🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مقاله
کاراواجو در قلعهی سان آنجلو در ویتوریوسای مالت زندانی بود، به جرمی نامشخص. اما موفق شد در ۶ اکتبر بگریزد و به سرعت به سیراکیوز برود. در آنجا با دوستی قدیمی مواجه شد که پیشتر او را رُم دیده بود، یعنی ماریو مینیتی که بر اساس کتاب زندگی نقاشان مسینا نوشتهی فرانچسکو سوسینو، در متقاعد کردن مجلس سنای سیراکیوز برای سفارش تابلوی تدفین سن لوسی به کاراواجو، نقشی مهم ایفا کرد. لوسی یک قدیس مهم سیسیلی بود که میگویند نظرکردهی روحالقدس بود و دانته او را در قالب این عبارات جاودانه کرده است: «لوسی، دشمن هر شقاوتی».
کاراواجو در این تابلو با ترکیبی دورانساز موفق شد لطافت سن لوسی را به شیوههایی مختلف ترسیم کند: چنانکه در این تابلو ویژگیهای نرم لطیف و ساکن چهرهی رنگ پریدهی او با اندوه ناپیدا ولی احترامبرانگیز سوگواران در پسزمینه هماهنگ هستند. مضاف بر این، این ویژگیها نوعی تلخی افزون را به واسطهی کنتراست با حرکات اکید گورکنان عظیم، ایجاد میکند؛ چنانکه فعالیت منظم آنها ممکن است تصویر او [سن لوسی] را در چند ثانیه محو کند. همانطور که فریدلندر در مورد تدفین سن لوسی گفته، تدفین مزبور بسیار عجیب و نامعمول بوده است؛ چنانچه هنرمندان به کرات تصویر آشکارا احساسی قدیس را -در حالیکه چشمان از کاسه درآمدهاش را روی دیس نگاه داشته- به کار بردهاند.
در هر صورت انتخاب مراسم تدفین به عنوان موضوع کاراواجو، او را قادر ساخته تا ترکیبی بسازد، که در آن حرکت و سکون، قدرت جسمی و حضور معنوی به وسیلهی دقتی موثر متقابلاً بر همدیگر اثر کنند. فضای تکثیرشدهی عظیمی که در این تابلو فیگورها در آن جای داده شدهاند، مفهومی مشابه با تابلوی سر بریدن یحیای تعمیددهنده دارد. در این مورد بهخصوص نگاه کنید به خلاء ایجاد شده در بالای سر جمعیت حاضر در تابلو! این خلاء همچون اتاق پژواکیست -چنان که هست- در مواجهه با احساسات متشنج و کردار شقاوتبار آنها که در مراسم تدفین سن لوسی حاضرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#مقاله
کاراواجو در قلعهی سان آنجلو در ویتوریوسای مالت زندانی بود، به جرمی نامشخص. اما موفق شد در ۶ اکتبر بگریزد و به سرعت به سیراکیوز برود. در آنجا با دوستی قدیمی مواجه شد که پیشتر او را رُم دیده بود، یعنی ماریو مینیتی که بر اساس کتاب زندگی نقاشان مسینا نوشتهی فرانچسکو سوسینو، در متقاعد کردن مجلس سنای سیراکیوز برای سفارش تابلوی تدفین سن لوسی به کاراواجو، نقشی مهم ایفا کرد. لوسی یک قدیس مهم سیسیلی بود که میگویند نظرکردهی روحالقدس بود و دانته او را در قالب این عبارات جاودانه کرده است: «لوسی، دشمن هر شقاوتی».
کاراواجو در این تابلو با ترکیبی دورانساز موفق شد لطافت سن لوسی را به شیوههایی مختلف ترسیم کند: چنانکه در این تابلو ویژگیهای نرم لطیف و ساکن چهرهی رنگ پریدهی او با اندوه ناپیدا ولی احترامبرانگیز سوگواران در پسزمینه هماهنگ هستند. مضاف بر این، این ویژگیها نوعی تلخی افزون را به واسطهی کنتراست با حرکات اکید گورکنان عظیم، ایجاد میکند؛ چنانکه فعالیت منظم آنها ممکن است تصویر او [سن لوسی] را در چند ثانیه محو کند. همانطور که فریدلندر در مورد تدفین سن لوسی گفته، تدفین مزبور بسیار عجیب و نامعمول بوده است؛ چنانچه هنرمندان به کرات تصویر آشکارا احساسی قدیس را -در حالیکه چشمان از کاسه درآمدهاش را روی دیس نگاه داشته- به کار بردهاند.
در هر صورت انتخاب مراسم تدفین به عنوان موضوع کاراواجو، او را قادر ساخته تا ترکیبی بسازد، که در آن حرکت و سکون، قدرت جسمی و حضور معنوی به وسیلهی دقتی موثر متقابلاً بر همدیگر اثر کنند. فضای تکثیرشدهی عظیمی که در این تابلو فیگورها در آن جای داده شدهاند، مفهومی مشابه با تابلوی سر بریدن یحیای تعمیددهنده دارد. در این مورد بهخصوص نگاه کنید به خلاء ایجاد شده در بالای سر جمعیت حاضر در تابلو! این خلاء همچون اتاق پژواکیست -چنان که هست- در مواجهه با احساسات متشنج و کردار شقاوتبار آنها که در مراسم تدفین سن لوسی حاضرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مقاله
نیروی آفرینشگر، انعطافپذیری و دگرگونیهای عمیق میطلبد. کارش تولید فضاهای غنی برای به حرکت درآوردن اشتیاقِ خلاقانه زیستن است و این دقیقاً همان مشخصهای است که اقلیم درون قابهای شیرین نشاط فاقد آن است؛ اقلیمی که برآمده از نظمی سرکوبگر، لامکانی بیمرز است که از یک سمت به بیابان میرسد و از سمت دیگر به دریا و میان این دو، بافتهای پیچدرپیچِ تاریخ را در بر دارد. در این حالت، معماری به اَشکال مختلفِ دژی نفوذناپذیر فروکاسته شده و بنا نیست تا هیچ ارتباط دو سویهای از سر صمیمیت میان انسان و محیط شکل بگیرد.
هستیِ بیحاصل این اقلیمِ آشنا، ریشه در مؤلفههایی فرهنگی دارد که همواره از تغییر طفره میروند. شاکلهی روابط اهالیاش عمیقاً آمیخته با خشونتی پذیرفته شده است که دائماً نمودهای مختلف مییابد و آنچه که امکان بالقوهی همزیستیهای پربار را در این مناظر از ریخت میاندازد، عاملی است که جز ثابت نگه داشتن ساختار متلاشیِ جامعه و کنترل آن در همین وضعیت، خواهان هیچچیز نیست.
شیرین نشاط در این برهوت، راوی حکایت آدمها است. هر فریم عکس او لحظهای است که به واسطهی بیان روایت رنج و سرکوب، در روند آشنای زمان وقفه ایجاد میکند. در این وقفه است که نظم حاکم آشفته میشود و زمان از لغزیدن صِرف ثانیه به ثانیهی عقربهها، به گذر لحظههایی با معنا تغییر ماهیت میدهد. و این جادوی روایتگری است. تنها در این وقفه است که عطش دگرگونی و ریشه دواندن در عمق مفاهیم انسانی میتواند تشدید شود. وضعیتی که در آن، تعامل و همدلی خطوط ارتباطی جدید را ترسیم میکنند و امکان شکلگیری نظمی جدید و منعطفتر فراهم میگردد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#مقاله
نیروی آفرینشگر، انعطافپذیری و دگرگونیهای عمیق میطلبد. کارش تولید فضاهای غنی برای به حرکت درآوردن اشتیاقِ خلاقانه زیستن است و این دقیقاً همان مشخصهای است که اقلیم درون قابهای شیرین نشاط فاقد آن است؛ اقلیمی که برآمده از نظمی سرکوبگر، لامکانی بیمرز است که از یک سمت به بیابان میرسد و از سمت دیگر به دریا و میان این دو، بافتهای پیچدرپیچِ تاریخ را در بر دارد. در این حالت، معماری به اَشکال مختلفِ دژی نفوذناپذیر فروکاسته شده و بنا نیست تا هیچ ارتباط دو سویهای از سر صمیمیت میان انسان و محیط شکل بگیرد.
هستیِ بیحاصل این اقلیمِ آشنا، ریشه در مؤلفههایی فرهنگی دارد که همواره از تغییر طفره میروند. شاکلهی روابط اهالیاش عمیقاً آمیخته با خشونتی پذیرفته شده است که دائماً نمودهای مختلف مییابد و آنچه که امکان بالقوهی همزیستیهای پربار را در این مناظر از ریخت میاندازد، عاملی است که جز ثابت نگه داشتن ساختار متلاشیِ جامعه و کنترل آن در همین وضعیت، خواهان هیچچیز نیست.
شیرین نشاط در این برهوت، راوی حکایت آدمها است. هر فریم عکس او لحظهای است که به واسطهی بیان روایت رنج و سرکوب، در روند آشنای زمان وقفه ایجاد میکند. در این وقفه است که نظم حاکم آشفته میشود و زمان از لغزیدن صِرف ثانیه به ثانیهی عقربهها، به گذر لحظههایی با معنا تغییر ماهیت میدهد. و این جادوی روایتگری است. تنها در این وقفه است که عطش دگرگونی و ریشه دواندن در عمق مفاهیم انسانی میتواند تشدید شود. وضعیتی که در آن، تعامل و همدلی خطوط ارتباطی جدید را ترسیم میکنند و امکان شکلگیری نظمی جدید و منعطفتر فراهم میگردد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity