🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_نویسندگان_ملل

#یوستین_گردر

یوستین گُردر یا یوستاین گوردر (به نروژی: Jostein Gaarder; تلفظ نروژی: [ˈju:stæin ˈɡɔ:rdər]؛ زادهٔ ۸ اوت ۱۹۵۲) نویسنده نروژی و معلم فلسفه است. عمده شهرت او به‌خاطر نگارش کتاب آموزش فلسفه در قالب داستان با عنوان دنیای سوفی است.
او رمان‌نویس و خالق داستان‌های کوتاه است که بیش‌تر دارای اطلاعات فلسفی برای مخاطبین جوانش می‌باشد. یوستین گردر در رشته فلسفه، الهیات، و ادبیات از دانشگاه اسلو فارغ‌التحصیل شد و سپس به‌مدت ده‌سال به‌تدریس «تاریخ عقاید» در دبیرستان‌ها پرداخت. او در حال‌حاضر به‌عنوان نویسندهٔ آزاد درکنارِ همسر و دو پسرش در اسلو زندگی می‌کند. رمان معروفش به‌نام دنیای سوفی که در سال (۱۹۹۱ میلادی) منتشر شد او را به شهرت رساند. این کتاب تاکنون به ۵۴زبان مختلف برگردانده شده و میلیون‌ها جلدِ آن به‌فروش رفته‌است. از روی کتاب دنیای سوفی فیلمی نیز به‌همین نام ساخته‌اند.
او سال ۱۹۹۷ به همراه همسرش سیری دانویگ جایزه سوفی را بنیان نهاد. این جایزه که نامش را از رمان دنیای سوفی گرفته، جایزه بین‌المللی برای پاسداشت حامیان طبیعت و توسعه، جایزه‌ای به مبلغ ۷۷هزار پوند است.
یوستین گردر در مقاله‌ای در روزنامه نروژی آفتن‌پوستن در اوائل ماه اوت (۲۰۰۶ میلادی) سیاست‌های دولت اسرائیل و نیز برخی سویه‌های یهودیت را به پرسش کشید. این مقاله در پاسخ به جنگ اسرائیل در سال ۲۰۰۶ میلادی انتشار یافت. گردر خواهان عدم به رسمیت شناخته شدن حکومت اسرائیل در شکل کنونیش شد. این مقاله یهودیت را «یک دین کهنه ملی و ستیزه‌جو»، توصیف کرد و آن را در تضاد با این ایدهٔ مسیحی که «پادشاهی خدا رحم و گذشت است» قرار داد. نظرات یوستین گردر با موافقت و مخالفت بسیاری از مردم و سازمان‌ها روبرو شده‌است که انعکاس آن را در نشریات می‌توان مشاهده کرد. برخی وی را یهودستیز خواندند. گردر اتهامات یهودستیزی را به چالش گرفت و تلاش کرد روشن کند که قصد نداشته کسی را برنجاند. او گفت که این نوشته در حالتی از خشم اخلاقی نسبت به میزان تلفات در لبنان نوشته شده‌است.
#جوائز
• ۱۹۹۰ - منتقدان نروژی جایزه سال منتقدان ادبیات نروژی برای بهترین اثر ادبیات کودکان و نوجوانان، برای Kabalmysteriet (رمز و راز بازی یک‌نفره)
• ۱۹۹۳ جایزه کتابفروشان نروژی برای من و همکاران speil، من EN گیت (از طریق شیشه، تیره) -.
• ۱۹۹۴ - جایزه ادبیات نسل جوان آلمان برای دنیای سوفی.
• ۱۹۹۵ - PREMIO Bancarella برای ترجمه ایتالیایی از دنیای سوفی
• ۱۹۹۷ - بوکستهوده گاو برای Durch einen اشپیگل، در einem dunklen مخمر آبجو، ترجمه آلمانی از من و همکاران speil، من EN دروازه
• ۲۰۰۴ - جایزه ویلی-برانت در اسلو.
• ۲۰۰۵ - فرمانده، رویال نروژی سفارش از خیابان اولاو.
• ۲۰۰۵ - یک مدرک افتخاری در کالج ترینیتی، دوبلین
#آثار
• تشخیص (۱۹۸۶)
• قصر قورباغه‌ها (۱۹۸۸)
• راز فال ورق (۱۹۹۰)
• دنیای سوفی (۱۹۹۱)
• راز تولد (۱۹۹۲)
• درون یک آیینه درون یک معما (۱۹۹۳)
• کتابخانه جادویی بیبی بوکنز (۱۹۹۳)
• زندگی کوتاه است (۱۹۹۶)
• سلام کسی اینجا نیست (۱۹۹۸)
• مایا (۱۹۹۹)
• دختر مدیر سیرک (۲۰۰۱)
• دختر پرتقال (۲۰۰۳)
• شاه مات (۲۰۰۳)
• کوتوله زرد (۲۰۰۶)
• قصری در پیرینه (۲۰۰۸)
• دنیای انا (۲۰۱۳)
• انتون و جاناتان (۲۰۱۴)
• مرد غیرقابل اعتماد (۲۰۱۹)


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
از نظر فنی، آخماتووا مانند سایر شاعران هم دوره‌اش، در حال شکستن وزن‌های عروضی در شعر بود. اما او در حاشیه آنچه قانون و قاعدهٔ مجاز شمرده می‌شد کار می‌کرد. او حتی روشی را برقرار کرد که معمولاً به عنوان «روش آخماتووا» پذیرفته شده است و به تعبیری «ترکیب دوهجایی‌ها و سه‌هجایی‌ها» نام دارد. او به فراتر بردن حد و مرزهای قافیه نیز کمک زیادی کرد. آنچه را قبلاً قافیهٔ آزمایشی می‌نامیدند، او تثبیت کرد. درک ظرایف موسیقایی شعر آخماتووا فقط با دانستن زبان روسی و شنیدن آن امکان‌پذیر است و ترجمهٔ آن به زبان‌های دیگر بسیار دشوار و شاید محال باشد.
عشق
گاه چون ماري در دل مي‌خزد
و زهر خود را آرام در آن مي‌ريزد
گاه يک روز تمام چون کبوتري
بر هرّه‌ي پنجره‌ات کز مي‌کند
و خرده نان مي‌چيند

گاه از درون گــُـلي خواب آلود بيرون مي‌جهد
و چون يخ ، نمي ، بر گلبرگ آن مي‌درخشد
و گاه حيله گرانه تو را
از هر آنچه شاد است و آرام
دور مي‌کند

گاه در آرشه‌ي ويولوني مي‌نشيند
و در نغمه غمگين آن هق‌هق مي‌کند
و گاه زماني که حتي نمي‌خواهي باورش کني
در لبخند يک نفر جا خوش مي‌کند

#آنا_آخماتووا

چرا امسال بدتر از سال های قبل است؟
ما در بهت خشمی اندوهناک
احمقانه‌ترین زخم‌ها را مرهم نگذاشتیم
و آن‌ها را بی هیچ التیامی رها کردیم
در غرب
چراغ‌های درخشان فرو می‌ریزند بر شهر
و خوشه‌ی شیروانی‌ها در نور خورشید برق می‌زنند
این‌جا اما
مرگ‌ دارد روی درب خانه‌ها
صلیب می‌کشد با گچ
و کلاغ‌های سیاه را فرا می‌خواند
از آسمان
حالا
کلاغ می‌بارد بر سر ما

#آنا_اخماتووا

#مجموعه_اشعار
• ۱۹۱۲ - شامگاه
• ۱۹۱۴ - تسبیح
• ۱۹۱۴ - گلستان یا باغ گل
• ۱۹۱۴ - فوج پرندگان سفید
• ۱۹۲۱ - بارهنگ
• ۱۹۲۲ - ۱۹۲۲ بعد از میلاد
• ۱۹۴۰ - گزیده اشعار «از شش کتاب»
• ۱۹۶۳ - فاتحه و شعر بدون قهرمان
• ۱۹۶۵ - پرواز زمان و صدای شاعران (گزیده‌ای از برگردان شعرهای خارجی)
پس از مرگ
• ۱۹۶۷ - شعرهای آخماتووا
• ۱۹۷۳ - افسانه بدون قهرمان و بیست و دو شعر
• ۱۹۷۶ - گزینه اشعار
• ۱۹۸۹ - گزینه اشعار
• ۱۹۸۵ - دوازده شعر از آنا آخماتووا
• ۱۹۹۰ - کلیات اشعار آنا آخماتووا
کتاب‌ها
• خروسک طلایی
• آدولف بنیامین سونستان
• میهمان سنگی
ترجمه‌ها
آخماتووا اشعار ۱۵۰ شاعر از ۷۸ زبان مختلف را به روسی برگردانده است. بیت‌های ترجمه‌شده توسط او، بالغ بر ۲۰ هزار است.
• ۱۹۵۶ - شعر کلاسیک کره
• ۱۹۵۶ - شعر کلاسیک چین
• ۱۹۶۵ - اشعار تغزلی مصر باستان
نمایش‌نامه
آخماتووا در کارنامهٔ ادبی خود، نمایشنامهٔ نیمه‌تمامی دارد به نام اِنوما اِلیش. ایده نوشتن این نمایشنامه در سال‌های حضور در تاشکند (۱۹۴۲–۱۹۴۴) به ذهنش خطور کرد. زمانی که به بیماری تیفوس دچار شده بود، در کابوسی هذیان‌وار، طرح اولیه این نمایشنامه را می‌نویسد و بعد می‌سوزاند. آخماتووا در آغاز دهه ۶۰ (میلادی) کار بر روی این نمایش‌نامه را از سر می‌گیرد و با کمک دوستانش نادژدا ماندلشتام و رانفسکایا و دیگرانی که قبل از سوزاندن متن تاشکند آن را برایشان خوانده بود، سعی می‌کند که متن فراموش‌شده را بازنویسی کند که البته توفیق چندانی نصیبش نمی‌شود. به هر حال، در سفری که آخماتووا برای دریافت جایزهٔ اتنا تائورمینا به ایتالیا انجام داد، در ضیافتی که به افتخار او برگزار شده بود، بخش‌های بازسازی شدهٔ اِنوما اِلیش را می‌خواند و تئاتر دوسلدورف به او پیشنهاد می‌کند که آن را روی صحنه ببرد و آخماتووا هم می‌پذیرد و پی‌گیرانه روی آن کار می‌کند که سکتهٔ قلبی و سپس مرگ، این کار را نیمه‌تمام می‌گذارد.
#جوائز_وافتخارات
• ۱۹۶۴ - جایزهٔ اتنا تائورمینا (به ایتالیایی: Etna Taormina) در ایتالیا.
• ۱۹۶۴ - دکترای افتخاری از دانشگاه آکسفورد لندن.