🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#ابن_المقفع"

فیلسوف ایرانی بود که توسط خلفای عباسی حاكم بر ايران ، تكه تكه شد ." ابن المقفع" نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشد" روزبه "بوده است .نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره (فيروز آباد كنوني) بوده است . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه ، سيرت انوشيروان ، خداي نامه ، كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود. بعضی از مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر ( آتشكده اي )عبور مي كرد و به زبان بلند شعري خواند:.
.
اي خانه ی مهر گر شدم از تو برون
با چشمي اشكبار و قلبي پر خون
سوگند به خاك درت اي درگه مهر
تن بردم و دل نهادم آنجا به درون
.
اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران، سفیان بن یزدی بن المهلب بن ابی صفره والی بصره طبق دستور منصور دوانقی خلیفه عباسی، خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دستش را
بريدند و سپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند .
اين بزرگ مرد ايران، در سال 143 هجري در سن 36 سالگی تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است ابن مقفع به خوبی می دانست که انقراض یک قوم به مغلوبیت
سیاسی و نظامی آن نیست بلکه فنای آن مترادف با نیست شدن آداب ملی و تاریخ و اخلاق و عادات و یادگارهای باستانی آن است، بنابراین از روی ذوق شخصی آنچه توانست از کتاب های ایران قدیم را که دارای این زیبایی ها بود از طریق نقل و ترجمه
از زبان و خط پهلوی به عربی از انقراض نجات داد و منظور و هدف عالی او از این کار آن بود که هم مسلمین غیر عرب را به حشمت و شوکت ایران قدیم آشنا کند و هم ایرانیان مسلمان را به یاد آداب اجداد با فر و جاه خود بیندازد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity