🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#Artist #Beautiful
#Art #photo

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#Artist #Beautiful
#Art #photo

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#_کــــتـــاب


راهی است برای رسیدن به


#_روشنایی_وآگاهی


#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


یک ویژگی در میان تمام سلف‌پرتره‌ها و پرتره‌های گوستاو کوربه وجود دارد: خیرگی. ممکن است بگوییم که هر پرتره‌ای اساساً سوژه در حال نگاه به نقطه‌ای‌ست. اما آنچه در آثار کوربه ویژه می‌نماید، مرکزیتُ خیرگی (gaze) در تمامی عناصر است. گویی همه‌چیزهای دیگر وجود دارند تا بر اهمیت و فرم نگاهِ سوژه تاکید ورزند. در نقاشی مرد درمانده (سلف‌پرتره) چشمان گرد و مجنونِ نقاش را می‌بینیم که به ما خیره شده و این نوع خیرگی برای انعکاسی درون وی است. این چشمان گویی به مغاک خیره‌اند، از آنجایی که می‌توان ادعا کرد کوربه‌ در آثارش چندان به شیدایی یا زیبایی ناب باور نداشت و مرکزیت آثارش در بازنمایی رئالیستی، کژریخت‌‌کردن و نمایش فیگورهای نه‌چندان دل‌ربا است. در زن اسپانیایی‌ (۱۹۸۵)، ما زنی را با لباسی آبی می‌بینیم که نوع لمیدن و ژستش، حالت بینی‌اش و نوری که تابانده شده، بر نگاه تاکید می‌کند. نگاهی که به‌آنچه از درون نقاشی حذف شده تاکید می‌کند. گویی، چه نگاه به خود نقاش-مخاطب باشد یا فضای خالی‌ای که نمی‌بینیم، بیان اضطراب و واماندگی‌اند؛ نگاه‌هایی آنقدر غریب که می‌ترسانند. یک اگزیستانسیالیسم ضدرمانتیک.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity