🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز

#جورج_اورول
زادروز ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳
مرگ ۲۱ژانویه ۱۹۵۰
#داستانویس_روزنامه_نگار_شاعر

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
اریک بلر در شهر موتیهاری، بهار (استان هند) در راج بریتانیا زاده شد.
اِریک بلر(جورج اورول) دو خواهر داشت. مارجری، پنج سال بزرگ‌تر از وی و اِوریل، پنج سال کوچک‌تر بود. زمانی که اریک یک ساله بود، مادرش او و خواهر بزرگترش را به انگلستان برد. آیدا بلر و فرزندانش در هنلی-آن-تیمزآکسفوردشایر ساکن شدند. اریک با مادر و خواهرانِ خود بزرگ می‌شد و جز یک دیدارِ کوتاه در میانهٔ سالِ ۱۹۰۷،پدرِ خود ریچارد بلر را تا سال ۱۹۱۲ ندید. دفتر خاطراتِ مادرش از سالِ ۱۹۰۵ توصیفِ دورانی پر جُنب‌وجوش از فعالیت‌های اجتماعی و علایقِ هنری است.

مادرِ اِریک دوست داشت که او بجای یک مدرسهٔ مذهبی، به یک مدرسهٔ آموزش و پرورش عمومی برود اما خانواده اش توانِ هزینهٔ کافی برای این کار را نداشت و نیاز بود برایش بورسیه گرفته شود. چارلز لیموزین، برادرِ آیدا بلر، پیشنهاد کرد که اریک به مدرسه‌ای در ایست‌بورن فرستاده شود.لیموزین یک گلف‌بازِ ماهر بود و مدیرِ مدرسه و مسابقاتِ باشگاه گلف ایستبورن را می‌شناخت و در چندین مسابقه در سال ۱۹۰۳ و ۱۹۰۴ پیروزی‌هایی به دست آورده بود. مدیر یاری رساندن به بلر را برای گرفتنِ بورس تحصیلی پذیرفت و تمهیداتِ مالیِ ویژه‌ای برقرار نمود تا پدر و مادر بلر تنها نیمی از هزینه‌های معمولِ مدرسه را پرداخت کنند. در سپتامبر ۱۹۱۱ اریک به سنت‌سایپرین رسید. او برای پنج سال در آن مدرسه بود و تنها برای تعطیلات مدرسه به خانه بازمی‌گشت. او هیچ‌چیز از کاهشِ هزینه‌های تحصیلش نمی‌دانست، گرچه بزودی دریافت که «از یک خانوادهٔ فقیر می‌آید.»او از مدرسه خوشش نمی‌آمد.

هوای تازه واپسین رمان او پیش از آغاز جنگ جهانی دوم است. در سال‌های نخستین جنگ به روزنامه‌نگاری و نقد کتاب پرداخت، ولی در سال ۱۹۴۳ پس از مرگ مادرش کار بر روی رمانی که تا امروز به آن مشهور است یعنی مزرعه حیوانات (در ایران قلعه حیوانات) را آغاز کرد. رمان او به‌دلیل اشاره غیرمستقیمش به شوروی که آن زمان متحدِ انگلیس بود، تا یک سال چاپ نشد. با انتشار کتاب در ۱۹۴۵ در انگلیس و ۱۹۴۶ در آمریکا اورول به شهرت رسید. در چهار سالِ بعدی، اورول به جزیرهٔ جورا در شمالِ اسکاتلندرفت و افزون بر ادامهٔ کارِ ستون‌نویسی برای روزنامه‌ها، کار بر روی مهم‌ترین و واپسین اثرِ خودهزارونهصدوهشتادوچهار را آغاز کرد.

مدت کوتاهی بعد اورول به‌دلیل بیماری مزمن ریوی‌اش در بیمارستان بستری شد. او در همان بیمارستان با سونیا برونل ازدواج کرد.

هفت ماه پس از چاپِ کتابِ ۱۹۸۴، اورول در بیستم ژانویه ۱۹۵۰ درگذشت. به درخواست خودش، پیکرش را سوزاندند و خاکسترش را در گورستانی گمنام و پرت در دهکده‌ای به نام ساتن کورتینی در نزدیکی آکسفورد به خاک سپردند. بر روی سنگ قبرش نیز هیچ اشاره‌ای به شهرت و نامی که بدان آوازهٔ جهانی داشت (جورج اورول) نشد.

انگلستان، انگلستان شما

#جورج_اورول را بسیاری با رمان‌ها و داستان‌هایش می‌شناسند. اما او در کنار داستان‌نویسی، روزنامه‌نگاری فعال بود؛ روزنامه‌نگاری که از جنگ و خشونت انتقاد می‌کرد و دیگران را به دموکراسی فرامی‌خواند.
جورج اورول - با نام اصلی #اریک_آرتور بلر، ۱۹۰۳ - ۱۹۵۰ - مقاله «انگلستان، انگلستان» شما را در سال ۱۹۴۱ در اوج بمباران‌های لندن منتشر کرد. او در این مقاله با اشتیاق بسیار، فرهنگی را می‌ستاید که سیاست دموکراتیک را در انگلستان مدرن حفظ می‌کند. مدعای اورول این است که زندگی دموکراتیک هر ملتی متفاوت از ملت دیگری است و از فرهنگ، تاریخ و رسوم خودش جدایی‌ناپذیر است.
اورول در پرخواننده‌ترین آثارش مانند «مزرعه حیوانات» و «۱۹۸۴» به تمامیت‌خواهی حمله می‌کند اما درخشان‌ترین مجادلات دموکراتیک او اغلب در روزنامه‌نگاری‌هایش هویدا بود.

#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول