🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

#فمینیسم

در سده‌ی نوزدهم که موج اول فمینیسم پا گرفت تنها جنبشی برای دستیابی زنان به حقوقی برابر با مردان در عرصه‌ی سیاست و اجتماع بود؛
اما از نیمه‌ی سده بیستم به این سو نظریه‌های فمینیستی به کاوش در چند و چون حضور و غیاب زن در علم و فلسفه و معرفت‌شناسی و طرح مقوله‌هایی همچون زنانه‌نگری و "فراروی از جنسیت" پرداخته‌اند.


نظریه‌ی فمینیستی کلیتی واحد نیست.
فمینیسم همانند اغلب نگره‌های فلسفی دیگری که دامنه‌ی گسترده دارند گونه‌های متنوعی را در دل خود جای می‌دهد.
هیچ فهرست کوتاهی نمی‌تواند جامع باشد اما بسیاری از اندیشمندان فمینیست می‌توانند بنیان نگرش خود را یکی از نحله‌های لیبرال، مارکسیست، روان‌کاوانه، سوسیالیست، اگزیستانسیالیست یا پسامدرن منتسب کنند.
فمینیسم پسامدرن و فمینیسم اگزیستانسیالیستی

بسیاری از ریشه های فمینیسم پسامدرن در کار سیمون دوبووار یافت می‌شود که اگر به‌خاطر داشته باشیم پرسش اساسی نظریه فمینیستی را با این عبارت مطرح کرد که چرا زن جنس دوم است؟

پرسشی که با واژگان پسامدرن به این صورت درمی‌آید که چرا زن «دیگری» است؟ چرا زن وابسته به زمین و اسیر درون‌مانایی و جبر باقی می‌ماند و پرواز مرد را به قلمرو تعالی و آزادی نظاره می‌کند؟

صرف‌نظر از این‌که پاسخ های دوبووار خوشایند ما باشد یا نباشد در هر حال خواننده‌ی جنس دوم نمی تواند کتاب را بدون این نتیجه‌گیری به پایان ببرد که #دوم یا #دیگری بودن بهترین شیوه هستی نیست.

فمینیست‌های پسامدرن تعریف دوبووار از «دیگر بودن» را می‌گیرند و آن را وارونه می‌سازند.

به این ترتیب، زن هنوز #دیگری است اما به جای آنکه این وضعیت را حالتی بدانیم که باید از آن به در آمد و فراتر رفت، فمینیست های پسامدرن مزیت هایی برای آن بر می شمارند.

وضعیت #دیگربودن به زنان امکان می دهد که از جایگاهی بیرونی به نقد هنجارها و ارزش‌ها و رفتارهایی بپردازند که فرهنگ مسلطِ مرد سالاری در صدد تحميل آن بر همگان است از جمله بر کسانی که پیرامون آن زندگی می کنند و در این مورد بخصوص، بر زنان.
بنابراین #دیگر بودن با همه ستم و تحقیری که تداعی می کند وضعیتی ستم بار و حقیر نیست بلکه حالتی از هستی و اندیشه و گفتار است که راه را برای بی‌پردگی، تکثر، تنوع و تفاوت باز می‌کند.

▫️درآمدی جامع بر نظریه‌ی فمینیستی
▫️▫️#رزمری_تانگ

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity