🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

#بر_روان_وفروهر_پاکان_ونیکوکاران_درود_وستایش_باد


این اوّلین ماشینی است که شاه ، حدود شصت سال پیش به بهمن‌بیگی داد. بهمن‌بیگی با این ماشین در جنگل‌های کهکیلویه و بویراحمد می‌رفت تا مدارس را بازرسی کند. در این‌جا این دانش‌آموز که مریض بود، فهمید که به مدرسه‌اش بازرس آمده و او را ندیده است. از جنگلی که سکونت داشت، پایین می‌آید و جلوی ماشین بهمن‌بیگی را می‌گیرد که «آقای بازرس من را هم امتحان کنید.» همان‌طور که در عکس می‌بینید پاهای این پسر برهنه است. این پسر الآن دکتر «سامان نیک‌اقبال» و عضو پیوند اعضای خاورمیانه است. تابستان امسال ایشان و دکتر «ملک‌حسینی» که «بیمارستان پیوند اعضا» را دارند، ده‌هزارمین پیوند عضو را جشن گرفتند. در این جشن ده پروفسور نیز از ده کشور آمده‌بودند.
خاطراتی که هرگز فراموش نخواهد شد.
در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند: دیوان حافظ بهتر است یا مولوی؟

برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم. بهتر است از بنده بپرسید: میش چند ماهه می زاید؟ اسب بیشتر بار می‌برد یا الاغ؟ تا برای من کاملا روشن باشد. ... و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم: من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی‌ها دیده‌ام. چگونه می‌توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟

وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه‌ها گوش فلک ر ا پُر کرده بود؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد. در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ..
زنده‌یاد محمد بهمن‌بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب "بخارای من، ایلِ من"
برنده جوایزی از سازمان یونسکو

اگر بهمن بیگی نبود؛
دشت پُر گل سنبل ایل، دشت پُر لاله و ریحان ایل، کویر و شوره زاری بیش نبود.
در ایل چراغی نمی‌سوخت، شمعی نمی‌افروخت.
ایل بود و شب، شب بود و ایل.
ایلی بزرگ به بزرگی تاریخ، شبی دراز به درازای تمامی یلداها.

اگر بهمن بیگی نبود؛
خزان برگ‌ریزان، برگ برگ درخت ایل را می‌ریخت، غنچه‌های نوشکفته را از هم می‌گسیخت و جلاد جهل مرد ایلی را به چوبه‌ی دار درخت نیستی می‌آویخت!

(برگرفته از صفحه الفبای معجزه‌گر)
موضوع انشا: بُز!

در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود، ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند: دیوان حافظ بهتر است یا مولوی؟

برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی هستم. بهتر است از بنده بپرسید: میش چند ماهه می‌زاید؟ اسب بیشتر بار می‌برد یا خر؟ تا برای من کاملاً روشن باشد!

تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جزء لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلم‌فرسایی کردم و در پایان نوشتم: من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب‌فروشی‌ها دیده‌ام. چگونه می‌توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشاء بنویسم؟

وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده ی بچه‌ها گوش فلک را پر کرد، ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد. در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقاً این جوان، نویسندهٔ بزرگی خواهد شد...

📚بخارای من ایل من
✍🏻 #محمد_بهمن‌بیگی
نویسنده و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

Medea with her dead children flees from Corinth in a car pulled by dragons, circa 1887 by Germán Hernández Amores. Oil on canvas, 225 cm x 166 cm.
🏛: Museo del Prado


آری، به گردشِ روزگار آدمی را مكنت و مال
شايد كه بيش و كم فراز آيد
ليك آدميزادِ نيكبخت؟ هرگز!


مدئا~اوريپيد


مدئا جادوگر برآشفته‌ای است که در پی محروم ماندن از عشق شوهرش به انتقام‌گیری برمی‌خیزد و فرزندان خود را می‌کشد، منظور او از این واکنش پایان‌دادن به پیوند خویشاوندی خود با یاسون و محوکردن آثار و علایم «نام پدر» است. او همچنین از استرداد جسد کودکان به پدرشان سربازمی‌زند، زیرا نمی‌خواهد بر سنگ گورشان نام این مرد به چشم آید.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


#هنر_استاد_سعدی

#_سبک_مربع_درهنر_شعر_پارسی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

🎨 The Temptation of St Anthony, Pieter Bruegel I, c. 1556, pen in brown ink on laid paper © Ashmolean Museum
نقاشی خارق‌العاده و دلهره‌آور "وسوسه سنت آنتونی" اثر پیتر بروگل
✍🏻 در تفسیر بروگل، توهمات سنت آنتونی به‌ صورت شیاطین سوررئال، به‌صورت چیزهایی بی‌ تناسب و کمیک وار به تصویر کشیده می‌شود. در سمت چپ این ترکیب، انسان‌ های بی‌ عرضه با این تهاجم آخرالزمانیِ سرهای بی جسم، ماهی‌های غول‌ پیکر و افرادی که از کوزه‌ها تشکیل شده‌اند، می‌جنگند. با وجود این حواس‌ پرتی‌ های عجیب‌ و غریب، سنت آنتونی بدون مزاحمت زانو زده و دعا می‌کند. او حتی بابت حضور زنی که در کنده درخت سمت چپ او در حال نواختن عود است، تکان نمی‌خورد. این مسئله ممکن است به‌ عنوان یک نماد جنسی در هنر هلند جنوبی تعبیر شود.
.
.
✍🏻آنتونی کبیر (۲۵۱-۳۵۶) یک راهب مصری بود که سال‌ها در صحرا و در گوشه‌ نشینی زندگی می‌کرد. او از توهماتی رنج می‌برد که شیطان آن‌ ها را فرستاده بود تا ایمان او را آزمایش کند.
▪️نکته: در سال ۱۵۵۶ میلادی، همان سالی که این طرح کشیده شد، شیوع طاعون در بووران (Beveren)، دهکده‌ای در ساحل رودخانه شلدت به آنتورپ رخ داد. بووران امروزه در استان فلاندری شرقی در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است. تلاش‌هایی برای محدود کردن همه گیری در آن سمت رودخانه انجام شد که در نتیجه آن مقررات فراگیر در سراسر منطقه وضع گردید. رودخانه که قبلاً زادگاه زندگی بود، اکنون تهدیدی مرگ‌ آور به شمار می‌ آمد. شاید به همین دلیل بود که بروگل تصمیم گرفت این صحنه جهنمی را در منظره یک رودخانه به صحنه بکشد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشــــی🖼

مروری برآثارهنرمندان بزرگ نقاش
#زیبا
#خلاقانه
#عالی
#عاشقانه

#Painting
An overview of the works of great painters
#Beautiful
#Innovative
#Excellent
#Romantic

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity