🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مراقب_همدیگه_باشیم
ديروز به مادرم زنگ زدم، بعد از مرگش تلفن ثابت خانهاش را جمع نکرديم، نميخواهم ارتباطمان قطع شود ...!
هروقت دلم هوايش را ميکند، بهش زنگ ميزنم ...!
تلفنش بوق ميزند ...
بوق ميزند ...
بوق ميزند ...
وقتي جواب نميدهد، با خودم فکر ميکنم يا براي خريد رفته بيرون، يا خانه همسايه است ...!
الان چند سال ميشود هر وقت دلم هوايش را ميکند دوباره زنگ ميزنم ...!
شماره "بيرون" را هم ندارم زنگ بزنم بگويم : "به مادرم بگيد بياد خونهاش دلم براش تنگ شده " ...!
دوست من ...
اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته "بيرون" ، امروز بهش زنگ بزن ... برو پيشش ... باهاش حرف بزن ... بگو که دوستش داري ... و گرنه وقتي بره "بيرون" ، خيلي بايد دنبالش بگردي ...!
باور کنيد "بيرون" شماره ندارد ...!
#پرویز_پرستویی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مراقب_همدیگه_باشیم
ديروز به مادرم زنگ زدم، بعد از مرگش تلفن ثابت خانهاش را جمع نکرديم، نميخواهم ارتباطمان قطع شود ...!
هروقت دلم هوايش را ميکند، بهش زنگ ميزنم ...!
تلفنش بوق ميزند ...
بوق ميزند ...
بوق ميزند ...
وقتي جواب نميدهد، با خودم فکر ميکنم يا براي خريد رفته بيرون، يا خانه همسايه است ...!
الان چند سال ميشود هر وقت دلم هوايش را ميکند دوباره زنگ ميزنم ...!
شماره "بيرون" را هم ندارم زنگ بزنم بگويم : "به مادرم بگيد بياد خونهاش دلم براش تنگ شده " ...!
دوست من ...
اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته "بيرون" ، امروز بهش زنگ بزن ... برو پيشش ... باهاش حرف بزن ... بگو که دوستش داري ... و گرنه وقتي بره "بيرون" ، خيلي بايد دنبالش بگردي ...!
باور کنيد "بيرون" شماره ندارد ...!
#پرویز_پرستویی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#مراقب_همدیگه_باشیم
تا حالا به آخرین بار فکر کردی؟
به اینکه برای رسیدن به دفعه بعد چه تضمینی وجود داره!
تاکسی داشت از جلوی بستنی فروشی رد میشد. یادم افتاد دیروز گفت دلش بستنی میوهای میخواد
خواستم به راننده بگم نگه دار، همون لحظه انگار یکی گفت بذار چند روز دیگه که دوباره میری عیادتش.
پنج روز بعد دیگه تو این دنیا نبود...
یکی از دنیا میره، یکی از زندگیت، یکی از حال و هوات!
از من گفتن بود
به امکانِ آخرین بار فکر کن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تا حالا به آخرین بار فکر کردی؟
به اینکه برای رسیدن به دفعه بعد چه تضمینی وجود داره!
تاکسی داشت از جلوی بستنی فروشی رد میشد. یادم افتاد دیروز گفت دلش بستنی میوهای میخواد
خواستم به راننده بگم نگه دار، همون لحظه انگار یکی گفت بذار چند روز دیگه که دوباره میری عیادتش.
پنج روز بعد دیگه تو این دنیا نبود...
یکی از دنیا میره، یکی از زندگیت، یکی از حال و هوات!
از من گفتن بود
به امکانِ آخرین بار فکر کن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw