🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#گلچین_ترانه_فارسی 🎼🇮🇷
#فرهاد_مِهراد 🎼
«برای کسی شدن، برای اسطوره شدن، برای به اوج رسیدن، برای این که تار نماها از مرثیه لبریز شوند، باید مُرد، مُرد تنها هم مُرد و اسطوره شد.»
"یادداشت شهیار قنبری بر سوگ 'ری چارلزِ' ایران"
فرهاد مهراد ؛ خواننده و آهنگساز پاپ راک این کهن بوم و بر که ترانههای اجتماعیاش او را از هم عصرانش متمایز میکند اویی را که فریاد درد و رنج مردم بود و تلنگر بیداری در ظلمت؛ کسی که سیاست را در کالبد هنر خود نقد کرد چکش زد و به چالش کشید.
دکتر الهی قمشهای او را از زاویهای دیگر مینگرد و مینویسد:
«ایشان را میتوان یکی از اعضای مکتب داوود دانست، به این دلیل که هیچ دریچهای را به روی خویش نبست. کسی که با سوت خاطرات رومانی و بیست سال پیش را زنده میکند و در عین حال ما را به هفتصد سال پیش میبرد و سیر مولانا میکند، اشعار گوته را نیز میخواند. که این گستره ادراک و احساس او را نشان میدهد و اینکه آن فریادی که میکشید از تمامی وجودش بر میخواست.
و باید گفت کارهایی که او ارائه میداد همگی Unique (منحصر به فرد) بودند.»
برف آخرین آلبوم جناب مهراد است اگرچه او در سالهای پایانی اش ترانههای کشورهای مختلف را برای ارائه در آلبومی با نام "آمین" گزینش میکرد اما هپاتیت سی او را در خرداد ٨١ راهی بیمارستان فرانسه کرد و سه ماه بعد ساعت يک بامداد ٩ شهریور مرد تنها مرد و در غربت گورستان تیه پاریس (قطعه ١١٠ ردیف ٧ سنگ ٢٣) جسمش به دور از خاک وطن همچون بنفشهای در خاک شد.
او از مرگ نمیهراسید سالها بود که انتظارش را میکشید و میگفت: "سلیمانم که پیکرم بر عصایم لمیده و تا موریانه عصا را از بین نبرد هیچکس باور نمیکند که فرهاد سالهاست مرده است، و این معشوقههایش هستند که میخوانند و مینوازند."
حالا چقدر باید بگذرد تا فرهادی دیگر از مادر هستی متولد شود؟ چه کسی که در آوازش از محمد دادخواهی کند و مردمش را بیدار کند و سکوت دیرینهاش را با “مرغ سحر“ بشکند؟ و وطنش را به هیچ نفروشد و آرزو کند که “ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها میشد با خود ببرد هر کجا که خواست“
اما فرهاد هست تا روزی که جمعه باشد و گنجشگک اشی مشی پرواز میکند در آسمان حوض نقاشی.
صدای او گرم و زنده بود صدایی چون کوه محکم و درعین حال پر از درد
فرهاد میدانست که تابستان فصل رسیدن است و رفتن، و خواند که گرم و زنده بر شنهای تابستان زندگی را بدرود خواهم گفت.
ترانه "کتیبه "با متنی از "فریدون رهنما" در آخرین آلبوم او درسال ٧٩ ارائه شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#گلچین_ترانه_فارسی 🎼🇮🇷
#فرهاد_مِهراد 🎼
«برای کسی شدن، برای اسطوره شدن، برای به اوج رسیدن، برای این که تار نماها از مرثیه لبریز شوند، باید مُرد، مُرد تنها هم مُرد و اسطوره شد.»
"یادداشت شهیار قنبری بر سوگ 'ری چارلزِ' ایران"
فرهاد مهراد ؛ خواننده و آهنگساز پاپ راک این کهن بوم و بر که ترانههای اجتماعیاش او را از هم عصرانش متمایز میکند اویی را که فریاد درد و رنج مردم بود و تلنگر بیداری در ظلمت؛ کسی که سیاست را در کالبد هنر خود نقد کرد چکش زد و به چالش کشید.
دکتر الهی قمشهای او را از زاویهای دیگر مینگرد و مینویسد:
«ایشان را میتوان یکی از اعضای مکتب داوود دانست، به این دلیل که هیچ دریچهای را به روی خویش نبست. کسی که با سوت خاطرات رومانی و بیست سال پیش را زنده میکند و در عین حال ما را به هفتصد سال پیش میبرد و سیر مولانا میکند، اشعار گوته را نیز میخواند. که این گستره ادراک و احساس او را نشان میدهد و اینکه آن فریادی که میکشید از تمامی وجودش بر میخواست.
و باید گفت کارهایی که او ارائه میداد همگی Unique (منحصر به فرد) بودند.»
برف آخرین آلبوم جناب مهراد است اگرچه او در سالهای پایانی اش ترانههای کشورهای مختلف را برای ارائه در آلبومی با نام "آمین" گزینش میکرد اما هپاتیت سی او را در خرداد ٨١ راهی بیمارستان فرانسه کرد و سه ماه بعد ساعت يک بامداد ٩ شهریور مرد تنها مرد و در غربت گورستان تیه پاریس (قطعه ١١٠ ردیف ٧ سنگ ٢٣) جسمش به دور از خاک وطن همچون بنفشهای در خاک شد.
او از مرگ نمیهراسید سالها بود که انتظارش را میکشید و میگفت: "سلیمانم که پیکرم بر عصایم لمیده و تا موریانه عصا را از بین نبرد هیچکس باور نمیکند که فرهاد سالهاست مرده است، و این معشوقههایش هستند که میخوانند و مینوازند."
حالا چقدر باید بگذرد تا فرهادی دیگر از مادر هستی متولد شود؟ چه کسی که در آوازش از محمد دادخواهی کند و مردمش را بیدار کند و سکوت دیرینهاش را با “مرغ سحر“ بشکند؟ و وطنش را به هیچ نفروشد و آرزو کند که “ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها میشد با خود ببرد هر کجا که خواست“
اما فرهاد هست تا روزی که جمعه باشد و گنجشگک اشی مشی پرواز میکند در آسمان حوض نقاشی.
صدای او گرم و زنده بود صدایی چون کوه محکم و درعین حال پر از درد
فرهاد میدانست که تابستان فصل رسیدن است و رفتن، و خواند که گرم و زنده بر شنهای تابستان زندگی را بدرود خواهم گفت.
ترانه "کتیبه "با متنی از "فریدون رهنما" در آخرین آلبوم او درسال ٧٩ ارائه شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity