🔴#شعر_جهان

"چه کنم که توان از من می‌گریزد"

چه کنم که توان از من می‌گریزد،
وقتی نامِ کوچکِ او را
در حضورِ من بر زبان می‌آورند.

از کنارِ هیزمی خاکستر شده
از گذرگاهی جنگلی می‌گذرم
بادی نرم و نابهنگام می‌وزد،
سبک‌سرانه با بویی از بهار.

و قلبِ من در آن
خبرهایی از دوردست‌ها می‌شنود،
خبرهای بد
او زنده است، نفس می‌کشد،
اما غمی به دل ندارد!

آنا آخماتووا | شاعر روسی
برگردان: احمد پوری
كتاب: خاطره‌اى در درونم است
نشر: چشمه

#آنا_آخماتووا

#برگردان_سپیده_عزیزمان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شعر_جهان

چه کنم که تو از من می‌گریزی!
وقتی که نام کوچکت را
در حضور من به زبان می‌آورند

از کنار هیزمی خاکستر شده
از گذرگاهی جنگلی می‌گذرم
بادی نرم و نابه‌هنگام می‌وزد
سبک‌سرانه با بویی از پاییز

و قلب من از آن
خبرهایی از دوردست‌ها می‌شنود،
خبرهای بد
او زنده است و نفس می‌کشد
اما غمی به دل ندارد.

#آنا_آخماتووا

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

می‌نوشم،
به سلامتی خانه‌ی ویرانم
به سلامتی ابلیسِ زندگی‌ام،
به سلامتی تنهایی تو، تنهایی من
به سلامتی تو می‌نوشم.
به سلامتی دروغِ لب‌های تو
که فریبم داد.
به سلامتی زمهریرِ چشمانت،
به سلامتی جهانی بی‌رحم و زمخت.
می‌نوشم به سلامتی آن‌ که خدا
رستگاری ما نبود...

#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#درود_یاران_جان

همه روزه، هر بامداد
چشم‌ها هنوز اسیر خواب
با خود سخن می‌گویم- به صدای بلند
و او چون خون در رگ‌هایم
چون هُرم نفس در سینه‌ام،
چون عشقی سعادت‌آمیز
و ستمی حسابگرانه،
در وجودم نبض می‌زند.



#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

امروز کارهای بسیار دارم؛
باید خاطراتم را قربانی کنم،
روح زنده‌ام را سنگ‌ کنم،
سپس،
به خودم بیاموزم
که دوباره زندگی کنم.

#آنا_آخماتووا
شاعر روسی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ

#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۱۰/۲۳
سه شنبه - ۲۳ دی ۱۳۹۹
#میلادی:
2021-01-12
Tuesday - 2021 12 January

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

"قلبِ تو دیگر..."

قلبِ تو دیگر ترانه‌ی قلبِ مرا
در شادی و اندوه نخواهد شنید،
آنگونه که می‌شنید.
دیگر پایانِ راه است...
ترانه‌ی من در دوردست‌ها
در دلِ شب سفر می‌کند -
جایی که دیگر تو در آن نیستی.
#آنا_آخماتووا

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#مناسبتها♒️

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸


دی به دین روز، #چهارمین_جشن_دیگان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#رویدادها👁🗨

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌀۱۹۰۸ م- برای نخستین بار اپرای لیلی و مجنون در ۴ پرده و شش صحنه در باکو به روی صحنه رفت.

🌀۱۹۱۵ م- اشغال تبریز توسط نیروهای امپراتوری آلمان و عثمانی در جریان جنگ جهانی اول.

🌀۱۹۲۹ م- نخستین انتخابات مجلس مصر

🌀۱۹۴۴ م- شکست نیروهای آلمان نازی در شهر لنینگراد روسیه.

🌀۱۹۴۵ م- اتحاد جماهیر شوروی حملهٔ گسترده‌ای را در اروپای شرقی برضد نیروهای نازی آغاز کرد.

🌀۱۹۵۰ م- طه حسین وزیر فرهنگ مصر شد.

🌀۱۹۵۴ م- ایالات متحده اعلام کرد، در صورت جنگ با شوروی از سلاح‌های غیرمتعارف نیز استفاده خواهد کرد.

🌀۱۹۷۴ م- اعلام یکپارچگی لیبی و تونس

🌀۱۹۹۸ م- کشورهای اروپایی بر سر منع شبیه‌سازی انسانی به توافق رسیدند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#زادروزها💚

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍀۱۲۷۰ خ- محمدعلی جمال‌زاده نویسنده و مترجم (درگذشته ۱۳۷۶)

🍀۱۲۹۳ خ- محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین)، نویسنده و مترجم (درگذشته ۱۳۸۵)

🍀۱۳۶۰ خ- محمد علیزاده خوانندهٔ پاپ

🍀۱۵۷۹ م- ژان باپتیست ون هلمونت دانشمند فلاندری زیست‌شناس، پزشک و شیمی‌دان و بنیانگذار شیمی پنوماتیک

🍀۱۵۹۱ م- جوزپه د ریبرا ، نقاش و چاپگر تنبریست اهل اسپانیا

🍀۱۶۲۸ م- شارل پرو ، شاعر و داستان‌سرای فرانسوی که سبک جدیدِ قصه‌ها و افسانه‌های شاه پریان را در ادبیات بنیان نهاد.

🍀۱۸۷۶ م- جک لندن نویسنده سوسیالیست آمریکایی و خالق آثاری مانند آوای وحش و گرگ دریا

🍀۱۸۹۳ م- هرمان گورینگ از برجسته‌ترین چهره‌های حزب نازی در آلمان، بنیان‌گذار پلیس مخفی آلمان «گشتاپو در زمان آدولف هیتلر فرمانده نیروی هوایی آلمان نازی در خلال جنگ جهانی دوم

🍀۱۸۹۳ م- میخائیل گورویچ از بنیانگذاران شرکت هوافضایی میگ

🍀۱۹۳۶ م- امیل لحود رئیس جمهور لبنان

🍀۱۹۴۴ م- جو فریزیر مشت‌زن آمریکایی

🍀۱۹۴۹ م- هاروکی موراکامی نویسنده برجسته ژاپنی و خالق رمان کافکا در ساحل و مجموعه داستان بعد از زلزله

🍀۱۹۶۹ م- دیوید میچل رمان‌نویس بریتانیایی

🍀۱۹۷۰ م- زَک د لا روچا خواننده، نوازنده شاعرو فعال اجتماعی اهل آمریکا

🍀۱۹۷۳ م- هانده ینر ، از خوانندگان زن موسیقی پاپ ترکیه

🍀۱۹۷۴ م- ملانی جین چیسهولم خواننده کارآفرین، ترانه‌سرا و هنرپیشه انگلیسی که به خاطر عضویتش در اسپایس گرلز مشهور شد.

🍀۱۹۹۳ م- زین ملک خواننده و ترانه سرای پاکستانی-انگلیسی

🍀۱۹۹۸ م- نیتن گمبل بازیگر نوجوان آمریکایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#درگذشتگان🖤

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍂۱۳۸۶ خ- جعفر شهیدی مورخ و پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات فارسی، فقه و تاریخ اسلام در دورۀ معاصر

🍂۱۳۸۶ خ- احمد مجتهدی تهرانی روحانی و مجتهد (زاده ۱۳۰۲)

🍂۱۳۹۰ خ- ایرج گرگین روزنامه‌نگار و گوینده تلویزیون (زاده ۱۳۱۳)

🍂۱۳۹۷ خ- احسان جامعی آتش نشان (زاده ۱۳۶۶)

🍂۹۵۱ م- فارابی از بزرگترین فلاسفه و دانشمندان ایرانی

🍂۱۶۶۵ م- پی‌یر دو فرما ریاضیدان فرانسوی

🍂۱۹۰۹ م- هرمان مینکوفسکی ریاضیدان و فیزیکدان آلمانی

🍂۱۹۴۶ م- صفیه زغلول فعال و انقلابی مصر، همسر سعد زغلول ، ملقب به مادر ملت مصر

🍂۱۹۷۶ م- آگاتا کریستی نویسندهٔ انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کاراگاهی
🌸🍂🌸@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات

آناکارنینای تولستوی از نگاه #آنا_آخماتووا


چرا آنا کارنینا باید بمیرد؟ همین که از کارنین جدا می‌شود همه چیز تغییر می‌کند.
این زن یک باره در چشم تولستوی بدل به زنی گمراه، بدل به زنی فاحشه می‌شود.
البته صفحاتی در آن کتاب هست که نشان از نبوغ دارد، اما اخلاقیاتش نفرت‌انگیز است.
چه کسی آنا را مکافات می‌دهد؟ خدا؟ نه، جامعه، همان جامعه‌ای که تولستوی یک دم از محکوم شمردن ریاکاری‌اش خسته نشد.

تولستوی دروغ می‌گوید. خودش بیشتر از اینها سرش می‌شد. اخلاقیات آنا کارنینا اخلاقیات همسر تولستوی است. ‌
اخلاقیات تولستوی از زندگی خصوصی خودش سرچشمه می‌گرفت.
وقتی زندگی زناشویی‌اش خوش و خرم بود جنگ و صلح را نوشت که مدح و ثنای زندگی خانوادگی است.
بعد از آن که از سوفیا آندریونا بیزار شد، اما به دلیل تقبیح طلاق در جامعه از او جدا نشد، نشست و آنا کارنینا را نوشت و آنا را به گناه ترک کردن کارنین مجازات کرد.
وقتی پیر شد و دیگر نمی‌توانست مثل خروس دنبال دخترهای دهاتی بیفتد، سونات کروتزر را نوشت که میل جنسی را کاملا تحریم کند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

عشق
گاه چون ماری در دل می خزد
و زهر خود را آرام در آن می‌ريزد
گاه يک روز تمام چون کبوتری
بر هرّه‌‌ی پنجره‌ات کز می‌کند
و خرده نان می‌چيند

گاه از درون گــُـلی خواب آلود، بيرون می‌جهد
و چون يخ، نمی، بر گلبرگ آن می‌درخشد
و گاه حيله گرانه تو را
از هر آنچه شاد است و آرام
دور می‌کند

گاه در آرشه‌ی ويولونی می‌نشيند
و در نغمه‌ی غمگين آن هق‌هق می‌کند
و گاه زمانی که حتی نمی‌خواهی باورش کنی
در لبخند يک نفر جا خوش می‌کند...

#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

عسل وحشی بوی آزادی می‌دهد
خاک بوی خورشید
دهان زن بوی بنفشه
و طلا هیچ عطری ندارد
بوی آب بوی میخک است
بوی سیب بوی عشق
همه دریافتیم اما، که همیشه خدا
خون فقط بوی خون می‌دهد...

#آنا_اخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

چرا زهر در آب می‌ریزید
و خاک در نان؟
چرا پس‌مانده‌های آزادی را
در بیغوله‌ی دزدان ریخته‌اید؟
چون به صدای بلند
نفرین نکردم سرنوشت تلخ دوستانم را؟
چون وفادار ماندم
به سرزمین اندوهبارم؟
اینگونه هم هست. شاعر نمی‌تواند زنده باشد
بی سایه‌ی تبر جلاد بر گردن
سرنوشت این بود که جامه‌ی گناهکارانِ پشیمان به تن کنیم
و شمع در دست و بغض در گلو گام بسپاریم.

#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

و گویی چشمانش
شعله‌های آتش بودند
که تا صبحگاه
با من پرواز می‌کردند
و من در نیافتم
این چشمان عجیب‌رنگ چه‌اند؟

#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

جدائی تاریک است و گس
سهم خود را از آن می‌پذیرم،
تو چرا گریه می‌کنی؟
دستم را در دست خود بگیر
و بگو که در یادم خواهی بود
قول بده سری به خواب‌هایم بزنی
من و تو چون دو کوه،
دور از هم جدا از هم
نه توانِ حرکتی نه امیدِ دیداری
آرزویم اما این است که عشق خود را
با ستاره‌های نیمه‌شبان به سویم بفرستی

#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

.
خاطره‌ای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی
سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز
برایم شادی است و اندوه.

#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#ادبیات

#مشاهیر


#آنا_آخماتووا


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#ادبیات

#مشاهیر


#آنا_آخماتووا

درون‌مایه‌ی اصلی شعر آخماتووا عشق بی‌امید و سوگ‌انگیزی است که با لحن و نواختی بسیار زنانه و کاملا شخصی ابراز می‌شود.
در زمان جنگ جهانی اول و پس از انقلاب ۱۹۱۷، درون‌مایه‌های مدنی، میهن‌پرستانه به اشعارش افزود اما در عین حال شور شخصی و وجدان هنری‌اش را فدای این مضامین نکرد.
گسترش طیف مضامین در اشعارش باعث شد که ماموران فرهنگی نظام کمونیستی او را بورژوا و اشرافی بخوانند.‌.
در ۱۹۲۱ همسر سابقش گومیلیف به اتهام توطئه علیه شوروی اعدام شد.
در ۱۹۳۴ دوستش ماندلشتام بازداشت شد و در ۱۹۳۸ در اردوگاه کار اجباری مرد.
در ۱۹۳۸ پسرش بازداشت و برای پنج سال به گولاگ تبعید شد.

در ۱۹۴۶ کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست به شدت او را به شهوت‌گرایی، عرفان و بی‌تفاوتی سیاسی محکوم کرد.
آندره‌ی ژدانف عضو دفتر سیاسی و مدیر پروژه‌ی مهار فرهنگی استالین او را "بدکاره‌ی تارک دنیا" نامید. از اتحادیه‌ی نویسندگان اخراج شد.
در ۱۹۵۰ تعدادی از اشعارش در ستایش استالین چاپ شد، این تسلیم نامتعارف ناشی از ناچاری او به استعانت از استالین برای رهایی پسرش بود که در ۱۹۴۹ به سیبری تبعید شده‌ بود.
"هر کجا که استالین هست، آزادی، صلح و عظمت جهانی هست."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#ادبیات

#مشاهیر

#آنا_آخماتووا


"وقتی پدرم درباره‌ی شعرهای من چیزهایی شنید به من گفت نام مرا ننگین نکن، گفتم پس بدون نام تو کار می‌‌کنم."
و آنا آخماتووا را انتخاب کرد.
آنا آخماتووا نامی مستعار بود که آنا آندره پونا گرنکو برگزید وقتی از او پرسیدند ایده‌ی این نام از کجاست، پاسخ داد:
"هیچکس به من علاقه‌ای نداشت، من بره‌ای بدون چوپان بودم. تنها یک دختر ۱۷ ساله‌ی دیوانه می‌تواند نام یک شاهزاده‌ی تاتار برای خود انتخاب کند."
و پدر چه می‌دانست که او شاعری جهانی خواهد شد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#آنا_آخماتووا


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ادبیات

#آنا_آخماتووا


"من این کفن بزرگ را برای شما بافته‌ام
از کلماتی فروتن که از دهان شما شنیده‌ام
هر کجا، همواره و همیشه
هرگز هیچ‌چیز را فراموش نخواهم کرد."

سوگواره، آنا آخماتووا

صفی طولانی از زنان در سرمای لنینگراد پشت درهای زندان تشکیل شده، زنان هر روز منتظر می‌مانند و درها اغلب به رویشان باز نمی‌شود.
این زنان می‌دانند که نباید به کسی اعتماد کرد، پس در سکوت و رخوتی منجمد انتظار می‌کشند.
ولی آن روز زنی در گوش دیگری می‌گوید: "می‌توانی این را توصیف کنی؟" و پاسخ می‌شنود: "بله، می‌توانم."
چیزی شبیه ردّ لبخند بر صورت زن اول نشست، او را نمی‌شناسیم امّا زن دوّم آنا آخماتووا بود که برای دیدن پسرش لف گومیلیف پشت درهای زندان در صف ایستاده بود. بیوه‌ی فقیر چهل و نه ساله‌ای که چاپ آثارش ممنوع بود و در اتاقی محقر از یک آپارتمان اشتراکی زندگی می‌کرد.

"سوگواره" یادبود آنا آخماتووا برای تمام زنانی بود که در دهه‌ی ۱۹۳۰ پشت دیوارهای زندان‌ها انتظار کشیدند و می‌گفت اگر خواستند روزی برای او یادبود بسازند آن را پشت درهای زندان کرستی قرار دهند.

سوگواره در ۱۹۴۰ سروده شد و دست به دست می‌چرخید تا در ۱۹۶۰ چاپ شد.
زنی که لبخند زد آرزو داشت تجربه‌اش از آن روزهای سیاه از فراموشی نجات پیدا کند، لبخند او و نبوغ زن دوم شعری را ساخت که هر کس بشنود دیگر فراموشش نخواهد کرد.

آخماتووا در دیداری که با آیزایا برلین داشت شعر سوگواره را برای او خواند، در حین خواندن فریاد زد: "نه، نمی‌توانم. هیچ فایده‌ای ندارد، جامعه‌ای که تو از آن می‌آیی جامعه‌ی انسان‌‌هاست. در حالی که ما این‌جا تقسیم می‌شویم به انسان و ...."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شــــعــــر_جــــهــــان


#اگر تو موسیقی بودی
بی وقفه به تو گوش می سپردم

و اندوهم
به شادی بدل می شد...


#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


امروز کارهای بسیار دارم
باید خاطراتم را قربانی کنم،
روح زنده‌ام را سنگ کنم،
سپس به خودم بیاموزم
که دوباره زندگی کنم.


#آنا_آخماتووا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity