🔴#شعر_جهان

این‌جا آدم‌ها چنان خوشبخت‌اند
که دیگر عاشق نمی‌شوند
هیچِ‌ هیچ‌اند
به کس دیگری نیاز ندارند
به خدا هم همین‌طور
صبح می‌نشینند جلوی خانه‌های غرق‌ِ‌ نورشان
و تا شب منتظر مرگ می‌مانند

#آگوتا_کریستوف

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه

برایم نوشته‌اند شوهرتان بی‌گناه بود، او را اشتباهی کشتیم. ما آدم‌های زیادی را اشتباه کشته‌ایم، اما حالا، همه‌چیز سروسامان گرفته است، ما پوزش می‌خواهیم و قول می‌دهیم که دیگر چنین اشتباه‌هایی تکرار نشود.

آنها معذرت می‌خواهند، ولی توماس مرده! می‌توانند دوباره او را زنده کنند؟ می‌توانند آن شبی را پاک کنند که همه موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم.


📕 #مدرک
✍🏽 #آگوتا_کریستوف

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه

"دوست داشتن"
کلمه‌ مطمئنی نیست،
دقت و عینیت ندارد !
دوست داشتن گردو و دوست داشتن مادربزرگ،
اینها نمیتوانند به یک معنا باشند
عبارت اول به طعمی دلپذیر توی دهان برمیگردد
و دومی به یک حس ...

📕 #دفتر_بزرگ
✍🏽 #آگوتا_کریستوف

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

مردی می گوید:
_تو خفه شو! زن ها تو جنگ هیچی ندیده اند.

زن می گوید:
_هیچی ندیده اند؟ الاغ! ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچه ها غذا بدهیم، از زخمی ها مراقبت کنیم. شما، جنگ که تمام میشود، همه تان یکهو قهرمان می شوید.

مرده، قهرمان. زنده مانده، قهرمان. معلول، قهرمان. واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کرده‌اید. خب، انجامش بدهید، قهرمان‌های خرفت!


"دفتر بزرگ"
#آگوتا_کریستوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity