🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آدمکش_کور
نویسنده : مارگارت اتوود
📝 آیریس اکنون در سن ۸۰ سالگی ماجرای هرآنچه بر خودش و خوانواده اش گذشته را مرورد می کند. و این مرور خاطرات با خودکشی خواهش لارا چیس (یکی از شخصیتهای اصلی) در جوانی آغاز میشود.
آیریس کودکی خود و لارا را به خاطر میآورد و پس از آن جوانی و ازدواجش با یک مرد ثروتمند تورنتویی که از آن با عنوان رابطهرای سرد و غیرعاشقانه یاد می کند و…
در دل این داستان، راوی از کتابی می گوید که لارا نوشته است و پس از مرگش توسط آیریس منتشر می شود. این کتاب، آدمکش کور نام دارد و داستانی است درباره نویسنده ای به نام آلکس توماس که روابط مبهمی با این دو خواهر دارد.
رفته رفته با نقل داستان ها در دل یکدیگر واقعیت هایی راجع به زندگی لارا و آیریس و نقش آلکس روشن می شود و…
🔴 آدمکش کور در سال ۲۰۰۰ توانست جایزه بوکر را نصیب مارگارت اتوود کند. او همچنین یکی از بنیان گذاران بنیاد نویسندگان کانادا است؛ سازمانی غیرانتفاعی که برای تقویت جامعه نویسندگان کانادا میکوشد. در کنار خدمات بی شمارش به ادبیات کانادا، او از متولیان بنیانگذاری جایزه شعر گریفین است.
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آدمکش_کور
نویسنده : مارگارت اتوود
📝 آیریس اکنون در سن ۸۰ سالگی ماجرای هرآنچه بر خودش و خوانواده اش گذشته را مرورد می کند. و این مرور خاطرات با خودکشی خواهش لارا چیس (یکی از شخصیتهای اصلی) در جوانی آغاز میشود.
آیریس کودکی خود و لارا را به خاطر میآورد و پس از آن جوانی و ازدواجش با یک مرد ثروتمند تورنتویی که از آن با عنوان رابطهرای سرد و غیرعاشقانه یاد می کند و…
در دل این داستان، راوی از کتابی می گوید که لارا نوشته است و پس از مرگش توسط آیریس منتشر می شود. این کتاب، آدمکش کور نام دارد و داستانی است درباره نویسنده ای به نام آلکس توماس که روابط مبهمی با این دو خواهر دارد.
رفته رفته با نقل داستان ها در دل یکدیگر واقعیت هایی راجع به زندگی لارا و آیریس و نقش آلکس روشن می شود و…
🔴 آدمکش کور در سال ۲۰۰۰ توانست جایزه بوکر را نصیب مارگارت اتوود کند. او همچنین یکی از بنیان گذاران بنیاد نویسندگان کانادا است؛ سازمانی غیرانتفاعی که برای تقویت جامعه نویسندگان کانادا میکوشد. در کنار خدمات بی شمارش به ادبیات کانادا، او از متولیان بنیانگذاری جایزه شعر گریفین است.
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#از لطف کردن متنفرم!
از مردمی هم که به لطف کردن افتخار میکنند
متنفرم ، آدم های از خود متشکری که با بخشیدن چند سنت
ادعای مهربانی میکنند آنها نفرت انگیزند...
📖 #آدمکش_کور
✍🏻 #مارگارت_اتوود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
از مردمی هم که به لطف کردن افتخار میکنند
متنفرم ، آدم های از خود متشکری که با بخشیدن چند سنت
ادعای مهربانی میکنند آنها نفرت انگیزند...
📖 #آدمکش_کور
✍🏻 #مارگارت_اتوود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
مادرم به پرستارهايی که در بيمارستانهای مختلف از پدرم مراقبت کرده بودند حسادت میکرد.
دلش میخواست پدرم سلامتیاش را فقط مديون او بداند،
میخواست پدرم به وفاداری خستگی ناپذير او اهميت دهد.
ديکتاتوری روی ديگر فداکاری است.
📕 #آدمکش_کور
✍🏻 #مارگارت_اتوود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
مادرم به پرستارهايی که در بيمارستانهای مختلف از پدرم مراقبت کرده بودند حسادت میکرد.
دلش میخواست پدرم سلامتیاش را فقط مديون او بداند،
میخواست پدرم به وفاداری خستگی ناپذير او اهميت دهد.
ديکتاتوری روی ديگر فداکاری است.
📕 #آدمکش_کور
✍🏻 #مارگارت_اتوود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بیرون از پنجره در حیاط تاریک برف می بارد. برخورد دانه های برف به شیشه صدای ملایمی ایجاد می کند...
نمی دانم چرا از دیدنش این چنین به هیجان آمده ام. می دانم بعد از آن چه پیش می آید: گل و شل، تاریکی، آنفولانزا، باد و شوره ی پوتین ها. با وجود این یک احساس چشم به راهی وجود دارد: دلواپسی برای پیکاری که در پیش است. زمستان چیزی است که می توانی بیرون از خانه به سویش بروی، با آن رو در رو شوی، و با برگشتن به خانه آن را خنثی کنی...
#آدمکش_کور
#مارگارت_آتوود
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بیرون از پنجره در حیاط تاریک برف می بارد. برخورد دانه های برف به شیشه صدای ملایمی ایجاد می کند...
نمی دانم چرا از دیدنش این چنین به هیجان آمده ام. می دانم بعد از آن چه پیش می آید: گل و شل، تاریکی، آنفولانزا، باد و شوره ی پوتین ها. با وجود این یک احساس چشم به راهی وجود دارد: دلواپسی برای پیکاری که در پیش است. زمستان چیزی است که می توانی بیرون از خانه به سویش بروی، با آن رو در رو شوی، و با برگشتن به خانه آن را خنثی کنی...
#آدمکش_کور
#مارگارت_آتوود
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
با خود می گویم چطور می توانستم آن قدر نادان باشم؟
آن قدر احمق؟ آن قدر ناتوان از دیدن، آن قدر تسلیم بی دقتی؟
اما چطور می توانیم بدون چنان نادانی و بیدقتیای زندگی کنیم؟ اگر میدانستیم چه اتفاقی میافتد؟ اگر از همهی چیزهایی که بعد اتفاق میافتاد خبر داشتیم_اگر از قبل نتیجه ی اعمالمان را میدانستیم_ دچار عقوبت میشدیم. همانقدر بهدردنخور بودیم که اعتقادمان.
یک سنگ بودیم. هیچوقت نمیخوردیم. نمیآشامیدیم. نمیخندیدیم. یا صبح از رختخواب بیرون نمیآمدیم. هیچوقت کسی را دوست نمیداشتیم. نه دیگر هیچوقت، هرگز جرئت نمیکردیم ...
📓 #آدمکش_کور
✍️ #مارگارت_اتوود
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
با خود می گویم چطور می توانستم آن قدر نادان باشم؟
آن قدر احمق؟ آن قدر ناتوان از دیدن، آن قدر تسلیم بی دقتی؟
اما چطور می توانیم بدون چنان نادانی و بیدقتیای زندگی کنیم؟ اگر میدانستیم چه اتفاقی میافتد؟ اگر از همهی چیزهایی که بعد اتفاق میافتاد خبر داشتیم_اگر از قبل نتیجه ی اعمالمان را میدانستیم_ دچار عقوبت میشدیم. همانقدر بهدردنخور بودیم که اعتقادمان.
یک سنگ بودیم. هیچوقت نمیخوردیم. نمیآشامیدیم. نمیخندیدیم. یا صبح از رختخواب بیرون نمیآمدیم. هیچوقت کسی را دوست نمیداشتیم. نه دیگر هیچوقت، هرگز جرئت نمیکردیم ...
📓 #آدمکش_کور
✍️ #مارگارت_اتوود
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
خداحافظیها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند، امّا مطمئناً بازگشتها بدترند!
حضور عینی انسان نمیتواند با سایه درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند...
#مارگارت_اتوود
#آدمکش_کور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
خداحافظیها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند، امّا مطمئناً بازگشتها بدترند!
حضور عینی انسان نمیتواند با سایه درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند...
#مارگارت_اتوود
#آدمکش_کور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity