🔴#نقد_نقاشی
#روح_مرده_به_هنگام_تماشا
هنرمند:پل#گوگن
سال:۱۸۹۲
ابعاد: ۱۶٫۰۵ × ۱۳۴٫۶۲ سانتی متر
مکان:Albright Knox Art Gallery
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#روح_مرده_به_هنگام_تماشا
هنرمند:پل#گوگن
سال:۱۸۹۲
ابعاد: ۱۶٫۰۵ × ۱۳۴٫۶۲ سانتی متر
مکان:Albright Knox Art Gallery
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#روح_مرده_به_هنگام_تماشا
هنرمند:پل#گوگن
سال:۱۸۹۲
ابعاد: ۱۶٫۰۵ × ۱۳۴٫۶۲ سانتی متر
مکان:Albright Knox Art Gallery
پل گوگن از آن دست افرادی است که دنیا را با دید عرفانی و البته بی بندباری خود هم به سخره می گیردو هم به فکر وادار می کند. سبک زندگی او شاید هدف آسانی برای خشک مغزها برای خرده گرفتن از اوو فخر فروشی باشد ولی درک عمیق او از انسان و دنیای اطرافش پوزه بند خوبی برای پاسخ به اینگونه از آن دست تابلوهایی است که نقاش توضیح نسبتا مفصلی » روح مرده به هنگام تماشا » افراد است. تابلوی درباره آن نوشته است با این وجود هنوز هم عرصه برای انواع و اقسام برداشت ها و تحلیل های متفاوت و بعضا متضاد باز است .
در این تابلو یک زن برهنه ) که در واقع همسر گوگن در تاهیتی است( بر روی تخت خود دراز کشیده است، تختی که طرح هایی با گل هایی به رنگ زرد درخشان دارد. در پایین تخت یک شمایل انسان مانندبا چهره ای بی روح نشسته است و در حال تماشای زن است. زن برهنه خواب نیست، بلکه از ترس جرات حرکت کردن ندارد ) نقاش در نوشته هایش اشاره می کند که چشم های زن از شدت ترس حالتی غیرعادی دارد(. در پس زمینه ی بنفش و صورتی اشکال نامشخصی دیده می شود که بیشتر نشان دهنده چیزی است که بعضا در تاریکی شب می بینیم ) همان حالت اعوجاج اشیا که در تاریکی به صورتی دیگر به چشم ما می رسد .
پل گوگن در یادداشتی به دختر 21 ساله اش تابلو را اینگونه توصیف می کند :
» در این پوزیشن نسبتا جسورانه، کاملا برهنه بر روی تخت، یک دختر جوان کاناکایی چه منظوری میتواند داشته باشد؟ برای عشق بازی آماده می شود؟ خب این در واقع در ذات اوست ولی بی شرمانه است و من آن را دوست ندارم ) نمیخواهم(. برای خواب بعد از عشق بازی آماده می شود؟ کماکان بی شرمانه است. تنها امکان موجود ترس است. چه جور ترسی؟ مطمئنا نه از مدل ترس غافلگیر شدن سوزان توسط بزرگان قومش )کنایه از ترسیدن های معمولی(. این مدل ترس ها در شبه قاره رخ نمی دهد ) کنایه ازاینکه شدت ترس ها بسیار زیاد است(. دلیل این ترس روح )توپاپا( است. بر اساس عقاید تاهیتی ها عنوان روح مرده به هنگام تماشا دو معنی دارد: می تواند هم به معنی این باشد که روح در خیال دخترک است وهم میتواند به این معنی باشد که روح به دخترک فکر میکند! لازم است اضافه کنم که: بخش موسیقایی تابلودر موج دار کردن خطوط افقی متبلور می شود. هماهنگی بین نارنجی و آبی مرتبط با زرد و بنفش مخملی است، و از نور و جرقه های سبز درون تابلو سرچشمه می گیرد. بخش ادبی تابلو: شامل روح دخترک جوان و زنده در مقابل روح مرده است. نمادی از شب و روز. دگردیسی برای آنها که به دنبال چرایی وچگونگی زندگی هستند. در غیر این صورت این تابلو چیزی به جز یک مطالعه از پولینزی های برهنه نیست
بودن حالت دختر توسط گوگن » بی شرمانه » باید اعتراف کرد که این توصیفی فوق العاده است. توصیف که به بی بندوباری شهره آفاق بود و تاکید آن در چند مورد بسیار جالب است. نشان دهنده عدم شناخت ما از انسانی است که درک درستی از طرز زندگی او نداریم. در بخش دیگری از توصیف او درک عمیقش از زندگی انسان ها را می بینیم که با حالتی فیلسوفانه می تواند منشا احساسات انسان را بفهمد و توصیف کند، مخصوصا آنجا که به مقایسه ترس بین مردمان اروپا) یا بخش متمدن کره زمین( و مردمان شبه قاره) بخش بدوی کره زمین( می پردازد. در واقع کاملا مطمئن نیستیم که از این مقایسه می خواهد تمدن و اثرآن بر روح انسانی را به نقد بکشد و یا تقدیر کند. نقد از آن جهت که خلوص و پاکی روح را از بین برده است یا تقدیر برای آنکه انسان را در برابر دنیای ماورا قوی تر کرده است. و در نهایت توصیف او ازحالت موسیقایی رنگ ها است. در یادداشت های قبلی بارها به اثر موسیقایی در تابلوها که از تضاد یاهماهنگی بین رنگ ها به وجود می آید صحبت کرده بودیم و گاهی با این انتقاد روبرو شدم که این نوعی زیاده روی در توصیف است. اما این توصیف از رنگها و اینکه هارمونی بین آنها یک ریتم موسیقی درخالق اثر به وجود می آورد نشان دهنده درک مشترک بین انسان ها ورای زبان های مشترک و غیردگردیسی » : مشترکشان است. در نهایت گوگن توصیف خود را با جمله ای پیامبر گونه به پایان می بردگویا عاجز از توصیف آنچه در ذهن دارد می .» برای آنها که به دنبال چرایی و چگونگی زندگی هستندشود و نمیتواند آن را به روی کاغذ بیاورد. مشکلی که عارفان در طول قرن های متمادی با آن مواجه بوده اند، نارسایی کلمه .
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#روح_مرده_به_هنگام_تماشا
هنرمند:پل#گوگن
سال:۱۸۹۲
ابعاد: ۱۶٫۰۵ × ۱۳۴٫۶۲ سانتی متر
مکان:Albright Knox Art Gallery
پل گوگن از آن دست افرادی است که دنیا را با دید عرفانی و البته بی بندباری خود هم به سخره می گیردو هم به فکر وادار می کند. سبک زندگی او شاید هدف آسانی برای خشک مغزها برای خرده گرفتن از اوو فخر فروشی باشد ولی درک عمیق او از انسان و دنیای اطرافش پوزه بند خوبی برای پاسخ به اینگونه از آن دست تابلوهایی است که نقاش توضیح نسبتا مفصلی » روح مرده به هنگام تماشا » افراد است. تابلوی درباره آن نوشته است با این وجود هنوز هم عرصه برای انواع و اقسام برداشت ها و تحلیل های متفاوت و بعضا متضاد باز است .
در این تابلو یک زن برهنه ) که در واقع همسر گوگن در تاهیتی است( بر روی تخت خود دراز کشیده است، تختی که طرح هایی با گل هایی به رنگ زرد درخشان دارد. در پایین تخت یک شمایل انسان مانندبا چهره ای بی روح نشسته است و در حال تماشای زن است. زن برهنه خواب نیست، بلکه از ترس جرات حرکت کردن ندارد ) نقاش در نوشته هایش اشاره می کند که چشم های زن از شدت ترس حالتی غیرعادی دارد(. در پس زمینه ی بنفش و صورتی اشکال نامشخصی دیده می شود که بیشتر نشان دهنده چیزی است که بعضا در تاریکی شب می بینیم ) همان حالت اعوجاج اشیا که در تاریکی به صورتی دیگر به چشم ما می رسد .
پل گوگن در یادداشتی به دختر 21 ساله اش تابلو را اینگونه توصیف می کند :
» در این پوزیشن نسبتا جسورانه، کاملا برهنه بر روی تخت، یک دختر جوان کاناکایی چه منظوری میتواند داشته باشد؟ برای عشق بازی آماده می شود؟ خب این در واقع در ذات اوست ولی بی شرمانه است و من آن را دوست ندارم ) نمیخواهم(. برای خواب بعد از عشق بازی آماده می شود؟ کماکان بی شرمانه است. تنها امکان موجود ترس است. چه جور ترسی؟ مطمئنا نه از مدل ترس غافلگیر شدن سوزان توسط بزرگان قومش )کنایه از ترسیدن های معمولی(. این مدل ترس ها در شبه قاره رخ نمی دهد ) کنایه ازاینکه شدت ترس ها بسیار زیاد است(. دلیل این ترس روح )توپاپا( است. بر اساس عقاید تاهیتی ها عنوان روح مرده به هنگام تماشا دو معنی دارد: می تواند هم به معنی این باشد که روح در خیال دخترک است وهم میتواند به این معنی باشد که روح به دخترک فکر میکند! لازم است اضافه کنم که: بخش موسیقایی تابلودر موج دار کردن خطوط افقی متبلور می شود. هماهنگی بین نارنجی و آبی مرتبط با زرد و بنفش مخملی است، و از نور و جرقه های سبز درون تابلو سرچشمه می گیرد. بخش ادبی تابلو: شامل روح دخترک جوان و زنده در مقابل روح مرده است. نمادی از شب و روز. دگردیسی برای آنها که به دنبال چرایی وچگونگی زندگی هستند. در غیر این صورت این تابلو چیزی به جز یک مطالعه از پولینزی های برهنه نیست
بودن حالت دختر توسط گوگن » بی شرمانه » باید اعتراف کرد که این توصیفی فوق العاده است. توصیف که به بی بندوباری شهره آفاق بود و تاکید آن در چند مورد بسیار جالب است. نشان دهنده عدم شناخت ما از انسانی است که درک درستی از طرز زندگی او نداریم. در بخش دیگری از توصیف او درک عمیقش از زندگی انسان ها را می بینیم که با حالتی فیلسوفانه می تواند منشا احساسات انسان را بفهمد و توصیف کند، مخصوصا آنجا که به مقایسه ترس بین مردمان اروپا) یا بخش متمدن کره زمین( و مردمان شبه قاره) بخش بدوی کره زمین( می پردازد. در واقع کاملا مطمئن نیستیم که از این مقایسه می خواهد تمدن و اثرآن بر روح انسانی را به نقد بکشد و یا تقدیر کند. نقد از آن جهت که خلوص و پاکی روح را از بین برده است یا تقدیر برای آنکه انسان را در برابر دنیای ماورا قوی تر کرده است. و در نهایت توصیف او ازحالت موسیقایی رنگ ها است. در یادداشت های قبلی بارها به اثر موسیقایی در تابلوها که از تضاد یاهماهنگی بین رنگ ها به وجود می آید صحبت کرده بودیم و گاهی با این انتقاد روبرو شدم که این نوعی زیاده روی در توصیف است. اما این توصیف از رنگها و اینکه هارمونی بین آنها یک ریتم موسیقی درخالق اثر به وجود می آورد نشان دهنده درک مشترک بین انسان ها ورای زبان های مشترک و غیردگردیسی » : مشترکشان است. در نهایت گوگن توصیف خود را با جمله ای پیامبر گونه به پایان می بردگویا عاجز از توصیف آنچه در ذهن دارد می .» برای آنها که به دنبال چرایی و چگونگی زندگی هستندشود و نمیتواند آن را به روی کاغذ بیاورد. مشکلی که عارفان در طول قرن های متمادی با آن مواجه بوده اند، نارسایی کلمه .