🔴#ادبیات

#بیژن_الهی

بیژن الهی از نگاه دیگران
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات

#بیژن_الهی

بیژن الهی از نگاه دیگران
____________

▪️ناما جعفری، شاعر و وبلاگ‌نویس در مورد «بیژن الهی» می‌نویسد :

( از بیژن الهی نوشتن که سخت نیست. ذهن قوس برمی‌دارد و فعل‌ها خوب به هم نمی‌چسبند، چَشم شروع می‌کند در هفت روز به هفتمین روز رسیدن تا در برابر شعرهای «بیژن الهی» به باختنِ خود اعتراف کنند و طعمِ تلخ تولید شده را سربکشند. )

▪️اغلب ما بیژن الهی را با ترجمه‌هایش می‌شناسیم :

☆ «اشراق‌ها» (آرتور رمبو)
☆ «حاکی ماوراء» (ولادیمیر نابوکوف)
☆ «گزیده‌ی اشعار لورکا» (فدریکو گارسیا لورکا)
☆ «ساحت جوانی» (هانری میشو)
☆ «چهارشنبه‌ی خاکستری» (تی. اس. الیوت)
☆ «شطحیات» (حلاج)
☆ «شطحیات» (فریدریش هولدرلین)

● لاکن «بیژن الهی» مجموعه شعری در سال ۱۳۵۰ در دویست نسخه قطع خشتی، با نام «علف ایام» چاپ می‌کند که همه‌ی آن را می‌سوزاند.

▪️«الهی» بیانیه‌ی شعر حجم را امضاء نمی‌کند ولی به نقل از مجله‌ی بررسی کتاب ویژه‌ی شعر حجم، می‌گوید :
• این حرکت یک حرکت ایرانی‌ست، همان‌طور که «عرفانیت» ایرانی‌ست، حرکت ما عرفانی در شعر است - ما در شعر عرفان می‌کنیم.

▫️«بیژن الهی» شعر را این‌گونه می‌بیند :
شعر تعقیب حقیقت است از بی‌راهه و که این مذهبِ رابطه‌هاست اما با شناخت راه و رابطه‌ای‌ست که بی‌راهه را می‌شناسی.

■ سیامک مهاجری منتقد در مقاله‌ی «در مرگ‌های بیژن الهی» برای وی می‌نویسد :

{ «بیژن الهی» بعنوان یکی از مهم‌ترین سَردَمداران «شعر دیگر» درحالی طی یک دهه به فعالیت ادبی پرداخت که بی‌شک محصول یک گردشِ «زیبایی ‌شناسیک»بود که با نیما شروع شد و در شعر دیگر به نتیجه رسید. از همین روست که شعرهای الهی و حلقه‌ی شاعران «شعر دیگر» ادامه‌ی حقیقی و اصیل «شعر نیما»ست که کمتر بدان اشاره شده‌ است. }

▫️چیزی که اسماعیل خویی، چند ساعت بعد از مرگ «بیژن الهی» به آن اشاره می‌کند :
«با رفتن او دفتر یک گونه از شعر نیمایی بسته می‌شود.»
اشاره‌ای که هرگز پیش از مرگ‌اش به آن پرداخته نشد.

▪️ آن‌چه نیما در نظریه‌ی شعری خود تدوین کرد شباهت نزدیکی به محصولی دارد که با «شعر دیگر» تولید شد. اگر چه «شعر دیگر» تنها وامدار نیما نیست و از شعر جهان نیز تاثیر پذیرفته ‌است.
ولیکن شعر دیگر و بالاخص شعر «بیژن الهی» آن‌جا که با شطحیات عرفانی ما تلفیق می‌شود و از دلِ «جهان‌بینی شعری نیما» بیرون می‌آید تبدیل به یک شعر جدید می‌شود که اگر در سُنّت رمانتیک ادبیات معاصر ما گرفتار نمی‌شد، می‌توانست جایگاه وسیع‌تری را در ادبیات ما اشغال کند و امروزه جایگاه ادبیات «بیژن الهی» باید در ردیف نیما یوشیج و صادق هدایت در ادبیات ما مورد ستایش قرار می‌گرفت، نه اینکه در این گم‌نامی و خاموشی به پایان برسد.

● آنچه شعر شاعران «شعر دیگر» و هر حرکت نوآوری را در محاق قرار داد، ضدیت و مقابله با گفتمان رسمی بود که تنها قرائتی رمانتیک را از ادبیات بَرمی‌تافت.

▪️یدالله رویایی، شاعر و مجری طرح مانیفست شعر حجم در یادداشتی می‌گوید :

( در امروز ما «بیژن الهی»، همیشه فردا بود. فردای او از گذشته‌های دور می‌آمد و دیروزهای دور، گاهی که شاعرِ پس‌فردا می‌شد، آن‌وقت که فردا را از میان بَرمی‌داشت و به گذشته‌های دورتر می‌برد و در این معامله غبار از گذشته بَرمی‌داشت، مادر لغت می‌شد که می‌برید، و می‌ساخت.
یک «نئولوگ» عاشق، عاشق لوگوس. )

پیش‌تر و بیشتر از همه دریافته بود که زبان، نیاز به نئولوژی (فُرس نو) دارد و فُرس نو دالانش ترجمه ‌است.

◽️ جعفر مدرس صادقی، داستان‌نویس نیز گفته :

_ «بیژن الهی» مال این زمانه نبود، از جنس اولیا بود. این‌که با شمار اندکی از دوستان نشست و برخاستی می‌کرد و سخنی می‌گفت، همه از سر لطف بود و گرنه او نه هم‌سخنی داشت و نه هم‌دمی.

_ سخت تنها بود و پوست کلفتی هم نداشت که با بی‌رحمی زمانه دست و پنجه نرم کند. گاهی شکایتی می‌کرد اما فقط درد دلی بود

▫️پرهام شهرجردی سردبیر مجله‌ی شعر، در مورد«بیژن الهی»می‌گوید:

«بیژن الهی» با «نگارش»ها، ترجمه‌ها، برداشت‌ها و بازنویسی‌هایش از رمبو، از میشو، از گارسیا لورکا، از هولدرلین، از الیوت و از حلاج - به زبان و خیال و دنیای متحجر پارسی زندگی‌ها بخشیده و راه‌ها گشوده، چشم‌ها باز کرده، زبان‌ها آفریده است.

▪️نئولوژیسم و قدرت ساخت کلمات و ترکیب‌های نوین، یکی از خصوصیات کم نظیر الهی‌ست.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity