🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 امروز شنبه #2_تیر خورشیدی
#23_ژوئن میلادی

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂

🌿 #زادروزها

🌿 ۱۳۰۲ - غلامحسین غریب، نویسنده، شاعر و موسیقی‌دانایرانی

🌿۱۳۱۸ - #صمد_بهرنگی، داستان‌نویس، محقق، مترجم، و شاعرچپ‌گرای ایرانی

🌿۱۳۳۴ - #پرویز_پرستویی، بازیگر ایرانی سینما، تئاتر و تلویزیون

🌿۱۳۴۰ - مسعود آب پرور، کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی

🌿۱۳۵۱ - زین‌الدین زیدان، فوتبالیست فرانسوی

🌿۱۳۵۵ - پاتریک ویه‌را، فوتبالیست فرانسوی

🌿۱۳۶۰ - سارا نایینی، خواننده ایرانی

🌿۱۸۸۹ - آنا آخماتووا شاعر و نویسنده روس

🌿۱۸۹۴ - ادوارد هشتم پادشاه بریتانیای کبیر

🌿۱۹۱۲ - آلن تورینگ، ریاضی‌دان، منطق‌دان، ورمزنگار بریتانیایی، دانشمند علوم رایانه

🌿۱۹۳۷ - مارتی آهتیساری رئیس جمهور کشور فنلاند از ۱۹۹۴ تا سال ۲۰۰۰، برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۸

🌿۱۹۷۲ - زین‌الدین زیدان فوتبالیست فرانسوی

🍂 #درگذشت‌ها

🍂۷۹ - وسپاسیان امپراتور روم از سال ۶۹ تا ۷۹ میلادی

🍂۱۹۵۹ - بوریس ویان نویسنده، شاعر، ترانه‌سرا،خواننده، موسیقیدان، نقاش و آهنگساز اهل فرانسه

🍂۱۹۹۵ - جوناس سالک پزشک آمریکایی، کاشف واکسن فلج اطفال

🍂۲۰۱۱ - پیتر فالک بازیگر آمریکایی

🍂۲۰۱۳ - ریچارد متیسون نویسنده آمریکایی ژانر علمی تخیلی

🍂۴۱۶ - #ابن_سینا در همدان (برابر جمعه اول رمضان ۴۲۸ قمری)

🍂۱۲۸۷ - میرزا جهانگیرخان معروف به جهانگیرخان شیرازی یا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامه‌نگار دوره مشروطیت ایران

🍂۱۲۸۷ - ملک‌المتکلمین از خطیبان دوره مشروطیت ایران

🍂دکتر علی اصغر مؤدب نفیسی، استاد مدرسه طب دارالفنون و نخستین وزیر بهداری ایران.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مراقب_همدیگه_باشیم

ديروز به مادرم زنگ زدم، بعد از مرگش تلفن ثابت خانه‌اش را جمع نکرديم، نمي‌خواهم ارتباطمان قطع شود ...!
هروقت دلم هوايش را مي‌کند، بهش زنگ مي‌زنم ...!
تلفنش بوق مي‌زند ...
بوق مي‌زند ...
بوق مي‌زند ...
وقتي جواب نمي‌دهد، با خودم فکر مي‌کنم يا براي خريد رفته بيرون، يا خانه همسايه است ...!
الان چند سال مي‌شود هر وقت دلم هوايش را مي‌کند دوباره زنگ مي‌زنم ...!
شماره "بيرون" را هم ندارم زنگ بزنم بگويم : "به مادرم بگيد بياد خونه‌اش دلم براش تنگ شده " ...!

دوست من ...
اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته "بيرون" ، امروز بهش زنگ بزن ... برو پيشش ... باهاش حرف بزن ... بگو که دوستش داري ... و گرنه وقتي بره "بيرون" ، خيلي بايد دنبالش بگردي ...!
باور کنيد "بيرون" شماره ندارد ...!

#پرویز_پرستویی



https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#التماس_تفکر

یادمه هشت سالم بود
یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت!
ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم
وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون
خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن
من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن
واسه همین تو صف موندم
ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود
الان پنجاه سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد!
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم
ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوییتای تو دستشون لذت میبرن
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟
اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت میسنجند!

#پرویز_پرستویی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#ﻣﻦ_ﻫﻤﯿﺸﻪ_ﻭﻗﺘﯽ_ﺑﭽﻪ_ﺑﻮﺩﻡ؛

ﺑﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺧﻨﺪﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ
ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺴﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ،ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺵ ﺍﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ!!
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ؟!
آﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ آﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ...؟؟
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻏﺮﻕ ﻏﺼﻪﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ مشکلاﺗﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ،
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ آﺷﻐﺎﻟﻪ...
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺗﺶ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻩ...

#پرویز_پرستویی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
هفت یا هشت سالم بودم، برای خرید میوه و سبزی به مغازه محل باسفارش مادرم رفتم.

اون موقع مثل حالا نبود که بچه رو تا دانشگاه هم همراهی کنن!

پنج تومن پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمز رنگ که تقریباً هم قد خودم بود با یه تکه کاغذ از لیست سفارش ... میوه وسبزی رو خریدم کل مبلغ شد 35زار.
دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم یه کیک پنج زاری و یه نوشابه زرد کانادادرای از بقالی جنب میوه فروشی خریدم و روبروی میوه فروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم.

خونه که برگشتم مادر گفت مابقی پولو چکار کردی؟
راستش ترسیدم بگم چکار کردم، گفتم بقیه پولی نبود ... مادر چیزی نگفت و زیر لب غرولندی کرد منم متوجه اعتراض او نشدم.
داشتم ازکاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود احساس غرور می‌کردم اما اضطراب نهفته ای آزارم می‌ داد.

پس فردا به اتفاق مادر به سبزی فروشی رفتم اضطرابم بیشتر شده بود. که یهو مادر پرسید آقای صبوری میوه و سبزی گران شده؟ گفت نه همشیره.

گفت پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی؟ آقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک و نوشابه ازجلو چشمش مرور میشد با لبخندی زیبا روبه من کرد گفت : آبجی فراموش کردم ولی چشم طلبتون باشه.

دنیا رو سرم چرخ می‌خورد اگه حاجی لب باز میکرد و واقعیت رو می گفت به خاطر دو گناه مجازات می شدم، یکی دروغ به مادرم یکی هم تهمت به حاج صبوری!

مادر بیرون مغازه رفت. اما من داخل بودم.
حاجی روبه من کرد و گفت: این دفعه مهمان من!
ولی نمی دونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت میکنه یا نه!؟! بخدا هنوزم بعد ۶۱ سال لبخندش و پندش یادم هست!
بارها باخودم می گم این آدما کجان و
چرا نیستن؟
چرا تعدادشون کم شده آدمهایی از جنس بلور که نه كتاب های روان‌شناسی خوندن
و نه مال زیادی داشتن که ببخشند؟
ولی تهمت رو به جان خریدن تا دلی پریشون نشه ...!

#پرویز_پرستویی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#_موسیقی_ایرانی
#تلفیقی

▪️عنوان: #من_تهرونمو_میخوام
▪️خواننده: #پرویز_پرستویی
▪️سراینده: #یغما_گلرویی
▪️آهنگساز: #اشکان_دباغ
▪️تار: #نغمخ_مراد_آبادی
▪️میکس و مستر: #میلاد_فرهودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
TEHRAN
PARVIZ PARASTOUIE
#من_تهرونمو_میخوام
▪️خواننده: #پرویز_پرستویی
▪️سراینده: #یغما_گلرویی
▪️آهنگساز: #اشکان_دباغ
▪️تار: #نغمخ_مراد_آبادی
▪️میکس و مستر: #میلاد_فرهودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ تیر زادروز #پرویز_پرستویی

( زاده ۲ تیر ۱۳۳۴ کبودرآهنگ همدان ) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ تیر زادروز #پرویز_پرستویی

( زاده ۲ تیر ۱۳۳۴ کبودرآهنگ همدان ) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

پرستویی جوایز بسیاری را در جشنواره‌ها به خود اختصاص داده است. مدارک تحصیلی او دیپلم طبیعی و لیسانس هنری از وزارت ارشاد است.
او فعالیت هنری را از سال ۱۳۴۸ با اجرای نمایش در مراکز رفاه، کاخ جوانان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد. در سال ۱۳۵۳ برای بازی در نمایش دکه و یک سال بعد برای بازی در نمایش تسلیم شدگان، جایزه کاخ جوانان را گرفت.
در سال ۱۳۴۹ به گروه بهرام بیضایی پیوست و در همان سال اولین نقشش در تئاتر، ماجرای یک محل را بازی کرد. آشنایی او با بهزاد فراهانی او را به گروه کوچ کشاند تا به دنبال کسب تجربه باشد.
اوج کاری وی در سال ۱۳۵۲ در نمایش‌های چشم برابر چشم، شبی در حلبی‌آباد، پتک و خانه روشن بود. بازی او در نمایش پرطرفدار میلاد در نقش دلال زمین خیلی زود نام او را در بین طرفداران تئاتر بر سر زبان‌ها انداخت.
وی پس از انقلاب و در سال ۶۰ زمانی که ۲۶ ساله بود، به عنوان منشی در دادگستری تهران مشغول به کار شد. در سال ۶۲ برادرش شهید شد و آنجا بود که پیشنهاد «کار بخش» برای بازی در دیار عاشقان را پذیرفت و راهی سرپل ذهاب شد. او با بازی در این فیلم دیپلم افتخار نقش را از دومین دوره جشنواره فجر دریافت کرد.
در سال ۱۳۶۶ در فیلم شکار با خسرو شکیبایی همبازی شد، در همان اوان بود که کار در دادگستری را به خاطر همخوانی نداشتن با روحیه‌اش رها کرد و به اداره تئاتر رفت و ۱۲ سال کارمند آنجا بود.
وی برای نخستین فیلمش؛ دیار عاشقان دیپلم افتخار بازیگر نقش دوم را در دومین جشنواره فجر دریافت کرد. همچنین برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم لیلی با من است و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم آژانس شیشه‌ای شد.
در سال ۱۳۸۲ با بازی در فیلم مارمولک؛ (کمال تبریزی) سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران جشنواره بیست و دوم فیلم فجر و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد هشتمین جشن خانه سینما را به خود اختصاص داد. از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ در فیلم‌های موفق دوئل ۱۳۸۲، بید مجنون ۱۳۸۳، کافه ترانزیت ۱۳۸۳ محصول مشترک فرانسه، ترکیه و ایران به ایفای نقش متفاوت پرداخت. او دو بار دیگر در سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را برای بازی در فیلم‌های بید مجنون به کارگردانی مجید مجیدی و به نام پدر به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا از آن خود کرد. پاداش سکوت و کتاب قانون دو فیلم او در همکاری با مازیار میری در دو سال پشت سر هم بود. وی در سال ۱۳۸۷ با قیلم بیست عبدالرضا کاهانی با اوج بازگشت و توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم‌های هنری باتومی ۲۰۰۹ را به دست آورد و در سال ۱۳۹۲ با بازی در فیلم امروز رضا میرکریمی دوباره مورد تحسین قرار گرفت و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم سان فرانسیسکو ۲۰۱۴، جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی سینمای مؤلف رباط ۲۰۱۴ و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم جیپور در سال ۲۰۱۴ شد. وی در سال ۱۳۹۴ پس از ده سال و برای ششمین بار مقابل دوربین ابراهیم حاتمی‌کیا رفت و در نقش حیدر ذبیحی به ایفای نقش پرداخت. او برای بازی در این نقش در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر برای چهارمین بار برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.

جوایز سیمرغ بلورین
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد ۱۳۶۲ دیار عاشقان
بهترین بازیگر نقش اول مرد ۱۳۷۶ آژانس شیشه‌ای
بهترین بازیگر نقش اول مرد ۱۳۸۳ بید مجنون
بهترین بازیگر نقش اول مرد ۱۳۸۴ به نام پدر
بهترین بازیگر نقش اول مرد ۱۳۹۴ بادیگارد

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity