🔴#کتاب_و_لحظه
اینجا درسهایت به هیچ درد نمیخورد پسر جان. اینجا نیامدهای فکر کنی، آمدهای همان کاری را که یادت میدهند، انجام بدهی. ما در کارخانههامان به روشنفکر احتیاجی نداریم، به بوزینه احتیاج داریم.
بگذار نصیحتی بهت بکنم:
هرگز از فهم و شعورت حرفی نزن. ما جای تو فکر خواهیم کرد، دوست عزیز...هرگز یادت نرود.
#سفر_به_انتهای_شب
#لویی_فردینان_سلین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
اینجا درسهایت به هیچ درد نمیخورد پسر جان. اینجا نیامدهای فکر کنی، آمدهای همان کاری را که یادت میدهند، انجام بدهی. ما در کارخانههامان به روشنفکر احتیاجی نداریم، به بوزینه احتیاج داریم.
بگذار نصیحتی بهت بکنم:
هرگز از فهم و شعورت حرفی نزن. ما جای تو فکر خواهیم کرد، دوست عزیز...هرگز یادت نرود.
#سفر_به_انتهای_شب
#لویی_فردینان_سلین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_و_لحظه
به خودم میگفتم بودن توی یک زندان نقلی گرم و نرم چقدر خوب است.
حتی یک گلوله هم ازش نمیگذرد. هرگز. یک زندان نزدیک سراغ داشتم که آفتابگیر و گرم بود. در عالم رویا میدیدمش، زندان سن ژرمن نزدیک جنگل را خوب میشناختم، زمانی مدام از کنارش میگذشتم.
آدم چقدر عوض میشود. آن موقع بچه بودم و از زندان میترسیدم. آخر آدمها را نمیشناختم. دیگر حرفها و فکرهایشان را باور نخواهم کرد. باید همیشه فقط و فقط از آدمها ترسید.
#سفر_به_انتهای_شب
#لویی_فردینان_سلین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
به خودم میگفتم بودن توی یک زندان نقلی گرم و نرم چقدر خوب است.
حتی یک گلوله هم ازش نمیگذرد. هرگز. یک زندان نزدیک سراغ داشتم که آفتابگیر و گرم بود. در عالم رویا میدیدمش، زندان سن ژرمن نزدیک جنگل را خوب میشناختم، زمانی مدام از کنارش میگذشتم.
آدم چقدر عوض میشود. آن موقع بچه بودم و از زندان میترسیدم. آخر آدمها را نمیشناختم. دیگر حرفها و فکرهایشان را باور نخواهم کرد. باید همیشه فقط و فقط از آدمها ترسید.
#سفر_به_انتهای_شب
#لویی_فردینان_سلین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity