🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چـــکـــامـــه_پـــارســـی
▫️يک روز
#شعر_احمدرضا_احمدی
يک روز سرانجام با تو
وداعی آبی میکنم
میدانم
روزی از من خواهی پرسيد
مگر وداع هم رنگ دارد
آن هم به رنگ آبی
من در جواب تو
فقط چشمانم را میبندم
سالی که بر من و تو گذشت
فقط ۳۶۵ روز نبود
جمعهها را بايد دو روز حساب کرد
بايد تقويمها را در آفتاب نهاد
تا رنگ ببازد
آسمان آويخته به من و تو است
باد ميآمد
تو بطریها را
از آب پر کرده بودی
ما تا غروب خيال میکرديم
درون بطریها شراب است
سفره را پهن کردی
من دلواپس باران بودم که نبارد
باران نباريد
تو زود به خواب رفتی
هنگام خواب تو
باران باريد
صفحات پاييز را از تقويم کندم
به جوی آب انداختم
در ازدحام برگهای پاييز
گُم شد
تو از خواب بيدار شدی
صبحانه آماده بود
▫️#عکس: امیلی مورتیمر در نمایی از فیلم کتابفروش به کارگردانی ایزابل كوئست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چـــکـــامـــه_پـــارســـی
▫️يک روز
#شعر_احمدرضا_احمدی
يک روز سرانجام با تو
وداعی آبی میکنم
میدانم
روزی از من خواهی پرسيد
مگر وداع هم رنگ دارد
آن هم به رنگ آبی
من در جواب تو
فقط چشمانم را میبندم
سالی که بر من و تو گذشت
فقط ۳۶۵ روز نبود
جمعهها را بايد دو روز حساب کرد
بايد تقويمها را در آفتاب نهاد
تا رنگ ببازد
آسمان آويخته به من و تو است
باد ميآمد
تو بطریها را
از آب پر کرده بودی
ما تا غروب خيال میکرديم
درون بطریها شراب است
سفره را پهن کردی
من دلواپس باران بودم که نبارد
باران نباريد
تو زود به خواب رفتی
هنگام خواب تو
باران باريد
صفحات پاييز را از تقويم کندم
به جوی آب انداختم
در ازدحام برگهای پاييز
گُم شد
تو از خواب بيدار شدی
صبحانه آماده بود
▫️#عکس: امیلی مورتیمر در نمایی از فیلم کتابفروش به کارگردانی ایزابل كوئست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شــــعــــر_جــــهــــان
خشم سیاه اقوام
چونان نوای وحشی سازهای طوفان زمستانی است
موج سرخ نبرد، جنگل برهنهای از ستارگان.
شب با پیشانی شکسته و بازوان نقرهای
اشارتکنان به سوی سربازان محتضر میآید.
در سایۀ اهرهای پاییزی
ارواح کشتگان آه میکشند.
خارزاران برهوت شهر را در میان میگیرند.
و ماه، زنان وحشتزده را
بر پلههای خونآلود دنبال میکند.
گرگان وحشی دروازهها را شکستهاند.
▫️#شعری از گئورگ تراکل
▫️ برگردان به پارسی: مراد فرهادپور
▫️ #عکس: لئونارد میسونه (۱۹۲۶)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شــــعــــر_جــــهــــان
خشم سیاه اقوام
چونان نوای وحشی سازهای طوفان زمستانی است
موج سرخ نبرد، جنگل برهنهای از ستارگان.
شب با پیشانی شکسته و بازوان نقرهای
اشارتکنان به سوی سربازان محتضر میآید.
در سایۀ اهرهای پاییزی
ارواح کشتگان آه میکشند.
خارزاران برهوت شهر را در میان میگیرند.
و ماه، زنان وحشتزده را
بر پلههای خونآلود دنبال میکند.
گرگان وحشی دروازهها را شکستهاند.
▫️#شعری از گئورگ تراکل
▫️ برگردان به پارسی: مراد فرهادپور
▫️ #عکس: لئونارد میسونه (۱۹۲۶)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity