🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#آزمایش_اجتماعی
داستان ویدیو از این قرار هستش. یک گروه تحقیقاتی میان یک سنجش بینایی رایگان رو توی شهر معرفی میکنن که مردم بیان به رایگان بینایی سنجی بشن. سوژه اول قرارش ساعت 12 ظهر هستش که سر ساعت به کلینیک مراجعه میکنه. توی کلینیک 9 نفر دیگه هم بجز منشی توی اتاق انتظار نشستن و همه این 9نفر+منشی در جریان آزمایش قرار دارن و خودشون بخشی از آزمایش هستن. به محض نشستن سوژه، آزمایش شروع میشه. سر موعد های مشخص هرچند دقیقه، یک صدای بوق توی محیط پخش میشه و با پخش شدن صدای بوق، افراد حاضر در اتاق انتظار همگی می ایستن بجز سوژه. بار دوم هم سوژه با گروه همراهی نمیکنه و نمی ایسته؛ فقط با تعجب به افراد نگاه میکنه. سر بوق سوم سوژه متوجه الگوی مشخص میشه که صدای بوق به معنای ایستادن هستش و خودش هم از این الگوی جمعی پیروی میکنه بدون اینکه هیچ منطق یا دلیلی برای اینکار بدونه. بعد از اون دیگه با هر صدای بوق سوژه از جاش بلند میشه و می ایسته. توی مرحله بعدی محققین تمام افراد حاضر در اتاق انتظار رو یک به یک خارج میکنن تا وقتی که فقط سوژه توی اتاق انتظار باقی بمونه. حتی با وجود اینکه هیچکس توی اتاق انتظار نبود هم باز سوژه از الگوی قبلی پیروی میکنه و به صدای بوق واکنش میده. سوژه دوم وارد اتاق انتظار میشه و بعد از چند بوق و دیدن واکنش سوژه اول، اون هم شروع به پیروی از الگو میکنه. همینطور سوژه سوم و چهارم و ... که به ترتیب وارد اتاق انتظار میشن. همگی در نهایت تن به پیروی از الگویی میدن که هیچ دلیل و منطقی براش ندارن.
این آزمایش تحت تاثیر 2 پدیده نسبتا مشابه هستش به اسمهای peer pressure و social conformity. سوژه اول دلیل همراهیش با گروه رو اینطور بیان میکنه که نمیخواسته جداافتاده باشه، نمیخواسته متمایز با بقیه باشه و نهایتا احساس راحتی بیشتری در همراهی با گروه داشته.
این اتفاق هر روز توی زندگی ما میوفته، حتی بدون اینکه ازش مطلع باشیم. این 2 پدیده روی اعمال ما، افکار ما و حتی هویت ما تاثیر زیادی دارن. شاید فکر کنید علی الظاهر اینها چیزهای خوبی نیستن ولیکن نمیشه اینقدر مطمئن راجع به خوبی یا بدی این 2 مکانیسم صحبت کرد.
واقعیت اینه که ذهن ما از الگوسازی لذت میبره. ذهن ما همیشه مایل به اینه که عضوی از یک گروه باشه. به نظرم این خیلی جالبه که حتی وقتی میخوایم بر علیه یک گروه قرار بگیریم هم باز ما انسانها میل به ایجاد فرقه و گروه داریم. انگار ذهنمون میدونه قدرت ما توی تجمیع ماست.
این 2 پدیده از سنین خیلی کم در کودک انسانی بروز میکنن و بهش میگیم social learning که باعث میشه وقتی اعضای گروه ما (خانواده) عملی رو انجام میدن، اگر ما هم همون عمل رو مشابه اونها تقلید کنیم، ریوارد سیستم مغزمون فعال بشه.
شما چه مثال هایی از این داستان دارید؟
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#آزمایش_اجتماعی
داستان ویدیو از این قرار هستش. یک گروه تحقیقاتی میان یک سنجش بینایی رایگان رو توی شهر معرفی میکنن که مردم بیان به رایگان بینایی سنجی بشن. سوژه اول قرارش ساعت 12 ظهر هستش که سر ساعت به کلینیک مراجعه میکنه. توی کلینیک 9 نفر دیگه هم بجز منشی توی اتاق انتظار نشستن و همه این 9نفر+منشی در جریان آزمایش قرار دارن و خودشون بخشی از آزمایش هستن. به محض نشستن سوژه، آزمایش شروع میشه. سر موعد های مشخص هرچند دقیقه، یک صدای بوق توی محیط پخش میشه و با پخش شدن صدای بوق، افراد حاضر در اتاق انتظار همگی می ایستن بجز سوژه. بار دوم هم سوژه با گروه همراهی نمیکنه و نمی ایسته؛ فقط با تعجب به افراد نگاه میکنه. سر بوق سوم سوژه متوجه الگوی مشخص میشه که صدای بوق به معنای ایستادن هستش و خودش هم از این الگوی جمعی پیروی میکنه بدون اینکه هیچ منطق یا دلیلی برای اینکار بدونه. بعد از اون دیگه با هر صدای بوق سوژه از جاش بلند میشه و می ایسته. توی مرحله بعدی محققین تمام افراد حاضر در اتاق انتظار رو یک به یک خارج میکنن تا وقتی که فقط سوژه توی اتاق انتظار باقی بمونه. حتی با وجود اینکه هیچکس توی اتاق انتظار نبود هم باز سوژه از الگوی قبلی پیروی میکنه و به صدای بوق واکنش میده. سوژه دوم وارد اتاق انتظار میشه و بعد از چند بوق و دیدن واکنش سوژه اول، اون هم شروع به پیروی از الگو میکنه. همینطور سوژه سوم و چهارم و ... که به ترتیب وارد اتاق انتظار میشن. همگی در نهایت تن به پیروی از الگویی میدن که هیچ دلیل و منطقی براش ندارن.
این آزمایش تحت تاثیر 2 پدیده نسبتا مشابه هستش به اسمهای peer pressure و social conformity. سوژه اول دلیل همراهیش با گروه رو اینطور بیان میکنه که نمیخواسته جداافتاده باشه، نمیخواسته متمایز با بقیه باشه و نهایتا احساس راحتی بیشتری در همراهی با گروه داشته.
این اتفاق هر روز توی زندگی ما میوفته، حتی بدون اینکه ازش مطلع باشیم. این 2 پدیده روی اعمال ما، افکار ما و حتی هویت ما تاثیر زیادی دارن. شاید فکر کنید علی الظاهر اینها چیزهای خوبی نیستن ولیکن نمیشه اینقدر مطمئن راجع به خوبی یا بدی این 2 مکانیسم صحبت کرد.
واقعیت اینه که ذهن ما از الگوسازی لذت میبره. ذهن ما همیشه مایل به اینه که عضوی از یک گروه باشه. به نظرم این خیلی جالبه که حتی وقتی میخوایم بر علیه یک گروه قرار بگیریم هم باز ما انسانها میل به ایجاد فرقه و گروه داریم. انگار ذهنمون میدونه قدرت ما توی تجمیع ماست.
این 2 پدیده از سنین خیلی کم در کودک انسانی بروز میکنن و بهش میگیم social learning که باعث میشه وقتی اعضای گروه ما (خانواده) عملی رو انجام میدن، اگر ما هم همون عمل رو مشابه اونها تقلید کنیم، ریوارد سیستم مغزمون فعال بشه.
شما چه مثال هایی از این داستان دارید؟
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨