🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آلتس_لند
#دورته_هانسن
ترجمه #گلناز_غبرایی
ویلهلم فُن هومبلت با بیان این مطلب که زبانِ فرد نگاهِ او به جهان را شکل میدهد، کمک شایانی به فهم معنی در متن میکند. زبان اصلی اثر آلمانی است. دورته هانسن خبرنگاری بوده است که برای نوشتن این اثر به اختیار از شهر جدا میشود و مدتی در آلتسلند اقامت میکند و اثر را خلق میکند. شغل و حرفهی هانسن تاثیر زیادی در نوع شکلگیری مولفهی زبانش داشته است. زبان حرفهای و کاری او زبانی با خصوصیت گزارش خبری است. اینکه دورته هانسن مدتی را در آلتسلند اقامت میکند تا اثر را خلق کند اتفاقی است که اهمیت بیشتری به متن میدهد. این اهمیت از نظر زیبایی شناسانه دیدن زندگی ارگانیسم در محیط و فراروی از دیدگاه فرمالیستی میتواند باشد.
در اثر آلتسلند موسیقی نیز اهمیت و ارزش ویژهای دارد همچون چوب. فراوانی متریال چوب در روستا طبیعی است اما همین فراوانی میتوانست دلیلی برای دیده نشدن باشد اما چنین نیست. متریال چوب به عمد مورد توجه قرار داده شده است. به نوعی اثر میخواهد بگوید آلتسلند بیش از یک روستاست. آلتسلند یک پیانو است. و در این پیانو دو شیوهی نوازندگی وجود دارد. به طبع آدم میپندارد بایستی به خاطر آلمانی بودن اثر با شیوه و سبک پیانونوازی آلمانی مواجه خواهد شد اما سبک روسی را تحویل آدم میدهد. که شاید برمیگردد به سرنوشت جنگ جهانی دوم.
آلتسلند در فضای بعد از جنگ جهانی دوم قابل درک است و بدون جنگ اثری ناکارآمد است. اثری به شدت بومی است وعمدهترین چیزی که میتواند آن را در ادبیات ملل مطرح کند نقش آلمان در جنگ است و تاثیری که جنگ شروع شده از طرف آلمان بر آلمان گذاشته است. دورته هانسن هنرمندانه با آلتس لند میگوید که وقتی مجموعهی مادر دچار بحران میشود این بحران به هر ترتیبی که شده خود را درتکتک اعضای آن مجموعه تکثیر میکند. نسلی میتواند تاوان یک باخت یا برد را بپردازد. مخاطب ایرانی با چنین تاوانی خوب آشناست. میتوان خانههای اینجا را نیز خانهی روایت شده در آلتسلند تصور کرد.
خوانندهی ایرانی تجربهی جنگ و فضای حاکم بعد از آن را زیسته است. جنگ، جنگ است در هر مقیاسی. مخاطب ایرانی خوب میداند جنگ چه بر سر زندگی و سرنوشت آدم میآورد. آوارگان جنگی، عضو از دست دادهها و … برای مخاطب ایرانی بخشی از تاریخ زیستی شده است. با این تجربه، اثر در ترجمه به راحتی میتواند معناهایی ورای جنگهای تجربه نشده در مخاطب متبلور کند. دورته هانسن با تاثیری که مولفه و ساختار زبان رواییاش از شغل خبرنگاری گرفته است با اتفاق سازی و شبیهسازیها، دارد خبر هم تولید میکند به راحتی جامعهی آلمان را متمرکز میکند به روستای آلتسلند. این خبرسازی برای آلتسلند موفق صورت گرفته است که در سایت spiegel نیز اثر مطرح شده و جزو 10 عنوان کتاب مطرح و یک سال جزو پرفروشها را به خود اختصاص داده است.
به دل نشستن آلتسلند و همراه شدن با آن نتیجهی ترجمهی بسیار عالی گلناز غبرایی است. خانم غبرایی تا به امروز کتابهای زیر را ترجمعه نموده است:
• موزهی بی گناهی اثر : اورهان پاموک
• فرستنده جولیت اثر : مری آن شفر
• پرنده ی شب اثر : اینگه بورگ بایر
• آلتسلند اثر : دورته هانسن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#آلتس_لند
#دورته_هانسن
ترجمه #گلناز_غبرایی
ویلهلم فُن هومبلت با بیان این مطلب که زبانِ فرد نگاهِ او به جهان را شکل میدهد، کمک شایانی به فهم معنی در متن میکند. زبان اصلی اثر آلمانی است. دورته هانسن خبرنگاری بوده است که برای نوشتن این اثر به اختیار از شهر جدا میشود و مدتی در آلتسلند اقامت میکند و اثر را خلق میکند. شغل و حرفهی هانسن تاثیر زیادی در نوع شکلگیری مولفهی زبانش داشته است. زبان حرفهای و کاری او زبانی با خصوصیت گزارش خبری است. اینکه دورته هانسن مدتی را در آلتسلند اقامت میکند تا اثر را خلق کند اتفاقی است که اهمیت بیشتری به متن میدهد. این اهمیت از نظر زیبایی شناسانه دیدن زندگی ارگانیسم در محیط و فراروی از دیدگاه فرمالیستی میتواند باشد.
در اثر آلتسلند موسیقی نیز اهمیت و ارزش ویژهای دارد همچون چوب. فراوانی متریال چوب در روستا طبیعی است اما همین فراوانی میتوانست دلیلی برای دیده نشدن باشد اما چنین نیست. متریال چوب به عمد مورد توجه قرار داده شده است. به نوعی اثر میخواهد بگوید آلتسلند بیش از یک روستاست. آلتسلند یک پیانو است. و در این پیانو دو شیوهی نوازندگی وجود دارد. به طبع آدم میپندارد بایستی به خاطر آلمانی بودن اثر با شیوه و سبک پیانونوازی آلمانی مواجه خواهد شد اما سبک روسی را تحویل آدم میدهد. که شاید برمیگردد به سرنوشت جنگ جهانی دوم.
آلتسلند در فضای بعد از جنگ جهانی دوم قابل درک است و بدون جنگ اثری ناکارآمد است. اثری به شدت بومی است وعمدهترین چیزی که میتواند آن را در ادبیات ملل مطرح کند نقش آلمان در جنگ است و تاثیری که جنگ شروع شده از طرف آلمان بر آلمان گذاشته است. دورته هانسن هنرمندانه با آلتس لند میگوید که وقتی مجموعهی مادر دچار بحران میشود این بحران به هر ترتیبی که شده خود را درتکتک اعضای آن مجموعه تکثیر میکند. نسلی میتواند تاوان یک باخت یا برد را بپردازد. مخاطب ایرانی با چنین تاوانی خوب آشناست. میتوان خانههای اینجا را نیز خانهی روایت شده در آلتسلند تصور کرد.
خوانندهی ایرانی تجربهی جنگ و فضای حاکم بعد از آن را زیسته است. جنگ، جنگ است در هر مقیاسی. مخاطب ایرانی خوب میداند جنگ چه بر سر زندگی و سرنوشت آدم میآورد. آوارگان جنگی، عضو از دست دادهها و … برای مخاطب ایرانی بخشی از تاریخ زیستی شده است. با این تجربه، اثر در ترجمه به راحتی میتواند معناهایی ورای جنگهای تجربه نشده در مخاطب متبلور کند. دورته هانسن با تاثیری که مولفه و ساختار زبان رواییاش از شغل خبرنگاری گرفته است با اتفاق سازی و شبیهسازیها، دارد خبر هم تولید میکند به راحتی جامعهی آلمان را متمرکز میکند به روستای آلتسلند. این خبرسازی برای آلتسلند موفق صورت گرفته است که در سایت spiegel نیز اثر مطرح شده و جزو 10 عنوان کتاب مطرح و یک سال جزو پرفروشها را به خود اختصاص داده است.
به دل نشستن آلتسلند و همراه شدن با آن نتیجهی ترجمهی بسیار عالی گلناز غبرایی است. خانم غبرایی تا به امروز کتابهای زیر را ترجمعه نموده است:
• موزهی بی گناهی اثر : اورهان پاموک
• فرستنده جولیت اثر : مری آن شفر
• پرنده ی شب اثر : اینگه بورگ بایر
• آلتسلند اثر : دورته هانسن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته