🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
چشمانت آخرین چیزی است که از میراث عشق به جا مانده است
آخرین چیزی است که از نامههای عاشقانه باقی است
و دستانت… آخرین دفترهای حریری است
بر رویشان
شیرینترین سخنی که نزد من است ثبت شده
مرا عشق پرورده است، مانند لوح توتیا
و محو نشدم
در حالی که شعر باخنجرش طعنه میزند مرا،
رها کنم تا که توبه کنم
دوستت دارم
ای کسی که دریاهای جنوب را در چشمانش اندوخته
با من باش
تا دریا به رنگ آبیاش بماند
و هلو تا همیشه بوی خوشش را نگه دارد
شمایل فاطمه همیشگی شود
و مانند کبوتر، زیر نور غروب پرواز کند
با من باش… چه بسا حسین بیاید
در لباس کبوترها، و همانند مه و رایحهی خوش
و از پشت سر او منارهها می آیند، و سوگند به پروردگارم
و همهی بیابانهای جنوب
چشمانت آخرین ساحل از بنفشههاست
و بادها مرا دریدند
و گمان کردم که شعر نجاتم میدهد
اما قصیدهها غرقم کردند
گمان کردم که ممکن است عشق جمعام کند
ولی زنها قسمتم کردند!
آری محبوب من:
شگفت است که زنی در این شب ملاقات شود
و راضی شود که با من همراه شود…
و مرا با بارانهای مهربانی بشوید
عجیب است که در این زمان شعرا بنویسند
عجیب است اینکه قصیده هنوز هست
و از میان آتشها و دودها میگذرد
و از میان پردهها و محفظهها و شکافها بالا میرود
مانند اسب تازی
عجیب است این که نوشتن هنوز هست
با این که سگها بو میکشند
و با این که ظاهر گفتگوهای جدید
میتواند شروع هر چیز خوبی باش
#_نزار_قبانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
چشمانت آخرین چیزی است که از میراث عشق به جا مانده است
آخرین چیزی است که از نامههای عاشقانه باقی است
و دستانت… آخرین دفترهای حریری است
بر رویشان
شیرینترین سخنی که نزد من است ثبت شده
مرا عشق پرورده است، مانند لوح توتیا
و محو نشدم
در حالی که شعر باخنجرش طعنه میزند مرا،
رها کنم تا که توبه کنم
دوستت دارم
ای کسی که دریاهای جنوب را در چشمانش اندوخته
با من باش
تا دریا به رنگ آبیاش بماند
و هلو تا همیشه بوی خوشش را نگه دارد
شمایل فاطمه همیشگی شود
و مانند کبوتر، زیر نور غروب پرواز کند
با من باش… چه بسا حسین بیاید
در لباس کبوترها، و همانند مه و رایحهی خوش
و از پشت سر او منارهها می آیند، و سوگند به پروردگارم
و همهی بیابانهای جنوب
چشمانت آخرین ساحل از بنفشههاست
و بادها مرا دریدند
و گمان کردم که شعر نجاتم میدهد
اما قصیدهها غرقم کردند
گمان کردم که ممکن است عشق جمعام کند
ولی زنها قسمتم کردند!
آری محبوب من:
شگفت است که زنی در این شب ملاقات شود
و راضی شود که با من همراه شود…
و مرا با بارانهای مهربانی بشوید
عجیب است که در این زمان شعرا بنویسند
عجیب است اینکه قصیده هنوز هست
و از میان آتشها و دودها میگذرد
و از میان پردهها و محفظهها و شکافها بالا میرود
مانند اسب تازی
عجیب است این که نوشتن هنوز هست
با این که سگها بو میکشند
و با این که ظاهر گفتگوهای جدید
میتواند شروع هر چیز خوبی باش
#_نزار_قبانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
آنانکه با افکاری پاک وفطرتی زیبا
در قلب دیگران جای دارند را هرگز
هراسی از فراموشی نیست، چرا که جاودانند
👤 #_کوروش_بزرگ
7 آبان بزرگداشت خالق ادبیات «گفتار نیک،پندارنیک،کردارنیک» کوروش بزرگ گرامی باد
#روز_کوروش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
آنانکه با افکاری پاک وفطرتی زیبا
در قلب دیگران جای دارند را هرگز
هراسی از فراموشی نیست، چرا که جاودانند
👤 #_کوروش_بزرگ
7 آبان بزرگداشت خالق ادبیات «گفتار نیک،پندارنیک،کردارنیک» کوروش بزرگ گرامی باد
#روز_کوروش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
عــاشـــق شدن
چیز ساده ای ست
آنقدر كه همه ی انسان ها
توان تجربه کردن آن را دارند
مهم عاشق ماندن است
بی انتهــا
بی مــنّــت
ماندنی...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
عــاشـــق شدن
چیز ساده ای ست
آنقدر كه همه ی انسان ها
توان تجربه کردن آن را دارند
مهم عاشق ماندن است
بی انتهــا
بی مــنّــت
ماندنی...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_اگر_چشمهایمان
روح ها را به جای
بدن ها می دیدند...
چهقدر تعریف مان
از زیبایی متفاوت می بود!!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_اگر_چشمهایمان
روح ها را به جای
بدن ها می دیدند...
چهقدر تعریف مان
از زیبایی متفاوت می بود!!!
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
همیشه افراد ساکت را دوست داشتهام، هیچوقت نمیفهمی در حال رقصیدن در رویای خویشاند یا سنگینی بار هستی را به دوش میکشند...
📒 در جست و جوی آلاسکا
#جان_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
همیشه افراد ساکت را دوست داشتهام، هیچوقت نمیفهمی در حال رقصیدن در رویای خویشاند یا سنگینی بار هستی را به دوش میکشند...
📒 در جست و جوی آلاسکا
#جان_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
اگه نتونی در راهِ یه هدفِ والا زندگی کنی
حداقل باید در راهِ یه هدف والا بمیری دیگه، نه؟
و من میترسم از این که نه زندگی
و نه مرگم هیچ کدوم ارزشی نداشته باشن...!
📕 #نحسی_ستاره_های_بخت_ما
✍️ #جان_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
اگه نتونی در راهِ یه هدفِ والا زندگی کنی
حداقل باید در راهِ یه هدف والا بمیری دیگه، نه؟
و من میترسم از این که نه زندگی
و نه مرگم هیچ کدوم ارزشی نداشته باشن...!
📕 #نحسی_ستاره_های_بخت_ما
✍️ #جان_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هميشه افراد ساكت را دوست داشته ام.
هيچگاه نميفهمی در حال رقصيدن در رويای خويشند
و يا سنگينی بار هستی را به دوش میكشند ...
👤 #جان_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هميشه افراد ساكت را دوست داشته ام.
هيچگاه نميفهمی در حال رقصيدن در رويای خويشند
و يا سنگينی بار هستی را به دوش میكشند ...
👤 #جان_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
ما برای ادامه دادن
هیچکسی را نداریم
جز خودمان!
و این کافیست ...
👤 #_چارلز_بوكفسکی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
ما برای ادامه دادن
هیچکسی را نداریم
جز خودمان!
و این کافیست ...
👤 #_چارلز_بوكفسکی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
دیگر کودک نبود، بزرگ شده بود.
دانشگاه را دیده بود، دوستیهای دوران دانشگاه را دیده بود، آزادی بعد از دبیرستان، خوابیدن صبحها، بیدار ماندن شبها، انگیزه زیاد، انرژی بی حد برای تغییر دنیا و انرژی استارتاپ زدن را هم تجربه کرده بود.
طعم کار کردن را چشیده بود، طعم مستقل شدن، طعم پاسخگو نبودن به پدر که «تازه دیشب بهت پول دادم، چیکارش کردی؟»
طعم پیشرفت در کار را هم چشیده بود، پیدا کردن دوستهای «شرکتی» و مصاحبه رفتن و فحش دادن به شخص آنطرف میز.
اما فقط عشق را ندیده بود. خب بدون عشق انگار سیاه و سفید است زندگی. به قول شایع «زندگی بدون احساس خوب، تکرار شب تکرار روز».
ولی سیب زندگی چرخید و چرخید و با روی عشقش خورد توی سرش. از جایش بلند شد، چه حس عجیبی! «نکنه نیوتنم؟».
قلبش مدام میتپید، عکسش را که میدید که هیچ. دنیا انقدر قشنگ بود و نمیدانست؟ همه جا فکر او بود، تصویرش، صدایش. همه جا خودش بود و او بود.
تا آن روز نمیدانست مرفین چیست، اما بعد از آن میگفت «انگار مرفین زدم حاجی». خب بنده خدا اولین بارش بود.
گذشت. اگر آن سیب یادتان باشد، میدانید که باز هم میچرخد و لزوما طرف قرمز و جذابش همیشه نمیآید. این دوستمان هم که سرمست بود، فکرش را نمیکرد که باز هم بچرخد.
مثل خوابی کوتاه بود. تمام شد، قصه عاشقانه ما تمام شد. دوباره تعداد رنگها کم شد،شبیه فیلمهای دهه پنجاه.
ولی کاش باز هم عاشق بشود. ببخشید، شما هم عاشق بشوید که به قول حافظ:
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
دیگر کودک نبود، بزرگ شده بود.
دانشگاه را دیده بود، دوستیهای دوران دانشگاه را دیده بود، آزادی بعد از دبیرستان، خوابیدن صبحها، بیدار ماندن شبها، انگیزه زیاد، انرژی بی حد برای تغییر دنیا و انرژی استارتاپ زدن را هم تجربه کرده بود.
طعم کار کردن را چشیده بود، طعم مستقل شدن، طعم پاسخگو نبودن به پدر که «تازه دیشب بهت پول دادم، چیکارش کردی؟»
طعم پیشرفت در کار را هم چشیده بود، پیدا کردن دوستهای «شرکتی» و مصاحبه رفتن و فحش دادن به شخص آنطرف میز.
اما فقط عشق را ندیده بود. خب بدون عشق انگار سیاه و سفید است زندگی. به قول شایع «زندگی بدون احساس خوب، تکرار شب تکرار روز».
ولی سیب زندگی چرخید و چرخید و با روی عشقش خورد توی سرش. از جایش بلند شد، چه حس عجیبی! «نکنه نیوتنم؟».
قلبش مدام میتپید، عکسش را که میدید که هیچ. دنیا انقدر قشنگ بود و نمیدانست؟ همه جا فکر او بود، تصویرش، صدایش. همه جا خودش بود و او بود.
تا آن روز نمیدانست مرفین چیست، اما بعد از آن میگفت «انگار مرفین زدم حاجی». خب بنده خدا اولین بارش بود.
گذشت. اگر آن سیب یادتان باشد، میدانید که باز هم میچرخد و لزوما طرف قرمز و جذابش همیشه نمیآید. این دوستمان هم که سرمست بود، فکرش را نمیکرد که باز هم بچرخد.
مثل خوابی کوتاه بود. تمام شد، قصه عاشقانه ما تمام شد. دوباره تعداد رنگها کم شد،شبیه فیلمهای دهه پنجاه.
ولی کاش باز هم عاشق بشود. ببخشید، شما هم عاشق بشوید که به قول حافظ:
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
در زندگی بعدی، کاش می شد مسیر را وارونه طی کنم. در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود.
در خانهای پر از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هر روز همه چیز، بهتر و بهتر شود.
به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند. بروم و حقوق بازنشستگیام را جمع کنم
و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوانتر خواهم شد. آنگاه برای دبیرستان آمادهام؛ و سپس به دبستان میروم و آنگاه کودک میشوم و بازی میکنم.
هیچ مسئولیتی نخواهم داشت. آنقدر جوان و جوانتر میشوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم.
و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم !
مرگ در می زند
#_وودی_آلن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
در زندگی بعدی، کاش می شد مسیر را وارونه طی کنم. در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود.
در خانهای پر از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هر روز همه چیز، بهتر و بهتر شود.
به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند. بروم و حقوق بازنشستگیام را جمع کنم
و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوانتر خواهم شد. آنگاه برای دبیرستان آمادهام؛ و سپس به دبستان میروم و آنگاه کودک میشوم و بازی میکنم.
هیچ مسئولیتی نخواهم داشت. آنقدر جوان و جوانتر میشوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم.
و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم !
مرگ در می زند
#_وودی_آلن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
و میپرسی: پناهنده به چه معناست؟
خواهند گفت: پناهنده کسی است
که از زمین وطن برکنده شد.
و میپرسی: واژهی وطن به چه معناست؟
خواهند گفت: که خانه است و درخت توت،
لانهی ماکیان است و کندوی زنبور،
عطر نان است و آسمان نخست...
و میپرسی:
آیا یک واژه با سه حرف برای این همه مضامین وسعت دارد و بر ما تنگ آمده است؟
#محمود_درویش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
و میپرسی: پناهنده به چه معناست؟
خواهند گفت: پناهنده کسی است
که از زمین وطن برکنده شد.
و میپرسی: واژهی وطن به چه معناست؟
خواهند گفت: که خانه است و درخت توت،
لانهی ماکیان است و کندوی زنبور،
عطر نان است و آسمان نخست...
و میپرسی:
آیا یک واژه با سه حرف برای این همه مضامین وسعت دارد و بر ما تنگ آمده است؟
#محمود_درویش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity