🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


هموندان بختیاریمان رادست کم نگیرید

این کلاه که میبینید

هفت هرازسال تاریخ داره

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


همه ی آن زیبایی را
به جُرمِ زیبایی
نابود کرده بودند!!
آن ها
ترسیده بودند
از آن مردی که چشم های زیبا داشت
ما نیز ترسیده بودیم
فهمیده بودیم
که باز هم با چنین اتفاقاتی مواجه خواهیم شد.

فهمیده بودیم
که هیچ کس
تحمّل زیبایی و قدرت طبیعی را نخواهد داشت
فهمیده بودیم
که دیگران
اجازه نخواهند داد
که کسانی مثل آن مرد
وجود داشته باشند
و فهمیده بودیم
که این گونه
خیلی ها
محکوم به نابودی خواهند شد!

قسمتی از شعر
"مردی با چشم هایِ زیبا"
اثر #چارلز_بوکوفسکی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

روح‌نگاری ویکتوریایی 👻



✍🏻تو دوران ویکتوریایی، عکاسی روح طرفدارای خاص خودش رو داشت! این عکاسی عجیب و غریب سعی می‌کرد تا ارواح و موجودات ماورایی رو توی عکس‌ها نشون بده. البته خیلی از این عکس‌ها پشت پرده‌های عجیب و غریبی داشتن که خیلی از ماجراها واقعی نبودن!

✍🏻عکاسی روح بیشتر برای جذابیت‌های ترسناک و هیجان‌انگیز مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما اغلب با ترفندهای مختلف مثل ترکیب تصاویر یا نورپردازی خاص، سعی می‌شد چیزهایی فراتر از واقعیت توی عکس‌ها ثبت بشه.

✍🏻این سبک، انعکاسی از ترس‌ها و باورهای اون زمان نسبت به مرگ و دنیای پس از اون بود! 🖤

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

آرامش در سادگی؛ دوشیدن شیر اثر ورمیر


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

آرامش در سادگی؛ دوشیدن شیر اثر ورمیر

✍🏻زن شیردوش یکی از مشهورترین آثار نقاش هلندی، یوهانس ورمیر (فرمیر) است که در حدود سال 1660 خلق شده. این اثر، نمونه‌ای بارز از سبک نقاشی باروک است که به ظرافت و جزئیات اهمیت فراوانی می‌دهد.

✍🏻ورمیر در این نقاشی، یک لحظه از زندگی روزمره را به تصویر می‌کشد؛ زنی که مشغول دوشیدن شیر است، در حالی که فضای آرام آشپزخانه‌ را به زیبایی به تصویر می‌کشد. از جمله ویژگی‌های برجسته این اثر، بازی نور و سایه است که به تصویر عمق و درخشندگی خاصی می‌بخشد. استفاده از رنگ‌های نرم و طبیعی، به خصوص زرد و قهوه‌ای، فضایی گرم و دلنشین ایجاد کرده است.

✍🏻توجه ورمیر به جزئیات، از جزئیات لباس گرفته تا بافت دیوار و ظرافت دست و چهره، باعث می‌شود که مخاطب درگیر ریزه‌کاری‌های اثر شود و احساس نزدیکی با موضوع پیدا کند.

✍🏻نکته: سبک باروک یک دوره هنری است که در قرن 17 و 18 میلادی در اروپا ظهور کرد. این سبک با تأکید بر احساسات عمیق، جزئیات پیچیده، و استفاده از نور و سایه برای ایجاد عمق و درخشندگی شناخته می‌شود. آثار باروک معمولاً احساساتی، حماسی و پر زرق و برق هستند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸


جواهراتی از موهای عزیزان از دست رفته! 🖤💔.

"تو دوران ویکتوریایی، رسم عجیب و غریبی بود که از موهای عزیزان از دست رفته جواهر می‌ساختن! سنجاق‌سینه، گردنبند و حتی انگشتر... با موهایی که یادآور خاطرات بودن!
خیلی غریب و زیباست، نه؟! 🖤
تو حاضر بودی همچین یادگاری‌ای داشته باشی؟!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

عزاداری به سبک فشن شو!.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

عزاداری به سبک فشن شو!.

تو دوران ویکتوریا، مرگ فقط یه اتفاق تلخ نبود، یه جور نمایش بود که حتی مد و فشن رو هم تحت تأثیر قرار می‌داد! 😮💔

اگه کسی می‌مرد، مخصوصاً تو خانواده‌های مرفه، قانون اول این بود: لباس سیاه از سر تا پا! 🖤👗 اما این فقط شروع داستان بود:

🔸 عزاداری عمیق: خانم ها باید لباسای سنگین و مشکی می‌پوشیدن، با تورهای بلند که نصف صورتشونو می‌پوشوند. 😢🖤 انگار همه تبدیل می‌شدن به نسخه‌ای مرموز از شخصیت‌های گوتیک! 👻🎩

🔸 عزاداری معمولی: وقتی کمی زمان می‌گذشت، می‌شد به این سیاهی مطلق، یه ذره رنگ سفید یا حتی تزیینات کوچیک اضافه کرد. 🎀⚪️ مثلاً یه روبان سفید، اما نه بیشتر!

🔸 عزاداری سبک: آخرین مرحله عزاداری جایی بود که خانم ها می‌تونستن خاکستری، بنفش یا حتی یاسی بپوشن و کم‌کم به زندگی برگردن. 💜💔

و عجیب‌تر این که، مردم موهای عزیز از دست رفتشون رو نگه می‌داشتن و ازش جواهر درست می‌کردن! 😳💍 یه دستبند یا گردنبند با موهای واقعی؛ چی از این خاص‌تر؟

حالا فکر کن امروز کسی بخواد این سبک‌ها رو دوباره زنده کنه. دوست داری یه لباس ویکتوریایی عزاداری بپوشی؟ 🕰👗

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتور_مربوط_به_پست_پایین_میباشد

#_فرتورها_بر_گرفته_از_هوش_مصنوعی_است

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــــیــــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#جشن_خره_روز در نخستین #روز_زمستان پس از #جشن_شب‌چله

ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه درباره این جشن چنین می‌گوید:
«و در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد و جامه سپید می‌پوشید و بر فرش‌های سپید می‌نشست و دربان‌ها را که هیبت ملک بدان‌هاست بکنار میراند و در امور دنیا فارغ بال نظر می‌نمود و هر کس نیازمند میشد که با پادشاه سخن بگوید، خواه گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع، بی هیچ حاجب و دربانی به نزد پادشاه میرفت و بدون هیچ مانعی با او گفتگو میکرد و در این روز پادشاه با کشاورزان و برزیگران مجالست میکرد و در يک سفره با ایشان غذا میخورد و میگفت: من امروز مانند یکی از شما هستم و من با شما برادر هستم زیرا قوام دنیا به کارهایی است که بدست شما می‌شود و قوام عمارت آن هم به پادشاه است، و نه پادشاه را از رعیت گریزی است و نه رعیت را از پادشاه و چون حقیقت امر چنین شد پس من که پادشاه هستم با شما برزیگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود بویژه که دو برادر مهربان هوشنگ و ويكرد چنین بودند»

#_فرتورها_بر_گرفته_از_هوش_مصنوعی_است

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


جشن‌های ماهانه ایرانی‌مان
#جشن_دی‌گان.

(جشن دی‌گان شادباد💚🤍❤️)

واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار می‌باشد.
در ماه دی، بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده می‌شود و نام خداوند(اهورامزدا) است، سه روز دیگر به نام‌های: دی به آذر، دی به مهر و دی به دین نیز وجود دارد. بنابراین جشن دی‌گان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که روز دوم دی‌ماه، نهم دی‌ماه و هفدهم دی‌ماه در گاه‌شماری خورشیدی است.
در فرهنگ ایران باستان، نخستین جشن دی‌گان، در ماه دی یه عنی روز اورمزد از ماه دی، خرم روز نیز نام داشته است. این روز پس از شب چله پیش می‌آید که بزرگ‌ترین شب سال است.
در زمان گذشته پادشاه کشور و سردار شهر، دیدار همگانی با مردم داشته‌اند. اکنون نیز مزدیسنان(زرتشتیان) به باور ترادادی(:سنتی) خود در برخی از شهرها و روستاها، یکی از روزهای دی در ماه دی و یا همه آن را جشن می‌گیرند.
همانند جشن‌های ماهیانه دیگر، کوشش می‌کنند تا در مکانی همگانی مانند تالار آدریان و آتشکده گردهم آیند و جشن دی‌گان را با سرور و شادمانی برگزار کنند.
یکی از سروده‌هایی که در این جشن برای ستایش جایگاهِ اهورامزدا خوانده می‌شود اورمزدی‌ست که در خورده اوستا جای گرفته است.
برگردان بخشی از آن چنین است:

او را که هم راهبر هستی و هم راهبر زندگی است
به من بنما و همانگونه که خود خواستاری
پیروی از دین والا و اندیشه نیک را به او برسان
درود به فرد کیانی
درود به ایران ویچ
درود به خوشبختی مزدا داده
درود به رود دائیتی و درود به اردویسور آناهیتا
درود به همه آفرینش راستین

📗نسک(:کتاب) یادگار دیرین، نوشته زنده یاد موید #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایران‌زمین باستان

#جشن_دی‌گان_شادباد❄️

#جشن_دی‌گان در دی‌ماه را پیش‌رو داریم💚🤍❤️

و اینکه، ماه دی تنها ماهی هست که چهار جشن ماهانه در خود جای داده است.

دوم دی‌ماه، دی‌به‌آذر «جشن دی‌گان».
نهم دی‌ماه، دی‌به‌مهر «جشن دی‌گان».
هفدهم دی‌ماه، دی‌به‌دین،
«جشن دی‌گان».
یک «جشن دی‌گان» نیز در آذر ماه داریم.

باری،
❇️ به روز هرمز و دی‌ماه و آن سه دی دیگر
ز جان و دل بزداییم هر آنچه ناپاکی‌ست.

❇️ واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار می‌باشد.
در اوستا دی که دتوشوDaatoshu می‌باشد به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه‌های اوستایی بیشتر بجای واژه اهورامزدا بکار رفته است.
در ماه دی بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده می‌شود و نام اهورامزداست، ۳روز دیگر به‌نام‌های دی به‌آذر، دی به‌مهر و دی به‌دین وجود دارد. بنابراین جشن دی‌گان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که دوم، نهم، و هفدهم در سالنامه خورشیدی‌ست.
در میان جشن‌های ماهانه ایرانی‌مان تنها ماه دی‌ است که سه جشن در خود جای داده است.
جشن دی‌گان در گاهشمار زرتشتی دی به‌آذر، دی به‌مهر، دی به‌دین، از ماه دی جشن دی‌گان برگزار می‌شود و زرتشتیان در شهرها و روستاهای ایران دی‌گان را جشن می‌گیرند.
در ایران باستان نخستین جشن دی‌گان در ماه دی، روز اورمزد و دی ماه فرم روز نیز نام داشته‌ است و در این روز که روز پس از #شب_چله بزرگ‌ترین شب سال بوده شاهان دیدار همگانی با مردم داشته‌اند.

#جشن_دی‌گان_شادباد💚🤍❤️

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


چشمانت؛
گويى عسلى از سرزمين حجاز اند!
و كمر ات؛
معاشقه ى ابرها است!!

دستانت از طلا،
و از انگور
و از پونه
و از ماه درخشان
و از پرِ شتر مرغ است!!

و من؛
در برابر گردش سرمه ى چشمانت؛
مثل كودكى هستم
كه در شلوغى گم گشته…

من؛
دوستت دارم!
ولى الان؛
فراموش كرده ام كه،
كلمات را
چگونه كنار هم بچينم؟!!!


#_نزار_قبانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity