🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


سیری ز دیدن تو ‏ندارد نگاه من
‏چون قحط‌دیده‌ای که ‏به نعمت رسیده است

#صائب_تبریزی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

چه کنم که توان از من می گریزد
وقتی که نام کوچک او را
در حضور من به زبان می آورند

از کنار هیزمی خاکستر شده
از گذرگاهی جنگلی می گذرم
بادی نرم و نابهنگام می وزد
سبکسرانه با بویی از پاییز

و قلب من از آن
خبرهایی از دوردست ها می شنود، خبرهای بد
او زنده است و نفس میکشد
اما غمی به دل ندارد

#_آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


شب به پایان راه‌اش نزدیک می‌شود
ما را
هرگز خوابی نیست
بیدار می‌مانیم تا سپیده‌دمان
منتظر می‌مانیم
تا خورشید چکش‌اش را
بر تارک خانه‌ها بکوبد
منتظر می‌مانیم
تا خورشید
چکش‌اش را
بر پیشانی‌های‌مان بکوبد
بر قلب‌های‌مان بکوبد
آن‌قدر بکوبد
تا صدا شود
آن‌قدر تا صدا شنیده شود
صدایی دیگرگونه
چرا که سکوت
پر از صدای گلوله‌هایی‌ست
که نمی‌دانیم از کجا شلیک می‌شوند.

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎



زن‌ پنجره را باز کرد
بادِ تندی وزید و موهای زن را
مانند دو پرنده
انداخت بر روی شانه‌هایش.

زن پنجره را بست
هر دو پرنده بر روی میز
خیره به زن بودند
زن
سرش را میان‌شان نهاد
و بی‌صدا
گریست.

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿

#_تندیس

باکانته (1848) اثر آگوست کلزینگر (1814-1883). Bacchante گونه‌ای از زنی است که توسط یک مار تحریک شده است. پتی کاخ، پاریس


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿

#_تندیس

هرمافرودیت (خوابیده، ناتی، پیشانی، نوئه، نگین ابریشم مصنوعی، روبان، کروبیلو، برهنه، نیمکت، سور، پارچه فروشی) حالت کار: ناقص: تمام انگشتان دست چپ، نوک شست و انگشت اشاره دست راست گم شده است گردن، پای چپ و قسمتی از پای راست توسط D. Larique در سال 1620 با سنگ مرمر بازسازی شد. پارچه های نزدیک شکم و دست چپ با هم جمع شدند. مونتاژ هرمافرودیت روی گوشواره و تشک‌هایی که توسط Gian Lorenzo Bernini ساخته شده‌اند، به سال 1620 برمی‌گردد. درخششی در قطعه سمت راست وجود دارد. بقیه چهار نیم تنه مدرن ابوالهول هستند که به عنوان زیرپایی در تخت عمل می کنند

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــجـــســـمـــه_ســـازی 🗿

#_تندیس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#_نقاشیها_مربوط_به_پست_پایین_میباشد


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#_فرانسیسکو_گویا موردی غریب در تاریخ نقاشی است. هنرمندی که وقتی تعدادی از آثار وی در دوره‌های مختلف را کنارهم می‌گذاریم، گویی با چند مولف متفاوت طرف هستیم. گویا کارش را با پرتره‌ها و نقاشی‌های سفارشی شروع کرد. پس از گذشت مدتی، به مقام نقاش دربار اسپانیا رسید. گویا کارش خلق پرتره‌های هنری از قشر آریستوکرات و سلطنتی اسپانیا بود. در این بین، گویا یک نقاشی از زنی برهنه ترسیم کرد که از دید برخی از مورخان به‌عنوان نخستین هنر نودگرافیِ غرب شناخته می‌شود. اما هنر فرانسیسکو گویا از زمانی که شنوایی خود را از دست داد تغییر کرد: مرگ، هیولا، جادوگران و شبح‌زدگی به عناصر اصلی آثارش تبدیل گشتند. او در نقاشی‌های خود دیگر همچون قبل در پی بازنمایی نبود، بلکه به‌حدی در طوفانِ پرآشوب افکار تاریک خود غرق شد که در نهایت تعدادی از وحشتناک‌ترین تصاویر تاریخ نقاشی را خلق کرد. آثاری با چهره‌های دفرمه و موقعیت‌های غیراین‌جهانی که تنها از یک ذهن مشوش برمی‌آید. فرانسیسکو گویا از آن نقاشانی بود که در هر دوره‌ یک سبک و تمایل زیبایی‌شناختی متمایز را به نمایش گذاشت.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


ما آدم ها در زمانِ ناچارى ياد مي گيريم، رانندگی كردن را، وقتی تنها شغل راننده بودن است.

نفس كشيدن از دهان را، وقتی كه بينی گرفته مي شود.

شنا كردن را، وقتی تا چشم كار مي كند آب است.
درنده بودن را وقتی سرنوشت آهو بودن مرگ است.
سنگ بودن را وقتی خاک ها جارو مي شوند و تحمل كردن را وقتی دلتنگی چون ميله ای آهنی تا ته توی قلبمان فرو رفته.

تحمل كردن. اين واژه مغموم.
زخم كه عميق شود تحمل كردن نبايد از جنس چسب زخم های پارچه ای باشد، بايد نخِ بخيه ای شود كه چنان بدوزد اين زخم را كه هيچ دلتنگی ای به چشم‌ها نشت پيدا نكند.

ما آدم‌ها در زمان ناچاری، وقتی طبيبی نيست، ياد مي گيريم طبيب خود بودن را.

#مهتاب_خلیفپور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#یــــــادمـــــــان🙏


#_على_خسروشاهى بنيانگذار و مدیرعامل شرکت صنعتی مينو یکی از شریف ترین و خوشنام ترین کارآفرین های اقتصادی ایران


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏



#_على_خسروشاهى

یاد مردان بزرگ همیشه در تاریخ خواهد ماند .
یادی از على خسروشاهى" بنيانگذار و مدیرعامل شرکت صنعتی مينو یکی از شریف ترین و خوشنام ترین کارآفرین های اقتصادی ایران ، او دركتاب خاطراتش آورده است:
در گزارشی خواندم که يك كارخانه شكلات سازى سوئيسى كاهى به دليل ايراد دستكاه هايش درخط توليد، بسته بندى ها را خالى ردمى كرده...بدون اينكه درداخل بسته شكلات بكذارد وهمين بسته هاى خالى احتمالى، باعث نارضايتى مشتريان شده و فروش پایین آمده .
مسئولان اين كارخانه سوئيسى آمدند كلى تحقيق كردند. و دست آخر با يك ونيم ميليون دلار هزينه، به اين نتيجه رسیدندكه سرراه دستكاه نوعى وسيله ليزرى بكذارند که بسته بندى هاى خالى رابه طوراتوماتيك شناسايى كند وبردارد.
با شنيدن اين خبر نكران شدم جون دستكاه ما هم مشابه همان كارخانه شكلات سازى و ساخت همان شركت سوئيسى بود .
دستور تحقيق دادم ومشخص شد که در دستگاه های ما هم چنین ايرادى ديده شده وحتى ممكن است جنين محصولاتى به بازارهم راه پيداكرده باشد. نگرانیم زيادترشد وتصميم كرفتم درجلسه هيئت مديره درمورد ١/٥ ميليون دلار خرج احتمالى صحبت كنم. نكاهى به هيئت مديره كردم، تمامشان رنكشان يريده بود.
براى بازديد از‌ماشين به قسمت تولید و بسته بندی نهایی رفتيم وديديم يك پنکه روی صندلى جلوميز‌ ماشين بسته بندی قرار دارد. ازآن كاركر ساده. پرسيدم: اين براى‌چه است؟‌كفت: ماشين بسته بندی گاهی بسته خالى ميزنه. من هم اين پنكه راكه تو انباربود آوردم، گذاشتم سرراه دستكاه كه جعبه های خالى ازشكلات را با باد پرت كنه بيرون!!
یک كاركر خلاق ما را ازشر هزینه یک ونيم ميليون دلار رهانيده بود. يك تشويق نامه به اضافه يك ماه حقوق ويك خانه دركرج هديه دادم...!!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity