🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # با شما
از زخمی سخن می گویم...
برآمده از نیزه های نادانی!
و ما همه قربانی ِ آنیم.
کسی دوستدار حقیقت نیست...
همه دوستدار مصلحت اند!
#بهرام_بیضایی
🌸🍃 گِل به سر مالیدیم و بر سینه زدیم و سیاه پوشیدیم و رجز خواندیم و شب زنده داشتیم! کتاب بر سر گرفتیم و توبه کردیم و استغفار!
شیون از دل برآوردیم و نماز وحشت خواندیم! هر کاری کردیم جز دست به کاری زدن! هر کاری کردیم جز اینکه کاری بکنیم!
[میغرّد] دیوارها را بلند برنیاوردیم و نیکو نساختیم! و کار امروز به فردا گذاشتیم! خِرَدنامهها شستیم و هوسنامهها دریدیم و تصاویر کُتُب سوختیم و در یکدیگر افتادیم و هر که را تهمت زدیم از زندیق و شکاک و فلسفی و دهری و گبر و مجوس، که این عقوبت فرود نیامدی اگر خلقی از شمایان را انکاری گزاف برنخاستی!
- آری - همواره خود را گناهی میتراشیم تا سزاوارِ این تنبیه شویم . . . !
#بهرام_بیضایی
#تاراج_نامه
🌸🍃 خودستایان تکیه بر اریکهها زدهاند؛ کتاب خدا را چنان میخوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیدهاند تکپیرهنان را پیرهن بر تن میدرند؛ آنان که دستار بر سر نهادهاند سر از گردن خداترسان میاندازند؛ و آنان که آب بر مردمان میبندند مردمان را آب از لبهی تیغ میدهند. این نیست آنچه ما میگفتیم. اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میافرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.
#بهرام_بیضایی
بخشی از فیلمنامه
#روز_واقعه
🌸🍃 مرد تاریخی: نترسید، از من نترسید، من فقط پی شمشیر آمده ام! برای آن شمشیر!
تارا: مال تو بود؟!
مرد تاریخی: مال من، نه فقط مال من، مال تمام تبار من!
تارا: تو زخمی هستی!
مرد تاریخی: من مردی ام از یک تبار تاریخی، همه ی زندگی من در پی جنگ گذشت، کدام جنگ؟ در هیچ جایی نامی از ما بُرده نشده، همه چیز اندک اندک از بین رفت، همه ی نشانه ها گم شد، از ما روی زمین هیچ نشانی نمانده است، به جز یک شمشیر!
#بهرام_بیضایی
چریکه تارا (۱۳۵۷)
🌸🍃 تو خونواده ی ما خاطره جزوِ تجمله... کسی خاطره ای نداره که به گفتنش بیارزه !...
🎥 #کلاغ
# بهرام بیضایی
🌸🍃 اشکالی در کار دنیاست
که گریه رفعش نمیکند ...
#بهرام_بیضایی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # با شما
از زخمی سخن می گویم...
برآمده از نیزه های نادانی!
و ما همه قربانی ِ آنیم.
کسی دوستدار حقیقت نیست...
همه دوستدار مصلحت اند!
#بهرام_بیضایی
🌸🍃 گِل به سر مالیدیم و بر سینه زدیم و سیاه پوشیدیم و رجز خواندیم و شب زنده داشتیم! کتاب بر سر گرفتیم و توبه کردیم و استغفار!
شیون از دل برآوردیم و نماز وحشت خواندیم! هر کاری کردیم جز دست به کاری زدن! هر کاری کردیم جز اینکه کاری بکنیم!
[میغرّد] دیوارها را بلند برنیاوردیم و نیکو نساختیم! و کار امروز به فردا گذاشتیم! خِرَدنامهها شستیم و هوسنامهها دریدیم و تصاویر کُتُب سوختیم و در یکدیگر افتادیم و هر که را تهمت زدیم از زندیق و شکاک و فلسفی و دهری و گبر و مجوس، که این عقوبت فرود نیامدی اگر خلقی از شمایان را انکاری گزاف برنخاستی!
- آری - همواره خود را گناهی میتراشیم تا سزاوارِ این تنبیه شویم . . . !
#بهرام_بیضایی
#تاراج_نامه
🌸🍃 خودستایان تکیه بر اریکهها زدهاند؛ کتاب خدا را چنان میخوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیدهاند تکپیرهنان را پیرهن بر تن میدرند؛ آنان که دستار بر سر نهادهاند سر از گردن خداترسان میاندازند؛ و آنان که آب بر مردمان میبندند مردمان را آب از لبهی تیغ میدهند. این نیست آنچه ما میگفتیم. اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میافرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.
#بهرام_بیضایی
بخشی از فیلمنامه
#روز_واقعه
🌸🍃 مرد تاریخی: نترسید، از من نترسید، من فقط پی شمشیر آمده ام! برای آن شمشیر!
تارا: مال تو بود؟!
مرد تاریخی: مال من، نه فقط مال من، مال تمام تبار من!
تارا: تو زخمی هستی!
مرد تاریخی: من مردی ام از یک تبار تاریخی، همه ی زندگی من در پی جنگ گذشت، کدام جنگ؟ در هیچ جایی نامی از ما بُرده نشده، همه چیز اندک اندک از بین رفت، همه ی نشانه ها گم شد، از ما روی زمین هیچ نشانی نمانده است، به جز یک شمشیر!
#بهرام_بیضایی
چریکه تارا (۱۳۵۷)
🌸🍃 تو خونواده ی ما خاطره جزوِ تجمله... کسی خاطره ای نداره که به گفتنش بیارزه !...
🎥 #کلاغ
# بهرام بیضایی
🌸🍃 اشکالی در کار دنیاست
که گریه رفعش نمیکند ...
#بهرام_بیضایی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته