🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #پیکرِ عریانِ تو
پیکرِ لخت و عورت
طلوعِ طلاییِ صبح را
بر دلِ شب کوبیده است ؛

چونان مجسمه ای از جنس نور
جسم برهنه ات را
با غنچه و صدا و آواز می پوشانم .

نه هرگز نباید هیچ روشناییِ دیگری
نوری که از پیکرت می تراود را خاموش کند

و عشق ..
پُلی بلندتر از سکوت
میان خداوندگار و آدمی
افراشته می کند ؛

و عشق ...
دره ی بی انتهای میان این دو را
با گل سرخ پُر می کند .

چشمانم را فرو می بندم
من در عشق می زی ام ،
در عشق نفس می کشم

تاری در اندامت کشیده شده است
سازی در جسم توست ،
هشیار است و بیدار
و پاسخ می دهد
موسیقی زمین و آسمان را
هربار ...

#یانیس_ریتسوس


🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#رؤیای هر کودک صلح است
رؤیای هر مادر صلح است
کلام عشقی که بر زیر درختان می‌تراود
صلح است.

پدری که در غبار
با تبسمی در چشم‌هایش
با سبدی میوه در دست‌هایش
با قطرات عرق بر جبین‌اش
که چون ترمه‌ای بر طاقچه خشک می‌شود
باز گردد
صلح است.

آن‌هنگام که زخم‌ها
بر چهره‌ی جهان التیام یابد،
آن‌هنگام که چاله‌ی بمب‌های خورده بر تن‌اش را درخت بکاریم،
آن‌هنگام که اولین شکوفه‌های امید
بر قلب‌های سوخته در حریق
جوانه زند،
آن‌هنگام که مرده‌ها بر پهلوهای خویش بغلطند و بی‌هیچ گلایه‌ای به خواب روند
و آسوده خاطر باشند که خون‌شان بی‌هوده ریخته نشده،
آن‌هنگام،
درست آن‌هنگام
صلح است.

صلح
بوی غذای عصرگاهی‌ست
صلح یعنی
هنگامی که اتومبیلی در کوچه می‌ایستد
معنایش ترس نباشد.
یعنی آن کس که در را می‌زند
دوست باشد
یعنی باز کردن پنجره
معنی‌اش آسمان باشد.

صلح یعنی سور چشم‌ها
با زنگوله‌های رنگ.

آری، صلح این است.

صلح
لیوان شیر گرم است و کتاب
به بالین کودکی که بیدار می‌شود از خواب.
صلح یعنی هنگامی که خوشه‌ی گندم به خوشه‌ی دیگر می‌رسد
بگوید نور، بگوید روشنی.

صلح یعنی
تاج افق، نور باشد.
آری، صلح این است.

صلح یعنی
مرگ جز اتاقی کوچک از قلب‌ات را نتواند تسخیر کند.
یعنی دودکش خانه‌ها
نشانی از سرور باشند.

هنگامی که میخک غروب
هم بوی شاعر دهد و هم کارگر.
آری، صلح این است.

صلح
مشت‌های گره کرده‌ی مردمان است.

صلح
نان داغ بر میز جهان است.
لبخند مادر است
تنها همین
نه چیزی جز این.

آن کس که زمین‌اش را خیش می‌کشد
تنها یک نام را بر تن خاک حک می‌کند:
صلح، نه چیزی دیگر، تنها صلح.

بر قافیه‌ی فقرات‌ام
قطاری به سوی آینده ره‌سپار است
با سوغات گندم و رز.
آری، صلح همین است.

ای برادران من!
تمام عالم و امیال‌اش
تنها در صلح نفسی عمیق می‌کشد.
دستان‌تان را به ما دهید، برادران.
آری، صلح همین است.

#یانیس_ریتسوس


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
ما بدونِ شعله، سوختیم
نسل‌ بلاتکلیف ما، چیزی برای از دست دادن ندارد
با مدارکی که محضِ اطلاع است وهیچ ارزش قانونیِ دیگری ندارد
واقعا هم ندارد!
وقتی تمام ارزش‌ها به انتخاب و انتصاب و دلبخواهِ کسانی بند است که با ما هیچ نسبتِ فامیلی ندارند
وقتی سالها با خونِ دل، درس خواندیم و انتهای راه فهمیدیم اینجا تلاش و استعداد و شعور، به کارِ کسی نمی آید!
وقتی هرثانیه شرمنده‌ی پدر و مادری می‌شویم که عمرشان را به پای ما گذاشتند و این‌روزها نمی‌شود عصای پیری‌شان باشیم.
ما همان نسلِ خسته‌ی انقلاب‌های نیمه کاره و استعدادهای کنجِ خانه ایم
مدتهاست فهمیده ایم حقوق بشر یعنی چه، انصاف یعنی چه، حق انتخاب یعنی چه..
کارِ ما خیلی‌وقت است از کار گذشته،
خودمان هم کم آورده ایم!
بزنید از بیخ و بن فیلترمان کنید راحت شویم ...
#نرگس_صرافیان_طوفان‌
#10دسامبر
#روز_جهانی_حقوق_بشر
رؤیای هر کودک
#صلح است...

رؤیای هر مادر
#صلح است...


ای برادران من!

تمام عالم و امیالش

تنها در #صلح
نفسی عمیق می‌کشد.

دستان‌تان را به ما دهید، برادران...!

آری،

#صلح
همین است.

#یانیس_ریتسوس
شاعر نامی و معاصر یونان

@Bookirancity


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🔴#شعر_جهان

بر روی صندلی خواهم نشست
سیگاری خواهم کشید
و به میخ‌هایی فکر خواهم کرد
که روزی به این دیوار کوبیدیم
و به آن چیزهایی
که هرگز به میخ‌ها نیاویختیم:
قابِ عکسی که تو در آن باشی
و آینه‌ای که من در آن...

#یانیس_ریتسوس

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

"صلح"

رؤیای هر کودک صلح است.
رؤیای هر مادر صلح است.
کلامِ عشقی که بر زیرِ درختان می‌تراود
صلح است.

پدری که در غبار
با تبسمی در چشم‌هایش
با سبدی میوه در دست‌هایش
با قطراتِ عرق بر جبینش
که چون ترمه‌ای بر طاقچه خشک می‌شود،
باز‌گردد
صلح است.

آن‌هنگام که زخم‌ها
بر چهره‌ی جهان التیام یابد،
آن‌هنگام که چاله‌ی بمب‌های خورده بر تنش را درخت بکاریم،
آن‌هنگام که اولین شکوفه‌های امید
بر قلب‌های سوخته در حریق
جوانه زند،
آن‌هنگام که مرده‌ها بر پهلوهای خویش بغلطند
و بی‌هیچ گلایه‌ای به خواب روند
و آسوده‌خاطر باشند
که خونشان بیهوده ریخته نشده،
آن‌هنگام،
درست آن‌هنگام
صلح است.

صلح
بوی غذای عصرگاهی‌ست
صلح یعنی
هنگامی که اتومبیلی
در کوچه می‌ایستد
معنایش ترس نباشد.
یعنی آن‌کس که در را می‌زند
دوست باشد
یعنی بازکردن پنجره
معنی‌اش آسمان باشد.
صلح یعنی سورِ چشم‌ها
با زنگوله‌های رنگ.
آری،
صلح این است.

صلح
لیوانِ شیرِ گرم است و کتاب
به بالینِ کودکی که بیدار می‌شود از خواب.
صلح
یعنی هنگامی که خوشه‌ی گندم
به خوشه‌ی دیگر می‌رسد
بگوید: نور، بگوید: روشنی.
صلح یعنی
تاجِ افق، نور باشد.
آری،
صلح این است.

صلح یعنی
مرگ، جز اتاقی کوچک از قلبت را
نتواند تسخیر کند.
یعنی دودکشِ خانه‌ها
نشانی از سرور باشند.

هنگامی که میخکِ غروب
هم بوی شاعر دهد و هم کارگر
آری،
صلح این است.

صلح
مشت‌های گره‌کرده‌ی مردمان است.
صلح
نانِ داغ بر میزِ جهان است.
لبخندِ مادر است
تنها همین،
نه چیزی جز این.

آن‌کس که زمینش را خیش می‌کشد
تنها یک نام را بر تنِ خاک حک می‌کند:
صلح.
نه چیزی دیگر،
تنها صلح.

بر قافیه‌ی فقراتم
قطاری به سوی آینده رهسپار است
با سوغاتِ گندم و رَز.
آری،
صلح همین است.

ای برادرانِ من!
تمامِ عالم و امیالش
تنها در صلح، نفسی عمیق می‌کشد.
دستانتان را به ما دهید، برادران
آری،
صلح همین است...

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

در پسِ چیزهای ساده پنهان می شوم
تا تـو مرا بیابی.
اگر مرا نیافتی،
چیزهای ساده را می یابی
و هر آن چه را که مَن لمس کرده ام،
لمس خواهی کرد،
این گونه،
ردِ دست های مَن و تو
بر هم ترسیم می شود ...

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

در پسِ چیزهای ساده پنهان می شوم
تا تـو مرا بیابی.
اگر مرا نیافتی،
چیزهای ساده را می یابی
و هر آن چه را که مَن لمس کرده ام،
لمس خواهی کرد،
این گونه،
ردِ دست های مَن و تو
بر هم ترسیم می شود ...

#یانیس_ریتسوس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

در کنج حیاط
در میان حباب‌های ریزِ آب
چند شاخه گل سرخ
بر زیر‌ِ بارِ رایحه‌ی خوشِ خود خمیده‌اند
همان گل‌های سرخی
که هیچ‌کس آنها را نبوییده است
هیچ تنهایی‌ای
کوچک نیست ....

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

در کنجِ حیاط
در میان حباب های ریزِ آب
چند شاخه گلِ سرخ
در زیر بارِ رایحه ی خوشِ خود خمیده اند

همان گل های سرخی
که هیچ کس آن ها را نبوییده است.

هیچ تنهایی ای
کوچک نیست...

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

دهانی که می‌گوید دوستت می‌دارم،
چه شکلی دارد؟
دست هایی که طرحِ آغوش می‌سازند
به چه رنگ است؟

آری
هیچ چیز و هیچ کس یادمان نیست،
فقط صدایی روشن در شبی زلال را
به خاطر می‌آوریم!
صدایی که می‌نواخت صلح
و می‌گفت آزادی...

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

-می‌گرییم. پنهانش نمی‌کنیم.
چراکه ما رزمندگانیم، و تو را دوست می‌داریم، رفیق،
و در رزممان تو را کم خواهیم داشت، و دلمان نیز برای تو تنگ خواهد شد.
هر چقدر هم که در درونمان در کنارمان باشی، باز دلمان برای تو تنگ خواهد شد،
دلمان برای چشم‌های تو تنگ خواهد شد
که چون دو پنجره‌ی آبی بودند،
گشوده شده در عمق دالان تاریک
و دلمان برای لبخند تو تنگ خواهد شد
که چون پرچمی در مهتابیِ محله‌ای فقیر بود
و آن دست‌های تو، آن دست‌های نیرومند و در عینِ حال شرمگینِ تو که حرکتی شتاب‌زده و خاموش داشتند
انگار که در دلِ شب، آفیش انقلاب را به دیوار می‌چسباندند.

ما تلخکام و غمگینیم رفیق، این را پنهان نمی‌کنیم،

امروز رفیق‌تر شدی، رفیق.
امروز رفیق‌تر شدیم، رفیق.
بدرود رفیق. آسوده بخواب.

‌#یانیس_ریتسوس | زمان سنگی

#یادآر: برای این تصویر و این مرگ و این کوچه‌ی تاریک و وهم‌آلود و این جنازه‌ای که تمام امروز رهایم نمی‌کند. و فریادی که از آن‌سوی دوربین (مضطرب و نفس‌نفس‌زنان) می‌گوید: «سنندج... یکی رو کشتن»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#یانیس_ریتسوس

(1909_1990)

شاعر اهل کشور یونان🇬🇷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شعر_جهان

شب به پایان راه‌اش نزدیک می‌شود
ما را
هرگز خوابی نیست
بیدار می‌مانیم تا سپیده‌دمان
منتظر می‌مانیم
تا خورشید چکش‌اش را
بر تارک خانه‌ها بکوبد
منتظر می‌مانیم
تا خورشید
چکش‌اش را
بر پیشانی‌های‌مان بکوبد
بر قلب‌های‌مان بکوبد
آن‌قدر بکوبد
تا صدا شود
آن‌قدر تا صدا شنیده شود
صدایی دیگرگونه
چرا که سکوت
پر از صدای گلوله‌هایی‌ست
که نمی‌دانیم از کجا شلیک می‌شوند.

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


شب به پایان راه‌اش نزدیک می‌شود
ما را
هرگز خوابی نیست
بیدار می‌مانیم تا سپیده‌دمان
منتظر می‌مانیم
تا خورشید چکش‌اش را
بر تارک خانه‌ها بکوبد
منتظر می‌مانیم
تا خورشید
چکش‌اش را
بر پیشانی‌های‌مان بکوبد
بر قلب‌های‌مان بکوبد
آن‌قدر بکوبد
تا صدا شود
آن‌قدر تا صدا شنیده شود
صدایی دیگرگونه
چرا که سکوت
پر از صدای گلوله‌هایی‌ست
که نمی‌دانیم از کجا شلیک می‌شوند.

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎



زن‌ پنجره را باز کرد
بادِ تندی وزید و موهای زن را
مانند دو پرنده
انداخت بر روی شانه‌هایش.

زن پنجره را بست
هر دو پرنده بر روی میز
خیره به زن بودند
زن
سرش را میان‌شان نهاد
و بی‌صدا
گریست.

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

اکنون
امید،
همچون تلخ‌کامی‌مان
عظیم است

#یانیس_ریتسوس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity