‌های جنسی از تصویرش حذف‌ شد. هرچه تاریخ هنر و فلسفه نگاه پیچیده‌تر و تازه‌تری به زن پیدا کرد، جودیت نیز به‌آرامی به فیگوری اروتیک تبدیل گشت و حال با تنِ اغواگر و خشونتِ مبهمش بازنمایی شد. آنطور که گفته‌اند، او از بهشت آسمانی سقوط کرد، این‌جهانی و فیزیکال شد، قدرت گرفت و از مریم مقدس به حوا تغییر پیدا کرد. هر نقاشی که سراغ تصویر جودیت رفت، با سلیقه‌ی خودش آن را بازتصویر کرد: گاهی همچون یک فرشته‌ی عریان، گاهی یک زنِ شهوت‌ناکِ مغرور و قدرت‌‌مند و گاهی هم درحاشیه، چراکه قرار بود خود کنش جنایت بازتصویر شود و نه بازنمایی تصویر اسطوره‌ای یک فیگور زن. سرگذشت فیگور جودیت و تصویرش را می‌توان هم‌سان با تاریخ سانسور، سرکوب، آزادی و فلسفه‌ی نگریستن به فیگور زنانه دید. هرچه جلوتر آمدیم، جودیت توامان هم واقعی‌تر شد و هم افسانه‌ای‌تر.

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی

تا به‌ حال تجربه‌‌ی وجود یک صحنه‌ی دلخراش، یک تصویر اندوهبار و یک کابوس هولناک، که در وقت بیداری هم مدام جلوی چشمتان می‌آید، داشته‌اید؟ کابوسی که جسم و روحتان در آن رنج بکشد و کسی یاریگرتان نباشد؟ از آن صحنه‌هایی که حتی در سینما هم چندان به چشم نمی‌آید، تجربه‌ای از اوجِ تنهایی یک انسان مقابل اوجِ توحش یک اهریمن در امتدادِ یک شب طولانی؟

تصور کرده‌اید اگر در خیابان‌ها برای رهایی از چنگال چند جانی چاره‌ای جز دویدن نداشته باشید و هیچ قانونی از شما حمایت نکند دقیقاً تا کجا قرار است رمق داشته باشید و به دویدن ادامه دهید؟

تصور کرده‌اید اگر دستگیر شوید و خیابان به خیابان پشت خودرویی بی نام و نشان شما را بچرخانند، صورتتان را به کف خودرو بچسبانند و کسی روی تنتان دست بکشد، به همین اکتفا نکند و پیش‌تر برود، کدام خدا را فریاد می‌زنید؟

تصور کرده‌اید اگر به جرم‌ ایستادگی مقابل یک متجاوز، زیر سنگین‌ترین ضرباتِ پست‌ترین سربازانِ سفاک‌ترین حکومتِ جهان کشته شوید و برای پیکر بی‌جانتان هم دروغی کثیف بسازند، کدام بهشت، کدام مذهب و کدام شریعت قرار است روحتان را تسلی بدهد؟

می‌دانید در جایی از تاریخ، که این روزها باشد و در جایی از جغرافیا، که همین‌جا باشد، دختری از ما، دختری پرشور و زنده از ما، همه‌ی تصورات بالا را تجربه کرده، رنج کشیده، تقلا کرده، دست و پا زده، فریاد کشیده و جان داده است؟

می‌دانید ما - دقیقاً - مقابل چه موجوداتی قرار گرفته‌ایم؟ می‌دانید ما، اگر برای ثانیه‌ای رنج آن نازنین دختر را درک کرده باشیم، سهممان را از دوزخ ادا کرده‌ایم؟ می‌دانید ما، چرا زنده‌ایم؟ می‌دانید از ما اگر چیزی جز خشم بماند، چیزی جز آتش بماند، چیزی جز گدازه بماند، کفه‌ی ترازوی عدالت تا ابد ناتراز باقی خواهد ماند؟

ما در جهنم باقی می‌مانیم تا یک‌یک جانیان عزیزکش را به قهر و کین و دشنه، پذیرا باشیم. ما رسولان دوزخیم برای شما تفاله‌های لجن‌اندیش و رهبران بی‌صفتتان. ما خشم روزگاریم که بر بزم شما حرامیان آوار می‌شویم.

#_Zartosht
#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


⚙️ توی دنیای روانشناسی یه کلمه‌ای وجود داره که معنای عجیبی داره "Jomo" یعنی لذت از دست دادن

دیدی بعد یه مدت چقدر راضی از قطع ارتباط با یه عده یا چقدر خوشحال میشی رابطه‌ای رو از دست دادی، در واقع داری همین حس رو تجربه می‌کنی

از دست دادن همیشه به معنای باخت دادن نیست، رابطه‌ای که تموم میشه
+ممکنه در آینده آدمی رو توی زندگیت بذاره که هزاران بار خداروشکر کنی که اون آدم از زندگیت رفت

شغلی که از دست میدی، می‌تونه باعث بشه روی رشد خودت بیشتر تمرکز کنی و جای بهتری مشغول به کار بشی

خلاصه که از دست دادن یه رابطه، یه شغل، دوستی، خودش خیلی وقتا دستاورده

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

این عطر را
که به تنت می زنی
موسیقی آرامی است
با امضای خاص تو
که جعل اش محال است ...!


#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity