🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#آخرین_نگاه.

نگاهی که یه ایران حرف درش نهفته بود وما ندانستیم.
ب مناسبت درگذشت امیر اصلان افشار
نگاره ؛ واپسین لحظات پیش از ترک کاخ ، امیراصلان افشار می‌نویسد :
«هنگامی که داشتیم کاخ را ترک می‌کردیم ، در کنار در خروجی یک تندیس اعلیحضرت فقید بود ، که به طرز غم‌انگیزی چند ثانیه‌ پدر و پسر چشم در چشم شدند .
شاه که تاسف و افسوس از تصمیمی که مجبور به گرفتنش شده ، در نگاهش هویدا بود ، مکثی کرد و سپس چشمانش را از چشمان تندیس برداشت و به زمین دوخت و راه بیرون را پیش گرفت ...
گویی در آن لحظات پایانی که فرتورگر آنرا شکار کرده ، تندیسِ بنیادگذار ایران نوین ، پادشاه را مماشات می‌کرد که این سان آسان رها نکند و مسئولیتِ تاج و تختی که نزد اش به امانت سپرده شده را دریابد و میهن را ترک نکند
اما چشمان سرزنشگر تندیس هم کاری از پیش نبرد ، چرا که هم خود شاه ، هم سالیوان سفیر آمریکا و هم سفیر انگلیس و هم نخست‌وزیرش بختیار ، شاهِ بیمار را ترغیب به خروج از کشور می‌کردند

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity