🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
😱 ترس از دفن زنده تو دوران ویکتوریا
✍🏻توی قرن ۱۹ میلادی، مردم یه ترس عجیب داشتن که زنده دفن نشن! اون زمان، تکنولوژی تشخیص مرگ دقیق نبود و گاهی اشتباهی کسی رو مرده اعلام میکردن. همین باعث شد این وحشت تو نقاشیها و حتی اختراعای عجیب غریب مثل "تابوتهای زنگدار" وارد بشه.
✍🏻تو هنر اون دوره، صحنههایی میبینی که آدم ها تو تابوت گیر افتادن یا خانوادهها با نگرانی به جسد نگاه میکنن. این آثار یه جورایی دغدغههای اجتماعی و ترسهای اون دوران رو نشون میده. خلاصه، مرگ براشون یه ماجرای جدیتر از اونی بود که فکرشو کنی!
🖼 The Premature Burial, Antoine Wiertz, 1854, Wiertz Museum, Ixelles, Belgium
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
😱 ترس از دفن زنده تو دوران ویکتوریا
✍🏻توی قرن ۱۹ میلادی، مردم یه ترس عجیب داشتن که زنده دفن نشن! اون زمان، تکنولوژی تشخیص مرگ دقیق نبود و گاهی اشتباهی کسی رو مرده اعلام میکردن. همین باعث شد این وحشت تو نقاشیها و حتی اختراعای عجیب غریب مثل "تابوتهای زنگدار" وارد بشه.
✍🏻تو هنر اون دوره، صحنههایی میبینی که آدم ها تو تابوت گیر افتادن یا خانوادهها با نگرانی به جسد نگاه میکنن. این آثار یه جورایی دغدغههای اجتماعی و ترسهای اون دوران رو نشون میده. خلاصه، مرگ براشون یه ماجرای جدیتر از اونی بود که فکرشو کنی!
🖼 The Premature Burial, Antoine Wiertz, 1854, Wiertz Museum, Ixelles, Belgium
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_معرفی_هنرمند
آثار آلن مکدونالد به دلیل نمایشی بودن، طنز و مهارت کامل آن قابل تشخیص است. تکنیک قدیمی و مدرنیته پاپ لحظاتی از لذت و ترحم افسارگسیخته را ایجاد می کند.
ظاهراً هیچ عنصر عجیب و غریبی که بتوان در نقاشی رنگ روغن آلن مکدونالد، که آثارش فرهنگها و تاریخها را طی میکنند تا چیزی همیشه شیک در اجرا به نمایش بگذارند، وجود ندارد. به نظر می رسد اساس کار مک دونالد نیاز به ماجراجویی، کاوش الهام و دیدگاه های متفاوت در هر اثر باشد.
این هنرمند خوش ذوق چنین بیان میکند: سالها طول کشید تا متوجه شدم که تاریکی چیزهایی است که به آنها پاسخ میدهم، چه نقاشی از فرانسیسکو گویا، آهنگی از لئونارد کوهن، نمایشنامهای از ویلیام شکسپیر یا فیلمی از پدرو آلمودوار. وقتی بچه بودم که در آفریقا زندگی میکردم، در شبی که ماه روشن میشد بیرون بودم و با کمی ترس، از نور به سایهای تاریک قدم گذاشتم. تاریکی به دورم پیچید و ترس با درک محافظت از من جایگزین شد. بعداً، وقتی دوازده ساله بودم، پسری با نقاشی هایی که با مداد کشیده بود، وارد کلاس شد. آنها نمایش چهره هایی بودند که از سفیدی کاغذ به سیاه ترین سیاهی که گرافیت می توانست جمع کند، می رفت و از آن لحظه نور هنری برای من شعله ور شد.
یکی از دوستان نقاش قدیمی آلمانی یک بار پس از دیدن من که در حال ولنگ زدن به یکی از نقاشی هایم بودم به من گفت: "یادت باشد آلن، نقاشی های تو مانند یک حباب هستند و حبابی که سوراخی در آن وجود دارد دیگر حباب نیست. " بنابراین با در نظر گرفتن آن، من با دقت قدم می گذارم.
هیچ چیزی من را بیشتر از وقتی که یکی نقاشی هایم را تماشا می کند با صدای بلند می خندد خوشحالم نمی کند. همانطور که کمدین ها می دانند، طنز یک چیز خرابکارانه است، موانع را در هم می شکند و دیگران را پذیرای پیام یا دیدگاه شما می کند.
سال ها پیش، مردی به خصوص خسته از جهان وارد نمایشگاه من شد، با حالت «اگر می توانی مرا تحت تأثیر قرار بده» در صورتش. او از نقاشی به نقاشی دیگر می رفت، تحت تأثیر قرار نمی گرفت ... یعنی تا زمانی که به نقاشی مردی که با خالکوبی پوشیده شده بود و ردیفی از سنجاق ها در پیشانی اش بود، به نام "مازوخیست" رسید. باعث شد از خنده منفجر بشه! سپس به عقب برگشت و دوباره به تمام نقاشیهایی که بهتازگی رد شده بود، نگاه کرد، حالا وقتش را صرف کرده و به همه آنها پاسخ میدهد. برای من اهمیت طنز در هنر را تایید کرد.
تمام اشکال کار من در طول سالها تکامل یافته است. به عنوان مثال، رنگ آمیزی لباس هایی که شبیه لباس های دوره هستند، به طور طبیعی اتفاق افتاده است. در ابتدا به این دلیل که درست به نظر می رسید، اما اکنون متوجه شده ام که این حس را به کار می آورد که فردی گم شده و از دست رفته است، که ناامیدانه تلاش می کند این سوال جهانی را حل کند، "لعنتی من اینجا چه کار می کنم؟" به خصوص هنگامی که اقلام مدرن مانند قوطی کوکاکولا یا اسکوتر در آن گنجانده شده است. ماکس ارنست زمانی نوشت که یک هنرمند باید یک پا در ناخودآگاه و یکی در خودآگاه داشته باشد. من فکر می کنم این همان کاری است که من سعی می کنم انجام دهم.
وقتی یک نقاشی را شروع می کنم، احساس می کنم دارم به سفری می روم، سفری که در آن هیچ ایده ای از مقصد نهایی ندارم. در نتیجه، وقتی به سوی ناشناخته ها حرکت می کنید، یک حس واقعی ماجراجویی و هیجان ایجاد می شود، تنها با این باور که روزی، ساحلی دوردست خواهید یافت که در آن فرود بیایید. متأسفانه، اغلب اوقات، بنیانگذار کشتی بر روی صخره های دندانه دار شک، قلب شما را به اعماق جوهری فرو می برد، جایی که باید دوباره آن را زنده کنید. با این حال، در سفرهای خوششانستر، به جایی میرسید که به طرز عجیبی آشناست، اما قبلاً هرگز آن را ندیدهاید. این یک ساحل دور از توست.
بنابراین ؛ مکدونالد قهرمانان هنری خود را از نظر بصری تصدیق میکند: تیتیان، انگرس، گویا یا ون دایک، سپس نارنجکی را پرتاب میکند و به طرز شیطنتآمیزی انتظارات ما را از نحوه رفتار زن برهنه، پرتره، سلف پرتره، منظره یا نقاشی تاریخ زیر سوال میبرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_معرفی_هنرمند
آثار آلن مکدونالد به دلیل نمایشی بودن، طنز و مهارت کامل آن قابل تشخیص است. تکنیک قدیمی و مدرنیته پاپ لحظاتی از لذت و ترحم افسارگسیخته را ایجاد می کند.
ظاهراً هیچ عنصر عجیب و غریبی که بتوان در نقاشی رنگ روغن آلن مکدونالد، که آثارش فرهنگها و تاریخها را طی میکنند تا چیزی همیشه شیک در اجرا به نمایش بگذارند، وجود ندارد. به نظر می رسد اساس کار مک دونالد نیاز به ماجراجویی، کاوش الهام و دیدگاه های متفاوت در هر اثر باشد.
این هنرمند خوش ذوق چنین بیان میکند: سالها طول کشید تا متوجه شدم که تاریکی چیزهایی است که به آنها پاسخ میدهم، چه نقاشی از فرانسیسکو گویا، آهنگی از لئونارد کوهن، نمایشنامهای از ویلیام شکسپیر یا فیلمی از پدرو آلمودوار. وقتی بچه بودم که در آفریقا زندگی میکردم، در شبی که ماه روشن میشد بیرون بودم و با کمی ترس، از نور به سایهای تاریک قدم گذاشتم. تاریکی به دورم پیچید و ترس با درک محافظت از من جایگزین شد. بعداً، وقتی دوازده ساله بودم، پسری با نقاشی هایی که با مداد کشیده بود، وارد کلاس شد. آنها نمایش چهره هایی بودند که از سفیدی کاغذ به سیاه ترین سیاهی که گرافیت می توانست جمع کند، می رفت و از آن لحظه نور هنری برای من شعله ور شد.
یکی از دوستان نقاش قدیمی آلمانی یک بار پس از دیدن من که در حال ولنگ زدن به یکی از نقاشی هایم بودم به من گفت: "یادت باشد آلن، نقاشی های تو مانند یک حباب هستند و حبابی که سوراخی در آن وجود دارد دیگر حباب نیست. " بنابراین با در نظر گرفتن آن، من با دقت قدم می گذارم.
هیچ چیزی من را بیشتر از وقتی که یکی نقاشی هایم را تماشا می کند با صدای بلند می خندد خوشحالم نمی کند. همانطور که کمدین ها می دانند، طنز یک چیز خرابکارانه است، موانع را در هم می شکند و دیگران را پذیرای پیام یا دیدگاه شما می کند.
سال ها پیش، مردی به خصوص خسته از جهان وارد نمایشگاه من شد، با حالت «اگر می توانی مرا تحت تأثیر قرار بده» در صورتش. او از نقاشی به نقاشی دیگر می رفت، تحت تأثیر قرار نمی گرفت ... یعنی تا زمانی که به نقاشی مردی که با خالکوبی پوشیده شده بود و ردیفی از سنجاق ها در پیشانی اش بود، به نام "مازوخیست" رسید. باعث شد از خنده منفجر بشه! سپس به عقب برگشت و دوباره به تمام نقاشیهایی که بهتازگی رد شده بود، نگاه کرد، حالا وقتش را صرف کرده و به همه آنها پاسخ میدهد. برای من اهمیت طنز در هنر را تایید کرد.
تمام اشکال کار من در طول سالها تکامل یافته است. به عنوان مثال، رنگ آمیزی لباس هایی که شبیه لباس های دوره هستند، به طور طبیعی اتفاق افتاده است. در ابتدا به این دلیل که درست به نظر می رسید، اما اکنون متوجه شده ام که این حس را به کار می آورد که فردی گم شده و از دست رفته است، که ناامیدانه تلاش می کند این سوال جهانی را حل کند، "لعنتی من اینجا چه کار می کنم؟" به خصوص هنگامی که اقلام مدرن مانند قوطی کوکاکولا یا اسکوتر در آن گنجانده شده است. ماکس ارنست زمانی نوشت که یک هنرمند باید یک پا در ناخودآگاه و یکی در خودآگاه داشته باشد. من فکر می کنم این همان کاری است که من سعی می کنم انجام دهم.
وقتی یک نقاشی را شروع می کنم، احساس می کنم دارم به سفری می روم، سفری که در آن هیچ ایده ای از مقصد نهایی ندارم. در نتیجه، وقتی به سوی ناشناخته ها حرکت می کنید، یک حس واقعی ماجراجویی و هیجان ایجاد می شود، تنها با این باور که روزی، ساحلی دوردست خواهید یافت که در آن فرود بیایید. متأسفانه، اغلب اوقات، بنیانگذار کشتی بر روی صخره های دندانه دار شک، قلب شما را به اعماق جوهری فرو می برد، جایی که باید دوباره آن را زنده کنید. با این حال، در سفرهای خوششانستر، به جایی میرسید که به طرز عجیبی آشناست، اما قبلاً هرگز آن را ندیدهاید. این یک ساحل دور از توست.
بنابراین ؛ مکدونالد قهرمانان هنری خود را از نظر بصری تصدیق میکند: تیتیان، انگرس، گویا یا ون دایک، سپس نارنجکی را پرتاب میکند و به طرز شیطنتآمیزی انتظارات ما را از نحوه رفتار زن برهنه، پرتره، سلف پرتره، منظره یا نقاشی تاریخ زیر سوال میبرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity