🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فمینیسم

#مری_ولستون_کرافت
نخستین فمینیست انگلستان
زنی که "کفتار زیردامنی‌پوش "خوانده شد


مری وُلستون‌کرافت را "نخستین فمینیست انگلستان" خوانده‌اند. او حداقل یک قرن از زمان خودش جلوتر بود هر چند که نقش او در احقاق حقوق زنان تا ١٩٦٠ در سطح وسیع به رسمیت شناخته نشده بود.

او در سال ١٧٩٢ افکارش را در کتابی به نام "احقاق حقوق زنان" نوشت و چند سال بعد در سال ١٧٩٧ در ٣٨ سالگی پس از زاییدن دخترش درگذشت.

مری ولستون‌کرافت معتقد بود توانایی استدلال در زنان و مردان یکسان است و هر دو باید حق آموزش داشته باشند، نظری که هم برای مردان هم برای زنان آن روزگار عجیب و غیرعادی بود. بهبود حقوق زنان در کشورهای غربی هنوز پدیده نویی است؛ واژه‌های فمینیست و فمینیسم، در دهه ١٨٩٠ ساخته شدند. زنان حق بسیار مهم رای را در آمریکا در ١٩٢٠، در بریتانیا در ١٩٢٨(تمام زنان)، در فرانسه ١٩٤٤ و در سوییس در ١٩٧١ به دست آوردند.

مثل همه کسانی که منطق و معیار زمان خود را به چالش می‌کشند، مری ولستون‌کرافت هم بهای سنگینی پرداخت. او مدام آماج توهین‌های زن‌ستیزانه بود، مثلا هوراس والپول، یکی از شخصیت‌های پرقدرت آن زمان، او را "کفتار زیردامنی‌پوش" خوانده بود.

این توهین‌ها بعد از مرگ مری ولستون‌کرافت شدت پیدا کرد. شوهر سوگوارش ویلیام گادوین بیشتر از چند ماه شوهر مری نبود. او فیلسوف رادیکالی بود که باور داشت گفتن حقیقت اهمیتی والا دارد. او زندگینامه‌ای نوشت و در آن واقعیت‌های رسوایی‌برانگیزی را فاش کرد، اینکه بچه اول مری ولستون‌کرافت نامشروع بوده و او دو بار اقدام به خودکشی کرده بود. کتاب گادوین به مخالفان افکار مری ولستون‌کرافت مهمات کافی داد تا چهره او را تا دهه‌ها و حتی قرن‌های بعد مخدوش کنند.

مری ولستون کرافت در کتاب احقاق حقوق زنان این فکر در آن زمان انقلابی را مطرح کرد که زنان و مردان از نظر توانایی استدلال و حق "کاملا انسان بودن" برابرند. او می‌گفت اگر خیلی‌ها موافق نیستند به این دلیل است که زنان از آموزش‌هایی که مردان می‌بینند، محرومند: "تا زمانی که ابزار استدلال به زنان داده نشود، ذهنشان به اندازه جسمشان ارزش دارد، آنها نمی‌توانند آزاد یا کاملا انسان باشند."

به گفته ویلیام گادوین، مری ولستون‌کرافت با نوشتن احقاق حقوق زنان، "در دفاع از نیمی از نژاد بشر، شجاعانه و یک‌تنه پا پیش گذاشت چرا که آنها در تمام جوامع -چه بدوی، چه متمدن- از عزت مناسب محروم شده‌اند و از اینکه به عنوان موجوداتی عقلانی، جایگاهی برابر داشته باشند."

برای مری ولستون‌کرافت آموزش بسیار مهم بود: "من باور عمیقی دارم که غلفت از آموزش هم‌جنسان من، منشا اصلی فلاکتی است که آن را تقبیح می‌کنم." آموزش برای او معنایی فراتر از کلاس مدرسه داشت ،منظور تغییر فرهنگی‌ بود که به دختران و زنان تحمیل شده بود.

مری ولستون‌کرافت بروشنی می‌گفت که کتاب احقاق را برای زنان طبقه متوسط آن زمان نوشته است؛ او بشدت از زنان ثروتمند انتقاد و بندرت به زنان فقیر اشاره می‌کرد.

او استدلال می‌کرد که زنان تعلیم می‌بینند که "بردگان خانگی مطلوب" باشند و جامعه در ظاهری مبدل با "زنجیری ابریشم‌نما به زنان رشوه می‌دهد تا تحمل کنند و حتی عاشق بردگی شوند."

او می‌گفت برای "کاملا انسان بودن" زنان باید مستقل از مردان باشند: "من عاشق مرد به عنوان موجودی برابر هستم، اما عصای پادشاهی او، واقعی یا زوری، به من نمی‌رسد مگر اینکه منطق فردی از من طلب احترام کند و حتی در آن حال هم تبعیت من از منطق است نه از مرد."

او هم مردان هم زنان را به چالش می‌کشید: "امیدوارم هم‌جنس‌هایم مرا ببخشند اگر آنها را موجوداتی منطقی می‌دانم؛ بجای اینکه تملق وقار دلفریبشان را بگویم و آنها را در کودکی ابدی ببینم و اینکه نمی‌توانند روی پای خودشان بایستند."

او اعتقاد داشت زنان اگر بخواهند می‌توانند حرفه‌ای را در پیش بگیرند، "زنان حتما می‌توانند هنر درمان را بیاموزند، پزشک و پرستار باشند، ... ممکن است علم سیاست بیاموزند... یا شاخه‌های مخلتف کسب و کار را ممکن است دنبال کنند." دهه‌ها بعد، در سال ١٨٧٦، اولین زن دربریتانیا وارد رشته پزشکی شد و ده‌های بیشتری گذشت تا این به امری رایج بدل شود.

ولستون‌کرافت در ١٧٥٩ در لندن و در دنیایی متولد شد که زنان در جایگاهی فرودست بودند، وضعیتی که تقریبا در تمام تاریخ مکتوب حکم‌فرما بوده است. به قول سیمون دو بوار یکی فمینیست‌های پیشروی قرن بیستم، "قانون‌گذاران، کشیشان، فیلسوفان، نویسندگان و دانشمندان نهایت کوششان را کرده‌اند که نشان دهند جایگاه فرودست زنان در آسمان‌ها تعیین شده اما در زمین امتیازی محسوب می‌شود."

در آن زمان باور عمومی این بود که زنان بیش از اندازه عاطفی و هیجانی هستند که بتوانند تفکر عقلانی داشته باشند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#فمینیسم

#زنان_در_جامعه


الکساندرا کولنتای / فردریک انگلس / کلارا زتکین / ئولین رید



درام بشر امروزی تنها با در هم شکستن شکل های رایج زندگی مشترک زن و مرد و اصول تنظیم کننده آن پایان نمی گیرد بلکه از میان رایحه تازه و ناشناخته زندگی جدید طبقات فرودستی برمیخیزد که روح انسان را از نوستالژی آرمان های آینده و دور دست سرشار میکند.

زن و مرد در جست و جوی همدیگرند و هریک آرزو میکنند که توسط دیگری سهم لذت روحی و جسمی را برای خود به دست آورند. مرد عاشق و نامزد خیلی کم به احساسات وضع روحی معشوقه توجه میکند. و فردگرایی شدید که ویژگی عصر ماست در روابط زن و مرد بهتر از هرجای دیگر خود را می نماید. انسان برای گریز از تنهایی روحی، عشق و جست وجوی حق از دست داده را در دیگری کافی میداند و تصور می کند برای گرم شدن در اشعه این خوشبختی نایاب پیوند روحی کافی است.

ما فردگرایان با روحی که با پرستش مدام «من» مان سخت شده است، فکر میکنیم که بزرگترین خوشبختی خود و اطرافیانمان می تواند بدون پرداخت کوچک ترین مابه ازاء از گنجینه های روحی مان، فراچنگ آید.
همیشه معشوق را همه جانبه می طلبیم بدون آنکه توانای انجام ساده ترین قاعده عشقی باشیم.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#فمینیسم

زن زاده نمی‌شوند : به صورت زن درمی‌آیند.

هیچ سرنوشت زیستی ، روانی و اقتصادی سیمایی را که ماده انسانی در دل جامعه به خود می‌گیرد تعریف نمی‌کند ؛
مجموعه تمدن است که این محصول حد فاصل نر و اخته را که مونث خوانده می‌شود تولید می‌کند.
حالت انفعالی‌ای که اساسا زنِ " زنانه" را مشخص می‌کند خطی است که از همان نخستین سال‌های زندگی گسترش می‌پذیرد.
اما غلط است ادعا شود که این اصلی بیولوژیک است ؛
در حقیقت این تقدیری است که آموزش دهندگان و جامعه به او تحمیل کرده‌اند.
▫️جنس دوم
#سیمون_دوبووار
#نقاشی_رومر_رودندو#romero_rodendo
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#فمینیسم


جنسیت اجراگر است
#جودیت_باتلر

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#فمینیسم

#زنان_در_جامعه

الکساندرا کولنتای / فردریک انگلس / کلارا زتکین / ئولین رید

درام بشر امروزی تنها با در هم شکستن شکل های رایج زندگی مشترک زن و مرد و اصول تنظیم کننده آن پایان نمی گیرد بلکه از میان رایحه تازه و ناشناخته زندگی جدید طبقات فرودستی برمیخیزد که روح انسان را از نوستالژی آرمان های آینده و دور دست سرشار میکند.

زن و مرد در جست و جوی همدیگرند و هریک آرزو میکنند که توسط دیگری سهم لذت روحی و جسمی را برای خود به دست آورند. مرد عاشق و نامزد خیلی کم به احساسات وضع روحی معشوقه توجه میکند. و فردگرایی شدید که ویژگی عصر ماست در روابط زن و مرد بهتر از هرجای دیگر خود را می نماید. انسان برای گریز از تنهایی روحی، عشق و جست وجوی حق از دست داده را در دیگری کافی میداند و تصور می کند برای گرم شدن در اشعه این خوشبختی نایاب پیوند روحی کافی است.

ما فردگرایان با روحی که با پرستش مدام «من» مان سخت شده است، فکر میکنیم که بزرگترین خوشبختی خود و اطرافیانمان می تواند بدون پرداخت کوچک ترین مابه ازاء از گنجینه های روحی مان، فراچنگ آید.
همیشه معشوق را همه جانبه می طلبیم بدون آنکه توانای انجام ساده ترین قاعده عشقی باشیم.


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

#فمینیسم
#زنان_درجامعه

#الکساندرا_کولنتای
#فردریک_انگلس
#کلارا_زتکین
#ئولین_رید

درام بشر امروزی تنها با در هم شکستن شکل های رایج زندگی مشترک زن و مرد و اصول تنظیم کننده آن پایان نمی گیرد بلکه از میان رایحه تازه و ناشناخته زندگی جدید طبقات فرودستی برمیخیزد که روح انسان را از نوستالژی آرمان های آینده و دور دست سرشار میکند.

زن و مرد در جست و جوی همدیگرند و هریک آرزو میکنند که توسط دیگری سهم لذت روحی و جسمی را برای خود به دست آورند. مرد عاشق و نامزد خیلی کم به احساسات وضع روحی معشوقه توجه میکند. و فردگرایی شدید که ویژگی عصر ماست در روابط زن و مرد بهتر از هرجای دیگر خود را می نماید. انسان برای گریز از تنهایی روحی، عشق و جست وجوی حق از دست داده را در دیگری کافی میداند و تصور می کند برای گرم شدن در اشعه این خوشبختی نایاب پیوند روحی کافی است.

ما فردگرایان با روحی که با پرستش مدام «من» مان سخت شده است، فکر میکنیم که بزرگترین خوشبختی خود و اطرافیانمان می تواند بدون پرداخت کوچک ترین مابه ازاء از گنجینه های روحی مان، فراچنگ آید.
همیشه معشوق را همه جانبه می طلبیم بدون آنکه توانای انجام ساده ترین قاعده عشقی باشیم.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

#فمینیسم

در سده‌ی نوزدهم که موج اول فمینیسم پا گرفت تنها جنبشی برای دستیابی زنان به حقوقی برابر با مردان در عرصه‌ی سیاست و اجتماع بود؛
اما از نیمه‌ی سده بیستم به این سو نظریه‌های فمینیستی به کاوش در چند و چون حضور و غیاب زن در علم و فلسفه و معرفت‌شناسی و طرح مقوله‌هایی همچون زنانه‌نگری و "فراروی از جنسیت" پرداخته‌اند.


نظریه‌ی فمینیستی کلیتی واحد نیست.
فمینیسم همانند اغلب نگره‌های فلسفی دیگری که دامنه‌ی گسترده دارند گونه‌های متنوعی را در دل خود جای می‌دهد.
هیچ فهرست کوتاهی نمی‌تواند جامع باشد اما بسیاری از اندیشمندان فمینیست می‌توانند بنیان نگرش خود را یکی از نحله‌های لیبرال، مارکسیست، روان‌کاوانه، سوسیالیست، اگزیستانسیالیست یا پسامدرن منتسب کنند.
فمینیسم پسامدرن و فمینیسم اگزیستانسیالیستی

بسیاری از ریشه های فمینیسم پسامدرن در کار سیمون دوبووار یافت می‌شود که اگر به‌خاطر داشته باشیم پرسش اساسی نظریه فمینیستی را با این عبارت مطرح کرد که چرا زن جنس دوم است؟

پرسشی که با واژگان پسامدرن به این صورت درمی‌آید که چرا زن «دیگری» است؟ چرا زن وابسته به زمین و اسیر درون‌مانایی و جبر باقی می‌ماند و پرواز مرد را به قلمرو تعالی و آزادی نظاره می‌کند؟

صرف‌نظر از این‌که پاسخ های دوبووار خوشایند ما باشد یا نباشد در هر حال خواننده‌ی جنس دوم نمی تواند کتاب را بدون این نتیجه‌گیری به پایان ببرد که #دوم یا #دیگری بودن بهترین شیوه هستی نیست.

فمینیست‌های پسامدرن تعریف دوبووار از «دیگر بودن» را می‌گیرند و آن را وارونه می‌سازند.

به این ترتیب، زن هنوز #دیگری است اما به جای آنکه این وضعیت را حالتی بدانیم که باید از آن به در آمد و فراتر رفت، فمینیست های پسامدرن مزیت هایی برای آن بر می شمارند.

وضعیت #دیگربودن به زنان امکان می دهد که از جایگاهی بیرونی به نقد هنجارها و ارزش‌ها و رفتارهایی بپردازند که فرهنگ مسلطِ مرد سالاری در صدد تحميل آن بر همگان است از جمله بر کسانی که پیرامون آن زندگی می کنند و در این مورد بخصوص، بر زنان.
بنابراین #دیگر بودن با همه ستم و تحقیری که تداعی می کند وضعیتی ستم بار و حقیر نیست بلکه حالتی از هستی و اندیشه و گفتار است که راه را برای بی‌پردگی، تکثر، تنوع و تفاوت باز می‌کند.

▫️درآمدی جامع بر نظریه‌ی فمینیستی
▫️▫️#رزمری_تانگ

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity