🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#آرژانتینی_شیلیایی
#آریل_دورفمان
ولادیمیرو آریل دورفمان نویسنده، نمایشنامهنویس، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر است.
دورفمان در ۶ مه ۱۹۴۲ در بوینسآیرس چشم به جهان گشود. پدرش از اهالی اودسا در اوکراین بود و در دانشگاه اقتصاد تدریس میکرد و مادرش فنی زلوکوویچ از یهودیان رومانی-مولداوی بود. کمی پس از تولد خانوادهاش به آمریکا نقل مکان کردند و او ده سال از دوران کودکی خود را در ایالات متحده گذراند. او و خانواده در سال ۱۹۵۴ به شیلی رفتند. آریل دورفمان پس از حضور در دانشگاه شیلی در سال ۱۹۶۶ با آنگلیکا مالیناریچ ازدواج کرد و در سال ۱۹۶۷ به شهروندی شیلی درآمد به همین خاطر او بیشتر به عنوان یک نویسنده شیلیایی معروف است. در سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۶۹ برای تحصیلات تکمیلی به دانشگاه کالیفرنیا، برکلی رفت و سپس به شیلی بازگشت.
دورفمان بعد از روی کار آمدن سالوادور آلنده در شمار مشاوران فرهنگی او جای گرفت. در شب کودتای پینوشه مقرر بود که او به عنوان شیفت شب در کاخ ریاست جمهوری حضور داشته باشد، اما دورفمان شیفت کاریش را با همکارش جابجا کرد و به این ترتیب از مهلکه جان سالم به در برد. پس از کودتای ۱۹۷۳ چندین ماه به صورت مخفیانه زندگی کرد تا در یک فرصت مناسب توانست به اروپا فرار کند و پس از مدتی اقامت در آمستردام و پاریس به آمریکا رفت. او از سال ۱۹۸۵ در دانشگاه دوک تدریس میکند.
دورفمان زندگی ادبی خود را با انتشار کتاب «تخیل و خشونت» در سال ۱۹۶۸ آغاز کرد. این کتاب که در آمریکا منتشر شد مجموعه مقالاتی است دربارهٔ ادبیات آمریکای لاتین در قرن بیستم و نقش آن به عنوان ابزار مقاومت در برابر انواع ارعاب فشارهایی که ملتهای آمریکای لاتین تجربه میکنند.
دورفمان را کنار گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس و میگل آنخل آستوریاس از سرشناسترین نویسندگان آمریکای لاتین میشناسند.
▪️آثار
از آریل دورفمان تاکنون بیش از ۲۰ عنوان کتاب رمان، شعر، نمایشنامه، سفرنامه، مقاله سیاسی و نقد ادبی منتشر شده که به ۳۰ زبان ترجمه شدهاند.
بیوه ها
شکستن طلسم وحشت
ناپدیدشدگان
پیامی به شش میلیاردمین کودک جهان: مویه کن دلبندم
شورش خرگوشها
مرگ و دختر جوان
خانهام آتش گرفتهاست
خاطرات صحرا
آخرین آواز مانوئل سندرو
آخرین والس در سانتیاگو و دیگر اشعار تبعید و غیبت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#آرژانتینی_شیلیایی
#آریل_دورفمان
ولادیمیرو آریل دورفمان نویسنده، نمایشنامهنویس، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر است.
دورفمان در ۶ مه ۱۹۴۲ در بوینسآیرس چشم به جهان گشود. پدرش از اهالی اودسا در اوکراین بود و در دانشگاه اقتصاد تدریس میکرد و مادرش فنی زلوکوویچ از یهودیان رومانی-مولداوی بود. کمی پس از تولد خانوادهاش به آمریکا نقل مکان کردند و او ده سال از دوران کودکی خود را در ایالات متحده گذراند. او و خانواده در سال ۱۹۵۴ به شیلی رفتند. آریل دورفمان پس از حضور در دانشگاه شیلی در سال ۱۹۶۶ با آنگلیکا مالیناریچ ازدواج کرد و در سال ۱۹۶۷ به شهروندی شیلی درآمد به همین خاطر او بیشتر به عنوان یک نویسنده شیلیایی معروف است. در سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۶۹ برای تحصیلات تکمیلی به دانشگاه کالیفرنیا، برکلی رفت و سپس به شیلی بازگشت.
دورفمان بعد از روی کار آمدن سالوادور آلنده در شمار مشاوران فرهنگی او جای گرفت. در شب کودتای پینوشه مقرر بود که او به عنوان شیفت شب در کاخ ریاست جمهوری حضور داشته باشد، اما دورفمان شیفت کاریش را با همکارش جابجا کرد و به این ترتیب از مهلکه جان سالم به در برد. پس از کودتای ۱۹۷۳ چندین ماه به صورت مخفیانه زندگی کرد تا در یک فرصت مناسب توانست به اروپا فرار کند و پس از مدتی اقامت در آمستردام و پاریس به آمریکا رفت. او از سال ۱۹۸۵ در دانشگاه دوک تدریس میکند.
دورفمان زندگی ادبی خود را با انتشار کتاب «تخیل و خشونت» در سال ۱۹۶۸ آغاز کرد. این کتاب که در آمریکا منتشر شد مجموعه مقالاتی است دربارهٔ ادبیات آمریکای لاتین در قرن بیستم و نقش آن به عنوان ابزار مقاومت در برابر انواع ارعاب فشارهایی که ملتهای آمریکای لاتین تجربه میکنند.
دورفمان را کنار گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس و میگل آنخل آستوریاس از سرشناسترین نویسندگان آمریکای لاتین میشناسند.
▪️آثار
از آریل دورفمان تاکنون بیش از ۲۰ عنوان کتاب رمان، شعر، نمایشنامه، سفرنامه، مقاله سیاسی و نقد ادبی منتشر شده که به ۳۰ زبان ترجمه شدهاند.
بیوه ها
شکستن طلسم وحشت
ناپدیدشدگان
پیامی به شش میلیاردمین کودک جهان: مویه کن دلبندم
شورش خرگوشها
مرگ و دختر جوان
خانهام آتش گرفتهاست
خاطرات صحرا
آخرین آواز مانوئل سندرو
آخرین والس در سانتیاگو و دیگر اشعار تبعید و غیبت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#۵ نوامبر ـ ۱۴ آبان
زادروز بزرگترین نویسندهی تاریخ جهان #ویل_دورانت 🌺
«مرگ تمدنها زمانی فرا میرسد
که بزرگان مردم
به پرسشهای جدید آنها
پاسخهای کهنه میدهند!»
🔵 ویل دورانت در ۵۲ سالگی با آنکه چندین کتاب ارزشمند برای مردمان جهان نوشته بود، احساس کرد باید کاری برای بشر بکند. از این رو تصمیم گرفت #تاریخ_تمدن جهان را به انسانها هدیه کند تا بدانند از کجا تا به کجا آمدهاند.
ویل دورانت بیش از دو دهه بر گرد جهان گشت و هزاران برگ فیشبرداری و عکس تهیه کرد. سپس طی سه سال با کار مستمر با همکاری همسرش #آریل توانست یاداشتها را به ۱۱ جلد کتاب «تاریخ تمدن جهان» تبدیل کند. اثری بینظیر که مادر و مرجع هزاران کتاب در زمینههای تاریخ، فلسفه، هنر، معماری، جامعهشناسی، ادبیات و انسانشناسی شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
زادروز بزرگترین نویسندهی تاریخ جهان #ویل_دورانت 🌺
«مرگ تمدنها زمانی فرا میرسد
که بزرگان مردم
به پرسشهای جدید آنها
پاسخهای کهنه میدهند!»
🔵 ویل دورانت در ۵۲ سالگی با آنکه چندین کتاب ارزشمند برای مردمان جهان نوشته بود، احساس کرد باید کاری برای بشر بکند. از این رو تصمیم گرفت #تاریخ_تمدن جهان را به انسانها هدیه کند تا بدانند از کجا تا به کجا آمدهاند.
ویل دورانت بیش از دو دهه بر گرد جهان گشت و هزاران برگ فیشبرداری و عکس تهیه کرد. سپس طی سه سال با کار مستمر با همکاری همسرش #آریل توانست یاداشتها را به ۱۱ جلد کتاب «تاریخ تمدن جهان» تبدیل کند. اثری بینظیر که مادر و مرجع هزاران کتاب در زمینههای تاریخ، فلسفه، هنر، معماری، جامعهشناسی، ادبیات و انسانشناسی شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
.
یکی رُک به من بگوید
که این چه روزگاریست
چه دنیاییست
چه کشوریست؟
سوال من اینست
آخر چه طور میشود
دلخوشیِ پدری
دلخوشیِ مادری
تنها فهمیدن این باشد
که آنها
که آنها هنوز
دارند پسرشان را شکنجه میکنند؟
#آریل_دورفمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
.
یکی رُک به من بگوید
که این چه روزگاریست
چه دنیاییست
چه کشوریست؟
سوال من اینست
آخر چه طور میشود
دلخوشیِ پدری
دلخوشیِ مادری
تنها فهمیدن این باشد
که آنها
که آنها هنوز
دارند پسرشان را شکنجه میکنند؟
#آریل_دورفمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
یکی رُک به من بگوید
که این چه روزگاریست
چه دنیاییست
چه کشوریست؟
سوال من اینست
آخر چه طور میشود
دلخوشیِ پدری
دلخوشیِ مادری
تنها فهمیدن این باشد
که آنها
که آنها هنوز
دارند پسرشان را شکنجه میکنند؟
#آریل_دورفمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
یکی رُک به من بگوید
که این چه روزگاریست
چه دنیاییست
چه کشوریست؟
سوال من اینست
آخر چه طور میشود
دلخوشیِ پدری
دلخوشیِ مادری
تنها فهمیدن این باشد
که آنها
که آنها هنوز
دارند پسرشان را شکنجه میکنند؟
#آریل_دورفمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
فراواناند کسانی که در جنایات شریک بودند. بدون شک اول از همه صدها پرسنل نظامی و همدستان غیرنظامی آنها که اوامر پینوشه را اجرا میکردند ، مردانی که ماشه را می چکاندند یا بدن ها را کاردآجین میکردند یا گیره های فلزی را کار می گذاشتند. و تازه بگذریم از کسانی که تجهیزات لازم برای انجام آن جنایات دهشتناک را می خریدند ، کسانی که حساب ها را نگه میداشتند و بودجه های خرید را تراز می کردند ، کسانی که زیرزمین ها را اجاره و پاکسازی میکردند ، کسانی که دستمزد ماموران را می پرداختند و گزارشها و اعترافات را حروف چینی میکردند و وقتی سربازان از انجام وظیفه حماسی شان خسته می شدند ، قهوه و شیرینی تعارفشان می کردند.
و بعد دیگرانی هم هستند که مرئی نیستند ، هزاران نفری که تحمیل این جنایات بر هموطنانشان را انکار می کردند ، با اینکه خوب می دانسنند چه اتفاقی افتاد ...
#آریل_دورفمن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
فراواناند کسانی که در جنایات شریک بودند. بدون شک اول از همه صدها پرسنل نظامی و همدستان غیرنظامی آنها که اوامر پینوشه را اجرا میکردند ، مردانی که ماشه را می چکاندند یا بدن ها را کاردآجین میکردند یا گیره های فلزی را کار می گذاشتند. و تازه بگذریم از کسانی که تجهیزات لازم برای انجام آن جنایات دهشتناک را می خریدند ، کسانی که حساب ها را نگه میداشتند و بودجه های خرید را تراز می کردند ، کسانی که زیرزمین ها را اجاره و پاکسازی میکردند ، کسانی که دستمزد ماموران را می پرداختند و گزارشها و اعترافات را حروف چینی میکردند و وقتی سربازان از انجام وظیفه حماسی شان خسته می شدند ، قهوه و شیرینی تعارفشان می کردند.
و بعد دیگرانی هم هستند که مرئی نیستند ، هزاران نفری که تحمیل این جنایات بر هموطنانشان را انکار می کردند ، با اینکه خوب می دانسنند چه اتفاقی افتاد ...
#آریل_دورفمن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#ادبیات
مرگ و دوشیزه
#آریل_دورفمان
"چگونه میتوان گذشته را زنده نگه داشت و زندانی گذشته نشد؟
چگونه فراموش کنیم و خطر تکرار همین اتفاقات را در آینده نداشته باشیم؟"
آریل دورفمان در تریلوژی مقاومت، در نمایشنامهی مرگ و دوشیزه راوی این قصه است.
نمایشنامهای که رومن پولانسکی در ۱۹۹۴ اقتباس سینماییاش از آن را ساخت.
آیا آنها که شکنجه شدهاند و آزار دیدهاند، بعدها میتوانند در یک سرزمین، در یک کنسرت کنار شکنجهگر خود بنشینند و مرگ و دوشیزهی شوبرت را با هم گوش کنند؟
"فرض کن چه میشود اگر همه همین شکلی رفتار کنند و خودشان به مجازات شکنجهگرانشان بپردازند، آیا کل ماجرای بازگشت به دموکراسی یک شوخی نخواهد بود؟"
از دیرباز نوشتههایم در کشاکش دو همزاد ذهنیام بود، در تنگنایی بیپایان گرفتار بودم و از دستشان رها نمیشدم: از یک سو نیاز پایهای و بالقوهی درخشان بشریت برای داستانگویی بود، در سویی دیگر این حقیقت بیرحم قرار داشت که در جهان امروز ما بیشتر زندگیهایی که باید دلمشغول بازگویی همین داستانها باشند، عموما نادیده انگاشته میشوند، به یغما میروند و به اجبار ساکت میشوند.
این مساله که تمامی شورشهای ذکرشده در این نمایشها بر سر زنان رخ داده است، صرف اتفاق و حادثه نیست.
زنان اغلب اعضای با قدرت کمتر جامعه هستند، آنها در حاشیه افتادهاند، هرچند وقتی زنان دست به شورش میزنند لبریز اراده، خشم و وقار میشوند و به این شکل دنیایی را میشکافند، آن را از هم باز میکنند و قدرت را به چالش میگیرند، تا قدرت در مقابل تلاشهای آنان رخ عیان کند و زشتیهای خویش را جلوی دیدگان قرار دهد.
اکنون بیشتر از گذشته عقیدهام این است که یک دموکراسی شکننده را باید با بیان عمیق تمام دراماها و اندوهها و امیدواریهایی قدرت بخشید که در ورای حیات آن وجود دارند و تنها به این روش و بدون پنهان کردن آسیبهای وارده به ما میتوانیم زندگی را تحمل کنیم و دیگر گذشته را تکرار نکنیم.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#ادبیات
مرگ و دوشیزه
#آریل_دورفمان
"چگونه میتوان گذشته را زنده نگه داشت و زندانی گذشته نشد؟
چگونه فراموش کنیم و خطر تکرار همین اتفاقات را در آینده نداشته باشیم؟"
آریل دورفمان در تریلوژی مقاومت، در نمایشنامهی مرگ و دوشیزه راوی این قصه است.
نمایشنامهای که رومن پولانسکی در ۱۹۹۴ اقتباس سینماییاش از آن را ساخت.
آیا آنها که شکنجه شدهاند و آزار دیدهاند، بعدها میتوانند در یک سرزمین، در یک کنسرت کنار شکنجهگر خود بنشینند و مرگ و دوشیزهی شوبرت را با هم گوش کنند؟
"فرض کن چه میشود اگر همه همین شکلی رفتار کنند و خودشان به مجازات شکنجهگرانشان بپردازند، آیا کل ماجرای بازگشت به دموکراسی یک شوخی نخواهد بود؟"
از دیرباز نوشتههایم در کشاکش دو همزاد ذهنیام بود، در تنگنایی بیپایان گرفتار بودم و از دستشان رها نمیشدم: از یک سو نیاز پایهای و بالقوهی درخشان بشریت برای داستانگویی بود، در سویی دیگر این حقیقت بیرحم قرار داشت که در جهان امروز ما بیشتر زندگیهایی که باید دلمشغول بازگویی همین داستانها باشند، عموما نادیده انگاشته میشوند، به یغما میروند و به اجبار ساکت میشوند.
این مساله که تمامی شورشهای ذکرشده در این نمایشها بر سر زنان رخ داده است، صرف اتفاق و حادثه نیست.
زنان اغلب اعضای با قدرت کمتر جامعه هستند، آنها در حاشیه افتادهاند، هرچند وقتی زنان دست به شورش میزنند لبریز اراده، خشم و وقار میشوند و به این شکل دنیایی را میشکافند، آن را از هم باز میکنند و قدرت را به چالش میگیرند، تا قدرت در مقابل تلاشهای آنان رخ عیان کند و زشتیهای خویش را جلوی دیدگان قرار دهد.
اکنون بیشتر از گذشته عقیدهام این است که یک دموکراسی شکننده را باید با بیان عمیق تمام دراماها و اندوهها و امیدواریهایی قدرت بخشید که در ورای حیات آن وجود دارند و تنها به این روش و بدون پنهان کردن آسیبهای وارده به ما میتوانیم زندگی را تحمل کنیم و دیگر گذشته را تکرار نکنیم.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨