🔴#شعر_جهان
تو را دوست دارم،
چقدر آرام و به یک باره!
چقدر شیرین...
تو مرا می کشی،
تو به من نشاط می بخشی،
مرا بغل کن...
آنگونه که دوست داری مرا تغییر ده...
آنگونه که هیچکس بعد از تو مرا نشناسد!
تو را به یاد خواهم آورد،
به عنوان نمادی از فراموشیِ یک عشق...
#آلن_رنه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
تو را دوست دارم،
چقدر آرام و به یک باره!
چقدر شیرین...
تو مرا می کشی،
تو به من نشاط می بخشی،
مرا بغل کن...
آنگونه که دوست داری مرا تغییر ده...
آنگونه که هیچکس بعد از تو مرا نشناسد!
تو را به یاد خواهم آورد،
به عنوان نمادی از فراموشیِ یک عشق...
#آلن_رنه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#نقد_فیلم_هیروشیما_عشق_من
👤کارگردان : #آلن_رنه
اولین و شاید مهم ترین فیلم آلن رنه "هیروشیما عشق من "
فیلم از این جهت مهمه که اون رو به نوعی آغازگر روند انتقادی موج نو میدونن . مکتبی که بسیاری از فیلما و کارگردانای خوب فرانسه از اونجا به دنیا اشنا شدن مثل ژان لوک گدار، فرانسوا تروفو، کلود شابرول و... . جا داره به این نکته هم اشاره کنم که اولین فیلمی از این رونده که جایزه کن میگیره.
▪️محتوا
محتوا حرف اول فیلمه و دلیل مطرح شدن گسترده اون و اغاز بروز تفکری موج نو همین توجه به محتواست.البته این توجه به محتوا به حدی هم هست که فیلم رو محتوا زده ننامیم. فیلمی که بنظر من در رده بهترین فیلمای ضد جنگ در کنار دکتر استرنجلاو کوبریک میشه دسته بندیش کرد و این در حالیه که طرف خاصی رو در این جنگ نمیگیره. فیلم درباره رابطه عاشقانه زنی به نام نوو(شهری در فرانسه) مردی به نام هیروشیماست . در ابتدای فیلم مرد و زن رو در آغوش یکدیگر میبینیم در حالیکه غباری این دو رو فرا میگیرد ولی همدیگر رو رها نمیکنن. سپس زن به شرح مصیبت ها و سختی هایی که بر هیروشیما اومده میپردازه ولی مرد به جمله ای رو تکرار میکنه " نه تو چیزی ندیدی ، توچیزی به یاد نمیاری" که به فراموشی فرانسه و کل دنیا در مورد جنایات جنگی هیروشیما اشاره داره. فیلم رو در تعریف عام میشه شاعرانه نامید.سرتاسر روایت و دیالوگ ها استعاریه و تماما به جنگ اشاره داره . این شیوه روایت از این فیلم اثر جذابی میسازه که میشه رو تک تک دیالوگاش بحث کرد و رازگشایی کرد. دیالوگ ها به صورتیه که هم کنش دراماتیک جلو میره و هم اثر استعاری مد نظر رو میرسونه. بنظر من تمام اعتبار مهم بودن فیلم به فیلمنامه و نویسنده فیلم یعنی مارگریت دوراس میرسه. اتفاقا ایشون برای این فیلم در اسکار نامزد دریافت جایزه هم شد . از استعاره های زیبای فیلم میشه به شعری اشاره کرد که در طول فیلم تکرار میشه (اتفاقی که بعدها در فیلم های گدار هم میبینیم) "مرا ببلع، مرا تا سرحد زشتی از ریخت بیانداز،تا کسی بعد از تو نفهمد ، دلیل این همه میل را " به شعر دقت کنید . نویسنده دلیل این همه جنگ و کشت و کشتار و تخریب هیروشیما رو عشق زیاد میدونه و کلا روندی رو در فیلم پیش میگیره که همه بدون جنگ و دعوا صلح کنند.
▪️کارگردانی
از لحاظ کارگردانی نسبت به دیگر فیلم های موج نو فیلم معمولی به شمار میاد. قاب ها بیشتر در مدیوم شات و معمولی و از صورت دو شخصیت فیلم گرفته میشه.نما هایی که از شهر گرفته میشه و دنبال کردن دو کاراکتر (به طوری در زمانی که کنش سمت بازیگرزن است اون جلوتر می ایسته و بلعکس) از نکات مثبت ایجاد میزانسنی کارگردان محسوب میشه . گرچه رنه به دلیل فیلم اولی بودنش به درستی ریسک نکرده و خب ما هم از خلاقیت موج نویی محرومیم. این فیلم به نوعی اغاز گر تفاوتی از موج نو هست که فیلم ها بجای استودیو در لوکیشن واقعی فیلم برداری میشه که به اثر بیشتر اون بر مخاطب کمک میکنه . برخلاف شعار موج نو که کارگردان-مولف هست این فیلم مولفی به غیر از کارگردان داره و بار اصلی اون رو دوش فیلم نامه فوق العاده اشه. از لحاظ موسیقی از فضای کلاسیک فاصله بسیاری گرفته و بیشتر به فیلم های بعد از اون متمایله و از این رو نیز میشه فیلم رو پیشتاز دونست در حالیکه به عنوان مثال فیلم اول کلودشابرول به نام سرژ زیبا در همین سال با اینکه از لوکیشن های واقعی استفاده میکنه اما وابستگی اون به سینمای کلاسیک به چشم می آد.
▪️جمع بندی
فیلم هیروشیما عشق من ، اولین و یکی از ساختار شکنانه ترین فیلمای موج نوعه که نقش بسزایی در اون چیزی که در اینده رخ میده ایفا میکنه. فیلم نامه محشر ، کارگردانی خوب ، دور ریختن قواعد قبلی و شاعرانگی قابل توجه و پیام مهم فیلم اون رو فیلم بسیار مهمی میکنه.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#نقد_فیلم_هیروشیما_عشق_من
👤کارگردان : #آلن_رنه
اولین و شاید مهم ترین فیلم آلن رنه "هیروشیما عشق من "
فیلم از این جهت مهمه که اون رو به نوعی آغازگر روند انتقادی موج نو میدونن . مکتبی که بسیاری از فیلما و کارگردانای خوب فرانسه از اونجا به دنیا اشنا شدن مثل ژان لوک گدار، فرانسوا تروفو، کلود شابرول و... . جا داره به این نکته هم اشاره کنم که اولین فیلمی از این رونده که جایزه کن میگیره.
▪️محتوا
محتوا حرف اول فیلمه و دلیل مطرح شدن گسترده اون و اغاز بروز تفکری موج نو همین توجه به محتواست.البته این توجه به محتوا به حدی هم هست که فیلم رو محتوا زده ننامیم. فیلمی که بنظر من در رده بهترین فیلمای ضد جنگ در کنار دکتر استرنجلاو کوبریک میشه دسته بندیش کرد و این در حالیه که طرف خاصی رو در این جنگ نمیگیره. فیلم درباره رابطه عاشقانه زنی به نام نوو(شهری در فرانسه) مردی به نام هیروشیماست . در ابتدای فیلم مرد و زن رو در آغوش یکدیگر میبینیم در حالیکه غباری این دو رو فرا میگیرد ولی همدیگر رو رها نمیکنن. سپس زن به شرح مصیبت ها و سختی هایی که بر هیروشیما اومده میپردازه ولی مرد به جمله ای رو تکرار میکنه " نه تو چیزی ندیدی ، توچیزی به یاد نمیاری" که به فراموشی فرانسه و کل دنیا در مورد جنایات جنگی هیروشیما اشاره داره. فیلم رو در تعریف عام میشه شاعرانه نامید.سرتاسر روایت و دیالوگ ها استعاریه و تماما به جنگ اشاره داره . این شیوه روایت از این فیلم اثر جذابی میسازه که میشه رو تک تک دیالوگاش بحث کرد و رازگشایی کرد. دیالوگ ها به صورتیه که هم کنش دراماتیک جلو میره و هم اثر استعاری مد نظر رو میرسونه. بنظر من تمام اعتبار مهم بودن فیلم به فیلمنامه و نویسنده فیلم یعنی مارگریت دوراس میرسه. اتفاقا ایشون برای این فیلم در اسکار نامزد دریافت جایزه هم شد . از استعاره های زیبای فیلم میشه به شعری اشاره کرد که در طول فیلم تکرار میشه (اتفاقی که بعدها در فیلم های گدار هم میبینیم) "مرا ببلع، مرا تا سرحد زشتی از ریخت بیانداز،تا کسی بعد از تو نفهمد ، دلیل این همه میل را " به شعر دقت کنید . نویسنده دلیل این همه جنگ و کشت و کشتار و تخریب هیروشیما رو عشق زیاد میدونه و کلا روندی رو در فیلم پیش میگیره که همه بدون جنگ و دعوا صلح کنند.
▪️کارگردانی
از لحاظ کارگردانی نسبت به دیگر فیلم های موج نو فیلم معمولی به شمار میاد. قاب ها بیشتر در مدیوم شات و معمولی و از صورت دو شخصیت فیلم گرفته میشه.نما هایی که از شهر گرفته میشه و دنبال کردن دو کاراکتر (به طوری در زمانی که کنش سمت بازیگرزن است اون جلوتر می ایسته و بلعکس) از نکات مثبت ایجاد میزانسنی کارگردان محسوب میشه . گرچه رنه به دلیل فیلم اولی بودنش به درستی ریسک نکرده و خب ما هم از خلاقیت موج نویی محرومیم. این فیلم به نوعی اغاز گر تفاوتی از موج نو هست که فیلم ها بجای استودیو در لوکیشن واقعی فیلم برداری میشه که به اثر بیشتر اون بر مخاطب کمک میکنه . برخلاف شعار موج نو که کارگردان-مولف هست این فیلم مولفی به غیر از کارگردان داره و بار اصلی اون رو دوش فیلم نامه فوق العاده اشه. از لحاظ موسیقی از فضای کلاسیک فاصله بسیاری گرفته و بیشتر به فیلم های بعد از اون متمایله و از این رو نیز میشه فیلم رو پیشتاز دونست در حالیکه به عنوان مثال فیلم اول کلودشابرول به نام سرژ زیبا در همین سال با اینکه از لوکیشن های واقعی استفاده میکنه اما وابستگی اون به سینمای کلاسیک به چشم می آد.
▪️جمع بندی
فیلم هیروشیما عشق من ، اولین و یکی از ساختار شکنانه ترین فیلمای موج نوعه که نقش بسزایی در اون چیزی که در اینده رخ میده ایفا میکنه. فیلم نامه محشر ، کارگردانی خوب ، دور ریختن قواعد قبلی و شاعرانگی قابل توجه و پیام مهم فیلم اون رو فیلم بسیار مهمی میکنه.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#نقد_فیلم_هیروشیما_عشق_من
👤کارگردان : #آلن_رنه
هیروشیما عشق من (Hiroshima mon amour) فیلمی محصول 1959 اثری از فیلمساز فرانسوی #آلن_رنه است. نخستین فیلم بلند رنه که اغلب گفته میشود برای پیشبرد هنر سینما، نقشی به همان اندازه مهم را بازی کرده که همشهری کین (اورسن ولز، ۱۹۴۱). فیلمنامه این اثر را مارگریت دوراس، نویسنده شهیر فرانسوی نوشتهاست. این فیلم ضد جنگ در قالب درامی نامتعارف به حادثه بمباران اتمی هیروشیما میپردازد. این فیلم با استقبال منتقدان مواجه شد و در بخش خارج از مسابقهٔ جشنواره فیلم کن نشان داده شد و جایزه منتقدان بینالمللی را برد. همچنین مارگریت دوراس برای فیلمنامهٔ این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
▪️داستان
بازیگری فرانسوی (ریوا) برای بازی در فیلمی به ژاپن میآید و با آرشیتکتی ژاپنی (اوکادا) برای دو روز رابطه برقرار میکند. رنجی که زن بابت کشتهشدگان بمباران هیروشیما حس میکند او را به یاد ضایعهای میاندازد که خود در گذشته متحمل شدهاست. زن به سربازی آلمانی دل باخته بوده و سرباز در روز آزادی به قتل رسیدهاست. سپس خانواده زن، او را به جرم عشق به دشمن در زیرزمینی تاریک به حبس کشیدهاند. او حالا تمام شهر ـ بمب، مرگ مصیبت، معلولیت جسمی ـ را معطوف مرد میکند. مردی که «هیروشیما» میخواندش…
▪️ساختار فیلم
دوراس فیلمنامه خود را همانند یک دو نوازی تنظیم کردهاست که در آن صدای زن و مرد روی تصویرها مدام در هم میدوند. غالباً بیننده نمیداند که آیا آنچه بر حاشیه صوتی فیلم میشنوند گفتگوی واقعی است، گفتگویی که خیال یکی از آدمها میگذرد یا اظهار نظرهایی است که شخصیتها به زبان میآورند. فیلم از رویدادهای جاری قصه به بخشهای مستند میپرد، به فیلمهای مستندی بیشتر از «هیروشیما» و گاهی هم از جوانی بازیگر زن در فرانسه. هر چند تماشاگران در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، ساختارهای فلاش بکی دیده بودند اما «رنه» به این گونه رفت و برگشتهای زمانی حالتی بی مقدمه و پارهپاره داد. در بسیاری از موارد، این فلاش بکها با حالت مبهم جایی بین خاطره و تخیل باقی میماند.
در بخش دوم هیروشیما عشق من، مرد ژاپنی یک شب تمام زن فرانسوی را در شهر دنبال میکند. حالا صدای درونی او جای فلاش بکها را میگیرد و دربارهٔ آنچه در زمان حال اتفاق میافتد، اظهار نظر میکند. اگر ضرباهنگ نیمه اول فیلم آن قدر تند است که بیننده را گیج میکند، نیمه دوم متهورانه همگام با آهنگ راه رفتن آنها، اکراه عصبی زن و انتظار بیمارگونه مرد، آهسته میشود. ریتم فیلم که به ما کمک میکند جزئیات حرکات آنها را ببینیم، یادآور ماجرای آنتونیونی است.
رویکرد «رنه» و «دوراس» نسبت به مسئله زمان، یکی از انقلابیترین جنبههای فرمال فیلم است. به طوری که کار آنها با شاهکار معروف مارسل پروست یعنی در جستجوی زمان از دست رفته مقایسه میگردد. زمان از منطق و بعدی چندگانه برخوردار میگردد و این رویکرد در رابطهای مستقیم با محتوا و تم فیلم است که معنا مییابد.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#نقد_فیلم_هیروشیما_عشق_من
👤کارگردان : #آلن_رنه
هیروشیما عشق من (Hiroshima mon amour) فیلمی محصول 1959 اثری از فیلمساز فرانسوی #آلن_رنه است. نخستین فیلم بلند رنه که اغلب گفته میشود برای پیشبرد هنر سینما، نقشی به همان اندازه مهم را بازی کرده که همشهری کین (اورسن ولز، ۱۹۴۱). فیلمنامه این اثر را مارگریت دوراس، نویسنده شهیر فرانسوی نوشتهاست. این فیلم ضد جنگ در قالب درامی نامتعارف به حادثه بمباران اتمی هیروشیما میپردازد. این فیلم با استقبال منتقدان مواجه شد و در بخش خارج از مسابقهٔ جشنواره فیلم کن نشان داده شد و جایزه منتقدان بینالمللی را برد. همچنین مارگریت دوراس برای فیلمنامهٔ این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
▪️داستان
بازیگری فرانسوی (ریوا) برای بازی در فیلمی به ژاپن میآید و با آرشیتکتی ژاپنی (اوکادا) برای دو روز رابطه برقرار میکند. رنجی که زن بابت کشتهشدگان بمباران هیروشیما حس میکند او را به یاد ضایعهای میاندازد که خود در گذشته متحمل شدهاست. زن به سربازی آلمانی دل باخته بوده و سرباز در روز آزادی به قتل رسیدهاست. سپس خانواده زن، او را به جرم عشق به دشمن در زیرزمینی تاریک به حبس کشیدهاند. او حالا تمام شهر ـ بمب، مرگ مصیبت، معلولیت جسمی ـ را معطوف مرد میکند. مردی که «هیروشیما» میخواندش…
▪️ساختار فیلم
دوراس فیلمنامه خود را همانند یک دو نوازی تنظیم کردهاست که در آن صدای زن و مرد روی تصویرها مدام در هم میدوند. غالباً بیننده نمیداند که آیا آنچه بر حاشیه صوتی فیلم میشنوند گفتگوی واقعی است، گفتگویی که خیال یکی از آدمها میگذرد یا اظهار نظرهایی است که شخصیتها به زبان میآورند. فیلم از رویدادهای جاری قصه به بخشهای مستند میپرد، به فیلمهای مستندی بیشتر از «هیروشیما» و گاهی هم از جوانی بازیگر زن در فرانسه. هر چند تماشاگران در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، ساختارهای فلاش بکی دیده بودند اما «رنه» به این گونه رفت و برگشتهای زمانی حالتی بی مقدمه و پارهپاره داد. در بسیاری از موارد، این فلاش بکها با حالت مبهم جایی بین خاطره و تخیل باقی میماند.
در بخش دوم هیروشیما عشق من، مرد ژاپنی یک شب تمام زن فرانسوی را در شهر دنبال میکند. حالا صدای درونی او جای فلاش بکها را میگیرد و دربارهٔ آنچه در زمان حال اتفاق میافتد، اظهار نظر میکند. اگر ضرباهنگ نیمه اول فیلم آن قدر تند است که بیننده را گیج میکند، نیمه دوم متهورانه همگام با آهنگ راه رفتن آنها، اکراه عصبی زن و انتظار بیمارگونه مرد، آهسته میشود. ریتم فیلم که به ما کمک میکند جزئیات حرکات آنها را ببینیم، یادآور ماجرای آنتونیونی است.
رویکرد «رنه» و «دوراس» نسبت به مسئله زمان، یکی از انقلابیترین جنبههای فرمال فیلم است. به طوری که کار آنها با شاهکار معروف مارسل پروست یعنی در جستجوی زمان از دست رفته مقایسه میگردد. زمان از منطق و بعدی چندگانه برخوردار میگردد و این رویکرد در رابطهای مستقیم با محتوا و تم فیلم است که معنا مییابد.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨