🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل

#اسلاوی_ژیژک

اِسلاوُی ژیژِک (به اسلونیایی: Slavoj Žižek) (زادهٔ ۲۱ مارس ۱۹۴۹) فیلسوف، روان‌کاو، نظریه‌پرداز، جامعه‌شناس، منتقد فرهنگی و سیاست‌مدار اسلوونیایی است.
او در لیوبلیانا به دنیا آمد و دکترای فلسفه‌اش را از دانشگاه لیوبلیانا دریافت کرد. در سال ۱۹۹۰ به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از سوی حزب لیبرال دموکرات اسلوونی معرفی شد. ژیژک فیلسوف و نظریه‌پرداز انتقادی است که بخش عمدهٔ کارش در سنت فلسفی هگلی، مارکسیسم و نیز روانکاوی لاکانی است. او فعالیتهای چشمگیری در زمینهٔ نظریهٔ سیاسی، نظریه فیلم و روانکاوی نظری داشته‌است. شهرت ژیژک برای احیای روانکاوی ژاک لاکان برای یک خوانش جدید از فرهنگ عامه است. او رسالات گوناگونی دربارهٔ موضوعات گوناگون نگاشته‌است. موضوعاتی چون جنگ عراق، بنیادگرایی، سرمایه‌داری، رواداری، حقیقت سیاسی، جهانی‌سازی، سوبژکتیویته، حقوق انسانی، لنین، اسطوره، فضای مجازی، پسامدرنیسم، چندفرهنگ‌گرایی، پست مارکسیسم، آلفرد هیچکاک و دیوید لینچ. او به شوخی در مصاحبه با یک نشریهٔ اسپانیایی خود را یک استالینیست لاکانی تندرو معرفی کرده‌است.
ژیژک یک نظریه‌پرداز سینمایی نیز هست. او از تفسیر روانکاوانهٔ لاکانی برای ایجاد یک نظریهٔ سینمایی و یک شیوهٔ نقد جدید استفاده کرده‌است. به اعتقاد رابرت استم، او از فیلم‌های سینمایی برای شرح نظریات لاکان استفاده می‌کند و در فیلم‌های سینمایی مثال‌هایی می‌یابد که حتی از خود لاکان هم افکار روانکاوانهٔ او را بهتر شرح می‌دهند. ژیژک به بررسی میل و فانتزی ناخودآگاه، امر واقعی و ابژهٔ والای ایدئولوژی در فیلم‌ها می‌پردازد و از این راه یک تأویل روانکاوانه در باب سینما می‌سازد. لینچ و هیچکاک دو فیلم‌ساز مورد علاقهٔ ژیژک هستند که تفسیر آثار آن‌ها بیش از همه مورد توجهش بوده‌اند.
اندیشمندان بسیاری نوشته‌های ژیژک را بی‌اعتبار و فاقد معنا می‌دانند. نوآم چامسکی نوشته‌های ژیژک را ژست‌گیری‌های توخالی خواند و سبک و روش او در برابر «گزاره‌های آزمون‌پذیر تجربی» حوزه‌های «جدی» تر مانند علوم دقیق قرار داد. چامسکی بر این باور است که کار ژیژک را اصلاً نباید جدی گرفت.[۱] جان گری، فیلسوف بریتانیایی از ژیژک به خاطر ستایش خشونت و سخنان مهمل و توخالی انتقاد کرد. از نظر گری ژیژک خود یکی از محصولات کالایی سرمایه‌داری است «ژیژک در شاهکاری عظیم از تولیدات فکری بی‌شمار، نقدی تخیل‌آمیز از نظم کنونی ارائه کرده‌است؛ نقدی که مدعی طرد و انکار هر آن چیزی است که در حال حاضر وجود دارد. او به معنایی واقعاً هم این کار را می‌کند، اما هم‌زمان به بازتولید همان دینامیسم ضروری و بی‌هدفی نیز می‌پردازد که در عملکرد سرمایه‌داری می‌بیند.»[۲]
اسلاوی ژیژک در سال ۲۰۱۴ به سرقت فکری از مجله نژادپرستانهٔ رنسانس آمریکایی متهم شده‌است. رنسانس آمریکایی یک مجله محافظه‌کار متعلق به «سفیدهای ناسیونالیست» آمریکایی است که سازمان‌های غیردولتی حقوق بشری آن را به عنوان یک گروه ناسیونالیستی «نفرت‌پراکن» رده‌بندی کرده‌اند. جیمز ویلیامز، سردبیر ارشد جستار انتقادی که یادداشت ژیژک را سال ۲۰۰۶ منتشر کرده بود، در گفتگو با نیوزویک تأیید کرد که ژیژک «قطعاً» از یادداشت هورنبک استفاده کرده‌است. وی افزود: «ما متاسفیم که چنین اتفاقی افتاده. اگر می‌دانستیم ژیژک در حال سرقت فکری است، قطعاً از او می‌خواستیم که پاراگراف‌های غیرقانونی را حذف کند». هورنبک نیز در گفتگو با نیوزویک تأکید کرد که «هر کس دو متن را کنار هم بگذارد، می‌فهمد ژیژک سارق فکری است.»[۳]
۱۷ دسامبر روز تولد چلسی منینگ بود. گاردین از تنی چند از روشنفکران و هنرمندان خواسته بود تا سالروز تولد وی را به او تبریک بگویند. اسلاوی ژیژک نیز یکی از این افراد است.
متن نامه: چلسی عزیز؛ غالباً می‌شنویم که چپ رادیکال امروز از طرح‌ریزی یک بدیل عملی ناتوان است. آنچه تو انجام دادی به سادگی یک بدیل بود. به قول گاندی؛ تو خودْ تغییری هستی که در پی‌اش بودی…

#آثار_ژیژک