📕 کتاب : #ترس و_لرز

✍️ اثر : #سورن_کیرکگور
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
ترس و لرز.pdf
4.3 MB
📕 کتاب : #ترس_و_لرز

✍️ اثر : #سورن_کیرکگور
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#ترس_و_لرز

نویسنده : #غلامحسین_ساعدی

🔴 در این کتاب زندگی روستاییانی ترسیم شده که در فقر و خرافات بسر می برند.و همین خرافات و جهلِ از واقعیات باعث ترس در آنان شده است.ساعدی به درستی اشاره میکند که فقر و جهالت همسایه ی یکدیگرند.آنجا که فقر باشد هیچ نشانی از آگاهی نیست و نبود آگاهی و در ابهام بودن ترس را به ارمغان می آورد.آنچه ساعدی نشان می دهد ترس در یک قشر خاص است ،اما این ترس در همه به یک اندازه وجود ندارد.آگاهیِ ساعدی از روان و روانپزشک بودنش خواستگاه این داستان است که بدانیم آنچه به نظر ما غیرقابل تحمل و مضحک می آید (ترسو بودن)،در همگی ما کم و بیش وجود دارد. تصویری که ساعدی از مردمان جنوب می‌آفریند، تصویر مردمانی ساده‌دل و در عین حال قانع و مهمان‌نواز است اما در عین حال در موقعیت‌های مختلف، زمینه برای بروز اخلاقیات منفی شخصیت‌ها فراهم می‌آید.

📝 آفتاب وسط روز بود که سالم احمد از خواب بيدار شد. هوا دم کرده بود و عوض خنکی اول صبح، گرمای شديدی از سوراخی سقفِ بادگير به داخل اتاق می‌ريخت. سالم احمد بلند شد و لنگوته‌اش را از کنار ديوار برداشت و دور سر پيچيد و رفت توی تن‌شوری و سطل‌ها را برداشت و آمد روی ايوان. چند لحظه‌ای منتظر شد تا به روشنايی تند ظهر عادت کند و بعد سطل‌ها را زمين گذاشت و دوچرخه‌اش را که به درخت کنار تکيه داده بود، آورد توی سايه. طناب پشت بند دوچرخه را باز کرد و سطل‌ها را به ترک دوچرخه بست و کفش‌های چوبی‌اش را پوشيد و در حالی که دوچرخه را با دست راه می‌برد، از حاشيه ايوان به طرف بيرون راه افتاد. همين طور که می‌رفت نيمتنه‌ف دوچرخه و پاهای خودش را در شيشه‌های تاريک اتاق‌های زمستانی تماشا می‌کرد.

🔵 کتاب ترس و لرز دنباله کتاب عزاداران بیل است با این تفاوت که مجموعه داستان‌های کتاب در فضایی متفاوت رخ می‌دهد و ترسیم گرسنگی، فقر و چپاول و واکنش افراد جامعه نسبت به این مسائل اصلی‌ترین درون‌مایه کتاب ترس و لرز به‌شمار می‌رود.

نوع فایل : Pdf

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه

ايمان دقيقا از همان جايي آغاز مي شود كه عقل پايان مي يابد!

#سورن_کی_یرکگورد
#ترس_و_لرز

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity