🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ امرداد سالروز درگذشت #غلامحسین_بیگدلی
( زاده ۲۴ اسفند ۱۲۹۷ زنجان -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۵۷ کرج ) نویسنده، شاعر، خوشنویس و پژوهشگر
بیگدلی، خانوادهاش از بازماندگان ایل بیگدلی بودند که در دربار صفوی در مناصب نظامی خدمت میکردند. او در دبستان، دبیرستان و دانشکده نظام تحصیل کرد و در سال ۱۳۲۰ پس از فارغالتحصیلی، به خدمت در ارتش مشغول شد.
وی با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور ۱۳۲۴ با افسران باقیمانده از قیام خراسان و تعدادی دیگر از افسران سازمان نظامی حزب توده ایران، برای آموزش نظامیان به فرقه دموکرات آذربایجان پیوستند.
پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۵، بیگدلی به همراه سایر افسران و افراد خانوادهاش به شوروی گریخت ولی در آنجا با شرایط دشوار زندگی روبرو شد و مکاتبات اعتراض آمیزی را آغاز کرد که منجر به محکومیتش به اتهام جاسوسی شد. او پس از ده ماه حبس، طی محاکمهای غیابی به ۲۵ سال زندان با اعمال شاقه و ۵ سال آزادی بدون بهرهگیری از حقوق اجتماعی محکوم شد.
بیگدلی در کتاب از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری، خط سیر خود را در مدت هفت سال دوری از خانواده چنین بیان میکند که پس از صدور حکم تبعید او را با خودروهایی سیاه رنگ که کلاغ سیاه نام داشت، بدون اجازه ملاقات با خانواده به ایستگاه راهآهن برده و از آنجا به همراه دیگر زندانیان با قطار به اردوگاهی در شهر راستف-ان-دون، یکی از شهرهای اوکراین در کنار دریای سیاه منتقل کردند. پس از چندی که تعداد زندانیان قابل توجه شد، شروع حرکت دوازده هزار کیلومتری وی به منطقه ولادی وستوک (Vladivostok) در شرق دور آغاز شد.
وی در این کتاب از افرادی که طاقت این سفر طولانی را نداشته و در مکانهای مختلف جان خود را از دست دادهاند تعریف میکند. پس از رسیدن به ماگادان با توجه به نوع محکومیت، سن زندانی، قدرت بدنی و موارد دیگر آنها را به معادن مختلف میفرستادند.
با مرگ استالین پس از نزدیک به هشت سال تحمل شرایط طاقت فرسا، بیگدلی از زندان آزاد شد و توانست در شرایط معمولی به تحصیل و زندگی بپردازد.
زندگی علمی:
بیگدلی پس از آزادی از زندان، زندگی علمی خود را آغاز کرد. او در مدت اقامت در باکو در رشته زبانشناسی تحصیل و در سال ۱۹۶۹ مدرک دکترای علوم در رشته زبانشناسی را از آکادمی علوم اجتماعی، دانشکده زبان و ادبیات نظامی گنجوی دریافت کرد.
او ۲۰ عنوان کتاب به زبانهای فارسی، ترکی و روسی نگاشته و در سمپوزیومها و کنفرانسها در مورد ادبیات ایران سخنرانی کرده و همچنین اشعار بسیاری به زبان فارسی و ترکی سرودهاست که مجموعه اشعار او در سال ۱۳۸۱ در دیوان بیگدلی چاپ شدهاست. نامه آیتاله خمینی به گورباچف توسط او به زبان روسی ترجمه شدهاست.
غلامحسین بیگدلی در ۶۰ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ امرداد سالروز درگذشت #غلامحسین_بیگدلی
( زاده ۲۴ اسفند ۱۲۹۷ زنجان -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۵۷ کرج ) نویسنده، شاعر، خوشنویس و پژوهشگر
بیگدلی، خانوادهاش از بازماندگان ایل بیگدلی بودند که در دربار صفوی در مناصب نظامی خدمت میکردند. او در دبستان، دبیرستان و دانشکده نظام تحصیل کرد و در سال ۱۳۲۰ پس از فارغالتحصیلی، به خدمت در ارتش مشغول شد.
وی با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور ۱۳۲۴ با افسران باقیمانده از قیام خراسان و تعدادی دیگر از افسران سازمان نظامی حزب توده ایران، برای آموزش نظامیان به فرقه دموکرات آذربایجان پیوستند.
پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۵، بیگدلی به همراه سایر افسران و افراد خانوادهاش به شوروی گریخت ولی در آنجا با شرایط دشوار زندگی روبرو شد و مکاتبات اعتراض آمیزی را آغاز کرد که منجر به محکومیتش به اتهام جاسوسی شد. او پس از ده ماه حبس، طی محاکمهای غیابی به ۲۵ سال زندان با اعمال شاقه و ۵ سال آزادی بدون بهرهگیری از حقوق اجتماعی محکوم شد.
بیگدلی در کتاب از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری، خط سیر خود را در مدت هفت سال دوری از خانواده چنین بیان میکند که پس از صدور حکم تبعید او را با خودروهایی سیاه رنگ که کلاغ سیاه نام داشت، بدون اجازه ملاقات با خانواده به ایستگاه راهآهن برده و از آنجا به همراه دیگر زندانیان با قطار به اردوگاهی در شهر راستف-ان-دون، یکی از شهرهای اوکراین در کنار دریای سیاه منتقل کردند. پس از چندی که تعداد زندانیان قابل توجه شد، شروع حرکت دوازده هزار کیلومتری وی به منطقه ولادی وستوک (Vladivostok) در شرق دور آغاز شد.
وی در این کتاب از افرادی که طاقت این سفر طولانی را نداشته و در مکانهای مختلف جان خود را از دست دادهاند تعریف میکند. پس از رسیدن به ماگادان با توجه به نوع محکومیت، سن زندانی، قدرت بدنی و موارد دیگر آنها را به معادن مختلف میفرستادند.
با مرگ استالین پس از نزدیک به هشت سال تحمل شرایط طاقت فرسا، بیگدلی از زندان آزاد شد و توانست در شرایط معمولی به تحصیل و زندگی بپردازد.
زندگی علمی:
بیگدلی پس از آزادی از زندان، زندگی علمی خود را آغاز کرد. او در مدت اقامت در باکو در رشته زبانشناسی تحصیل و در سال ۱۹۶۹ مدرک دکترای علوم در رشته زبانشناسی را از آکادمی علوم اجتماعی، دانشکده زبان و ادبیات نظامی گنجوی دریافت کرد.
او ۲۰ عنوان کتاب به زبانهای فارسی، ترکی و روسی نگاشته و در سمپوزیومها و کنفرانسها در مورد ادبیات ایران سخنرانی کرده و همچنین اشعار بسیاری به زبان فارسی و ترکی سرودهاست که مجموعه اشعار او در سال ۱۳۸۱ در دیوان بیگدلی چاپ شدهاست. نامه آیتاله خمینی به گورباچف توسط او به زبان روسی ترجمه شدهاست.
غلامحسین بیگدلی در ۶۰ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#ترس_و_لرز
نویسنده : #غلامحسین_ساعدی
🔴 در این کتاب زندگی روستاییانی ترسیم شده که در فقر و خرافات بسر می برند.و همین خرافات و جهلِ از واقعیات باعث ترس در آنان شده است.ساعدی به درستی اشاره میکند که فقر و جهالت همسایه ی یکدیگرند.آنجا که فقر باشد هیچ نشانی از آگاهی نیست و نبود آگاهی و در ابهام بودن ترس را به ارمغان می آورد.آنچه ساعدی نشان می دهد ترس در یک قشر خاص است ،اما این ترس در همه به یک اندازه وجود ندارد.آگاهیِ ساعدی از روان و روانپزشک بودنش خواستگاه این داستان است که بدانیم آنچه به نظر ما غیرقابل تحمل و مضحک می آید (ترسو بودن)،در همگی ما کم و بیش وجود دارد. تصویری که ساعدی از مردمان جنوب میآفریند، تصویر مردمانی سادهدل و در عین حال قانع و مهماننواز است اما در عین حال در موقعیتهای مختلف، زمینه برای بروز اخلاقیات منفی شخصیتها فراهم میآید.
📝 آفتاب وسط روز بود که سالم احمد از خواب بيدار شد. هوا دم کرده بود و عوض خنکی اول صبح، گرمای شديدی از سوراخی سقفِ بادگير به داخل اتاق میريخت. سالم احمد بلند شد و لنگوتهاش را از کنار ديوار برداشت و دور سر پيچيد و رفت توی تنشوری و سطلها را برداشت و آمد روی ايوان. چند لحظهای منتظر شد تا به روشنايی تند ظهر عادت کند و بعد سطلها را زمين گذاشت و دوچرخهاش را که به درخت کنار تکيه داده بود، آورد توی سايه. طناب پشت بند دوچرخه را باز کرد و سطلها را به ترک دوچرخه بست و کفشهای چوبیاش را پوشيد و در حالی که دوچرخه را با دست راه میبرد، از حاشيه ايوان به طرف بيرون راه افتاد. همين طور که میرفت نيمتنهف دوچرخه و پاهای خودش را در شيشههای تاريک اتاقهای زمستانی تماشا میکرد.
🔵 کتاب ترس و لرز دنباله کتاب عزاداران بیل است با این تفاوت که مجموعه داستانهای کتاب در فضایی متفاوت رخ میدهد و ترسیم گرسنگی، فقر و چپاول و واکنش افراد جامعه نسبت به این مسائل اصلیترین درونمایه کتاب ترس و لرز بهشمار میرود.
نوع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#ترس_و_لرز
نویسنده : #غلامحسین_ساعدی
🔴 در این کتاب زندگی روستاییانی ترسیم شده که در فقر و خرافات بسر می برند.و همین خرافات و جهلِ از واقعیات باعث ترس در آنان شده است.ساعدی به درستی اشاره میکند که فقر و جهالت همسایه ی یکدیگرند.آنجا که فقر باشد هیچ نشانی از آگاهی نیست و نبود آگاهی و در ابهام بودن ترس را به ارمغان می آورد.آنچه ساعدی نشان می دهد ترس در یک قشر خاص است ،اما این ترس در همه به یک اندازه وجود ندارد.آگاهیِ ساعدی از روان و روانپزشک بودنش خواستگاه این داستان است که بدانیم آنچه به نظر ما غیرقابل تحمل و مضحک می آید (ترسو بودن)،در همگی ما کم و بیش وجود دارد. تصویری که ساعدی از مردمان جنوب میآفریند، تصویر مردمانی سادهدل و در عین حال قانع و مهماننواز است اما در عین حال در موقعیتهای مختلف، زمینه برای بروز اخلاقیات منفی شخصیتها فراهم میآید.
📝 آفتاب وسط روز بود که سالم احمد از خواب بيدار شد. هوا دم کرده بود و عوض خنکی اول صبح، گرمای شديدی از سوراخی سقفِ بادگير به داخل اتاق میريخت. سالم احمد بلند شد و لنگوتهاش را از کنار ديوار برداشت و دور سر پيچيد و رفت توی تنشوری و سطلها را برداشت و آمد روی ايوان. چند لحظهای منتظر شد تا به روشنايی تند ظهر عادت کند و بعد سطلها را زمين گذاشت و دوچرخهاش را که به درخت کنار تکيه داده بود، آورد توی سايه. طناب پشت بند دوچرخه را باز کرد و سطلها را به ترک دوچرخه بست و کفشهای چوبیاش را پوشيد و در حالی که دوچرخه را با دست راه میبرد، از حاشيه ايوان به طرف بيرون راه افتاد. همين طور که میرفت نيمتنهف دوچرخه و پاهای خودش را در شيشههای تاريک اتاقهای زمستانی تماشا میکرد.
🔵 کتاب ترس و لرز دنباله کتاب عزاداران بیل است با این تفاوت که مجموعه داستانهای کتاب در فضایی متفاوت رخ میدهد و ترسیم گرسنگی، فقر و چپاول و واکنش افراد جامعه نسبت به این مسائل اصلیترین درونمایه کتاب ترس و لرز بهشمار میرود.
نوع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity